جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

9 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] حــــمــــلــــه!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:57
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه درخواست دوئل:

من درخواست دوئل با ارباب رو دارم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست رز:

در ایفای نقش کشتن شخصیت ها ممنوع نیست. ولی جایی که سوژه به شخصیت بستگی نداره، اشکالی نداره که این کار رو...

پست شما کوتاه بود...آفرین!

نقطه مقطه بذار.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
نجینی از روی شونه‌های پاپا دُم‌ش رو دراز کرد و از آنسوی اتاق تکه‌ای شکلات برداشت و جلوی لرد گرفت. لرد خشم‌ش بسیار فرو نشست. و با چشمانی که از آن قلب‌های دارک منتشر میشد شکلات را گرفت و گاز زد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:51
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد سیاه در اتاق خودش فریاد زد که اینجا چه خبره؟

بله...به همین بلندی!

و همه از این فریاد به خود لرزیدندی!

نجینی نلرزیدند!
هاگرید هم نلرزیدند. ولی این یکی به خاطر اضافه وزن بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:49
نمایش جزئیات
آفلاین
همزمان با اصلاح سوژه در خانه‌ی ریدل:
لینی کاملا اتفاقی به شیشه برخورد کرد و ضربه مغزی شد و مرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:48
نمایش جزئیات
آفلاین
اصلاح سوژه:

بعد یکهو رودولف از خواب بیدار میشه و میفهمه اینا همه اش رویاست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:48
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه‌ی سوژه‌ی فرعی ( ) :

نجینی از پنجره‌ی کلبه وارد شد و دور پای چپ هگرید چنبره زد و با تمام قبا پا را جدا کرد و با خود برد و درون شومینه انداخت. نجینی کباب دوست داشت.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:45
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه سوژه فرعى:

بلاتريكس هم رفت و سر خوشگذرونى اونا رسيد و كوفتشون كرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:44
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه فرعی:

هاگرید و دوستان در اون لحظه در کلبه سرگرم خوشگذرانی بودند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 01:42
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه: لرد با خودش فکر کرد که چطور رودولف رو راضی کنه تا اینکه چشمش به بلاتریکس افتاد. بلاتریکس هم راه افتاد سمت پاتوق رودولف، یعنی کلبه هاگرید که این روز ها تبدیل به کلبه دوستان شده بود تا یه جوری رودولف رو راضی کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده



«میشه قسمت کرد، جای اینکه جنگید، میشه عشقو فهمید، باهاش خندید
میشه سیاه نبود، سفید نکرد. میشه دنیا رو باهمدیگه ببینیم
رنگی
منو حس میکنی؟ نه؟ نه! تو سینه‌ت دیگه شده سنگی.
و سنگین. و سنگین‌تر بیا روی سطح برای روز بهتر...»