جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

كلاس پرواز و كوییدیچ

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 23 اردیبهشت 1391 11:11
نمایش جزئیات
آفلاین
1-رول کوتاهی در مورد مسابقه ی سوئدی بنویسید که خود شما در این مسابقه حضور دارید و مشغول مسابقه هستید ! (15 امتیاز) (طنز یا جدی مهم نیست)

نسیم خنکی می وزید.من برای دومین بار در زمین مسابقه ایستاده بودم.هوا گرم بود ولی آرامش بخش.چشمامو بستم و با خودم این کلمه رو تکرار میکردم:سرعت)
صدای داور را شنیدم که میگفت :آماده باشید.چشمامو باز کزدم و چوبمو بالا کشیدم.روش نشستم و به سمت جایگاه رفتم.
همه با لبخند با یکدیگرصحبت میکردند.برام عجیب بود.
صدای شلیکی شنیدم و نوری سبز رنگ از چوبدستی داور بیرون آمد.با سرعت بع پرواز در آمدم و در عرض چند ثانیه از همه جلو زدم.به پشتم نگاه کردم.این آدم ،همان شرکت کنندگان قبلی نبودند.
حالا با نفرت به یکدیگر نگاه میکردند.به بی توجهی به راه خودم ادامه دادم و لی ناکهان درد سنگینی بر قفسه ی سینه هم احساس کردم.فکر کردم دارم سقوط میکنم.آره درست فکر کرده بودم.با سرعت فراوانی به سمت پاییت کشیده میشدم . هیچ کاری از دستم بر نمیومد.و ناگهان...
صدای جیغ و هورا از همه جا بلند شد.من سقوط کرده بودم ولی بعد از غبور از خط پایان.من نفر اول شده بودم...مثل همیشه.

2-مهمترین مشخصات و ویژگی جاروی رعد 3 رو بیان کنید (9 امتیاز) (به صورت جدی بیان شود) (راهنمایی : از کتاب یک و سه میتونید مشخصات نیمبوس 2000 و آذرخش را مطالعه کنید و آن را تغییر دهید )

ساخته شده از چوب بلوط.سرعت:360 کیلومتر بر ثانیه.وزن:3 کیلوگرم.(مطمئن نیستم)استفاده در انواع مسابقات.بسیار مستحکم.قابلیت چرخش:360 درجه در حداکثر 2 ثانیه .

3-اندازه ی سرخگون های امروزی چقدر است :(2 امتیاز)

A: 45
B:25
C:35
D:30
4- در چه سالی گوی زرین در باتلاق بادمین به مدت شش ماه از به دام افتادن گریخت:(2 امتیاز)

A:1885
B:1886
C:1884
D:1883


طول زمین کوییدیچ :(2 امتیاز)

a:160
b:150
C:140
D:170.
---------------------------
البته من چیز زیادی نمیدونستم وبا استفاده از گفته های بقیه ی دوستان و اطلاعات اندک کتاب این متن رو آماده کردم.
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
1-رول کوتاهی در مورد مسابقه ی سوئدی بنویسید که خود شما در این مسابقه حضور دارید و مشغول مسابقه هستید ! (15 امتیاز) (طنز یا جدی مهم نیست)


اوایل پاییز بود و هوا رو به سردی می رفت. آقتابی نه چندان سوزان بر آسمان آبی ورزشگاه می درخشید و تاثیر چندانی بر روی 5 شرکت کننده مسابقات کوییدیچ به سبک سوئدی نداشت.

الفیاس دوج ، یکی از 5 شرکت کننده مسابقه ، برای اولین بار بود که تصمیم گرفت تا در این مسابقات شرکت کند. ولی او تجربه زیادی نداشت.

داور مسابقات چوبدستیش را در دستش گرفت و با صدای رسایی گفت:
- به شماره سه همگی حرکت می کنید. اگر هم به مشکلی بر خورد کردید با چوبدستیتون یک نور قرمز درست می کنید. حالا 1... 2... 3... .

سپس صدای انفجاری از درون چوبدستی داور بیرون آمد و همه شرکت کننده ها شروع به حرکت کردند.

الفیاس در ابتدا مقام نفر دوم را داشت ولی چون مهارت زیادی در پرواز با جارو نداشت به سرعت نفر پنجم شد، ولی یک دفعه دوباره او سرعت گرفت و با شتاب زیادی دوباره از نفر دوم سبقت گرفت و این مقام را برای خود بر داشت. خود الفیاس هم نمی دانست چگونه توانسته است با این سرعت برود.

الفیاس وقتی که به کیلومتر 473 رسید هنوز دوم بود ولی ناگهان فکری به ذهن او رسید، کمی سر جارویش را به طرف پایین حرکت داد و بر روی آن خم شد. این کار باعث شد سرعتش بیشتر شود و پابه پای نفر اول بشود. چند متر بیشتر به خط پایان نمانده بود که او زبانش را برای نفر جلوییش که حالا درست پهلوی آن بود در آورد و توانست زود تر از رقیبان دیگرش به خط پایان برسد و نفر اول شود. او به محض این که از خط پایان گذاشت شاهد تشویق تماشاچیان شده بود.او که خودش نمی دانست چگونه این اتفاق افتاده است نگاهی به تماشاچیان کرد و وقتی دید که دوست صمیمیش آلبوس چوبدستیش را به او نشان می دهد و چشمکی به او می زند جواب سوالش را پیدا کرد.

2-مهمترین مشخصات و ویژگی جاروی رعد 3 رو بیان کنید (9 امتیاز) (به صورت جدی بیان شود) (راهنمایی : از کتاب یک و سه میتونید مشخصات نیمبوس 2000 و آذرخش را مطالعه کنید و آن را تغییر دهید )

سرعتی بیشتر از جاروی فایربالت 2 دارد و برای مسابقات سرعتی استفاده بیشتری دارد در عین حال که برای مسابقات استقامتی نیز کاربرد دارد و با وجود قیمت بالا کاملا مقرون به صرفه بوده و کارایی بالای آن قیمت زیادش را پوشش می دهد.

3-اندازه ی سرخگون های امروزی چقدر است :(2 امتیاز)


گزینه چهارم: 30

4- در چه سالی گوی زرین در باتلاق بادمین به مدت شش ماه از به دام افتادن گریخت:(2 امتیاز)

گزینه سوم: 1884

5-طول زمین کوییدیچ :(2 امتیاز)

گزینه دوم: 150

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 21:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام



1-رول کوتاهی در مورد مسابقه ی سوئدی بنویسید که خود شما در این مسابقه حضور دارید و مشغول مسابقه هستید ! (15 امتیاز) (طنز یا جدی مهم نیست)

جارو را با هر دو دستم بلند می کنم و سعی می کنم آن را روی هوا نگه دارم اما به علت سنگینی بیش از حد آن ، فقط چند ثانیه می توانم این کار را بکنم و جارو بر روی زمین می افتد.

بار دیگر سعی کردم ولی باز نشد. تصمیم گرفتم با جادو کار را حل کنم. چند بار طلسم بلند کردن اشیا را بکار بردم و توانستم آن را بلند کنم اما زمانی که می خواستم کنترل جارو را بدست بگیرم ، مجبور بودم طلسم را قطع کنم و برای همین دوباره جارو می افتاد.

بالاخره به کمک یکی از رقیبانم که طلسمی روی جارویم اجرا کرد و آن را بالا نگه داشت ، توانستم بر روی آن سوار شوم و کنترل جارو را بدست بگیرم. او پسر قد بلند و با موهای روشن قهوه ای بود. بهش گفتم: « ممنون! »

جواب نداد و رفت. دیری نگذشت که مسابقه به لحظات آغاز نزدیک شد و همه شرکت کنندگان بر روی خط شروع ایستاده بودند. بیش از 20 نفر بودیم. صدای شلیکی توسط چوب دستی داور به صدا در آمد و همه به حرکت در آمدند و من نیز شروع به حرکت کردم.

هیچ کس جلو نزده بود و تقریبا همه پا یا پای حرکت می کردند اما دیری نگذشت که خیلی ها به علت اینکه نمی توانستند دیگر کنترل جارو را نگه دارند ، عقب می افتادند.

این مسابقه برای من مهم بود و من تمام تلاش خود را کرده بودم و زود پا پس نمی کشیدم تا جایی که همه از من عقب افتاده بودند و من اکنون جلو تر از همه بودم. همان پسری که بهم کمک کرد تا سوار جارو شوم ، نفر دوم و نزدیک ترین فرد به من بود. بهش خیره شدم. داشت چوبش را بیرون می آورد. به طرف من گرفت و قبل از اینکه کارش را انجام دهد ، گفت: « زمانش رسیده طلسمی که بهت دادم رو پس بگیرم. »

در یک آن سنگینی جارو رو احساس کردم. سعی کردم با کنترلش آن را از افتادن نجات دهم اما طلسمی که او اجرا کرده بود ، خیلی مفید بود و من را تا به اینجا نفر اول نگه داشته بود.

جارویم سنگین و سنگین تر می شد. همان پسر از من جلو زد و از کنار من با خنده ای گذشت! کمی فکر کردم و با خود گفتم که فرض می کنم اصلا او نبود ، خب من باید همینطوری مسابقه بدم! بدون طلسم!

تمام زورم را بکار بردم و سریع و سریعتر شدم اما نمی توانستم سرعتم رو مثل قبل بکنم و به افراد عقب تر نزدیک و نزدیک تر می شدم. مسابقه تمام شد و من نفر چهارم شدم. باز هم بد نبود! حداقل جایزه ای گرفتم و آن پسره نیز نفر اول شد!

