جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

20 کاربر(ها) آنلاین هستند (3 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
20
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 8 تیر 1397 23:21
نمایش جزئیات
آفلاین
هک


نقل قول:
اربابا بعد این همه مدت و تلاشی سخت در راه علم و دانش امروز علمم رو ریختم تو پاتیل و تحویل دادم بعدش اومدم اینجا و با همه دانش های جدیدم معجونی پختم تا تقدیم شما کنم برای تجزیه و تحلیل. میشه ارباب؟
هکی بازگشته هستی...می شه هک...سعی خودمونو می کنیم که بشه.


بررسی پست شماره 141 زمان برگردان مرگخواران، هکولی!


نقل قول:
لرد که جای گرم و نرمی فرود اومده بود، خیلی برای بلند شدن از خودش عجله نشون نمیداد.
- ما محل فرودمون رو دوست داریم. هم سبزه هم نرم. فقط نمیدونیم این همه سر و صدا برای چیه. دستور میدیم همتون ساکت بشید.
دیالوگت خیلی خوب بود. ولی قبلش یه توضیح کوتاه لازم داشت. چون در پست قبل لرد جایی رو نمی بینه. اینجا یه پرش کوتاه وجود داره که چون مربوط به قسمت سوژه سازی هست، بهتره کامل نوشته بشه. کم کم گرد و خاک چشماشو باز می کنه و می بینه. اون اولین لحظه ای که ورزشگاه و تماشاگرا و فوتبالیستا رو می بینه باید جالب باشه. اینجور سوژه ها رو از دست ندین.
گذشته از این موضوع، دیالوگ و شکلک و توضیح خوب بود.


نقل قول:
در همون حین که لرد مشغول دستور دادن به تماشاچی ها بود که ساکت باشن و مزاحمش نشن، بیست نفر در حالی که دنبال یه توپ می دویدن داشتن مستقیم به سمتش میومدن.

- ما همیشه میدونستیم محبوب همگانیم. ولی تا حالا ان همه طرفدارمونو یک جا ندیده بودیم. البته نمیدونیم چرا انقدر چند رنگن. یاران ما باید سیاه پوش باشن. البته میبخشیمتون. اربابی هستیم بزرگوار!
توضیح و دیالوگ بعدی هم خوب بود. یکی از سوالایی که بیشتر از بقیه سوالا از من پرسیده می شه در مورد فاصله هاست. اینجا یه فاصله گذاری درست دیدم...برای همین یک بار دیگه مطالبی رو که تو پیام شخصی به یه عضو دیگه گفته بودم، تکرار می کنم.


وقتی درباره شخصیتی توضیح دادیم و بعد قراره دیالوگش رو بنویسیم نباید بینشون فاصله ای باشه. مثلا:

لرد سیاه از روی صندلی بلند شد و به طرف پنجره رفت.
-ما از این وضع خسته شدیم!


اگه توضیحی درباره شخصیتی دادیم و دیالوگ بعدیش مال یه شخصیت دیگه بود باید یه خط فاصله بینشون باشه. مثلا:

لرد سیاه از روی صندلی بلند شد و به طرف پنجره رفت.

-ارباب...چه دستوری می فرمایین؟



دو خط فاصله رو می شه قبل و بعد از تعیین زمان ها و مکان ها زد مثلا:

آرسینوس به وزارتخانه برگشت.


دو ساعت بعد...خانه ریدل ها:


لایتینا جارویش را برداشت و سوار آن شد.



وقتی چند دیالوگ رو پشت سر هم می نویسیم نباید بینشون فاصله باشه. مثلا:

-تو کجا می ری؟
-خودت کجا می ری؟
-اول من پرسیدم!


مگه این که بخواییم مکثی رو نشون بدیم. مکث رو می شه گاهی با فاصله و گاهی با سه نقطه نشون داد.

در مورد توضیحات و توصیف صحنه ها هر جا خواستیم مطلب جدیدی شروع کنیم یا درباره شخص جدیدی حرف بزنیم یا مکث یا تردیدی وجود داره باید بریم سر خط. مثالاش:

مطلب جدید:

گلدان های قد و نیم قد به شکل مرتبی روی میز چیده شده بودند و نور آفتاب از پنجره به آنها می تابید.
در گوشه شرقی اتاق کمد قهوه ای رنگ بزرگی قرار داشت که بسیار قدیمی به نظر می رسید. شاید همین موضوع باعث شد که هکتور مستقیم به طرف همان کمد برود.


