جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
12 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
كلاس طلسمها و وردهای جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/03/18
تولد نقش: 1394/01/17
آخرین ورود: یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 03:16
از: لینی بپرسید
پستها:
362

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
نام این شخص ویلی بوده که نام فامیلش هنوز در دست برسی است.او در روستایی کوچک در توابع ویوسا که به نام "له" شناخته میشد به دنیا امد و در همان دوران کودکی به دلیل تنگدستی و بد بختی خانواده اش به چند نات فروخته شد.خانواده یه جدید از همان کودکی از او بیگاری میکشیدند و او درحالی که پستانکی در دهان داشت هر روز کلی بار سنگین را جا به جا میکرد.که از کودکی سبب شکل گرفتن عقده ای در او شد.(بیچاره)
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
همونطور که گفتم.این بیچاره عقده ای شده بود و حمل بار سنگین برایش کاری زجر اور بود پس یه این فکر افتاد که این ورد را بسازد.ولی چون ورژن اولیه ی این ورد مشکلاتی داشت.و تحمل بار سنگین را نداشت او مجددا شروع به حمل بار سنگین با دست میکرد
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
یادش بخیر دوران کودکی.بچه که بودم یبار که خواهرم خواب بود برای شوخی اونو از تختش بلند کردم. و از پنجره به بیرون انداختم.ولی خوش بختانه(متاسفانه) روی کیسه یه حمل زباله افتاد و فقط کمی مغزش تکان خورد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
جزئیات کاربر

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
آتوسا،تک دختر کوروش کبیر و همسر مورد علاقه و ملکه ی داریوش بزرگ و مادر خشایارشا ساحره ای نخبه،مدافع حقوق زنان با علاقه ی فراوان به ساختن طلسم های جدید بوده.
او که زیبایی و اقتدارش زبانزد خاص و عام بود در طول زندگی پر بار خود دستور داد از روی کتابی که خود نوشته شش نسخه ی دیگر نوشته شود و در مجامع بزرگ جادوگری آن زمان قرار داده شود.
او حق تحصیل در مدارس جادوگری،درست کردن طلسم،استفاده و ساختن معجون های مختلف،حق ثبت کشفیات و ...را به زنان ایران در آن زمان داد.
او در دست نوشته هایش،که توسط پروفسور بیل ویزلی ترجمه و در اختیار مردم قرار گرفته شده،می گوید:
"مگر زنان سرزمین من چه کرده اند که این گونه در خفا قرار گرفته اند؟!چگونه یک مرد جرئت می کند حق تحصیل زنی را از او بگیرد.امروز در گوی بلورین ماندانا آینده را دیدم،اما نمی دانستم خواب بوده یا حقیقت داشته!
دیدم که نه تنها در آینده زنان حق تحصیل دارند،بلکه حق تدریس هم دارند.اما آن موقع هم هنوز در کشور من سیاست های مرد سالاری..."
دست نوشته های آتوسا را خواندیم که بزرگ ترین دغدغه اش زنان سرزمینش بود.نام او در طول تاریخ کم رنگ شد ولی هنوز که هنوزه هیچ کس نتوانسته با دروغ و تهمت نقش او را در آن زمان خراب کند.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد.10 امتیاز
همانطور که در بالا گفته شده آتوسا ورد های زیدی را ساخته.اما در بعضی از دست نوشته های گئومات یا همان بردیای دروغین گفته شده:
"دخترک از پشت داریوش بیرون آمد چوبی در دستانش بود و چشمان همچون آتش می درخشید.صورتش به ظاهر مظلوم بود اما می دانستم چیزی درست نیست اما از آستینش چوبی را بیرون اورد و به من که شمشیر را زیر گردن داریوش نگه داشته بود نگاه کرد!
سپس چشمانش را بست اگار ایده ای مهیب داشته باشد لبخندی بر روی لبان باریکش نشست و کلمه ای را زمزمه کرد.
شمشیر جواهر نشان من از دستانم بیرون آمد و بالا و بالاتر رفت و با فاصله ی تار مویی از داریوش به زمین برخورد کرد.
ساحره ی لعنتی..."
با توجه به دست نوشته های گئومات،متوجه می شویم که آتوسا برای اولین بار برای نجات داریوش از ان طلسم استفاده کرده.
اما این جا سوال پیش می آید که ما از کجا مطمئن هستیم که آن دفعه اولین بار بوده؟!زیرا،آتوسا هنوز در آن ورد ماهر نبوده و نمی توانسته خوب شمشیر را کنترل کند و حتی جان داریوش را به خطر انداخته!