2-مهمترین مشخصات و ویژگی جاروی رعد 3 رو بیان کنید (9 امتیاز) (به صورت جدی بیان شود) (راهنمایی : از کتاب یک و سه میتونید مشخصات نیمبوس 2000 و آذرخش را مطالعه کنید و آن را تغییر دهید )

سرعت آن 360 کیلومتر بر ثانیه است و قابلیت چرخش 360 درجه در مدت کمتر از یک ثانیه را دارد و می شتاب آن از حالت ایستاده تا حداکثر سرعت فقط 13 ثانیه می باشد. چوب از چوب درخت بلوط جادویی واقع در جنگل های اروپا که مرغوب ترین درختان بلوط در آنجا قرار دارد ، تهیه شده است.

3-اندازه ی سرخگون های امروزی چقدر است :(2 امتیاز)


A: 45
B:25
C:35
D:30

4- در چه سالی گوی زرین در باتلاق بادمین به مدت شش ماه از به دام افتادن گریخت:(2 امتیاز)


A:1885
B:1886
C:1884
D:1883

5-طول زمین کوییدیچ :(2 امتیاز)

a:160
b:150
C:140
D:170

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/2/17 21:41:26
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1391/2/17 21:42:31
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 16 اردیبهشت 1391 22:56
نمایش جزئیات
آفلاین
بچه ها به سمت کلاس همیشگی کوییدیچ که در حیاط شماره سه برگزار میشد در حرکت بودند . عده ای از بچه ها که ترم اولی بودند با دقت به اطراف خود نگاه میکردند گویا قرار است اتفاق بدی رخ دهد .
پس از وارد شدن به راهروی شیب دار که انتهای آن به حیاط شماره سه میرسید یکی از بچه های ترم اولی با صدای بلندی که به گوش همه برسد گفت :

این استاد پادمور درسش خطرناک نیست ؟ ما که هنوز چیزی بلد نیستیم برای چی گفته جلسه اول توی حیاط برگزار بشه !
یکی از ترم پنجمی هایی که در جلوی او حرکت میکرد بدون برگشتن پاسخ داد :

میشه یک کم دل و جرات پیدا کنی ؟

تا رسیدن به حیاط سکوت حکم فرما بود !

با وارد شدن به حیاط ...
اینجا همان حیاط سالهای پیش نبود زیرا دانش آموزان ترم بالایی نیز با دهانی باز به اطراف نگاه میکردند . حیاط شماره سه به حالت یک کلاس در آمده بود که بیشتر شبیه کلاس گیاه شناسی بود . در واقع یک گلخانه !
یکی از دانش آموزان سکوت را شکست و گفت : اینجا کلاس کوییدیچ میخواد برگزار بشه ؟ گویا درب کلاس منتظر شنیدن این جمله بود زیرا با صدای پاپ بلندی ناپدید شد و به جای آن جملاتی در هوا نقش بست ... کلاس پرواز و کوییدیچ ...

بچه ها یکی یکی وارد کلاس شدند و با منظره ی زیبایی رو به رو شدند ... زیرا پس ورود متوجه شدند که دیوار های کلاس جادو شدند و مسابقات کوییدیچ معروف را نمایش میدهد ... از سقف کلاس جاروهای مختلف کوییدیچ آویزان بود و ... گوی زرین و کوافل نیز در کلاس به صورت جادویی در حرکت بودند ...
بچه ها بر روی صندلی های خود نشستند و منتظر ورود استاد خود شدند ...

صدای قدم هایی از راه دور به گوش میرسید ... صدا هر لحظه بلند تر میشد ...
_ خب به کلاس من خوش آمدید ...
همه ی دانش آموزان به سرعت سرها به عقب چرخاندند که استاد خود را مشاهده کنند ولی استادی در کار نبود ...
_ خب ...
سرها به سرعت و هم از ترس به سمت جلو بازگشت ... استاد پادمور در جلوی آنها ایستاده بود .
_اولین نکته : با صدا در کوییدیچ گول نخورید . ممکنه من در وسط بازی اعلام کنم که میخوام کوافل را سمت راست پاس بدهم ولی بر عکس به سمت چپ ارسال میکنم!
بچه ها به همدیگر نگاه میکردند .
_ خب بریم سراغ جلسه اول . جاروهای باستانی . جاروهای باستانی اولین سری از جاروهایی بودند که بشر جادوگر با آنها پرواز میکرد . این جارو ها مثل جاروهایی که الان ساخته میشن نبودن و بسیار سنگین بودند . کسی میدونه مسابقه سوئدی چیه ؟
یکی از دختران اسلاترین دست بلند کرد و گفت :
مسابقاتی بوده که در طول یک مسیر خاص برگزار میشده و جاروسواران با همدیگه مسابقه میزاشتن در طول 500 کیلومتر !
_آفرین 10 امتیاز برای اسلاترین ! در تکمیل حرف این دانش آموز باید بگم که این مسابقات از کوپاربرگ به آرجپلاگ برگزار میشده که بالای سر منطقه حفاظت شده ویژه ی اژدها بوده !
اسم اژدها در کلاس کافی بود که عده ای از بچه های ترم بالایی سوت و دست بزنند ... پس از اینکه کلاس به سکوت اولیه خود بازگشت پادمور ادامه داد :
_ من برای جلسه بعد چند تا تکلیف میدم که چند تا از اون ها چند گزینه ای هستش ! ولی یک نکته رو اضافه کنم براتون که در حال حاضر سریع ترین جاروی موجود در جهان دیروز رو نمایی شد با نام رعد 3! شتاب و مشخصات این جارو رو میتونید در کتاب جاروهای امروز ویرایش 151 مطالعه کنید ! و اما تکالیف شما ... پادمور چوب دستی خود را به سمت کوافل معلق در هوا گرفت . کوافل بالافاصله از هم باز شد و کاغذی را در هوا معلق ساخت !