شخص جدید:

آرسینوس چوب دستی اش را روی میز گذاشت. ولی هنوز نگاهش دنبال آن بود. طوری که انگار نمی خواست از آن دل بکند.
بلاتریکس با تمسخر به این صحنه نگاه می کرد!


مکث:

دورا وارد اتاق شد. فضای اتاق بسیار تاریک بود و چند لحظه طول کشید تا چشمش به تاریکی عادت کند...
بعد از چند ثانیه میز بزرگی را دید که وسط اتاق قرار گرفته.


این جا سه نقطه هم به مکث کمک کرده.


تردید:

دستش به طرف دستگیره رفت. باید این در را باز می کرد...ولی از طرفی کمی می ترسید.
بالاخره دل به دریا زد و در را باز کرد!



وسط توضیحات هم گاهی لازم می شه بریم سر خط یا فاصله بذاریم. این موارد رو خودمون باید تشخیص بدیم...که بهتره پشت سر هم نوشته بشه یا یه فاصله می تونه حس و مفهوم رو بهتر منتقل کنه.


نقل قول:
- از قرارمعلوم این طرفدار سیاه پوش قصد نداره از وسط زمین بلند بشه. و بله نیروهای امنیتی میرن که این جیمی جامپ رو از زمین بیرون کنن.
همه نمی دونن جیمی جامپ کیه...البته با یه سرچ کوتاه می تونن بهش برسن. چیزی که همیشه تو همچین مواردی می گم اینه که فکر کنین که ارزششو داره که اینو بنویسین و خواننده برای یک لحظه از پستتون جدا بشه یا نه.
اینجا به نظر من ارزشش رو داشت. دیالوگ خوب و قوی بود و جیمی جامپش هم کاملا به جا.


نقل قول:
لرد چشمش به سه نفر سیاه پوش نقاب دار افتاد که با چوب هایی دراز به سرعت به سمتش میومدن.
- بلاخره یارانمون اومدن. کم کم داشتیم احساس تنهایی میکردیم.
این اصرار لرد برای نفهمیدن ماجرا خیلی خوبه.
لرد به هر حال مسابقات کوییدیچ دیده...زمین کوییدیچ و بازیکناشو دیده. اصولا با دیدن زمین فوتبال هم باید بفهمه قضیه چیه. ولی نکته ماجرا همینجاست که لرد اونقدر خودخواهه که اصلا احتمال نمی ده قضیه مربوط به اون نباشه. این خودخواهیش رو خیلی بامزه و دوست داشتنی نشون دادین.


نقل قول:
لرد هم که کلا هیچ توهینی رو به خودش بر نمیتابید چوبدستیش رو در آورد و طلسمی رو به سمت مرد فریادکش روانه کرد.
مرد فریادکش سه متر شوت شد عقب، به توپ خورد و خودش و توپ رو با هم به درون دروازه برد.
صحنه خیلی خوب بود.


نقل قول:
-گگگگگگگگللللللللللللللللللللللل! گلللللللللللللللللللللل! گل برای سواحل گوران جنوبی در ثانیه های پایانی بازی. این اولین گل در تاریخ این کشورِ. حتی صعود این کشور هم بدون گل بوده. این کشور صرفا به دلیل اینکه تنها کشور قاره ی خودشونِ تونسته به جام جهانی صعود کنه. و همون طور که میدونید در مرحله ی گروهی هم تنها تیم گروهشون بودن و بدون بازی به این مرحله صعود کردن و طبق قوانین چون این قاره نماینده دیگه ای نداره همین یک گل حکم صعود اون ها به طور مستقیم به فینال مسابقاتِ. و اصلا مهم نیست که چهل و سه گل در این بازی خوردن. حالا اون ها قهرمان دنیا رو حذف میکنن.
گاهی می گم وسط بعضی توضیحات متوقف نشین. شجاعانه ادامه بدین. شورش رو در بیارین. زیاده روی کنین. اینجا شما دقیقا همین کارو کردی. شورش رو در آوردی و همین باعث شده دیالوگ خیلی خوب بشه.