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
اولی بار پس از خواندن مقاله ی پروفسور بیل ویزلی چند سال قبل بوده.مقاله ی پروفسور بیان می کرد که چه طلسم هایی به دست ایرانیان باستان ساخته شده.
من پس از دیدن ورد در لیست شروع کردم به،به احرا در آوردن آن و به لطف توضیحات کامل پروفسور بیل ویزلی توانستم عروسک مورد علاقه ی خواهرم را از پنجره به بیرون پرتاب کنم
با تشکر از تدریس خوبتون!
آتوسا،تک دختر کوروش کبیر و همسر مورد علاقه و ملکه ی داریوش بزرگ و مادر خشایارشا ساحره ای نخبه،مدافع حقوق زنان با علاقه ی فراوان به ساختن طلسم های جدید بوده.
او که زیبایی و اقتدارش زبانزد خاص و عام بود در طول زندگی پر بار خود دستور داد از روی کتابی که خود نوشته شش نسخه ی دیگر نوشته شود و در مجامع بزرگ جادوگری آن زمان قرار داده شود.
او حق تحصیل در مدارس جادوگری،درست کردن طلسم،استفاده و ساختن معجون های مختلف،حق ثبت کشفیات و ...را به زنان ایران در آن زمان داد.
او در دست نوشته هایش،که توسط پروفسور بیل ویزلی ترجمه و در اختیار مردم قرار گرفته شده،می گوید:
"مگر زنان سرزمین من چه کرده اند که این گونه در خفا قرار گرفته اند؟!چگونه یک مرد جرئت می کند حق تحصیل زنی را از او بگیرد.امروز در گوی بلورین ماندانا آینده را دیدم،اما نمی دانستم خواب بوده یا حقیقت داشته!
دیدم که نه تنها در آینده زنان حق تحصیل دارند،بلکه حق تدریس هم دارند.اما آن موقع هم هنوز در کشور من سیاست های مرد سالاری..."
دست نوشته های آتوسا را خواندیم که بزرگ ترین دغدغه اش زنان سرزمینش بود.نام او در طول تاریخ کم رنگ شد ولی هنوز که هنوزه هیچ کس نتوانسته با دروغ و تهمت نقش او را در آن زمان خراب کند.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد.10 امتیاز
همانطور که در بالا گفته شده آتوسا ورد های زیدی را ساخته.اما در بعضی از دست نوشته های گئومات یا همان بردیای دروغین گفته شده:
"دخترک از پشت داریوش بیرون آمد چوبی در دستانش بود و چشمان همچون آتش می درخشید.صورتش به ظاهر مظلوم بود اما می دانستم چیزی درست نیست اما از آستینش چوبی را بیرون اورد و به من که شمشیر را زیر گردن داریوش نگه داشته بود نگاه کرد!
سپس چشمانش را بست اگار ایده ای مهیب داشته باشد لبخندی بر روی لبان باریکش نشست و کلمه ای را زمزمه کرد.
شمشیر جواهر نشان من از دستانم بیرون آمد و بالا و بالاتر رفت و با فاصله ی تار مویی از داریوش به زمین برخورد کرد.
ساحره ی لعنتی..."
با توجه به دست نوشته های گئومات،متوجه می شویم که آتوسا برای اولین بار برای نجات داریوش از ان طلسم استفاده کرده.
اما این جا سوال پیش می آید که ما از کجا مطمئن هستیم که آن دفعه اولین بار بوده؟!زیرا،آتوسا هنوز در آن ورد ماهر نبوده و نمی توانسته خوب شمشیر را کنترل کند و حتی جان داریوش را به خطر انداخته!
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
اولی بار پس از خواندن مقاله ی پروفسور بیل ویزلی چند سال قبل بوده.مقاله ی پروفسور بیان می کرد که چه طلسم هایی به دست ایرانیان باستان ساخته شده.
من پس از دیدن ورد در لیست شروع کردم به،به احرا در آوردن آن و به لطف توضیحات کامل پروفسور بیل ویزلی توانستم عروسک مورد علاقه ی خواهرم را از پنجره به بیرون پرتاب کنم

با تشکر از تدریس خوبتون!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بار دیگر سایتی که دوست می داشتم. :)
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/06/10
آخرین ورود: سهشنبه 24 اسفند 1395 21:21
از: شبنم عشق خاک آدم گِل شد...
پستها:
143

1.تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
خب چیزی که میخوام بگم حاصل n ساعت جستجو توی کتابخونه ست
این ورد رو شخصی به اسم استاین اختراع کرد
این فرد از بدو تولد تا مرگش که حدود 450000 ساعت طول کشید، 61320 ساعت رو به تحصیل در هاگوارتز، 4800 ساعت رو به اختراع این ورد و مابقی عمرش رو به بطالت گذروند
2.چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
همیشه تنبلی عامل مهمی توی اختراعات بشر بوده و تنها تنبلی باعث شد این جادوگر ورد به این مهمی رو اختراع کنه
3.اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
دقیقا سه سال پیش، برای سوار کردن یک گربه روی یه خر واسه خنده که در نهایت گربه سوار خر شد!!!
خب چیزی که میخوام بگم حاصل n ساعت جستجو توی کتابخونه ست
این ورد رو شخصی به اسم استاین اختراع کرد
این فرد از بدو تولد تا مرگش که حدود 450000 ساعت طول کشید، 61320 ساعت رو به تحصیل در هاگوارتز، 4800 ساعت رو به اختراع این ورد و مابقی عمرش رو به بطالت گذروند
2.چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
همیشه تنبلی عامل مهمی توی اختراعات بشر بوده و تنها تنبلی باعث شد این جادوگر ورد به این مهمی رو اختراع کنه
3.اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
دقیقا سه سال پیش، برای سوار کردن یک گربه روی یه خر واسه خنده که در نهایت گربه سوار خر شد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گیلدروی لاکهارت در 1392/4/21 14:43:16
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/04/08
تولد نقش: 1396/01/08
آخرین ورود: چهارشنبه 11 فروردین 1395 23:54
پستها:
1174

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. ( 10 امتیاز )
خانم رولینگ ان ورد رو خلق کردن! اوستاد! بوخودا جواب من درست نیست؟
این خانوم یک ساحره فشفشه بودند که هیچی بلد نبودند؛ حتی نوشتن. یه روز این خانوم که خیلی در مورد داستان هری پاتر کنجکاو شده بود؛ می ره و در راه یک فردی رو به نام بیدل نقال می بینه و می گه: «سلام! برام داستان هری پاتر رو می گی؟»
بیدل نقال که یادش اومده بوده که بچه ش رو تو ماشین ظرفشوری گذاشته؛ با عجله می گه: «نه!» اما رولینگ دست بردار نیست و به اون پیشنهاد می ده که در عوضش سه روز راننده ـشون بشه. بیدل بعد از در آوردن بچه ش قبول می کنه و داستان رو می گه. اما اول رولینگ تقاضا می کنه که اول به اون نوشتن رو یاد بده.
بعد از این که رولینگ خانوم نوشتن رو یاد گرفت؛ بیدل داستان رو می گفت و این خانوم نت برداری می کردن. بالاخره رولینگ رفت داخل دنیای ماگلا و داستان خودشو پخش کرد به نام هری پاتر و فلان و فلان. هری پاتر همون کله زخمی خودمون!
رولینگ با چاپ کردن داستان به نام خودش کلی پولدار می شه و از این حرف ها...
البته رولینگ بعضی از چیز ها رو تغییر می ده. مثل ورد ها و اون ها رو چیز های از از من در آوردی می کنه.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟ ( 10 امتیاز )
هیچی! برای معادل ورد "آپیوس" هر چی فکر کرد چیزی به ذهنش نمی رسید. یک بار با یک موز سر خود و به جای "اوچ" خود به خود گفت: «وینگاردیوم له ویوسا!» بعد ها خواب دید که این الهام شده از طرف خدا بوده برای اون خانوم و جزو ورد های تغییر یافته قدیمی هست.
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ ( 10 امتیاز )
اوستاد! راستش من تازه با این ورد آشنا شدم. (فرشته درون: «چرا دروغ می گی؟ تو بلد بودی. فقط بلد نبودی اسپلش کنی.») و راستش استفاده نکردم .الان استفاده می کنم.
وینگاردیوم له ویوسا!
اوستاد! کم! من دارم می رم تو هوا. مگه این ورد واسه اشیا نبود؟ ضد وردش چیه؟ یکی منو بیاره پایین. وای، اوستاد؛ بای بای! این جا همه چی در همه. من تو هوام و دارم شوما رو می بینم از بالا. همتون اندازه یه مورچه این. دارم بالا و بالات می رم. الان از جو زمین خارج شدم. ورد نفس تو فضا چی بود؟ وای! اون فضانورده داره برام دست تکون می ده. چه باحال. منم دارم براش دست تکون میدم. اوستاد؛ الان من اینا رو نمی نویسم؛ یه چیزی هست که فکر های من رو می نویسه. الان من فضا تشریف دارم. این دستگاه یکم دیگه ارتباطش قطع می شه. خش.... خشـــــــــــــــــ! اوستاد! منو از فضا بیارین پایین.
خانم رولینگ ان ورد رو خلق کردن! اوستاد! بوخودا جواب من درست نیست؟
این خانوم یک ساحره فشفشه بودند که هیچی بلد نبودند؛ حتی نوشتن. یه روز این خانوم که خیلی در مورد داستان هری پاتر کنجکاو شده بود؛ می ره و در راه یک فردی رو به نام بیدل نقال می بینه و می گه: «سلام! برام داستان هری پاتر رو می گی؟»
بیدل نقال که یادش اومده بوده که بچه ش رو تو ماشین ظرفشوری گذاشته؛ با عجله می گه: «نه!» اما رولینگ دست بردار نیست و به اون پیشنهاد می ده که در عوضش سه روز راننده ـشون بشه. بیدل بعد از در آوردن بچه ش قبول می کنه و داستان رو می گه. اما اول رولینگ تقاضا می کنه که اول به اون نوشتن رو یاد بده.
بعد از این که رولینگ خانوم نوشتن رو یاد گرفت؛ بیدل داستان رو می گفت و این خانوم نت برداری می کردن. بالاخره رولینگ رفت داخل دنیای ماگلا و داستان خودشو پخش کرد به نام هری پاتر و فلان و فلان. هری پاتر همون کله زخمی خودمون!
رولینگ با چاپ کردن داستان به نام خودش کلی پولدار می شه و از این حرف ها...
البته رولینگ بعضی از چیز ها رو تغییر می ده. مثل ورد ها و اون ها رو چیز های از از من در آوردی می کنه.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟ ( 10 امتیاز )
هیچی! برای معادل ورد "آپیوس" هر چی فکر کرد چیزی به ذهنش نمی رسید. یک بار با یک موز سر خود و به جای "اوچ" خود به خود گفت: «وینگاردیوم له ویوسا!» بعد ها خواب دید که این الهام شده از طرف خدا بوده برای اون خانوم و جزو ورد های تغییر یافته قدیمی هست.
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ ( 10 امتیاز )
اوستاد! راستش من تازه با این ورد آشنا شدم. (فرشته درون: «چرا دروغ می گی؟ تو بلد بودی. فقط بلد نبودی اسپلش کنی.») و راستش استفاده نکردم .الان استفاده می کنم.
وینگاردیوم له ویوسا!
اوستاد! کم! من دارم می رم تو هوا. مگه این ورد واسه اشیا نبود؟ ضد وردش چیه؟ یکی منو بیاره پایین. وای، اوستاد؛ بای بای! این جا همه چی در همه. من تو هوام و دارم شوما رو می بینم از بالا. همتون اندازه یه مورچه این. دارم بالا و بالات می رم. الان از جو زمین خارج شدم. ورد نفس تو فضا چی بود؟ وای! اون فضانورده داره برام دست تکون می ده. چه باحال. منم دارم براش دست تکون میدم. اوستاد؛ الان من اینا رو نمی نویسم؛ یه چیزی هست که فکر های من رو می نویسه. الان من فضا تشریف دارم. این دستگاه یکم دیگه ارتباطش قطع می شه. خش.... خشـــــــــــــــــ! اوستاد! منو از فضا بیارین پایین.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
تنها گیاهِ سیاهِ فتوسنتز کننده ی بدون ریشه ی گرد، با ترشح مواد گازی سیاه از واکوئلش. چرا ایمان نمی آورید؟
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1392/03/24
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: سهشنبه 26 خرداد 1405 13:19
از: م ناامید نشین.. بر میگردم!
پستها:
416

بسم المرلین الکبیر العظیم
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. ( 10 امتیاز )
به نظر من مخترع این ورد مرلین بزرگ باید باشد. وی مشهورترین جادوگر در اساطیر انگلیسی است.
در افسانهها او هم عصر پادشاه آرتور بودهاست.
عبارت " شمشیر در سنگ " نیز در ارتباط با این موضوع است. قبل از اینکه شاه آرتور به عنوان بزرگ ترین شاه آن سرزمین شناخته شود مرلین جادوگر، شمشیری جادویی را درون سنگ قرار میدهد که تنها آرتور باید آن را از سنگ بیرون کشد و سپس این اتفاق می افتد.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد؟ ( 10 امتیاز )
مرلین در زمانی که میخواست آهن مورد نیاز برای ساختن شمشیر اکس کالیبور رو حمل کنه، این ورد رو اختراع و از اون استفاده کرد و زمانی که می خواست آن شمشیر رو به درون سنگ فرو کنه از ورد وینگاردیوم لوی اوسا استفاده کرد.
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ ( 10 امتیاز )
در سال 1978 در روز اول کلاس ورد های جادویی ، برای اولین بار از این ورد استفاده کردم.
در بار اول موفق بودم ولی در بار دوم توانستم میز استاد را بلند کنم و جا به جا کنم.
استاد هم به دلیل این ورد خوانی خوب من ، 10 امتیاز به اسلیترین داد!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
ساحره ی پیری بود به اسم آملیا روون که نروژ زندگی میکرد.
از بچگی همه ی اطرافیانش از نیرو های خارق العاده ی جادوگریش تعجب میکردن و اونم هر روز کارای عجیب تر و متفکرانه تری انجام میداد. 7 سالش بود که به طور افتخاری دعوتش کردن به بهترین مدرسه ی جادوگری نروژ. بعد از این که 9 سال درس خوند و 16 ساله بود که مدرک مدرسه ی جادوگری رو بین سایر فارغ التحصیل ها که 20 ساله بودن گرفت. خیلی سریع به وزارت سحر و جادو راه پیدا کرد و 18 ساله بود که ازش دعوت شد توی مدرسه تدریس کنه.
23 سالگیش عاشق یکی دیگه از مدرس های اون مدرسه ی جادوگری شد و ازدواج کردن.
6 سال بعدش بچه دار شدن.
بچه شون دو ساله بود که یه بار یواشکی چوبدستیِ مامانشو برداشت و مامانش که خواب بود رفت بالای سرش و اومد به تقلید از مامانش یه چیزی بگه و جادو کنه. که خب با اون زبون بچگونه ش اظهار داشت!:
- وینگاردیوم له ویوسا!
مامان و باباش توی هوا شناور شدن و کلی هم دردسر کشیدن تا بتونن بیان پایین! حالا جالب اینجاس که آملیا، این وردو به اسم خودش ثبت کرد. در حالی که مخترع اصلی ورد، دیوید کینگ، پسر آملیا بود.
که خب البته با توجه به سنش نمیشه اسمشو مخترع گذاشت!
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
طبق اطلاعاتی که بالا دادم، اتفاقی که باعث شد این ورد ثبت بشه شناور شدن توی هوا توسط بچه ی 2 ساله ی املیا بود.
که خب البته اینکه اون چوبدستی در اختیار اون بچه قرار گرفت هم خودش کاملا اتفاقی بود.
وقتی مامان بابای دیوید خواب بودن، دیوید داشت توپ بازی میکرد. توپش از دستش در رفت و خورد به میز کار مامانش و چوبدستی مامانش از روی میز غلتید و افتاد پایین و دیوید هم برش داشت و فوقع ما وقع!
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
اولین بار، من وقتی سال اول هاگوارتز بودم ازش استفاده کردم تا یه پرو بلند کنم
ولی حرکت دستم درست نبود و پره مث فشنگ از روی میز پرید و رفت توی دماغ یکی از بچه های کلاس گیر کرد و من تنبیه شدم!
ساحره ی پیری بود به اسم آملیا روون که نروژ زندگی میکرد.
از بچگی همه ی اطرافیانش از نیرو های خارق العاده ی جادوگریش تعجب میکردن و اونم هر روز کارای عجیب تر و متفکرانه تری انجام میداد. 7 سالش بود که به طور افتخاری دعوتش کردن به بهترین مدرسه ی جادوگری نروژ. بعد از این که 9 سال درس خوند و 16 ساله بود که مدرک مدرسه ی جادوگری رو بین سایر فارغ التحصیل ها که 20 ساله بودن گرفت. خیلی سریع به وزارت سحر و جادو راه پیدا کرد و 18 ساله بود که ازش دعوت شد توی مدرسه تدریس کنه.
23 سالگیش عاشق یکی دیگه از مدرس های اون مدرسه ی جادوگری شد و ازدواج کردن.
6 سال بعدش بچه دار شدن.
بچه شون دو ساله بود که یه بار یواشکی چوبدستیِ مامانشو برداشت و مامانش که خواب بود رفت بالای سرش و اومد به تقلید از مامانش یه چیزی بگه و جادو کنه. که خب با اون زبون بچگونه ش اظهار داشت!:
- وینگاردیوم له ویوسا!
مامان و باباش توی هوا شناور شدن و کلی هم دردسر کشیدن تا بتونن بیان پایین! حالا جالب اینجاس که آملیا، این وردو به اسم خودش ثبت کرد. در حالی که مخترع اصلی ورد، دیوید کینگ، پسر آملیا بود.
که خب البته با توجه به سنش نمیشه اسمشو مخترع گذاشت!
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
طبق اطلاعاتی که بالا دادم، اتفاقی که باعث شد این ورد ثبت بشه شناور شدن توی هوا توسط بچه ی 2 ساله ی املیا بود.
که خب البته اینکه اون چوبدستی در اختیار اون بچه قرار گرفت هم خودش کاملا اتفاقی بود.
وقتی مامان بابای دیوید خواب بودن، دیوید داشت توپ بازی میکرد. توپش از دستش در رفت و خورد به میز کار مامانش و چوبدستی مامانش از روی میز غلتید و افتاد پایین و دیوید هم برش داشت و فوقع ما وقع!
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
اولین بار، من وقتی سال اول هاگوارتز بودم ازش استفاده کردم تا یه پرو بلند کنم
ولی حرکت دستم درست نبود و پره مث فشنگ از روی میز پرید و رفت توی دماغ یکی از بچه های کلاس گیر کرد و من تنبیه شدم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

بسم الارباب الظالم الظلیم
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
مخترع این ورد...اممممم...ارباب، لرد تاریکی بودن. ارباب اوقات فراغت خود را با ورد سازی میگذارندن، البته تا یک سالگی! بعد از اون زمان که دیگه رفتن سراغ اختراع نفرین های کشنده و خطرناک. ایشون علاقه ی مفرطی به جد بزرگوارشون سالازار اسلیترین دارن، که ایشون الان پروفسور هستن. بعد از پروفسور شدن ایشون، علاقه ی لرد به ایشون بیشتر شد چرا که میدونن و یقین دارن، جد بزرگوارشون از حامیان شخص خود لرد تاریکی حمایت کرده و در صورت وجود اشتباهاتی در پاسخنامه ی امتحان، آنها را نادیده گرفته و نمره ی کامل را پایین ورقه امضا میکنن.
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
همان طور که شما اطلاع دارین جد گرامی ارباب، همراه ایشون و مرگخوارانشون زندگی میکردن، و وظیفه ی نگهداری و پرستاری از ایشون به عهده ی مرگخوارهای نحیف و ظریف ساحره و بعضا به عهده ی شخص شخیص لرد تاریکی بود. روزی ایشون هنگامی که داشتن جدشون رو از پله های خانه ی ریدل بالا میبردن (در حال کول کرده) ناگهان به فکر این میوفتن که یکی گاری را با جادو بلند کرده و جد را همراه با آن به طبقه های بالا ببرد. از اونجایی که ذهن همایونی در همان ثانیه خلاقیت و ذکاوت خود را ثابت میکند، حسی درونی به لرد میگه: وینگاردیوم له ویسا...وینگاردیوم له ویسا! ناگهان گاری بلند شده و پروفسور آینده روی آن به پرواز درماید. شواهدی هست که ایشون هنگام پرواز با گاری، از شادی در پوست خود نمیگنجن و پوستشون ترک برمیداره. و گرنه انقدر پیر نیستن. ته تهش20 سالشونه!
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
اولین باری که از این ورد استفاده کردم، پنج ساله بودم. از همون دوران به آشپزی علاقه داشتم. دختر همسایه رو به آشپزخونه برده بودم تا با هم رولی گوشت درست کنیم. همین که فهمید اون قراره رولت گوشت بشه، اقدام به فرار کرد. از اونجایی که فاصله ی زیادی با ساطورم داشتم، با این ورد اونو بلند کردم و دقیقا وسط فرق سرش فرود آوردم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
I don't know which me that I love ... got no reflection!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1391/11/27
آخرین ورود: جمعه 12 تیر 1394 00:26
از: اسمون داره میاد یه دسته حوری!
پستها:
305

- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
مخترع این ورد یکی از دوستان پت و مت بوده! پت و مت می خواستند که جعبه ای سنگین را از پایین ترین طبقه به بالاترین طبقه ببرن که امدند از دوست جادوگرشان بپرسند چی کار کنیم و جادوگر این ورد را اختراع کرد.
- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
تو سوال بالا گفتم. درباره ی زندگیش: مردی ثرمتمند و منظم بوده که سال های سال در پیش استادش گودریک گریفندور به فراگیری جادو مشغول بوده.
- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
با چماغ زدم تو سر ترول!
مخترع این ورد یکی از دوستان پت و مت بوده! پت و مت می خواستند که جعبه ای سنگین را از پایین ترین طبقه به بالاترین طبقه ببرن که امدند از دوست جادوگرشان بپرسند چی کار کنیم و جادوگر این ورد را اختراع کرد.
- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
تو سوال بالا گفتم. درباره ی زندگیش: مردی ثرمتمند و منظم بوده که سال های سال در پیش استادش گودریک گریفندور به فراگیری جادو مشغول بوده.
- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
با چماغ زدم تو سر ترول!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شیفته یا تشنه؟
مسئله این است!
جزئیات کاربر

1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
یا سالازار یادتون نیست خودتون کشف کردید. جناب سالازار من چه بگم درباره ی زندگی شما
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
داشتید باگودریک شوخی می کردید ناگهان می خواستید بگویید اوا کادورا زبانتان نچرخید گفتید وینگادا له ویو سا
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
داشتم باهری پاتر شوخی می کردم وردو گفتم جعبهرا بلند کردم زدم توی سر هری.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
مراقب خودت باش.
جزئیات کاربر

جلسه ی اول
مدت ها بود که دلش میخواست تاریخ جادوگری را تدریس نماید تا شاید بتواند تاریخ واقعی دنیای جادوگری را بر همگان آشکار نماید اما به دلایل نا معلومی مدیران قبلی این درس را به او واگذار نمیکردند گرچه درسهایی که در این سالها تدریس میکرد درس های مهمی بودند اما این پیرمرد هدف های خودش را داشت.
امسال که او مدیر شده بود قضیه فرق میکرد، دیگر میتوانست اهدافش را اجرا نماید، اما حیف که وعده ی این درس را در عوض کمکی به دوستش داده بود و ناچار مجبور شده بود برای این ترم درس دیگری را تدریس نماید.
سالازار اسلایترین کبیر با لباسی فاخر که رنگ سبز و طلایی در آن موج میزد با ظاهری آراسته و مرتب پشت پنجره ی کلاس ایستاده بود و منظره ی زیبایی که روبه رویش بود نگاه می کرد .
در همین حین بچه ها وارد کلاس شدند، هر یک بعد از گفتن سلام به سمت جاهایشان رفتند و بعد از نشستن کتابهایشان را در آوردند.
سالازار به سمت بچه ها آمد و سرفه ای کوتاه کرد .
- بچه های عزیز، روانمنش های دوست داشتنی ، آغاز سال تحصیلی جدید رو بهتون تبریک میگم. امیدوارم که از قوانین پیروی کنید و همه با هم بتونیم ترم خوبی رو در کنار هم سپری کنیم. البته با شما خون فاسد ها نبودم امیدوارم باسیلیسک بخوره شماها رو خلاص شم.
سپس به سمت تخته رفت و گفت :
- بهتره کتاب هاتون رو جمع کنید .
سپس با اشاره ی چوب دستی اش از کمد انتهای کلاس به تعداد بچه ها پر بیرون آورد و روی میز هرکدامشان گذاشت.
یکی از بچه ها بلند شد و گفت :
- آقا اجازه ، من اون موقع که به هاگوارتز دعوت نشده بودم یه کتاب خونده بودم به اسم هری پاتر ، توی اون کتاب استادشون بهشون گفت این پرها رو به پرواز در بیارن .
سالازار زیر لب وردی خواند و بعد از چند ثانیه پسرک نا پدید شد .
- بعد میگن چرا از خون فاسد ها بدت میاد ، خب همین کارها رو میکنن دیگه. در ضمن لازم نیست نگران هم کلاسیتون باشید ، جاش امنه ، پیش فیلیچ داره شکنجه میشه .بهتره برگردیم به درس .
به پشت میزش رفت و نشست.
- این جلسه میخوام به عنوان اولین ورد " وینگاردیوم له ویوسا " رو بهتون درس بدم. این ورد برای جابه جا کردن اشیا به کار میره . تنها کاری که لازمه بکنید اینه که مچ دستتون رو آروم به سمت عقربه های ساعت بچرخونید و ورد رو بخونید . نوک چوب دستی باید بعد از ادا کردن ورد به سمت جسم مورد نظر که در اینجا پر هستش باشه . سپس باید جسم رو هدایت کنید .
- استاد این که آسونه.
-استاد این رو که همه بلدیم.
- استاد این رو که تو کتاب هری پاتر خونده بودم.
دخترک جمله ی سوم بلافاصله بعد از ادا کردن جمله اش غیب شد .
- حالا که اینطوره پس تکالیفتون رو یادداشت کنید .
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
مدت ها بود که دلش میخواست تاریخ جادوگری را تدریس نماید تا شاید بتواند تاریخ واقعی دنیای جادوگری را بر همگان آشکار نماید اما به دلایل نا معلومی مدیران قبلی این درس را به او واگذار نمیکردند گرچه درسهایی که در این سالها تدریس میکرد درس های مهمی بودند اما این پیرمرد هدف های خودش را داشت.
امسال که او مدیر شده بود قضیه فرق میکرد، دیگر میتوانست اهدافش را اجرا نماید، اما حیف که وعده ی این درس را در عوض کمکی به دوستش داده بود و ناچار مجبور شده بود برای این ترم درس دیگری را تدریس نماید.
سالازار اسلایترین کبیر با لباسی فاخر که رنگ سبز و طلایی در آن موج میزد با ظاهری آراسته و مرتب پشت پنجره ی کلاس ایستاده بود و منظره ی زیبایی که روبه رویش بود نگاه می کرد .
در همین حین بچه ها وارد کلاس شدند، هر یک بعد از گفتن سلام به سمت جاهایشان رفتند و بعد از نشستن کتابهایشان را در آوردند.
سالازار به سمت بچه ها آمد و سرفه ای کوتاه کرد .
- بچه های عزیز، روانمنش های دوست داشتنی ، آغاز سال تحصیلی جدید رو بهتون تبریک میگم. امیدوارم که از قوانین پیروی کنید و همه با هم بتونیم ترم خوبی رو در کنار هم سپری کنیم. البته با شما خون فاسد ها نبودم امیدوارم باسیلیسک بخوره شماها رو خلاص شم.
سپس به سمت تخته رفت و گفت :
- بهتره کتاب هاتون رو جمع کنید .
سپس با اشاره ی چوب دستی اش از کمد انتهای کلاس به تعداد بچه ها پر بیرون آورد و روی میز هرکدامشان گذاشت.
یکی از بچه ها بلند شد و گفت :
- آقا اجازه ، من اون موقع که به هاگوارتز دعوت نشده بودم یه کتاب خونده بودم به اسم هری پاتر ، توی اون کتاب استادشون بهشون گفت این پرها رو به پرواز در بیارن .
سالازار زیر لب وردی خواند و بعد از چند ثانیه پسرک نا پدید شد .
- بعد میگن چرا از خون فاسد ها بدت میاد ، خب همین کارها رو میکنن دیگه. در ضمن لازم نیست نگران هم کلاسیتون باشید ، جاش امنه ، پیش فیلیچ داره شکنجه میشه .بهتره برگردیم به درس .
به پشت میزش رفت و نشست.
- این جلسه میخوام به عنوان اولین ورد " وینگاردیوم له ویوسا " رو بهتون درس بدم. این ورد برای جابه جا کردن اشیا به کار میره . تنها کاری که لازمه بکنید اینه که مچ دستتون رو آروم به سمت عقربه های ساعت بچرخونید و ورد رو بخونید . نوک چوب دستی باید بعد از ادا کردن ورد به سمت جسم مورد نظر که در اینجا پر هستش باشه . سپس باید جسم رو هدایت کنید .
- استاد این که آسونه.
-استاد این رو که همه بلدیم.
- استاد این رو که تو کتاب هری پاتر خونده بودم.
دخترک جمله ی سوم بلافاصله بعد از ادا کردن جمله اش غیب شد .
- حالا که اینطوره پس تکالیفتون رو یادداشت کنید .
1- تحقیق کنید و مخترع این ورد را بیابیدو راجع به زندگی اش اندکی توضیح دهید. 10 امتیاز
2- چه اتفاقی منجر شد که او این ورد را بسازد 10 امتیاز
3- اولین باری که از این ورد استفاده کردید کی بود؟ برای چه کاری استفاده کردید و چه اتفاقی افتاد ؟ 10 امتیاز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در 1392/4/20 11:42:42
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

