- خوشگل به نظر میاد! به نظرت ریشه های من توش جا میشن؟
- یکم باید ریشه هاتو لاغر کنی!
ترنت با ریشه های کلفتش به ارگ ضربه ای دیگر زد و وقتی ارگ بیهوش شد، شلوار ارگ را در آورد و به جای اینکه ریشه ها را در پاچه ها کند، شاخه های پشت سرش را در شلوار جای داد.
- چه خوشگل شدم امشب!
هیولا بدن بیجان ارگ را با ضربه ای به کنار انداخت و خوابگاه پسران را وارسی کرد، در نگاه اول میزی کنار تخت ها کنجکاوی او را برانگیخت و به سمت آن رفت و درون کشو ها را وارسی کرد.
- اینجا رو نگا! این آدما چه چیزایی دارن! این چیه؟ شبیه رژ لبه، اوه یعنی این پسرا رژ هم میزنن؟ اونوقتا که اینجوری نبود!
تالار عمومی راونکلاو:
آرنولد و آنتونین دیوانه وار از پله ها پایین آمدند و مقابل دختران ریونی که هر یک مشغول انجام کاری بودند توقف کردند.
لینی دست از سوهان کشیدن ناخن هایش برداشت و پرسید: چی شده تالارو گذاشتین رو سرتون؟
آرنولد سعی کرد چیزی بگوید که آنتونین وارد میدان شد و آرنولد را شوتانه وار (!) روانه ی قاب عکس روونای بزرگ کرد.
- یه هیولای زشت که میگن اسمش تورنته اومده تو تالار و الان ارگ رو گروگان گرفته!
تری از جا برخاست و با نگرانی پرسید: تورنت؟ وای نه!
لونا پرسید: چی شده؟
اما به محض اینکه تری بخواهد جوابی بدهد صدایی از طبقه ی بالا، خوابگاه پسران بگوش رسید.
- و اکنون این تالار آبی رنگ و تمیز که البته بعدا کثیف میشه تبدیل میشه به مقر من! باید توله هامو هم خبر کنم بیان! اینجا اتاق به اندازه ی کافی داره! یوهاهاهاها
تری با نگرانی گفت: میخواستم بگم که تورنت از هر جایی که خوشش بیاد، اونجا رو میکنه خونه ی خودش، این به این معنیه که ما باید تالارمونو ترک کنیم!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




شما حرف میزنید؟
میگم بزارین بیام تو دیگه!







گفت:
و درنهایت به این حالت
به مرلین نگاه کرد.
بعدم من نمیخوام نجوم یاد بگیرم. اصلا خود رولینگم نجوم حالیش نبود که. نجوم جادویی با نجوم ماگلی فرق داره. اصلا اینجا که مدرسه ماگلی نیست. یعنی چی؟ هرکی هرجوری بخواد سرشو میندازه میاد تو. هیچ امنیتیم نداره. اه اه اه! یه ماگل شده استاد. اه اه اه!

