چهار ساعت گذشت و غروب خورشید نزدیک می شد. همچنان که حلقه ی مرگخواران در گوشه ای از حیاط در فکر حیله و جاسوسی بودند ، انبوه جمعیت دانش آموزان به شکل حل شونده هایی در یک سیل جاری به سمت بیرون سرسرای هاگوارتز، به مقابل راهرو روان شدند و کنار تابلوی اعلانات نصب بر دیوار سنگی تجمع نمودند. پروفسور مک گونگال با اشاره چوبدستی اش اطلاعیه های مربوط به زمان امتحانات رو بر تابلوی اعلانات میخ می نمود. مرگخواران نیز از گوشه ی حیاط برخاستند و به انتهای جمعیت دانش آموزان پیوستند.
رز با پرخاشگری به برنامه امتحانات خیره شده بود. جمعیت دانش آموزان قد کوتاه مقابلش را به کنار هل داد تا به جلوی تابلو رسید:
« یعنی چی؟ این که نمیشه. هر روز پشت سر هم امتحان گذاشتید واسه ما که !

»
پروفسور مک گونگال بدون توجه و نگاه به رز تن استخوانیش رو به قدم های تندش سپرد و به سوی پله های چرخان رفت. بقیه مرگخواران نیز با تعجب به برنامه ی سنگین امتحانی خیره مانده بودند. امتحان اول آنها فردا عصر بود و عنوان "دفاع در برابر جادوی سیاه" مقابل چشمان آنها خودنمایی می نمود.
مورفین تصمیم گرفته بود خودکشی کند تا اینکه به نزد لرد برگردد و با سوزن دنبال رگ گردنش می گشت. روفوس نامه ای برای فرانسه می نوشت و درخواست پناهندگی میداد آما یک دفعه توجه همه به سمت هرماینی گرنجر برگشت که در میان جمعیت راه میرفت و کاغذهای تبلیغاتی به پیشونی همه می چسباند:
نقل قول:
دیگر نیازی نیست که گالیون هاتون رو خرج کنید. خودتون رو خرج کنید ! 
" کلاس تقویتی برای آمادگی در امتحانات سمج"، ویژه مردودین (مخصوص مهمان های جدید) برای کلیه دروس ارائه شده در هاگوارتز، دانش آموز می پذیرد. تضمینی ! زمان هر کلاس چهار - پنج ساعت زودتر از هر امتحان است !!!
اساتید:
هرماینی گرنجر (طلسم ها – تغییر چهره – معجون ها – گیاه شناسی)
هری پاتر (دفاع در برابر جادوی سیاه – مراقبت از موجودات جادویی)
* توجه: برای سایر دروس مثل ستاره شناسی، پیشگویی و ... چون استاد نداریم، به جاش شیوه های تقلب جهت قبولی توسط "دوقلوهای ویزلی" تدریس می شود.
هزینه: گالیون خرج نکنید. خودتون رو خرج کنید. کافیست اجازه دهید در پایان هر جلسه، از شما به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده شود تا پروژه های امتحانی اساتید نیز تامین شود.
روفوس: « بدم نیستا. شانس مون رو امتحان میکنم. نقشه ی ناقص رونا سر جاش. امتحانا هم سرجاش. نه نزن به رگ مورفین. جمع شید ثبت نام کنیم !

»
مرگخواران دور هرماینی گرنجر حلقه زدند و یکی یکی نام خودشون رو گفتن و تعهد برای شیوه شهریه رو هم امضا کردن.
مورفین: « حالا کی ژروع میژه؟ برنامه کلاسا شی پس؟ فردا عصر اولین امتحانه ااا ! دفاع در برابر و این حرفا داریما ! »
هرماینی بدون اینکه حرفی بزند کاغذهای پوستی حاوی برنامه کلاس های فشرده و پشت سر هم رو بین مرگخوارا پخش کرد و در میان انبوه جمعیت دانش آموزان مقابل تابلوی اعلانات غیب شد...
شب – دور شومینه در تالار گریفیندورهری: «هرماینی، نقشه مون حرف نداره. چیزایی یادشون میدیم که صد در صد مردود بشن. چرندیات یاد میدم بهشون. آبرو نمی مونه برای ولدمورت ! از همین حمله های کوچیک، مثه بی آبرو کردن میشه کلکشو کند دیگه !

»
رون: « اسمشو نبر ! نبر !

»
و با سر به سوی مرلینگاه دوید تا عوارض ناشی از ترسش در مورد نام لرد سیاه را در تنهایی بروز دهد.

. هرماینی لیست کوتاهی را جلوی هری گرفت که نام هیچ دانش آموزی در آن دیده نمی شد و همگی مرگخوار بودند.هرماینی که از منصرف کردن هری دیگر به ستوه اومده بار دیگر به دوقلوهای ویزلی خیره شد تا حرفشان را بشنود:
جورج: « گوش های جاسوس رو بین شون کار گذاشتیم. واسه هر سه تا گروه و اتاق اساتید نقشه کشیدن به غیر از گروه ما چون که کسی از اونا اینجا نیست »
هری: « می بینی هرماینی. اونو فقط برای امتحانات سمج و گرفتن مدرک نیومدن. حتی اگه به دستور ولدمورت هم نباشه، این مرگخوارا واسه خود شیرینی و دادن آمار و اطلاعات به ولدمورت میخوان جاسوسی کنن... درسی بدم بهشون ! »
صدای فریاد رون از درون مرلینگاه به داخل تالار گریفیندور طنین انداخت و توجه آنها را جلب نمود:
« هری ! لعنتی ! اسمشو نبر ! نبر ! آی خدااا ! هرماینی. برو آفتابه رو بیار»
هری نگاهی به کاغذ در دست هرماینی کرد و گفت:
« خب. مثه اینکه کلاس اول فردا صبح زوده ! دفاع در برابر جادوی سیاه ! عصر فردا هم که امتحانشه ! خوبه ! با من درس دارن دو سه ساعتی پس. برم یه چرتی بزنم که با انرژی فردا سر حال بیارمشون ! شب بخیر !

»
و با گام هایی تند به سمت خوابگاه پسران گریفیندور قدم برداشت و در تاریکی نیمه تاریک تالار گریفیندور غیب شد...