شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
دامبلدور منم! دست بزن به ریشم ببین چه خوبه؟ بعدش این تامه! تام! تاااااااااام! بیا ببین این فکر میکنه تو منی! شایدم فکر کنه من توام...؟ باباجان فکر میکنی کی کیه؟
حل کردن معما توسط 2 نفر سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس کردن.
حل کردن معما توسط دو نفر، سخت ترین کاری بود که کتی و پلاکس تا آن روز انجام داده بودند.
بهتر نشد؟
نقل قول:
- هی، نوبت منه! - کور خوندی مال منه!
کتی و پلاکس میخواستند معمایی که ارباب به ایوا داده بود رو حل کنند. منتها میخواستند خودشان را ثابت کنند. برای همین وقتی کتی معما را شنید و به پلاکس گفت جرقه ای به ذهنشان زد:
این قسمت چند تا ایراد داره. اولیش اینه که مرگخوارا مثل بچه های ده- دوازده ساله به نظر می رسن! لرد هم مثل معلمشون که بهشون معما داده که حل کنن. مرگخوارای کم سن و سال داریم. ولی دیگه نباید همه و کل جو خانه ریدل ها بچگونه بشه.
دومی جمله ها هستن که هنوز هم خیلی تغییر نکردن و ایراد دارن. دلیل این که می گیم پشت سر هم نقد نخوایین همینه. همچین اشکالی نمی تونه با یکی دو پست و طی یکی دو روز برطرف بشه. زمان لازم داره، تمرین لازم داره.
سومی کلمه "ارباب" هست. توی قسمت توضیحات نباید بگیم ارباب. می تونیم بگیم لرد، لرد سیاه، یا اربابشان.
نذارین درسته.
دیالوگ ها خیلی زیادن. منظورم از نظر مقدار نیست. خواننده رو خسته می کنن. انگار کل ماجرا رو سعی کردی با دیالوگ توضیح بدی. اینم ایرادیه که قبلا وجود داشت و الان هم وجود داره.
نقل قول:
- خب کتی چرا راحت نمیگی هاگزمید؟ سر ناترس رو مجبوری بگی؟
این چی بود! اینو کلا نفهمیدم!
شکلک ها خیلی زیاد و اضافه هستن. پست رو شلوغ کردن.
نقل قول:
-دابی میخواد کمک کنه.
سپس پلاکس جیغی کشید و در بغل کتی پرید و هر دو کله پا شدند.
- هی دابی اینجا چی کار میکنی؟ میدونی چون حامی کله زخمی هستی اینجا جونت در خطره؟
الان با فرض مرگخوار بودن کتی، دو تا مرگخوار نگران جون دابی شدن؟ این یه حرکت سفیده مثلا. برای یه مرگخوار یا سیاه خوب نیست. اومدن و رفتن دابی هم خیلی منطقی نبود. کتی چرا باید ارباب دابی باشه؟
نقل قول:
* به دیالوگ های اول صفحه برگردید.
واقعا؟ خواننده برگرده بالا؟
نقل قول:
وقتی چکش را روی کاغذ کوبیدند، بخاری بلند شد ازش
ترتیب کلمات رو درست بنویس. بخاری ازش بلند شد.
نقل قول:
پس از 10 مین بار کاغذ به رنگ زرد در آمد و نوشته ای تغییر کرد.
10مین؟ عدد رو به حروف بنویسی این مشکل پیش نمیاد. دهمین!
نقل قول:
آخرش مجبور شدند با منقال کاغذ را بردارند.
منقال؟! همچین وسیله ای وجود داره؟!
سوژه کلی جالب بود... ولی خود داستان نه. کتی و پلاکس اونقدر حرف زدن که حتی موقع خوندن هم سردرد می گیری!
شخصیت ها شدیدا بچگونه حرف می زدن و رفتار می کردن.
طنز داستان شدیدا تحمیلی بود! یعنی به خواننده می گفت زود باش بخند! این حالت نباید وجود داشته باشه. طنز خودش باید بیاد. طنز پست شما اینجوری به نظر میاد که یقه شو گرفتیم و آوردیم توی پست.
پست ایراد داره... خیلی از ایرادایی که پست های قبلی شما داشت. برای همین، روی درست تری تمرکز کن. روی خوندن پست های خوب، و نوشتن و شناختن شخصیت ها و طنزشون. درست نوشتن جمله ها و بکار بردن درست طنز.
سلام ارباب ببخشید دوباره جسارت کردم و در خواست نقد دارم. ارباب ببخشید ولی احساس کردم این بیشتر به نقد میخوره. ممنون میشم طبق نکاتی برای مرگخواری برام توضیح بدید با تشکر!
پست قابل نقد داریم... پست غیر قابل نقد هم داریم. برای هر پستی درخواست نقد نکنین. پست کوتاهی که از چند دیالوگ تشکیل شده و مورد خاصی(چه مثبت و چه منفی) توش نداره، قابل نقد نیست. نه این که نشه نقدش کرد. نقد کننده اگه بخواد می تونه کلی آسمون و ریسمون ببافه و بنویسه؛ ولی فایده ای نداره. برای پستی که سوالی در موردش دارین یا کار خاصی انجام دادین و می خوایین ببینین که درست انجام گرفته یا نه درخواست نقد کنین.
و بازم اشاره می کنم. پست های خالی و غیر قابل نقد، همیشه بد نیستن. گاهی خیلی هم مفیدن. فقط نکته خاصی ندارن که بشه در موردش بحث کرد.
مورد بعدی مرگخوار شدنه.
اولا که عجله نکنین! این عجله باعث می شه خودتون زود خسته بشین. چون هی درخواست می دین و رد می شه. همونطور که توی قوانین نقد گفتم هم، با یه نقد مثبت به این نتیجه نرسین که می تونین مرگخوار بشین. ممکنه دلیل اون نقد مثبت این باشه که نسبت به گذشته خودتون پیشرفت کرده باشین.
نکات مربوط به مرگخوار شدن رو هم توی هر نقدی نمی شه گفت. مثلا توی خاطره ای که تو هاگوارتز اتفاق افتاده معمولا نکته خاصی برای مرگخوار شدن وجود نداره که من بهش اشاره کنم.
کتی عزیز
پستی که درخواست نقدش رو دادین، یکی از همون پست هاس که نکته خاصی نداره. نه برای نقد و نه برای مرگخوار شدن. برای همین هر چی هست همین جا می گم.
روند اون تاپیک رو نمی دونم... ولی وقتی اسمش "دفترچه خاطرات هاگوارتز" هست، به نظر من پست هاش باید به شکل خاطره نوشته بشن، نه نمایشنامه. مثلا توی خاطرات مرگخواران، خود خاطره رو شرح می دیم... ولی این جا دفترچه وجود داره. باید خاطره وار نوشته بشه. ولی به هر حال همه نمایشنامه نوشتن و برای همین اشکالی نداره.
سیلی و کشیده هر دو یک معنی رو می دن. برای همین سیلی کشیده درست نیست.
نقل قول:
منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم. - چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟
و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد.
- کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟
فاصله ها رو برعکس گذاشتین. وقتی در مورد یه نفر توضیح می دیم و بعد، دیالوگش رو می نویسیم فاصله نمی ذاریم. درستش اینه:
منم بلند شدم و یک کشیده توی گوشش خوابودنم.
- چطور جرعت میکنی این کار رو بکنی؟
و پس از اون بود که پروفسور مگ گونگال من رو به دفترش دعوت کرد. - کتی تو متهم شدی به اینکه یک سیلی به گوش رونالد ویزلی زدی. راسته؟
شخصیت خاصی توی داستان نبود که خودشو اونقدر نشون بده که بشه در موردش قضاوت کرد.
سوژه خیلی ضعیفه. در واقع هیچی توی داستان نیست. سوژه ها می تونن ساده باشن... ولی حداقل باید به شکلی نوشته بشن که برای خواننده جذابیت داشته باشه.
با خوندن اینا ناامید نشین. شما همیشه ضعیف نمی نویسین. ولی این پست خالی بود!