1-رول کوتاهی در مورد مسابقه ی سوئدی بنویسید که خود شما در این مسابقه حضور دارید و مشغول مسابقه هستید ! (15 امتیاز) (طنز یا جدی مهم نیست)

2-مهمترین مشخصات و ویژگی جاروی رعد 3 رو بیان کنید (9 امتیاز) (به صورت جدی بیان شود) (راهنمایی : از کتاب یک و سه میتونید مشخصات نیمبوس 2000 و آذرخش را مطالعه کنید و آن را تغییر دهید )

3-اندازه ی سرخگون های امروزی چقدر است :(2 امتیاز)

A: 45
B:25
C:35
D:30

4- در چه سالی گوی زرین در باتلاق بادمین به مدت شش ماه از به دام افتادن گریخت:(2 امتیاز)

A:1885
B:1886
C:1884
D:1883

5-طول زمین کوییدیچ :(2 امتیاز)

a:160
b:150
C:140
D:170

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط استرجس پادمور در 1391/2/16 23:02:26
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 20:55
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور استرجس پادمور این ترم تدریس درس پرواز و کوییدیچ رو بر عهده دارن .

کلاس ها شنبه ها تدریس خواهد شد طبق برنامه زیر :

( 16 اردیبهشت ،6 و 27 خرداد ،10 و 24 تیر ،7 و 21 مرداد )

امیدوارم کلاس خوب و جذابی رو داشته باشید.

موفق باشید
مدیریت هاگوارتز !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: یکشنبه 21 اسفند 1390 18:48
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

1- پیتیکو پیتیکو (): از اونجایی که فرهنگ و ادبیات فارسی خیلی غنیه، این کلمه کنایه های خیلی زیادی داره، در اینجا منظور با سرعت حرکت کردنه!

شرح این تاکتیک از این قراره که سه مهاجم به سرعت به سمت دروازه بان حمله ور میشن طوریکه دروازه بان فکر میکنه قصد حمله به اونو دارن و سعی میکنه جاخالی بده، غافل از اینکه اصلا حمله ای در کار نیست و سرخگون از تو حلقه رد میشه و ... گل!

2- تیکی تاکا ( بخونید گل کوچیک!!!): این حمله در حقیقت کشفش مال وقتی بوده که تیم برنده ی مسابقات جهانی کوییدیچ، یعنی اسپانیا، تصمیم میگیرن بعنوان یه حرکت دسته جمعی بریزن تو باشگاه فوتبال مشنگا و ببینن ورزش جادوگری خودشون خفن تره، یا اونا.

این وسط میبینن که یکی از تیما که آب انار فروشن و به شانسلونا هم معروف هستن، با پاس های پیاپی و بی وقفه و جان گداز و خسته کننده و کسل کننده و خمیازه آور و ... بالاخره به هر روشی هست میرسن دروازه حریف و چون مدام پاس میدن به حریف اجازه توپ ربایی نمیدن و راحت به دروازه میرسن و در نهایت گل میزنن.

خب همین حرکتا مورد پسند این اسپانیاییا قرار گرفت و گفتن ما هم تو کوییدیچ ازش استفاده کنیم. تو کوییدیچ این مدلیه که سه تا مهاجم هی پاسارو بین هم رد و بدل میکنن تا مهاجما حریف نتونن سرخگونو بدست بیارن، اینقدر پاسکاری میکنن و جلو میان تا دروازه بان سرش گیج بره و نفهمه اینقدر که این سه پاس میدن در نهایت کی قراره سرخگونو پرت کنه و در نتیجه نمیتونه عکس العمل سریع نشون بده و ... گل میخوره!

