خلاصه:
لرد سیاه در اثر نوشیدن معجون مرکب اشتباهی صاحب موهای بسیار بلندی شده و مرگخوارا در حال تلاش برای حل این مشکل هستن. ولی به جای حل مشکل اشتباها معجونی به لرد داده می شه که اونو تبدیل به وینکی می کنه.
......................
-فرمودیم ما اربابیم و اگر یک بار دیگر گوش ما را بکشی...
ایرما با آرامش گوش لرد وینکی را گرفت و محکم کشید و با چهره ای منتظر به جن خانگی خیره شد.
لرد سیاه با آن قد کوتاهش، برای نگاه کردن به ایرما مجبور بود سرش را بالا بگیرد...و در این حالت اصلا احساس اقتدار نمی کرد!
-خب...اگه یک بار دیگر گوش ما را بکشی...بسیار ناراحت خواهیم شد.
ایرما از بردن لرد وینکی منصرف شد.
-تو از اول جن غیر عادی ای بودی. حتما به ارباب پیشنهاد می کنم تو رو بفروشیم و به جات تسترال بخریم. حداقل می شه سوارش شد و در محوطه خانه ریدل تردد کرد.
با دور شدن ایرما، لرد وینکی تک و تنها ماند...و دچار بحران هویت شد!
حالا او اربابی بود که باید دستور می داد یا جنی که باید دستور می گرفت؟
روحش هنوز ارباب بود...ولی معجون روی جسم و مغزش تاثیر گذاشته بود. تمایل عجیبی به گردگیری پیدا کرد!
-اوممم...ما باید هم اکنون یک دستمال بیابیم! سپس به گرد و خاک ها دستور خواهیم داد از این مکان دور شوند.
-هی وینکی...این جایی؟ دنبالم بیا. مرگخوارای معترض تو زیر زمین جمع شدن. باید یه فکری به حال خودمون بکنیم. زود باش. تا جلسه شروع نشده باید خودمونو برسونیم. اون پایین کلی کار هست که باید انجام بدی.
گوش های بزرگ لرد وینکی با کنجکاوی به حرکت در آمد...
مرگخواران معترض؟...جلسه؟...زیر زمین؟
بوی کودتا می آمد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