نقل قول:
گزارشگر عربده زنون این جملات رو می گفت و طرفدار های بی جنبه سواحل گوران جنوبی که تو خواب هم نمیدیدن بی هیچ زحمتی برن فینال ریختن وسط زمین و به جشن و پایکوبی مشغول شدن. اون وسط هم کسی به لرد توجه نمی کرد.
- چقدر شما پر سر و صدا هستین. ما داریم عصبانی میشیم.
این صحنه هم خیلی خوب بود. دیالوگ به نظر من به ساده ترین شکلش بهتر می شد. یعنی لرد فقط اشاره می کرد که داره عصبانی می شه.


سوژه رو همونطور که لازم بوده پیش بردی. درباره مسابقه و زمین بازی نوشتی...لرد هم باید اون وسط نقشی رو بازی می کرد که همین کار رو هم انجام داده. آخرش لرد رو همونجا گذاشتی که نفر بعدی بتونه ادامه بده. کارت هم خیلی خوب بود هم درست.


طنز پست خوب بود. شخصیتت(که فقط لرد بود) خوب بود. سوژه رو خیلی خوب پیش بردی. از شکلک ها هم خوب و درست استفاده کردی. پستت با وجود این که نسبتا طولانی بود، اصلا خسته کننده نبود. قسمت های اضافی نداشت.


برو هکولی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 7 تیر 1397 23:43
نمایش جزئیات
آفلاین
ارباااااااااااااااباااااااااااا!

اربابا بعد این همه مدت و تلاشی سخت در راه علم و دانش امروز علمم رو ریختم تو پاتیل و تحویل دادم بعدش اومدم اینجا و با همه دانش های جدیدم معجونی پختم تا تقدیم شما کنم برای تجزیه و تحلیل. میشه ارباب؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 6 تیر 1397 16:10
نمایش جزئیات
آفلاین
ئلا


نقل قول:
سلام ارباب!
اینبار دیگه درود نگفتم.
آفرین. این یکی حداقل جواب داره(هر چند ما نمی دیم!)


بررسی پست شماره 358 اتاق تسترال ها، ئلا روزیه:


نقل قول:
هیچکس در مورد غذای یه تسترال لوسِ بدعنقِ سخنگو هیچ ایده‌ای نداشت.
شروع خوب شروعیه که به شکلی خواننده رو دنبال خودش بکشه. با یه دیالوگ خوب...یه ابهام قشنگ...یه صحنه جالب یا چیزی که مهارت نویسنده رو نشون بده و به خواننده اطمینان بده که نوشته ارزش خوندن رو داره.
شروع شما یه جمع بندی غیر مستقیم بود... جمع بندی معمولا خیلی خوب خواننده رو جذب می کنه، مخصوصا وقتی مثل این یکی یه معما رو هم مطرح کنه.


نقل قول:
- شماها مگه مدرسه نرفتین؟ تو اون هاگوارتز چی بهتون یاد دادن که نمیدونید غذای تسترال چیه؟
شما تو پست قبلی که نقد کرده بودم هم همین کار رو انجام داده بودین! اول پستتون یه ایده می دین که آدم ترجیح می ده بی خیال سوژه بشین و درباره همون ایده بنویسین. البته اینجا تقریبا همین کارو کردین. ولی مثلا اگه درباره این موضوع بحث می کردن که واقعا تو هاگوارتز چی یاد گرفتن، هم داستان جالب می شد.
شما ایده های خیلی خوبی می دین که نباید ازشون رد شد.


نقل قول:
تسترال راست میگفت. این نقص بزرگ سیستم آموزشی بود.
درست و با جدیت توضیح دادین. این از همون طنزاییه که باید جدی نوشته بشه. بدون توضیح اضافه...بدون شکلک و بدون لحن شوخ. طوری که خواننده قانع بشه که نویسنده واقعا حق رو به تسترال می ده! همینه که خنده دارش می کنه.


نقل قول:
هیچوقت از چیزای مهم حرف نمیزد و چسپیده بود به چیزای بدردنخوری مثل "دفاع در برابر جادوی سیاه". هیچوقت نیازهای جامعه رو در نظر نمی گرفت. قطعا تسترال های سخنگو قسمتی از جامعه‌ی جادویی رو تشکیل میدادن. غذا یکی از نیازهای اولیه‌ی هر موجودیه ولی مرگخوارا نمیدونستن غذای تسترال چیه. این که مرگخوارا همچین چیز بدیهی رو نمیدونستن، قطعا کم کاری سیستم آموزشی رو میرسوند.
اینجا باید از یه مسیر مسخره به این نتیجه می رسیدین...شما هم دقیقا همین کار رو انجام دادین. می تونست دیالوگ هم داشته باشه. در این باره با هم حرف بزنن. ولی همینجوری هم کاملا کافی بود.


نقل قول:
هوریس احساس کرده بود توهین بزرگی از طرف یه تسترال بدقلق بهش شده. باید یه جوری اوضاع رو درست میکرد. ترم جدید هاگوارتز شروع شده بود و روی گالیون گالیون دانش‌آموزا حساب کرده بود. نوشیدنیای کره‌ایش داشت ته میکشید.
هوریس رو خیلی به موقع، درست و در قسمت مناسبی وارد داستان کردین. هم از سوژه مدیریتش استفاده شده، هم برای سوژه مفید بوده.


نقل قول:
- اینجوریام نیس جناب تسترال. ترم جدید هاگوارتز تازگیا شروع شده. مدیریت فخیم مدرسه در نظر داره کمپین حمایت از حقوق تسترالای سخنگو را بندازه.
دیالوگ هوریس کمی ضعیف بود. داستان داشت بی منطق پیش می رفت. به نظر من اون بی منطقی رو باید در دیالوگ هوریس هم می دیدیم. بازم می تونست از یه مسیر بی منطق به نتیجه ای برسه که تستراله راضی بشه. اینجوری کمی سرسری و از سر باز کنی شده! شما در این مورد استعداد دارین. در مورد چیزای مسخره و بی منطق رو به خورد خواننده دادن! این استعداد مهم و جالبیه.


نقل قول:
تسترال تحت تاثیر قرار گرفته بود. تا حالا "جناب" خطاب نشده بود. تا حالا هیچ کمپینی مخصوص تسترال ها ندیده بود. تسترال، تسترال کیف شده بود. ولی با وجود قار و قور شکمش و هکتورِ روی پشتش، کیفش زیاد طول نکشید.
-باشه حالا هرچی... من گشنمه.
سوژه رو حتی یک قدم هم پیش نبردین. با استفاده از موقعیتی که ایجاد شده و شخصیت های حاضر نوشتین و این یعنی مهارت. کارتون خیلی خوب بود.


علامت هاتون قبلا یه مشکل کوچیک داشتن که اینجا برطرف شده.

توصیف هاتون هم قبلا اشکال کوچیکی داشتن که اون هم اینجا به چشم نمی خوره.

شخصیت هاتون خیلی خوب و سر جای خودشون هستن.

شما ایده دهنده خوبی هستین. این ویژگی مهم و مفیدیه. جایی که سوژه گیر کرده باشه یا کند شده باشه خیلی راحت می تونین سوژه های فرعی براشون ایجاد کنین(این ویژگی رو یادم می مونه که بعدا ازش استفاده کنم).

طنز پست کافی بود. در مورد شخصیت ها خوب می نویسین.

سوژه رو خیلی خوب پیش بردین...چون اصلا پیش نبردین. آسیبی هم بهش وارد نشده. فقط موقعیت کمی پرورش پیدا کرده و جا افتاده که خیلی خوبه.



چند روز بیشتر نمونده ئلا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 5 تیر 1397 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب!
اینبار دیگه درود نگفتم.

میشه لطفا اینو نقد کنین؟
هرچی به ذهنم رسید نوشتم. سعی کردم مسیر سوژه رو منحرف نکنم. امیدوارم اینجوری نشده باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
One must always be careful of the books and what's inside them, for the words have the power to change us

-Tessa Gray-

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 4 تیر 1397 21:30
نمایش جزئیات
آفلاین
لا!

ما در جریان کارات هستیم! لازم نیست توضیح بدی. به ما هم یادآوری نکن که چند روز پیش کجا بودی و چه اتفاقایی افتاد! مایلیم به فراموشی بسپریمشون.


بررسی پست شماره 529 زندگی به سبک سیاه، لایتینا فاست:


اندازه پستت خیلی خوبه. پست های قبلیت هم کم و بیش در همین اندازه بودن که خیلی خوبه. همینجوری نگهشون دار.