3- Hit & Run ! تو این حمله در ابتدای کار مهاجما سعی نمیکنن سریع به دروازه بان برسن و فقط یکیشون سرخگونو میگیره و اونقدر حرکات نمایشی یا جلب با سرخگون از خودش در میاره که داور تمام توجهش به اون جلب شه. این وسط دو مهاجم دیگه وظیفه ی سیخونک زدن به بازیکنا حرفو دارن تا یجوری حواس (هواس؟) اونارو هم پرت کنن و وقتی حواس(هواس؟) تعداد قابل توجهی از بازیکنا حریف پرت شد، مهاجم اولیه دست از حرکات برمیداره تا داور دوباره توجهش به کل زمین جلب شه و اونوقت سه تایی به سرعت میرن سمت دروازه بان و با تکنیک فردی خودشون یه سرخگونو بدون وجود دیوار دفاعی (!) تو حلقه ها میزنن!

2.

جستجوگر! چون چشام ( بزنم به تخته! ) مثل نماد گروهمون ( عقاب ) تیزه و این تو پیدا کردن گوی خیلی تاثیر گذاره. فرزی و چستی و چابکی و اینام که اصلا تو خون منه! پس اگه همزمان با بازیکن حریف هم گوی رو ببینم میتونم زودتر خودمو به گوی برسونم و اونو بقاپم. ( چه اعتماد به نفسی! )

3.

از این مدل گلوری Glory جدیدا که تازگیا تو بازار اومده! مدل R تو توزندز او تو!R2012 ! چون سرعتش خیلی خیلی تند و برق آساس و در کنار این صفت ِ خوب، فرمونش سریع واکنش نشون میده و ترمزشم ای بی اسه و هروقت امر کنم میتونم تغییر مسیر بدم یا توقف کنم. بردار a و T اون هم (یعنی شتاب و زمان ) خیلی خفنه و یه شیب تندی به بالا داره که معنیش اینه که سریع شتاب میگیره! کلا از همه نظر محشره!

4.

بله! نه تنها این فیلم، بلکه با نمایش هر فیلم دیگه ای هم موافقم. کلا دیدن فیلم، از نوع مزخرف و خسته کننده ش گرفته تا جذاب و دوست داشتنیش ( مث فیلما شما ) تو کلاس میچسبه و حال میده. چون فقط باید لم داد و فیلم دید، بدون ذره ای استفاده از هوش و فشار مغزی و همین طور دغدغه و از این جور حرفا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 19 اسفند 1390 17:58
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام


1- سه مورد از حملاتِ تاکتیکی منجر به گل را نام ببرید !!


1- مثلث برمودا: در این تاکتیک سه نفر از افراد نیرومد یک مثلث در خط دفاعی تشکیل می دن و هر بازیکی که میاد تو مثلث ، دیگه بیرون نمیاد و در نتیجه تیم می تونه راحت گل بزنه!

2-حمله آتشین: در این حمله دو نفر از جلو حرک می کنند و یک نفر از عقب! دو نفر جلویی کبریتی را روشن می کنند تا نویسنده خیت نشه و کسی نگه که چرا اسمش اتشین هست! بعد نزدیکی های دروازه این دو نفر کنار میرن و نفر عقبی میاد همراه با توپ وارد دروازه میشه!

3- حمله ی کلاسیک: در این حمله همانطور که از نامش پیداست ، یک از مهاجمان توپ رو می گیره و میره به طرف دروازبان و همینکه یه مدافع بهش نزدیک شد ، به اون یکی مهاجم پاس میده! اون مهاجم هم وقتی مدافع رو جلوش می بینه ، پاس میده به مهاجم بعدی و در یک آن یه مدافع از عقب میاد جلو و با دریافت پاس مهاجم سومی ، گل می زنه!

2- در بازی آینده دوست دارید در چه پستی بازی کنید؟ چـرا ؟!

در پست مهاجم! چون دوست دارم توپ رو بگیرم و با سرعت زیاد از میدان خارج بشم و برم سر یه کوه بشینم بعدش بازیکنان دیگر هم بیان اونجا یه پیکنیک دور همی بزنیم! بی شوخی خوشم میاد مهاجم بشم تا گل بزنم!

3- مدلِ جارویِ شما چیست و چرا آنرا انتخاب کردید ؟!

تمامبوس (دیگه نیمبوس نیست!) 2012 این مدل که بسیار هم جدید هست! هم سرعت خوبی داره و هم دارای موسیقی هست و می تونی براتون موسیقی هم پخش بکنه! رادیو FM هم داره! دو تا آینه کناری وعقب هم داره! دو نفری هم هست ولی برای نفر دومی کمر بند ایمنی وجود نداره تا اگه هر کس دوست دخترش رو سوار کرد ، دختره دستاش رو دور پسره گره بزنه! دلیل اصلی انتخابم هم همین بود!

4- آیا با نمایشِ چنین فیلم هایی در کلاس موافقید ؟! چـرا ؟!

