هکتور که دید کسی داوطلب نشد دستاشو بهم مالید.
- خب...خب... پس انتخابو سپردین دست من؟ هوم بذار ببینم...
هکتور درحالیکه چشماش برق شیطانی میزدن جلو اومد و با دقت و وسواس دانش آموزان را از نظر گذروند تا یه دونه خوبشو واسه معجون کردن انتخاب کنه.
دانش آموزا:
هکتور:
شایعه است عده ای همونجا جان به جان آفرین تسلیم کردن تا از رنج معجون خوردن و معجون شدن راحت شن و اونایی هم که انقدر شانس نداشتن از دنیا برن مشغول نوشتن وصیت نامه هاشون بودن. بوی نامطبوعی به تدریج کلاسو برداشت که البته هیچ ربطی به خوراک لوبیاهایی نداشت که تو پست قبلی ملت داشتن به زور تو دهنشون میچپوندن.
همون لحظه انگشت هکتور بلند شد و به طرف یه دانش آموز ریزه میزه نشونه رفت که یه حوضچه هم زیر پاش تشکیل شده بود.
شتــــــرق!
در کلاس با صدای بلندی از جاش دراومد و پرت شد رو میز استاد و پاتیل و محتویات رو میز رو به بوق عظمی داد. بلافاصله هم یکی سوار بر گاومیش وارد کلاس شد. پشت سرشم شخص وزیر ناله و نفرین کنان قدم به سوژه گذاشت.
- استاد اجازه؟ما بگیم؟ما بگیم؟!من میخوام معجون شم!بعد برم محفل درخواست عضویت بدم بعد چاق بشم چله بشم بعدش میام تو منو بخور!
هکتور با همون حالت درحالیکه انگشتش نصفه نیمه رو هوا مونده بود برگشت تا جمالش به روی کتی بل روشن و فرخنده شه! یه نگاه به کتی انداخت که پشت گاومیش دزدیش آروم و قرار نداشت. یه نگاهم انداخت به بارفیو که اینهمه راهو از کافه محفل ققنوس دنبال کتی بل تا اینجا دوییده بود تا در امیدی عبس بتونه گاومیششو پس بگیره. بعد دوباره به کتی نگاه کرد.
هکتور جنون داشت. جنون معجون سازی. گرچه استعدایم تو این زمینه نداشت ولی بالاخره جنون جنونه دست آدم که نیست! ولی قطعا تا این حد دیوونه نبود که از آدمی مثل کتی بل بخواد معجون درست کنه. بیشتر از 90 درصد معجونای هکتور تاثیراتی مشابه حال و روز کتی داشتن و هکتور برای آزمایش نیاز به یه آدم سالم داشت نه یه دیوونه طلسم شده که ممکن بود عوارض طلسم شدگیش رو معجون حتی اثر منفی بذاره. برای اولین بار یه نفر تو عمر هکتور پیدا شده بود که حاضر بود داوطلبانه تبدیل به معجون شه و این نشانه قاطع دیوانگیش بود ولی برای اولین بار هکتور تو عمرش تمایلی نداشت از این داوطلب جان بر کف به عنوان نمونه آزمایشیش استفاده کنه. هکتور نیاز مفرطی داشت تا بهانه ای برای دست به سر کردن کتی پیدا کنه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج











