- نارسیسا؟؟ نارسیس؟ تو کجایی پ؟ بیا که سر نجینی دعوا شده!
نارسیسا سرشو از توی یکی از اتاقا بیرون میاره و با تعجب میپرسه: چی؟ اسکور که رفته بود بخوابه.

آگوستوس دستاشو به کمرش میگیره و میگه: نخیرم اون الان با لرد درگیر شده.
نارسیسا یهو به تکاپو میفته و میگه: مگه میشه؟

و بدو بدو از اونجا دور میشه. آگوستوس هم همراش به سمت اتاق لرد حرکت میکنه.
- د ول کن پرنسس اربابو لعنتی!

اسکور با شدت بیشتری نجینی رو میکشه و میگه: کچل بی خاصیت، کی تورو اینجا راه داده وقتی هنوز بلد نیستی باید با اربابت چطور رفتار کنی؟ یه آوادا بزنم بهت که از رو زمین محو بشی؟

نارسیسا که در آستانه ی در وایساده بود و صحنه رو تماشا میکرد، با نگرانی وارد شد و گفت: ارباااب! خبر رسیده که این نجینی تقلبیه! پرنسستونو بردن ارباب!!
سر لرد و اسکور همزمان به سمت نارسیس برمیگرده، هردو نجینی رو ول میکنن و نجینی با صدای تقی پخش زمین میشه.
نارسیسا این پا و اون پا کنان میگه: ارباب با شما نیستم، با اون یکیم!
لرد و اسکور با تعجب همدیگه رو نشون میدن و متوجه نمیشن که نارسیسا داره کدوم اون دوتارو نشون میده.
نارسیسا با درموندگی به لرد نزدیک میشه و آهسته میگه: ارباب، با اسکورم. میخوام ردش کنم بره! :worry:
و سریع اسکورو برمیداره و باخودش بیرون میبره. لرد نجینی رو از زمین بلند میکنه و میگه:
- پرنسس ارباب! مث اینکه اشتباهی پیش اومده بود. آروم باش.

تریلانی بعد از اطمینان از آروم شدن اوضاع، یه قدم به جلو برمیداره و میگه:
- ارباب اومدم در مورد کیک مخصوصتون نظرخواهی کنم. :pretty:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





)