نه! چون کیفیت فیم ها HD نیست و هم فیلم ها اصلا جذاب نیستن! خانوم من خودم ار خونه فیلم بیارم نگا کنیم؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در 1390/12/19 18:02:18
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: جمعه 19 اسفند 1390 11:13
نمایش جزئیات
آفلاین
1.

تاکتیک فشفشه ای :
در این تاکتیک یکی از بازیکنان از شروع بازی دور سر دروازه بان حریف چرخیده بطوریکه طرف کم کم احساس منگولی می کند. در این حین یکی از مهاجمان گوی را وارد دروازه می کند ، البته ممکن است دروازه بان از شدت حس منگولیت خودش را نیز وارد دروازه بکند !

تاکتیک بنداز و ببر ! :
در این تاکتیک یکی از مهاجمان یک عدد سکه ده گالیونی را به زمین می اندازد و فریاد می زند : اوووهههووووییی ، این سکه مال کیه ؟
در این حین همه بازیکنان طرف مقابل به سمت سکه یورش برده و مهاجم سوت زنان به سمت دروازه رفته و گل به به ثمر می رساند !

تاکتیک زیر میزی !
در این تاکتیک که مراحل آن از قبل داز شروع بازی شروع می شود به این صورت است که دروازه بان را با مقداری گالیون خریده تا در حین بازی به راحتی هرچند تا گل می خواهیم به ثمر رسانیم .

با این سه تاکتیک احتمال برد جام قهرمانی به 100 % افزایش پیدا می کند .

2-
من دوست دارم در پست جستجوگر بازی کنم چون همون طور که می دونین کل خانواده من توی این پست استعداد خاصی دارند و همیشه برد تیم رو حتمی می کنند . من بسیار فرز و سریع و تیز بین بوده و در دقایق اول گوی را به چنگ میارم .

3-
مدل جاروی من 2012 هستش چون مدل جاروی من باید همیشه مدل سال باشه و به دلیل شیک و سریع بودن جاروهای مدل جدید من هر سال مدل جاروی خودمو عوض می کنم .

4-
بله . واقعا دیدن فیلمهایی که رشادت ها و قهرمانی های تیم ملی مان را به نمایش در میاورد به یک ساحره انرژی و قدرت و فاز مضاعفی می دهد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
در اندرون دل خسته من ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...

در زندگی مثل زودپز باش...هر وقت جوش آوردی در کمال آرامش سوت بزن!
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: دوشنبه 15 اسفند 1390 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام و درود بر معلم عزیز و گرانقدر و تیزهوش این کلاس و پرورش دهنده بازیکنان کوییدیچ در آینده ای نه چندان نزدیک خانم جسیکا پاتر ‏.
این جانب ‏،‏ جناب آقای الفیاس دوج به شماره شناسه جادوگری ‏۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰‏ به عنوان دانش آموز ( جو) مهمان در کلاس شما حضور بهم رسانیده ام و بعد از استفاده های متواتر از سخنان گوهر بار و سرتاسر دانش تان آماده ام تا تکالیف خود را به عنوان یک دانش آموز وقت شناس تقدیم نمایم ‏.

جواب پرسش اول ‏:‏ بنده بعد از تحقیقات فراوان به ۳‏ ارایش در خواستی دست یازیدم و انها را به ترتیب درصد شانس گل شدن ( یا هر چی استاد دوست داره ) تقدیم مینمایم ‏،‏ باشد که مورد قبول در گاه شما بیفتد ‏.‏ ‏
الف ) حمله شاهینی ‏:در این آرایش که در صورت مهارت متوسط دروازه بان شانس گل ‏۸۰%‏ دارد مهاجمان با آرایشی همانند سر نیزه به طرف دروازه یورش می برند و به خاطر نوع حمله و آرایش که بسیار ترسناک بوده ،‏ اکثر افراد تیم رقیب پس از حمله شلوارشان به رنگ خردلی در می آید ‏.

ب ) حقه پورسکف ‏:‏ در این آرایش که از نام مهاجم روسی پترووا پورسکف گرفته شده و احتمال گل شدن آن ‏۶۰%‏ است مهاجمی رو به بالا حرکت می کند به گونه ای که مهاجمان تیم حریف تصور می کنند که وی می خواهد فرار کند و گل بزند ‏،‏ ولی مهاجم مذکور توپ را به مهاجم مذکور دیگری از تیم خود پاس می دهد تا گل را به ثمر برسانند ولی چون این روش بسیار سخت و نیاز به هماهنگی بسیار دارد ‏،‏ اکثرا مهاجمان بی خیال این روش می شوند ‏.

ج ) اسنفاده مستقیم ( خود مهاجم ) یا غیر مستقیم ( تماشاگران ) از جادو برای کنار زدن دروازه بان و به ثمر رسیدن راحت گل که چون مال حرام است و از گلو پایین نمیرود تیم مقابل نیز نیم دقیقه بعد به همین روش گل می زنند و این روش توصیه نمی شود ‏.

جواب پرسش ۲) مهاجم ،‏ زیرا اینجانب دارای قدرت بدنی بسیار زیاد و تحرک کم هستم به همین دلیل ها و چون نشانه گیری بسیار خوبی که دارم می خواهم که در این پست وزین بازی کنم ‏.‏ ( البته اگه منو بازی بدن )‏

جواب پرسش ‏۳‏ ) یک عدد نیمبوس ‏۲۰۰۰‏ به ‏۲‏ دلیل چون کلا از جاروهای گران قیمت بدم می آید حتی اگر سرعتشان زیاد باشد ‏،‏ دوم به دلیل اینکه وزیر دارایی( همسر محترمه ) فقط برای خرید این چوب جارو به بنده پول داده اند ‏.‏( ‏
این ‏
قسمت ‏
دارای ‏
بد ‏
آموزی ‏
است ‏
،‏ پ
س ‏
به ‏
صلاح ‏
دید ‏
استاد ‏
می ‏
توان ‏
آنرن ‏
حذف ‏
کرد ‏
‏)‏.

جواب پرسش ‏۴‏ ) بلی ‏،‏ زیرا بسیار آموزنده و خاطره انگیز ( برای استاد گرامی ) بوده و دانش آموزان می توانند بدین وسیله تجربیات گرانقدر و عمیق استاد را آموخته و سر مشق خویش قرار دهند ‏.

به پایان آمد این پست ‏/‏ انجمن همچنان باقی است ‏.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
و ناگهان تغییر!
شناسه ی بعدی:
پروفسور مینروا مک گوناگال

الفیاس دوست داشتنی بود! کمک کننده بود؛ نگذارید یادش فراموش شود.


تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس پرواز و كوييديچ
ارسال شده در: شنبه 13 اسفند 1390 22:58
نمایش جزئیات
آفلاین
یاهو


.:. جلسه یِ چـهــــارمِ کلاسِ پرواز و کوییدیچ .:.


مکان : کلاسِ صمعی و بصری هاگـــــــ
زمان : دَم دَمایِ غروبــــــ ( اعتراضاتِ استاد من بابِ تغییر ساعتِ کلاس مقبول وَراُفتاد! )


اینجا یک کلاس است، کلاس جای گودی است، اگزم اگر استادش اکتیو و نامبر وان باشد و اصلا به چشم نیاید که ترم اول است که تدریس میکند و حق التدریسی محسوب میشود! هه ، بهله !!

استاد به دلیلِ استقبالِ فوووق العاده ای! که در جلسه ی قبل از کلاسش شده بود، پیتیکو پیکیتو کنان ( استعاره از شادی زیات)! ... وارد کلاس میشه و مثه چی؟!:D ، شال و کلاهش رو روی جا استادی پرت میکنه و کنترل به دست ، لبخندِ ژکوندی تحویل بچه ها میده و دکمه ی PLAY رو میزنه و میگه :
- خب بچه ها ، این یه نمونه ای بازی های گذشته س ، اونموقع که چاردست و پا میخواستیم چوب دستی دستتون بگیرین، آوردم دورِ همی ببینید و بخندید و چیز میز یاد بگیرین!! ... خوشال باشین، منم تو فیلم هستم !




" جسي به پرتاب بي نتيجه اش خيره مونده و اشك مانند قطرات شبنم صبحگاهي سپيده دمان ! توي چشمش حلقه زده بود .
در همين موقع سارا خفنز خودشو با جارو سريع مي رسونه به جسي و دستي به موهاي اون مي كشه ؛
- چي شده دخترم ؟!
بغض جسي مي تركه !
سارا كه احساسات لطيف قهرمانانه اش گل كرده بود ، با خشم به سمت كريچ برميگرده ؛
- اصلا خوشم نيومد جن خونگي ! اربابت هميشه به من محتاجه ، چه برسه به تـــــــويِ ...
و در همين حال بشكني زد و از خودش صداي هـوهـوهـوووي باد در آورد ، سرخگون با نامردي پرده گوش كريچ رو پاره مي كنه و از كنار تدي كه درجا خشكش زده بود مي گذره !
- گل براي تيم گريف يونايتد ، دوستان به ادامه استراحتتون بپردازين !

سارا در حالي كه موهايش در باد موج مي زد ، به سمت آن ها برگشت ؛
- گفتم كه خفنم !!!
كريچ كه به خاطر ناهماهنگي وزن گوش هايش تعادلش را از دست داده بود ، به رون تكيه كرد .
در همين موقع اندرو با سوزن نخ رسيد و مشغول وصله كردن گوش كريچ شد .


.:. چند دقيقه بعد

كريچ با قيافه اي مشتاق انتظار هدويگ را كه با سرعت به سمت او مي آمد ، مي كشيد !
هدويگ با اعتماد به نفس كامل گويي كريچ را نديده از كنار او گذشت ؛
كريچ بازدارنده را با شتاب به سمت هدويگ پرت كرد ، سرخگون از نوكش رها شد ، به دست چو افتاد . و حالا حمله تهاجمي مثلث اژدها توسط سه مهاجم به نمايش گزارده مي شه !
هدويگ : خيلي بد زدي ، نوكم كج شد ، ديگه ارباب بهم نمي گه نوك طلا !
كريچ : متاسفم دوست من ، تو ديگه پيش ارباب جايي نخواهي داشت ، چون من مي خوام كريچه رو بيارم !
چو يه فن پنجه گربه مياد و آرتيكوس رو جا مي ذاره ، سرخگون رو پاس مي ده به مري ! اون از جلوي اليور با يه حركت خنجر آتشين عبور مي كنه و سرخگون رو براي رون پرت مي كنه ، رون با آرامشي وصف ناپذير به سمت دروازه مي ره ، نيك رو دور مي زنه و سرخگون رو پرتاب مي كنه ، سرخگون از بدن نيك رد مي شه و داخل حلقه وسط مي ره .
_ يه گل براي ترينسيلوانيا ، داشتم مي گفتم ، من ليسانس گزارشگريم رو ... !
ملت گريف يونايتد : ؟!
نيك : !!!


.:. در همين اثناء !

- ... ببين هنجست ، من خيلي خفنم ، همه هم منو مي شناسن ! كلا از بچگيم بچه باحال بودم . از عنفوان كودكيم يادمه كه يه بار خرس خونگيم افتاد توي آب ، تو سه سالگي نجاتش دادم ... يادش به خير ! خلاصه مي خواستم بگم كه با من كل كل نكن ، چون حريف من نمي شي !
هنجست در حالي كه پشه اي رو توي مشتش شكار مي كنه ، رو به سارا مي كنه ؛
- ببخشيد شما ؟!
- !


كريچر و اندرو با خوشحالي به سيستم تهويه جديدي كه با وصله براي گوش كريچ درست كرده بودند ، نگاه مي كردند .
چو كه هر دو مدافع رو مشغول مي بينه ،‌ به استقبال لوييس مي ره !
- نه چو تو مي دوني من حال خوبي ندارم ، الآن استرس کنکور همه وجود منو پر كرده !
چو در حالي كه شديدا منقلب شده بود ، سرخگون رو از دست لوييس مي گيره و خودش شخصا اون رو داخل حلقه ترينسيلوانيا مي اندازه !
ملت : !
چو : من نمي تونم روي گريفي رو زمين بندازم !
بچه هاي تيم : !
گزارشگر فعال : يه گل براي گريف ! ا اين چيه بالاي سر من ؟! يه چيزي شبيه پشه ، بهش چي مي گين شما ها ؟!

سارا و هنجست به سمت گزارشگر دوست داشتني و فعال ! بر مي گردند ؛
هنجست با تمام سرعت به سمت گوي زريني كه بالاي سر گزارشگر بوده پرواز مي كنه ، خبري از سارا نيست ، احتمالا از اون جلو زده ... ديگه چيزي نمونده ... چشماشو مي بنده و دستشو به سمت گوي زرين دراز مي كنه ...
- دير رسيدي ، گفتم كه من خفنم پسر جون !
- آقا نامرديه ، ما جلوه هاي ويژه نداشتيم ...
ملت ترينسيلوانيا اين رو مي گن و با حالتي داغون زمين رو ترك مي كنن !!!
- خب خانوم پـاتر ، دليل موفقيت شما چيه ؟!
- دليل كه نمي خواد ، من از عنفوان خفن بودم ، ولي دليل اصليش اين بود كه جاروم كوير تاير بود ! هه هه هه !
ملت : ! .... "


- استاد! فیلم تموم شد ...
استاد! نگاهی اجمالی به بچه ها میکنه و دو تا تخمه جاپنی که تـــَـه جیبِ رداش مونده بود رو لینی وارنر میده و میگه:
- خب بچه ها ! برای هفته ی دیگه ، حتما لباس و جاروتون رو همراه داشته باشین! ... قراره یه تمرین مختصر و مسابقه داشته باشیم! ... خب تکالیفِ تون رو هم که روی تخته میبینید ! ... شبتون شیک ، بابای


+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+_+

1- سه مورد از حملاتِ تاکتیکی منجر به گل را نام ببرید !!

2- در بازی آینده دوست دارید در چه پستی بازی کنید؟ چـرا ؟!

3- مدلِ جارویِ شما چیست و چرا آنرا انتخاب کردید ؟!

4- آیا با نمایشِ چنین فیلم هایی در کلاس موافقید ؟! چـرا ؟!


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!