جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

43 کاربر(ها) آنلاین هستند (35 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
42
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  253 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 30 آذر 1396 02:04
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
نجینی آراگوگو قورت داده و لرد دستور می‌ده اونو صحیح و سالم از داخل شکم نجینی نجات بدن.
مرگخوارا لایتینا رو به همراه معجون پونه (مار از پونه بدش میاد) به خورد نجینی می دن بلکه آراگوگو بالا بیاره!

..................

لایتینای پرتابی توسط مرگخواران، با سرعت سرسام آوری به طرف دهان نجینی به پرواز در آمد.

در فاصله بین مرگخواران و دهان نجینی، کل زندگی اش همچون فیلمی خسته کننده از جلوی چشمانش رد شد...و سر انجام خود را در محیطی تاریک، مربوط و ماری یافت!
-قورت داد...لعنتی! منو قورت داد!

از جا بلند شد...

یعنی سعی کرد بلند شود!

ولی مگر می شد؟!

سطح گلوی نجینی بسیار لیز و لغزنده بود. هی پا شد...هی افتاد زمین...هی پا شد...هی لیز خورد.
بالاخره خسته شد. شنلش را روی زمین پهن کرد و روی آن نشست.
-لیزی...هان؟ خب منم اینجوری به راهم ادامه می دم. باید هر طور شده معده تو پیدا کنم و معجونو بریزم توش.

و شروع به سر خوردن به طرف پایین کرد...
طولی نکشید که با شنیدن صدایی متوقف شد!

-اوهوی...کجا؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 23 آذر 1396 19:00
نمایش جزئیات
آفلاین
- منظورت چیه ؟

آراگوگ نگاهی به مرگخواران انداخت .
- کی این سوالائو پرسید؟

کسی از جایش تکان نخورد . حتی دهن باز نکرد .
- ما ما .
- کی داره ادای گاو در می یاره ؟

مرگخواران نگاه هایی به یکدیگر انداختند .
- نکنه ...بانز؟
- اوهوم .
- خب ، تو ...
- عنکبوت !
- بانز تویی؟
- نه به مرلین . ما فقط..
- عنکبوت !

نگاه های مرگخواران به سمت صدا برگشت. مثل اینکه لرد احیا شده بود .
- ارباب .

لرد نگاهی به بلاتریکس انداخت و نگاهی به عنکبوت . سپس جیغی صورتی کشید .
- جججییغغغغ .عنکبوت !بکشینش.
- ای به چشم .

لینی چوبدستی ای با ابعاد مولکولی از ردای مولکولی ریزش درآورد . او برای اربابش هرکاری می کرد . او دل پری داشت به خصوص از آراگوگ . به خصوص از روز هایی که آراگوگ می خواست به عنوان پیش غذا سروش کند .....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I'm learning that who I'm is'nt so bad.The things that make me different are the things that make me



پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 11 آذر 1396 18:24
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:
نجینی آراگوگو قورت داده و لرد دستور می‌ده اونو صحیح و سالم از داخل شکم نجینی نجات بدن.
مرگخوارا تصمیم می‌گیرن لایتینا رو به همراه معجون پونه (مار از پونه بدش میاد) به خورد نجینی بدن بلکه آراگوگو بالا بیاره!
---------------

درسته که نجینی قبول می‌کنه لایتینا رو بخوره، اما لایتینا همچنان در مرحله‌ی انکار به سر می‌بره.
- من بدمزه‌م. ماگلی شدم. نذارین نجینی هم ماگلی بشه.

عجز و لابه‌ی لایتینا مانع از مدفون شدنش زیر سایه‌های بلند مرگخوارا که دور تا دورش حلقه می‌زنن نمی‌شه.
- هدفونتو در بیار.
- هرچیو می‌خوای با خودت ببر، اما هدفونمو با خودت نبر!

همون موقع دستی دراز می‌شه و هدفون لایتینا رو با خودش می‌بره.

- ازت متنفرم.

با ظاهر شدن سایه‌ی مار مانندی که متعلق به نجینی بود، معجون پونه‌ای در دستان لایتینا قرار می‌گیره.
- آخه چرا من؟ هم هدفونمو ازم می‌گیرین هم می‌خواین خوراک نجینی شم؟ دو تا ضربه در یک روز؟ نامردا، خب یه نفرو انتخاب کنین که یه ضربه بخوره.

دست مرگخواران این‌بار به قصد شوت کردن لایتینا به داخل دهن نجینی، دور بازوهاش حلقه می‌شه.

- از همه‌تون متنفرم.

باز شدن دهن نجینی همانا و پرتاب شدن لایتینا به سمتش نیز همانا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 11 آذر 1396 17:49
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 آذر 1396 01:15
نمایش جزئیات
آفلاین
بلاتریکس و نارسیسا سعی داشتند لایتینا رو به همراه معجون پونه به زور وارد حلق نجینی کنند، ولی نجینی امتناع میکرد.

- با فرزند ما با نرمش رفتار کنید!

نجینی درحالی که تمایلی به پس دادن غذایی که خورده بود نداشت از زیر دست اونها می‌خزه و پشت صندلی لرد چنبره میزنه و دُم‌ش رو دور لرد حلقه میکنه و سرش رو زیر صندلی میبره. لرد درحالیکه دُم نجینی رو نوازش میکرد سعی داشت تا متقاعدش کنه :

- فرزندم بیا بیرون شام بخور!
-
- ما نمیذاریم هیچ خطری تو رو تهدید کنه. بیا بیرون!
-
- لازمه که آراگوگ برای کاری برگرده. بعد از اینکه کار ما باهاش تمام شد دوباره میتونی قورت‌ش بدی. بخاطر پاپا!
-

و به اینصورت نجینی قبول میکنه تا لایتینا رو بخوره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط نجینی در 1396/9/9 1:23:40
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 9 آذر 1396 00:56
نمایش جزئیات
آفلاین
در انتهای جمعیت مرگخواران، شخصی با اشتیاق به بالا و پایین میپرید.

- وفاداری رو باید از این مرگخوار یاد گرفت. آفرین لاتینا. بیا جلو. هدفونتم بنداز اون طرف که یه دفعه توی گلوی بانو نجینی گیر نکنه.

بالا و پایین پریدن لایتینا متوقف شد ولی هنوز اشتیاق در چشمانش دیده میشد.
- نه من نمیخوام خورده بشم که. ولی یه پیشنهاد دارم. لیسا رو بدین بخورن؛ یا لینی. لیسا بهتره. قهر دون هاش از بین نمیرن.

با قیافه ای "مثلا" کنجکاو به همه نگاه کرد و انتظار پرسیدن چرا را داشت اما با بی توجهی افراد تصمیم گرفت خودش چرا را طرح کند.
- میدونین چرا؟
-پاپا پس غذای من چی شد؟

اخم های بلاتریکس پدیدار شد.
- نجینی جان گرسنن. زود آماده خوردن شو.
- باشه باشه. قهر دونای لیسا دوباره در میان بعد معده نجینی بزرگ میشه و بوووم! میترکه! خیلیم ایده توپیه.

و دوباره هدفون را بر روی گوشش قرار و مشغول گوش دادن آهنگ شد.

- ایده منطقی نیست. بیا اینجا پونه بریزم توی دستت. عجله کن نجینی... لایتینا...لایتینا! دارم با تو حرف میزنما!

لایتینا در دنیای آهنگ های خودش بود که با یک تو سری خیلی ساده به خودش آمد.
- بله چی شده؟ چرا اینجا جمع شدین؟
- اون وسیله ماگی رو در بیار و بیا اینجا.
- چی؟ هدفون؟ اگر ازش جدا بشم میمیرم!
- باید درش بیاری. گیر میکنی تو گلوش!
- نه امکان نداره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قهر،قهر،قهر تا روز قیامت!
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 8 آذر 1396 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین
-ميگم...

چوبدستى بلاتريكس به سمت هكتور نشونه رفت.
-نگو!... تو هيچى نگو.
-باور كن بايد بگم. اصلا نگم نميشه!

بله! همه مى دونستن كه بايد بگه. وگرنه به قدرى مى لرزيد كه ستون هاى خونه از جا كنده بشن!

-بگو هك... فقط...

دو سه جرقه از نوك چوبدستى بلاتريكس شليك و باعث كز خوردن سبيل هاى رودولف شد.
-اگه از اون ايده هاى درخشان قبليت باشه، لاى موهام خفت ميكنم!

هكتور با نگاهى به خرمن گيسوى بلاتريكس، آب دهنش رو به سختى قورت داد و با دو، سه ويبره سطحى، به خودش مسلط شد.
-نه نه! نميخوام بگم از دم، مثل خمير دندون فشارش بديم تا هرچى توشه بياد بيرون!... نه! ميخوام بگم كه وقتى بهترين معجون ساز قرن بغل دستتونه، چطورى دست و چوبدستيتون ميره كه از اين مرتيكه بوقى معجون بگيرين؟... اين اصلا با نجينى خصومت شخصى داره... من الان ميرم و براتون...

مابقى صحبت هاى هكتور، در لا به لاى موهاى بلاتريكس نا مفهوم به گوش مى رسيد.

-خب... چى شد؟... كدومتون در راه سياهى اين ماموريت رو انجام ميده و شام نجينى ميشه؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 8 آذر 1396 17:46
نمایش جزئیات
آفلاین
مرگخواران در عمق مفهوم "آلویز" اسنیپ در حال غرق شدن بودن. در همین حین شیشه معجون کوچک از دست نارسیسا ول شد. مرگخواران سعی کردن علاوه بر غرق نشدن شیشه رو نجات بدن. اونا مرگخوار بودن، نشان شوم داشتن، نقاب خفن و گولاخ میزدن، آوادا میزدن به ملت، باید از پس غرق شدن و نجات شیشه معجون برمیومدن.

- پاپا! شام!

صدای جیغ نجینی باعث شد مرگخواران از عمق مفهوم آلویز نجات پیدا کنن. حتی کائنات و عمق‌های مفهوم هم اونقدر عقل و شعور داشتن که بدونن شام خواستن تنها مار خونه ریدل شوخی بردار نیست.

- پرنسس شام میخوان.
- چی بدیم بخورن؟
- درواقع کیو بدیم بخورن؟

مرگخواران نگاهی بهم دیگه انداختن. باز هم نگاه کردن، اونقدر نگاه کردن که خسته شدن و نشستن. و بعد باز هم نگاه کردن!

- خب؟
- هرکی که میره خورده بشه لطفا این معجونم به عنوان نوشیدنی به پرنسس تعارف کنه.

اسنیپ معجون پونه‌ای رو که خودش نفهمیده بود کی و چطور نجات داده رو، در آورد و دقیقا وسط دایره تشکیل شده توسط مرگخواران گذاشت.

- شام!

- یکیتون با زبون خوش میره یا خودم یکیتونو با روش‌هام تقدیم پرنسس میکنم.

بلاتریکس بلند شد و چوبدستی شو بیرون آورد. مرگخواران باز هم به همدیگه نگاهی کردن. بالاخره سرنوشت یکیشون با تبدیل به شام شدن گره خورده بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1396/9/8 22:07:25
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 آذر 1396 15:31
نمایش جزئیات
آفلاین
همه مرگخواران به هکتور زل زده بودند و منتظر جوابی از جانب وی بودند.
_ خب؟

هکتور نیز به هم گروهی هایش نگاه کرد.
_ خب؟!
_ مسخره کردی هک؟ خب بگو نجینی رو چیکارش کنیم یعنی؟

هکتور که متوجه شده بود امید همگان به اوست، به سرعت عقب نشینی کرد.
_ یعنی واقعاً منتظرین من بگم؟! من تا همین جاش که این پیشنهاد رو دادم هم از خودم توقع نداشتم!

انواع و اقسام ناسزا بود که سمت هکتور سرازیر شد.

_ ای بابا... پس چیکار کنیم؟

نارسیسا در حالیکه ژست متفکرانه ای به خود گرفته بود، قدمی به جلو برداشت.
_ من یه فکری دارم... اگه گفتین مار از چی بدش میاد؟

_ از ریسمون سیاه و سفید؟!
_ از هرچی جز پاپاش؟
_ از اسنیپ؟

نارسیسا که امیدی به شنیدن پاسخ صحیح نداشت، خودش پاسخ داد:
_ نه. مار از پونه بدش میاد دیگه!

_ آخه چـرا از پونه بدش میاد؟! پونه چه هیزم تری بهش فروخته مگه؟ اتفاقاً پونه خیلی ساحره ی با کمالاتـ....
با تلاقی نگاه رودولف با نگاه بلاتریکس، رودولف از ادامه حرفش پشیمان شد.

نارسیسا منتظر ماند تا بلاتریکس حسابی از خجالت رودولف در آید و سپس ادامه داد :
_ باید پونه بیاریم و بدیم به خوردش...
_ اووه... حالا دو سه تا پست باید بریم دنبال پونه!

اسنیپ که تا این لحظه تنها نظاره گر صحبت های مرگخواران بود، از جایش بلند شد و چند قدمی جلوتر آمد.
_ نیازی نیست... من همیشه پونه توی دفترم دارم. حتی مقدار زیادی از معجون آماده ی پونه رو هم دارم!
_ واقعاً؟!
_ البته! هر زمان، هرجا، درهر موردی که بشه اون مار رو آزار داد، میتونید روی من حساب کنید! همیشه منتظر فرصتی بودم که بتونم انتقاممو ازش بگیرم...

برق نفرت در چشمان اسنیپ موج میزد. مرگخواران در سکوت او را نگاه می کردند که با جدیت شیشه کوچکی حاوی معجون سبزرنگی را از جیبش در آورد و به دست نارسیسا داد.
نارسیسا، دوستانه دستش را بر روی شانه اسنیپ گذاشت.
_ After all this time ؟
_ ALWAYS !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
?Why so serious
پاسخ به: گورستان ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 6 آذر 1396 23:09
نمایش جزئیات
آفلاین
از نظر فنی ورود به معده نجینی با اراده خود منطقی نبود ولی اگر بدانید چند ساعت بعد نجینی به زور شما را وارد معده‌اش میکند خب منطق را می‌گذارید کنار!

_ کی می‌ره تو معده؟
_ من؟! من قمه‌م معدشونو زخم میکنه.
_ منم که لوازم آرایشیم سرب داره سرطان زاست. نمیشه برم.
_منم که نیش دارم خودم. سمیه!
_من یه نظری دارم!
_منم که قهرم با معده‌ها!
_ منم که شاهه مملکتم!
_من یه نظری دارم!

هکتور این‌بار انقدر بلند داد زده بود که همه ساکت شدند.

_ هک! همیشه میدونستم خیلی به ارباب وفاداری. بیا برو‌داخل. اولین دوراهی بپیچ پایین. یه عنکبوته بیارش بالا. حواست باشه هشت تا پا داره ها! جا نزاری پاهاشو.
_چی؟! ...نه میخواستم یه چیز دیگه بگم. در واقع یه راه حل دارم! به جای اینکه خودمون بریم تو یه‌کاری کنیم پرنسس بیارن بالا!

مرگخوران یک نگاه به نجینی که الان شکمش شبیه آراگوگ بود کردند. بین فرستادن یکی به داخل نجینی و هر راهی که شامل فرستادن یکی به داخل نجینی نشود همیشه انتخاب هر راهی که شامل فرستادن یکی به داخل نجینی نشود بود!

_امممم...چیکارشون کنیم یعنی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!