ارباب ببخشید میخوام زود تر مرگخوار بشم و اصلا صبر ندارم. برای نقد کردن لطفا بهم نکات مرگخوار شدنم بگید. سپاس! لطفا این پست رو برام نقد کنید ممنون ارباب عزیز!
آخر پست قبل رو در شروع پست خودتون تکرار نکنین. کسی که اینا رو می خونه، پشت سر هم می خونه و این تکرار براش جالب نیست. از جایی که مونده ادامه بدین.
دیالوگ های پشت سر هم رو بدون فاصله بنویسین. یعنی اینجوری:
-اینجا کجاست ما را آورده ای مردک؟ -پادگان سربازی! احترام بگزارید! -دراکو اگر ما را از اینجا خارج نکنی !خون خودت ،،، خانواده ی مالفوی ،،، این پادگان گردن تو خواهد بود. -سرهنگ وارد میشود! احترام بگذارید! -دراکو اینجا همه مانند سرهنگ دارای اضافه وزن هستند؟
کل پستتون از دیالوگ تشکیل شده. این اشکالی نداره... ولی دو تا نکته وجود داره. اول این که این کار احتیاج به مهارت و تسلط زیادی داره که درست در بیاد. شما هنوز تازه کاری. و دوم این که سوژه باید مساعد باشه. این جا اینا تازه وارد یه مکان ناشناس شدن و با آدمای جدیدی برخورد کردن. این سوژه صد در صد توضیح لازم داره. هم مکان و هم اشخاص رو باید کاملا توضیح می دادین.
نقل قول:
-دراکو اگر ما را از اینجا خارج نکنی !خون خودت ،،، خانواده ی مالفوی ،،، این پادگان گردن تو خواهد بود.
سه نقطه دیده بودیم، سه ویرگول نه! یکی کافی بود!
نقل قول:
-سرهنگ وارد میشود! احترام بگذارید!
-دراکو اینجا همه مانند سرهنگ دارای اضافه وزن هستند؟
این جا سرهنگ وارد شده. دراکو و لرد اونو دیدن... ولی خواننده ندیده! برای همین، باید برای خواننده توصیفش کنیم. و به همین دلیله که این پست نباید بدون توضیح پیش بره.
نقل قول:
-نه خوشمان آمد. اگر تو ماموریتت را انجام بدهی من از این سرهنگ می خواهم در استخر خصوصی به من تعلیم عضله در آوردن بدهد.
این شکلک برای لرد سیاه؟ حتی توی سوژه طنز هم نمی شه قبولش کرد. شخصیت ها رو از قالب اصلیشون خارج نکنین. ما داریم ایفای نقش می کنیم. داستان عادی نمی نویسیم. شخصیت های مورد استفاده ما محدودیت دارن و از قبل معرفی شدن. نه دیالوگ ها و نه شکلک های لرد اصلا براش مناسب نیست و اینم یکی از چیزاییه که مانع مرگخوار شدن می شه.
نقل قول:
-دراکو نیاز نیست تو به ما ارباب سیاهه لرد....
این جمله ناقصه. قرار بوده ناقص بمونه، ولی قرار بوده خواننده حداقل حدس بزنه که چطوری تموم می شه. ولی اشتباه نوشته شده و برای همین ایراد داره. سه نقطه می ذاریم. سه نقطه! جاش درست بود؛ چون صحبت لرد نصفه مونده ولی تعدادش درست نبود. خیلی مهم نیست، ولی بهتره رعایت بشه.
ورود تام(و بعدش بقیه مرگخوارا) به سوژه بد نبود. ولی کمی زود بود. فعلا می شد درباره لرد نوشت و همینجوری ادامه داد. مرگخوارا می تونستن بعدا وارد بشن.
پست شما خیلی خامه. مهم ترین ایرادش شخصیت ها هستن. باید یاد بگیرین که چطوری از شخصیت ها طنز بگیرین، ولی خرابشون نکنین. دومین مورد توصیف صحنه هاست. اینم باید تمرین کنین که درست و به موقع و به اندازه انجام بدین.
طنزش قوی نیست... ولی با شناختن شخصیت ها کم کم بهتر می شه.
سوژه بد پیش نرفته... ولی اگه تام فعلا وارد نمی شد بهتر بود.