"سگ پدر" یا "پدرسگ"

فوش ندادیما استاد! طبیعتا این موجود حاصل ازدواج سگ با یکی از پرندگانه، اما چرا "مادرسگ" نه؟! خوب طبیعتا پرنده که زورش نمیرسه با سگ صمیمیت کنه، سگ زورش میرسه

2.به نظر شما سگ پدر چه نوع غذایی دوست داره؟ (5 نمره)
والا ای با ای دهن گشادش چی دوس نداره! بیاد منم بخوره دیگه!
اگر طبعش به مادرش رفته باشه باس دونه بخوره اما خو شما تصور کن دونه بریزی واسش، لامصب چجوری دونه هارو از رو زمین برچینه؟ اصن حالیش میشه؟
اینه که با این استدلال طبعش به پدرش رفته و پاچه میگیره و گوشت خواره، استخون هم دوست داره. 3. سگ پدر رو در کجا ها میشه یافت؟ (5 نمره)
در جنگل های توریستی! خانواده های مشنگ پامیشن میرن جنگل صفاسیتی بعد چون مشنگن و بی شعور سگشون رو جا میزارن! اونجا هم که سگ و اینا پیدا نمیشه ... سگ بیچاره مجبور میشه بره با پرنده ها ازدواج کنه.
4. فرض کنید جای من هستید، وقتی به دنبال سگ پدر رفتم او چجوری به من حمله کرد و من چجوری رامش کردم؟ به صورت رول (15 نمره)
هوا بس ناجوانمردانه شخمی بود! یعنی خوراک شخم زدن بود، مناسب ترین زمان فصل ... ویلبرت داشت واسه خودش همینجوری تو مزرعه قدم میزد که دید اون دور دورا صدای غار غار محزونی میاد ... چجوری تشخیص داد غار غارش محزونه؟! خوب معلم مراقبت از موجودات جادویی بود به هر حال! کنجکاو شد و جلو رفت و دید کلاغ شیطون، شده زار و پشیمون، نشسته یه گوشه داره غاه غاه گریه میکنه و با بالش میزنه تو سر خودش.
ویلبرت رفت جلو و گفت: چرا گریه میکنید خانوم کلاغه؟
ویلبرت دیوونه نبود! بلکه به زبان کلاغ ها غار غار کرد و ما ترجمه شو براتون آوردیم که در جریان قرار بگیرید. چرا ویلبرت غارزبانه؟ اون بالا یه ساعت واستون قصه اسلین کُرد شبستری تعریف کردم؟! معلم مراقبت از موجودات جادوییه خوب وارده دیگه

کلاغ دست از زاری برداشت و گفت: همشون همینن بی شرفا
همه ی نرا عین همن ... پرنده و خزنده و پستاندار سر و ته یه کرباسن! اولش عاشق پیشه ان، خوش برخوردن، خرشون که از پل گذشت همه چی تمومه ... میگم خوب بیا این توله ات رو وردار ببر خودت بزرگ کن میگه مال شوهر کلاغته به من چه، این توله کجاش شبیه کلاغه؟ میگه چمیدونم شایدم مال اون تمساحه اس، رابطه ما تموم شده خدافظ برای همیشه.ویلبرت که حسابی مشتاق شده بود سعی کرد تیریپ همدردی ورداره که به هدفش برسه، قیافشو محزون کرد و با بغض گفت:
- چه بانوی ستمدیده و وفاداری
حالا اون نامرد چه جونوری بود؟- سگ!
- واو
میشه فرزند برومندتون رو ببینم؟ 
- کدوم؟ جوجه کروکدیل پرنده هه؟ جوجه کلاغه؟ مار بالداره؟
- چه فعال! همین توله سگ رو عرض کردم.
- من چمیدونم کدوم گوری رفته! عاقبت بچه ی طلاق همینه دیگه، پدر که بالاسرش نباشه یا با گرگینه ی همسایه میره چیزکشی یا مست میکنه و میاد لونه رو به هم میریزه ...
- بله خوب، سگ ها برخلاف تصور مشنگ ها اصلا باوفا نیستن و بسیار خیانتکارن ... برا همین موجوداتی مثل بچه ی شما همیشه با مشکلات تربیتی و عقده های دوران کودکی بزرگ میشن و بسیار وحشی و درنده خو هستن.
درسته که ویلبرت معلم مراقبت از موجودات جادوییه و غارزبانه و کلی مهارت های دیگه، ولی چشاش انقدر تیز نیست که بتونه اشاره ها و ابرو بالا انداختن های کلاغ رو تشخیص بده دیگه ... خلاصه فرزند برومند کلاغ همون لحظه وارد منزل شده بود. جالب میشد اگه شاخ و شونه بکشه که کی عقده داره و این حرفا بعد حمله کنه ولی خوب خیلی اعصاب نداشت و بلافاصله از پشت پرید و پاچه ویلی رو گرفت!
- هــــــوی! هـــــــــوشّــــه! ول کن پدسّگ!
- ولش کن مادر قربونت بره ... ول کن آقارو عزیزم

ویلبرت بالاخره موفق شد چوبدستیشو بکشه بیرون و ...
- قفسیوس!
پدرسگ مذکور در قفس قرار گرفت.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




نخند خانوم! نخند آقای محترم! چه معنی داره آدم به مصائب حیوونا بخنده؟! مگه من با شما شوخی دارم؟!







(17.95 KB)






) هم توی خونمونه. بعد اینطوریه که ما الان نوادهی اسلیترینیم، ولی توی هافلپافیم. فایده نداره، ولی ذاتیه. متوجه هستید استاد؟ یه چیزایی دست خود موجود نیست! 

هااااوووم... خوابمون گرفت...