نقل قول:
وقتی که بلاتریکس هکتورو دید توی پاتیل نشسته و زانوهاشو بغل کرده و هنوز به نپختگی چند ساعت پیش و حتی چند ماه پیششه، حتی بیشتر از چند ساعت پیش مایل به خوردن اون شد اما این دفعه با عصبانیت.
خیلی خوب بود. هم شروعت، هم توضیحت و هم نوع نوشتنش.
این توضیح کوتاه برای این قسمت از سوژه مفید بود. برای این که پست قبلی با دیالوگ هایی تموم شده که ادامه ندارن...یعنی بهتره ادامه داده نشن. باید همونجا یه وقفه ای ایجاد می شد که شما هم همین کارو انجام دادی.
"به نپختگی چند ساعت پیش..." توصیف خیلی خوبی بود.
یه تاکید و لحن محکم آخرش لازم داشت که اونم با یه علامت تعجب تامین می شد!


نقل قول:
- تیکه تیکه‌ت میکنم!
- اممم یه لحظه اجازه بدین...
دیالوگ خوب بود. اولی با یه شکلک عصبانی می تونست بهتر بشه. دومی شکلک لازم نداشت چون توضیح بعدش کاملا خوب و کافی بود:
نقل قول:
هکتور عینکی از توی جیبش بیرون آورد و روی چشمش گذاشت و با حالت فیلسوفانه‌ای جا به جاش کرد. بعد یه تخته شاسی و خودکار از اون یکی جیبش درآورد و وانمود کرد داره بررسیش میکنه.



نقل قول:
- ... سی و پنجمین باری هست که شما به من میگین که تیکه‌ تیکه‌م میکنین. تا کی وعده و وعید؟ ما تا کی باید منتظر عملی شدن این قول ها و وعده ها باشیم؟
اینجا هکتور داره چرت و پرت می گه! این چرت و پرت گفتن باید کمی پررنگ تر باشه. یه کمی می تونستی بیشتر بنویسی. یه ذره بیشتر شورش در بیاد و مسخره بشه. و این یکی به نظر من بدون شکلک بهتر می شد.
جایی که توضیح کافیه، شکلک لازم نداریم. و جایی که می خواییم یه حالت جدی به متن بدیم؛ حتی اگه این جدیت ساختگی باشه. مثل همین دیالوگ هکتور.
بعضی وقت ها هم خود صحنه کافیه. دیگه لازم نیست توضیحش بدیم. توضیح مزه شو می پرونه. مثلا به نظر من این توضیح لازم نبود:
نقل قول:
حتی با این که بلاتریکس اون مرگخوار همیشگی نبود و به نظر نمیومد که مغزشم کاملا درست کار کنه، اما این رو میفهمید که این چیزی که هکتور گفت کاملا لایق یه پوکرفیس شدنه!



نقل قول:
- خب حالا چجوری تیکه تیکه‌ام میکنی؟
هکتورت تا این قسمت، کمی عاقل تر و منطقی تر و آروم تر از هکی بود که می شناختیم. ایجا یهو برگشته به حالت اصلی خودش. به نظر من این کار باعث می شه تاثیر شخصیت بیشتر بشه. برای همین همیشه می گم هر جا اسم یه شخصیت اومد، فورا از توضیحات و شکلک های متصل به اون شخصیت استفاده نکنین. مثلا تا اسم هکتور اومد فوری می نویسیم هکتور ویبره ای زد و ...آخر جمله هم یه شکلک ویبره می ذاریم. این اشتباهه. کاری که شما انجام دادی خیلی بهتر بود. حواس خواننده رو از شخصیت پرت کردی...و جایی که داشت فکر می کرد این شخصیت، همونی نیست که انتظارش رو داشت، ضربه رو به شکل ساده ولی موثر زدی.


نقل قول:
- برین برام ماهیتابه و روغن بیارین. از شنبه رژیم میگیرم ولی اینو سوخاری میکنم!
پختن هکتور سوژه خوبیه. خودمم برای همین تو پست قبلی دوباره برگشتم سراغش. به نظر من هنوز جای کار داره. و تا وقتی که سوژه ای جای کار داره، بهتره ازش رد نشیم. شما هم رد نشدی.


آخر پست خیلی خوب بود. ایده واضح و روشنی دادی که به اندازه کافی برای ادامه دهنده جذاب هست.


صحنه هات خیلی خوبن. خنده دارن.
شخصیت هات خوبن...ولی یه ذره گیج و سردرگم به نظر می رسن که اینجا می تونه به دلیل تغییر بلاتریکس باشه. چون بجز بلاتریکس و هکتور شخصیتی نداشتیم.
شکلک هات کمی با دقت تر می تونن جاشونو تعیین کنن و بشینن!

سوژه رو خیلی خوب پیش بردی. این که تاکیدی روی پیش بردن یا تغییر سوژه نداشتی و فقط به سوژه های موجود پرداختی عالی بود.


پستت خوب بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 4 تیر 1397 10:32
نمایش جزئیات
آفلاین
لوموس!
بهتر شد.

سلام و وقت بخیر داریم خدمتتون. میشه این رو هم نقدکی فرمایید؟ مرسی.


لوموس ممنوعه اینجا! سومول آزاده...طلسم عکسش. همه جا رو تاریک می کنه.
نقد شما در کمال تاریکی ارسال شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1397/4/4 21:41:28
lost between reality and dreams
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 4 تیر 1397 04:25
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب.

ارباب یه مدتی رول ننوشته بودم، البته این که یه مدتی رول ننوشته بودم خودش مال یه مدت پیشه ارباب.
خلاصه که ارباب اومدم بگم که میشه اینو بی زحمت نقد کنین؟

مرسی و خیلی ممنون پیشاپیش.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 2 تیر 1397 18:20
نمایش جزئیات
آفلاین
ما نقد تکی می خواستیم؟ برویم در صف؟


نه...صفی در کار نیست. نقدتون ارسال شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1397/4/2 23:54:19
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 5 خرداد 1397 22:18
نمایش جزئیات
آفلاین
اوس تاتسو!


نقل قول:
کاتانای بنده - نه خودِ حقیر - تصور می کرد خیلی خوب می شد اگه ارباب ایشون رو نقد کنه. نمی شد؟
نظرات کاتانا همواره مورد توجه ما بوده. وقتی فکر می کنه خوب می شه که نقد بشه، حتما می شه!


بررسی پست شماره 137 زمان برگردان مرگخواران، تاتسو موتو:


پست شما خیلی طولانیه. اگه فقط اندازه رو در نظر بگیریم، به نظر من سه برابر یه پست ادامه داره معمولیه. تصمیمی که این جا باید بگیرین اینه که چی برامون مهم تره؟ این که تعداد زیادی پست رو بخونن؟ پست به نقطه خاصی برسه؟
اگه تو موقعیتی هستیم که ترجیح می دیم پستمون خواننده بیشتری داشته باشه، مجبوریم کمی از سروتهش بزنیم. کمی سانسور کنیم که کوتاه تر بشه. مثلا وقتی که قصد معرفی شخصیتمون رو داریم. این جا مهمه که تعداد بیشتری بخونن. ولی وقتی یه پست تکی می زنیم یا پستمون قصد داره سوژه رو به نقطه خاصی برسونه، محتوای پست مهم تر از تعداد خواننده می شه. این جا می تونیم طولانیش کنیم.


نقل قول:
زمان سرگردان چرخید و چرخید و چرخید. چرخ زنان از زمان و مکانی به زمان و مکانی دیگر می رفت و در این حین، لرد با متانت گرد و خاکِ صحنه را از روی لباس هایش می تکاند. اربابی بود بسیار تمیز و درخشان!
شروع پست خیلی خوب بود. من برای فهمیدن ماجرا از چند پست قبل شروع به خوندن کردم(از جایی که نخونده بودم)...ولی وقتی به پست شما رسیدم متوجه شدم اصلا لازم نبوده قبلیا رو بخونم. منِ ناظر مجبورم همه پستا رو بخونم. ولی این حالت پست شما برای خواننده معمولی خیلی بهتره. حتی تا حد زیادی طولانی بودنش رو جبران می کنه.
اون نتیجه گیری های "اربابی بود..." به نظر من خیلی قشنگن. اون جمله آخر رو اگه از بقیه متن جدا کنین قشنگ تر می شه. حالت یه نتیجه گیری به ظاهر منطقی و باطنا مسخره و خنده دار رو پیدا می کنه...که هدف هم همینه. یه حالت "خودم می دونم که خیلی حق با منه"!


نقل قول:
بالاخره از این همه چرخش، سرِ زمان برگردانِ بیچاره به دوران افتاد و محکم با سطحی خشک و خاکی برخورد کرد. لرد ولدمورت هم با وقار پاهایش را روی زمین گذشت و تعادلش را به راحتی حفظ کرد. اربابی بود بسیار متعادل!
تکرار سبک پاراگراف بالا خیلی خوب بود. این جور توضیحات باید بطور غیر مستقیم و از طریق لحن و نتیجه گیری ها، مشخص باشه که از طرف یه سیاه نوشته شدن یا یه سفید. در مورد شما، کاملا مشخصه. این سیاه بودن(که هم مهمه و هم سخت) در قسمت های دیگه نوشته تون هم قابل مشاهده اس:
نقل قول:
در همین حین، چشم لرد ولدمورت به راهرویی کوچک خورد که به زیرزمینی بزرگ منتهی می شد. ردای سیاه و تمیزش را با یک دست جمع کرد و وقاری مثال زدنی از پله هاپایین رفت.

نقل قول:
چوب دستی اش را با "لوموس" ـی مقتدرانه روشن کرد



نقل قول:
لرد سیاه از راهروهای بی پایان و مارپیچی عبور کرد. از زیر سرسرا های با شکوهی عبور کرد و ساعت ها به تفتیشِ کاخِ بزرگش پرداخت.
- چه کاخِ با عظمتی، درست مثل خودمان. اربابی هستیم بسیار بزرگ.
اون کلمه "ساعت ها" حس خیلی خوبی ایجاد نمی کنه. انگار داستان رو زدین رو دور تند. لزومی هم نداشت. "دقایقی" هم کافی بود و تاثیر درست رو می ذاشت. ولی خوب توضیح و دیالوگ خیلی خوب بودن.


نقل قول:
نگاهی به اطرافش انداخت و ادامه داد:
- عجیبه، یعنی رعایای گوش به فرمانمون کجا هستن؟ ما که هرگز گم نمی شیم... ولی اون ها حتما گم شدن.
این حالت غیر منطقی لرد به نظر من خیلی جالبه. شما هم به خوبی توصیفش کردین. توجه به شخصیت ها و گرفتن ریزه کاری های اخلاقی و رفتاریشون خیلی مهمه.


نقل قول:
لرد سیاه به رعایا نزدیک تر شد و متوجه شد آن ها به جای لباس، سر تا پا – بله حتی صورت هایشان – را با پارچه های سفید پوشانده اند و دست هایشان را ضربدری روی سینه شان قرار داده اند.

نقل قول:
البته کمی سخت بود که بگوییم به کجا زل زده بودند، زیرا چشمانشان دو دایره ی خالی و سیاه بود.
نویسنده و افکارش رو تا جایی که ممکنه، مستقیم وارد نوشته نکنین. این جا "کمی سخت بود که بگوییم" و "بله حتی صورت هایشان" مستقیمه. کمی تغییر می تونست این حالت رو از بین ببره. مثلا به جای "کمی سخت بود بگوییم" می شد گفت:"تشخیصش کمی سخت بود"... و در مورد توضیح بین خط تیره، کافی بود "بله" رو حذف کنیم. همینطور این جا:
نقل قول:
لرد با به پایان رسیدن جملاتش نفسی عمیق کشید و به سمت راهرو حرکت کرد. رعایا – که امیدوارم متوجه شده باشید، مومیایی های ساکن هرم بودند – به دنبال لرد تاریکی حرکت کردند. لرد سرعت قدم هایش را بیشتر کرد، مومیایی ها هم همینطور!
توضیح رو از طرف خودتون ندین. کافیه بگین مومیایی های ساکن هرم بودن....یا توضیحاتشون رو واضح تر کنین که مطمئن بشین خواننده خودش فهمیده و احتیاجی به معرفی نیست.


نقل قول:
مسلما لرد در آن راهروی بلند و خاکی نمی دوید، اما مومیایی ها شروع کردند به دویدن!

وارد کردن لرد به هرم و درگیر کردنش با مومیایی ها ایده خیلی خوبی بود. سوژه شما روشن و واضحه...موقعیت هم به اندازه کافی جالب و سوژه سازه. همینا باعث می شن ادامه دادن داستان جالب و راحت باشه.


شخصیت لردتون خیلی خوب بود. مقتدر...مغرور...حق به جانب و غیر منطقی. با همون یک شخصیت پستتون رو خیلی خوب پیش بردین.


امیدوارم برای ناکاتا کافی باشه.
(ویرایش: ما به کاتانا گفتیم ناکاتا! ما الان متوجه شدیم!)


اوس مجدد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1397/3/5 22:23:08
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 3 خرداد 1397 01:39
نمایش جزئیات
آفلاین
اوس!

کاتانای بنده - نه خودِ حقیر - تصور می کرد خیلی خوب می شد اگه ارباب ایشون رو نقد کنه.
نمی شد؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion