جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  253 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: یکشنبه 31 مرداد 1400 14:56
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه سوم درس جادوی سیاه فوق پیشرفته


- یعنی کجا رفته؟
- ما چه بدونیم؟
- بره دیگه برنگرده! خیلی درسش تحفه بود؟
صدای همهمه جادو آموزان کل کلاس را پر کرده بود. دیروز صبح وارد کلاس جادوی سیاه پیشرفته شده بودند و اثری از "پرفسور راکارو" پیدا نبود؛ وقتی از مدیر هاگوارتز در این باره سوال کرده بودند، با این موجه شدند:
- ما به استادامون اختیار کامل دادیم که هر وقت بخوان تشریف بیارن! ووی ووی ووی وی!

البته جادو آموزان از برگزار نشدن کلاس ناراحت نبودند، بلکه خوشحال نیز بودند و از ته قلب آرزو می کردند که گرگینه ای او را بلعیده باشد.
در همین حین که بلعیده شدن پرفسور راکارو را در ذهن خود تصور می کردند و لبخند می زدند، صدایی بلند از پشت سر، از جا پراندشان.
- کنیچیوا مینا سان!
گویا ارکو از ورود های پر سر و صدا و دراما تیک لذت می برد. جادو آموزانی که زهره شان آب شده بود، به پشت سر نگاه کردند و با ارکویی که سرتا پایش خون آلود و زخمی بود مواجه شدند.

- خیلی خوشحالم که انقد کلاس براتون جذاب بوده که با گذشت یک روز هنوز اینجایید.

درواقع جادو آموزان منتظر شنیدن خبر مرگ، یا حداقل قطع شدن یک عضو حیاتی پرفسور راکارو بودند تا کلاس درس برای همیشه تعطیل شود. اما برای ارکو مهم نبود، حتی اگر این را می دانست.

- خب بریم سراغ کلاس امروز.
آرکو با حرکت چوبدستی تخته سیاه را پاک کرد.
- چون خیلی عقب هستیم و این آخرین جلسه مونه من مبحث های تئوری بیخود رو جا گذاشتم از قسمت پیشرفته شروع می کنم. شاید بعضی هاتون فکر کنید این درس تو کجای زندگی تون به درد می خوره که باید بگم عمومیه و چه بخواین و چه نخواین باید پاس شین!
مکثی کرد و در ادامه گفت:
- درس این جلسه مربوط به "ارواح نفرینی" هست. کسی چیزی ازش می دونه؟
جادوآموزان:
- همونطور که فکر می کردم در این زمینه هیچی بلد نیستین. ارواح نفرینی یک سری موجودات نفرین شده هستند. کسی نمی دونه دقیقا چجوری به وجود میان. چون مربوط به یک نوع جادوی سیاه باستانی ژاپنیه که خب افراد زیادی به دنبالش نمی رن. اطلاعاتی که فعلا در دسترس قرار دارن ایناست:
ارکو با تکان دادن چوبدستی اش، پرده ها را کشید و کلاس تاریک شد سپس از چوب دستی اش نوری مانند پروژکتور، تخته سیاه را روشن کرد.
ویدیو درحال پخش جنگل بزرگی تا ریکی نشان را می داد. چوبدستی ارکو در هوا معلق بود، خودش روی میز نشسته بود و درحالی که پفیلا می خورد، با دقت ویدیو را تماشا می کرد.


-ارواح نفرینی، نفرین هایی هستند که کسی از نحوه ایجاد آن ها باخبر نیست. اما محققان بر این عقیده هستند که این ارواح یا بر اساس انباشت انرژی منفی ایجاد می شوند یا توسط طلسم، یک جادوگر سیاه قوی.
راوی با لحن مجری راز بقا این ها را شرح می داد.
- ارواح نفرینی در همه جای دنیا یافت می شوند اما در حال انقراض هستند. هر فرد به طور متوسط سالی یک بار با گونه های ضعیف این موجودات مواجه می شود. دلیل اینکه شما تا به حال با آن ها مواجه نشده اید، به این است که چیزی راجع به آنها نشنیده بودید.

ارکو ویدیو را پاز کرد.
- خب حالا قفلش واستون باز شد و می تونید ببینیدشون!

مطمئنا هیچ جادو آموزی از این موضوع خوشحال نبود.
ارکو ویدیو را پخش کرد.
تصویر چند موجود زشت ظاهر شد.

- این ارواح در رتبه های مختلفی قرار دارند:
این ارواح از رتبه یک تا رتبه پنج رتبه بندی می شوند. که قدرتشان از رتبه یک تا پنج بیشتر می شود.
البته یک سری از این ارواح به نام رتبه ویژه وجود دارند که قابلیت شنیدن، درک کردن و حرف زدن دارند که معمولا به شکل انسان ظاهر می شوند. در صورت برخورد با این نوع نفرین ها سریعا مکان را ترک کرده و کار را به یک حرفه ای بسپارید. فعلا آموزش ارواح نفرینی رتبه ویژه در دستور کار آموزشی قرار ندارد.
فقط جادوگران قادر به ارواح نفرینی هستند البته در موارد استثنا انسان ها هم قادر به دیدنشان هستند. مکان اختفاع این موجودات جنگل های تاریک و مرموز هستند.

تصویر روی جنگل تاریک و خوفناکی متمرکز شد.
ارکو که از فضای تاریک کلاس خوشش آمده بود، در حالی که مشت مشت پفیلا توی دهانش می گذاشت گفت:
- مثلا همین جنگل ممنوعه خودمون پر از ارواحی نفرینی رتبه ویژه ست.

جادو آموزان بر خود لرزیدند.

- این موجودات در شکل های گوناگونی وجود دارند و ویژگی های گوناگونی دارند و نسبت به انرژی منفی شما تغییر شکل می دهند. مثلا:

پروژکتور تصویر موجود کریه المنظر، صورتی، یک چشم با بال های سیاه که ده سانت بود را نشان داد.

- این یک روح نفرین رتبه یک است که به شکل حس ترس تغییر شکل یافته. به راحتی می تواند توسط جادو آموزان مبتدی دفع شود. فقط کافی است از طلسم اکسپلیارموس یا پاترو...

ارکو پروژکتور را بست.
- خب تا اینجاش به درد بخور بود بقیه ش چرت بود. ما از نفرین ها ابزاری برای دفع این موجودات استفاده می کنیم. مثلا: نفرینی که شکل ترس تغییر شکل داده باشه، این نفرین قادره شما رو تا حد مرگ بترسونه فکر های ترسناکی به ذهنتون میاد و تگه نتونین کنترلش کنین تا حد جنون پیش می برتتون. برای مقابله اگه انرژی منفیی که از ترستون ساتع می شه رو به یه شیی که خیلی باهاش ارتباط دارین منتقل کنید، این انرژی منفی به نقطه قوتتون تبدیل می شه. من انرژی م رو به چاقو هام منتقل می کنم.
ارکو چاقویش را در آورد و چشمانش را بست. ناگهان شعله های آبی کم رنگ چاقو را دربر گرفت.
- با تمرکزی که کردم، انرژی منفی رو به نقطه قوتم یعنی : "خستگی ناپذیر" بودنم تبدیل کردم! و به راحتی با یه مبارزه کوچیک می تونم روح نفرینی رو دفع کنم. اسم این نوع طلسم، "طلسم دفع"ئه و رنگ طلسم بسته به نقطه قوت تون متفاوته. اگه نمی تونین تمرکز کنین می تونین در حین انتقال انرژی منفی، به چیزی که بیشتر از هر چی دوست دارین فکر کنین.
سپس دستانش را به هم زد و لبخندی بر لبانش نشاند.
- می رسیم به قسمت هیجان انگیز ماجرا.

جادوآموزان احساس خوبی نداشتند. وقتی پرفسور راکارو این گونه لبخند می زد و هیجان داشت، یعنی کاسه ای زیر نیم کاسه این درس غیر دردسر چیزی نداشت هنوز هم کابوس نیمه خون آشام بودن داشتند و برخی حتی ذائِقه غذایی شان تغییر کرده بود.
ارکو با حرکت چوبدستی اش قفس های کوچکی که توسط پارچه های سفید پنهان شده بودند ظاهر کرد.
- خب این شما و این ارواح نفرینی رتبه دو!

با برداشته شدن پرده ها چندین موجود زشت بیست سانتی که توی قفس زندانی بودند، ظاهر شدند.

- دلیل تاخیرم این گوگولیا بودن! جمع آوریشون سخت بود و توی راه با یه چند تا رتبه ویژه درگیر شدم.
ارکو که گویی حتی از تصور نبرد با یک روح نفرینی رتبه ویژه خوشحال بود، نخودی خندید.
خب بگذریم تکلیفتون اینه:
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره
2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره
3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره
سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)


ارکو به دست هر دانش آموز یک روح نفرینی و درحالی که لبخند بر لبش داشت گفت:
اورا گامباره*!

*موفق باشید!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: شنبه 30 مرداد 1400 19:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه دوم کلاس جادوی فوق پیشرفته سیاه





گریفیندور:9/4

آرتور ویزلی:10
کتی بل:9
لاوندر بروان: 8/5
جیسون سوان:10
آستریکس:9/5



اسلیترین: 9/3


هکتور دگورث گرنجر:10
گوجو ساتورو اسکورپیوس مالفوی:9
آلبوس سوروس پاتر: 8/5
گابریل دلاکور:10


ریونکلاو: 8/8


آنتونی گلدشتاین: 8/5
آلانیس شپلی: 9
آمانو یوتاکا: 8
دیزی کران: 10



هافلپاف: 8/1

آرتمیسا لافکین: 5/5
جسیکا ترینگ: 7/5
بریج ولانک: 9/5
سدریک دیگوری: 10



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مرداد 1400 20:52
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

یکی از عوارض به شدت وحشتناک این معجون، بی‌خوابیه. نمی‌ذاره شما با خیال راحت سرتو بذاری زمین و بگیری بخوابی، چون عطش خوردن خون اطرافیان مانع این کار میشه.
و از اونجایی که صرفا یه نیمه‌خون‌آشامِ مبتدی هستی و هنوز با راه و روش خون‌گیری آشنا نشدی و دندونای تیز یه خون‌آشام واقعی هم نداری، می‌مونی تو خماری و نه می‌تونی خون بخوری نه بخوابی.

یکی دیگه از عوارضشم میشه به این اشاره کرد که جریان خون توی رگ‌هات قلقلکت میده. تو حالت عادی نمیشه اینو حس کرد، ولی وقتی یه نیمه‌خون‌آشام میشی، حتی حرکت خون خودتم حس می‌کنی و همین باعث میشه مثل یه حیوون زخمی هی به خودت بپیچی تا خارش درونیت کمتر بشه.

برای بعضی از افراد هم ممکنه باعث از دست رفتن حس چشایی و بویاییشون بشه و درنتیجه، هر مایع قرمزرنگیو بعنوان خون سر بکشن و کم‌کم خون اصلی بدنشون با این مایعات جایگزین بشه.


2. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (2نمره)

طلسم " نوشنده‌ی مغز"!
این طلسم، خون مغز رو کم‌کم می‌کِشه بیرون و باعث میشه از دماغ فرد قربانی بپاشه به اطراف.
این روند تخلیه‌ی خون مرگ آروم و دردناکی به همراه داره چون مغز کم‌کم خالی میشه و به تدریج بقیه‌ی اعضای بدن هم همین بلا سرشون میاد. ولی هوشیاری فرد تا لحظه‌ی آخر سر جاشه چون باید قشنگ حس کنه همه‌ی این مراحل لذتبخش رو.


3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

همه جا سفید بود. در و دیوار و سقف و همه جا! یکم که بیشتر دقت کردم دیدم همه‌ی اینا "پَر مرغوب قویی وحشی که دست یه خاندان سلطنتی بوده و روزا فقط یه بار نگاهش می‌کردن و دیگه دست بهش نمی‌زدن"ه که ریخته همه جا.
تا اومدم بدو بدو جمعشون کنم واسه پُر کردن بالشم، یهو همشون محو شدن. نامردا نذاشتن حتی یدونه‌شو بردارم!

بعد یه دفعه به خودم اومدم دیدم دستم تا آرنج تو دهن یکیه که قیافه‌شو نمی‌تونستم ببینم. اومدم دستمو بکشم بیرون، ولی اون قوی‌تر بود، کل هیکلمو کشید تو و افتادم تو دهنش. دهن بزرگی داشت انصافا.
اونجا یه عده از هافلیا دور هم نشسته بودن داشتن شطرنج جادویی بازی می‌کردن، یه عده دیگه هم واسه کوییدیچ تمرین می‌کردن. یه نفر هم بود که یه سینی شربت خونی گرفته بود دستش و بین جمعیت می‌چرخوند.

یه لیوان برداشتم خوردم و یهو چشمام از حدقه پریدن بیرون و دست در دست هم، رفتن که یه زندگی مستقل واسه خودشون بسازن. دویدم دنبالشون گفتم صبر کنین! نرین! ولی صبر نکردن. رفتن.

بعدش چون دیگه چشم نداشتم، همه جا سیاه شد. رفتم از یکی که کنارم نشسته بود دوتا دونه چشم زاپاس که تو جیبش داشت، قرض گرفتم و گذاشتمشون تو حدقه‌م.
بعد که بازشون کردم دیدم سر کلاس نشستم و شما پروفسور، با یه لبخند خیلی عجیبی زل زدین بهمون. مطمئنم که اینم توهم بوده، وگرنه شما که واقعا همچین لبخند وحشتناکی نمی‌زنین، جون دانش‌آموزا براتون مهمه دیگه...درسته؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط ارباب!
هستم...ولی خستم!

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مرداد 1400 19:35
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

قبل اینکه معجون رو بخورم اول یکم از خون همکلاسی عزیزی که یکم پیش درحال گفتن خون‌آشام ها بدرد بخور نیستن ولی حالا چیزی جز یک دبه خون تازه ازش نمونده بود رو خوردم و گلومو تر کردم.
برخلاف میل باطنیم معجون رو خوردم و اجازه دادم ابهت خون‌آشام کامل بودنم از بین بره.

خب، اولین عوارض این بود نیمه آدمیزاد شدم! بعد از چند ثانیه خوردن معجون حس آدم بودن بهم دست داد. نمیتونید تصور کنید چه حسی بدی بود.
دومین عوارض این بود که کم کم عطش خون درونم کمتر شد؛ دیگه میل قبلی به خوردن خون نداشتم. درعوض میل شدید به خوردن دوغ آبعلی دارم!
سومین عوارض از بین رفتن یکی از نیش های نازنینم بود. دندون نیش عزیزم که سال ها با مسواک نیش مخصوصم برقش انداخته بودم و براش اسم فامیلو شناسنامه و کارت ملی گرفته بودم، الان دا نیستش، خواهر دو قلوش تنها مونده.
چهارمین عوارض ریختن موهای سرم! آقا من به هول قوه مرلین با قدرت خون‌آشامیم موهامو پرپشت کرده بودم و میبافتم الان که نصفه آدمیزاد شدم همشون ریختن! شدیدا درخواست رسیدگی مسئولین رو دارم.
پنجمین عوارض که خیلی بدتر بود تحلیل رفتن قدرت هام هست. دیگه قدرت بدنی ، سرعت ، دید و شنوایی قبل رو ندارم و همشون شدیدا افت کردن.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

خواستم یکی از چندین طلسم های سیاهی که همیشه براحتی میتونستم درست کنم رو درست کنم که یهو پنچر کردم و از سر کچلم دود بلند شد!
عجب گرفتاری شدیما... دیگه نمیتونیم مثل قبل زمین و آسمون رو بهم بزنیم و عاشورا بپا کنیم. دا انتظاراتمو حداقل گرفتم و با کلی زور زدن تونستم یکی از خفن ترین طلسم های سیاه رو بسازم. اینطوری بود که با انجام این طلسم بویی شبیه به بوی تخم مرغ گندیده تو کل کلاس پیچید و در نتیجه همه ملت هم مثل خودم موهاشون ریخت و کچل شدن و باز هم در نتیجه کلی چراغ درخشان و نورافکن کل کلاس رو پر کرده بود.

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

اصلا دا خود توهم شدم من! همجام توهمه. از نوک انگشتام بگیر تا کله کچلم توهم بود.
هعی میدیدم که بجای شیشه خون هام دوغ ابعلی هستش و خود به خود درشون باز میشد و می ریختن تو دهنم.
حتی همه سال اولی هارو نوشابه های صورتی مایل به زرد قناری میدیدم که بهم چشمک میزدن.
کل روز حس میکردم که اهنگ های امیر بغبغو داره تو کلم بندری پلی میشه و پرده گوشمو پاره میکنه.
قیمت جولار میومد جلو چشم، میدیدم جوری جلو همه کلاس قیمتش رو کشیده پایین که همه ملت بخاطر آبرو داری نمیتونستن سرشون رو بلند کنند.
تو ساعتای پایانی که توهمم به اوج خودش رسیده بود دا رسما فکر میکردم از پشتم دوتا بال خفاش در اومده و هربار که میخواستم پرواز کنان از کلاس نفرین شده فرار کنم با کله میرفتم تو حوض دوغ ابعلی!
بلاخره هرطوری که شد ۲۴ ساعت شکنجه تموم شد و بعد از چند بار بالا اوردن و مرلینگاه رفتن به خود واقعیم تبدیل شدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مرداد 1400 16:27
نمایش جزئیات
آفلاین
آرکو سان! موی خودمو به خورد خودم میدی؟

1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

۱- مزه ی خودمو میداد! نمیدونستم اینقدر بدمزم.علاقه ای به چشیدن طعم خودم نداشتم و بنابراین تا ۲۴ ساعت حالت تهوع و سرگیجه داشتم.

۲- احتمال از دست رفتن ابهت و آبرو و انگشت نما شدن پیش بقیه خون آشام ها و نیمه خون آشام ها.

۳- گشنه ماندن شکم خود و خانواده به دلیل از دست دادن توانایی شکار و عدم توانایی خوردن بقیه جادوآموزان به دلیل توهم زدن.

۴ احتمال خوردن کسی که میخواد توانایی های جانورنما شدن من رو زیر سوال ببره و خون آشام های کامل رو بهتر از من میدونه. اصلا هم اشاره به شخص خاصی تو کلاس ندارم.

۵- احتمال نشناختن لرد سیاه و گم کردن خانه ی ریدل و در نتیجه سبز شدن دوباره ی علف زیرپا!

۶-به علت ضعف در بینایی ممکنه هر چیزی به جای خون خورده بشه و از اون جایی که تالار گریف پر از پیازهای ویزلیه خطر مسموم شدگی با غذای محفلیون و در نتیجه مرگ وجود داره.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (2نمره)

نیمه خون آشام موقت خودتی! من دائمم!
از دور اشاره میکنن که واقعا هم خودتی!

طلسم اختراعی من طلسم تبدیل کردن زیر سوال برندگان قدرت نیمه خون آشام ها به خون آشام دائمه!
از ویژگی هاش میشه تبدیل شدن فرد به خون آشام تا پایان عمر اشاره کرد و از اون جایی که خون آشام ها به مرگ طبیعی نمیمیرن باید گفت تا ابد فرد به همین حالت میمونه.
با این طلسم فرد برای بیست و چهار ساعت به خواب فرو میره و وقتی بیدار میشه متوجه میشه تنها چیزی که براش مونده غریزش به کشتن و خوردن خون و جانور نما شدنه.
طلسم جالب و به درد بخوریه به نظرم.


3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)


توهم زدم که با هم تو یه اتاق گیر افتادیم. یه اتاق با دیوارای قرمز بود که در هم نداشت و تو آنکی گویان سعی در چسبیدن و آویزون شدن به من داشتی و هر چی سعی میکردم از دستت فرار کنم نمیشد.
چاقوهاتم در آورده بودی و این بار جیسون کن گویان سعی داشتی من رو به چاقو هات پیوند بزنی یا شایدم چاقو هات رو به من پیوند بزنی.
بعدشم دری از ناکجا اباد باز شد و ویزلی با پیازاش از راه رسید و میخواست پیاز به خوردم بده ولی من نخوردم و این بار استرجس اومد کمکش و دوتایی بهم پیاز دادن و تا وقتی محتویات معدم رو کاملا کف اتاق خالی نکردم ولم نکردن.
واقعا بیست و چهار ساعت وحشتناکی بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: چهارشنبه 27 مرداد 1400 00:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر پروفسور راکارو عزیز!


1- چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.

با تشکر از پروفسور گرامی، به تِی طفلی‌م آلرژی پیدا کردم و دیگه نمی‌تونم تمیزکاری کنم.

تازه، همه‌ی لکه‌ها هم ازم می‌ترسن و تا می‌رم سمتشون، فرار می‌کنن و اینجوری نمی‌تونم تمیزشون کنم.

تازه بو هم می‌دم. امروز یکی از کنارم رد شد بهم گفت برو دوش بگیر. می‌فهمید پروفسور؟ به من گفت برو دوش بگیر!


2- یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو ذکر کنید.


طلسم فوق‌العاده‌ی من، «خونِ تمیز رو پیدا کن» هست!
با استفاده از این طلسم، من می‌تونم خون‌های تمیز رو برای تغذیه‌ی خون‌آشام درونم پیدا کنم. این طلسم به این شکل کار می‌کنه که رگ اشخاص مورد نظر رو می‌زنه و خونشون رو چک می‌کنه. خونی که میزان ویروس و باکتری‌های مضرش در حد صفر باشه پاک تشخیص داده می‌شه و مثل شیر، از شخصی که فرضا گاو هست دوشیده می‌شه! این طلسم می‌تونه در محدوده‌ی وسیعی کار کنه و همزمان خون پنج نفر رو چک کنه! تازه، به شکل اتومات بدن‌هایی که خونشون پاک نبوده رو می‌ده به نجینی. و چون من طراحی‌ش کردم، نمی‌ذاره حتی یک قطره خون توی محل باقی بمونه و همش رو پاک می‌کنه!

3-توهم هایی که می‌بینید رو شرح بدین.

همه‌چی به شکل تِی‌ها و وایتکس‌های قرمز و به رنگ خون بود... وقتی وایتکس رو روی چیزی که می‌خواستم می‌ریختم به جای سفید شدن قرمز می‌شد. نمی‌تونستم هیچ جا رو تمیز کنم!

اون وسط لرد سیاه رو می‌دیدم که داره نوشیدنی خونی می‌زنه... هکتور و بلاتریکس و لینی با هم مهربون بودن و با لبخند به مردم چاقو می‌زدن. تازه توی توهماتم دیدم که شما به جای چاقو، بادکنک توی دستتونه و کلاس شفا بخشی جادویی رو درس می‌دید...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
گب دراکولا!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مرداد 1400 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
کنیچیوا راکارو ســـــــــنسه

1.چند مورد از عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

نیمه جانور نما شدن: فکر کنید شما دوست داری مثل یه خون آشام بری روی حالت جانور نما بودن، ولی متاسفانه به جای اینکه کلاغ بشی فقط دهنت تبدیل به نوک کلاغ بشه و یا از خفاش فقط چهره زشتش بهت برسه:/

خوردن خون بقیه: در اثر توهم ممکنه خون هم کلاسیات، سنسه و یا حتی آنِکی سنسه رو بخوری و بالعکس.

شناخته نشدن توسط بقیه: عموما هر جادو آموزی تایم استراحتش میره به تالارشون تا استراحت کنه. اگه روونا نکرده به دلیل تغییر چهره ای که داشتم نه عقاب تالار ریون، نه لینی و نه سو من رو به دلیل تغییری که کردم، نشناختند تکلیف چیه؟ از اون مهم تر اگه ارباب اینا هم من رو نشناختند چی؟ کی پاسخ گوئه؟

تلف شدن وقت: استاد ما که تا اینجا اومدیم؛ وقتمون هم که تلف شده! چرا خودمون رو به یک خون آشام واقعی تبدیل نکردیم؟ اون جوری که باحالتره !

رفتن به کمپ ترک اعتیاد: اگه بقیه ندونند که ما چه معجونی خوردیم و برای اونه که توهم زدیم، ممکنه روونا نکرده فکر کنند ما چـــیژ کشیدیم و برای اینکه ترک کنیم، ببرنمون کمپ برای ترک.

نرفتن سر کلاس های بعدی: به دلیل توهم زدن ممکنه راه رو گم کنیم و به همین راحتی به کلاس های بعدی نرسیم.

2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفق یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه.(2نمره)

طلسم تبدیل شدن به یک خون آشام کامل:
در سوال قبل هم گفتم ما که وقتمون رو گذاشتیم پس چرا تبدیل به یک خون آشام کامل نشیم؟ اینجوری هم ملت بیشتر خوف می کنند و هم عملیات جانور نما شدنمون کامل و بی نقصه!
ویژگی های طلسم:
«خفن و ترسناک شدن»
«خوردن خون بقیه»
«شب بیدار موندن»
«قهقهه ترسناک زدن»

3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

توهم زدم که دیگه بیکار نیستم.
نمیدونستم چرا ولی فضای کلاس تبدیل شده به اداره ای تر و تمیز شده بود.
هر ساحره و جادوگری که منو میدید با زبان شیرین و زیبای اسپانیایی من رو "هیریندِ* کران" صدا می زد.
برای خودم دفتر شخصی داشتم. توی دفترم از این صندلی هایی که متعلق به مدیر هاست داشتم و هی روش می چرخیدم.
حساب گرینگتوزم پر از گالیون بود.
یک لیوان موهیتو با لیموی اضافه روی میزم بود.
مهر شخصی داشتم.
چند دست یو نیفرم مشکی اتو خورده روی جالباسی دفترم بود.
چند جفت کفش تخت واکس خورده.
کلی تقدیر نامه و نامه اداری روی میزم بود.
یک طرف دفترمم کلا پنجره بود. منم جوگیرانه رفتم سمتش ولی نمیدونم چرا با مخ داخل کلاس افتادم.


آریگاتو سنسه.
————————
* هیریندِ (Gerente): مدیر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مرداد 1400 14:00
نمایش جزئیات
آفلاین
1.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(3نمره)

1-علاقه شدید به خوابیدن در طول روز...
2-تنفر شدید به نور خورشید...
3-غرغر کردن بیش از حد (طوری که طرفو تو کمد زندانی کردن)


2. شما به عنوان نیمه خون آشام موفقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. 2نمره

اسم طلسم: خرگوش وحشی
ورد: بد هابیت(bad habit)

ویژگی: استفاده از طلسم بر روی موجودات زنده باعث میشه فرد قربانی دندون های خرگوشی وحشتناکی در بیاره و ذهنیت انسانی خودش رو از دست بده. از اونجایی ک طرف ذهنیت انسانیش رو از دست داده مثل خرگوش های وحشی رفتار میکنه و گاز های که میگیره ممکنه گوشت تنتو بکنه :"))))))


3. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)

ازجمله توهماتی که به سراغ من اومد این بود که وقتی سر گیجه شدید میگرفتم فکر میکردم داره بارون خون میباره.(=|)
یکی دیگه اش هم این بود که حرفای بقیه برام مفهومی نداشت یعنی اصلا نمیفهمیدم جماعت ریون چی میگن=|

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کسی باش که میخوای نه کسی که میخوان=)

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: سه‌شنبه 26 مرداد 1400 12:23
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) - احساس خستگی در طول روز.
- نفرت شدید از بوی شوینده های گابریل.
- بی احساسی مطلق.
- توانایی تبدیل شدن به مه رقیق.
- هیپنوتیزم کوتاه مدت ( مثلا برای دو سه ساعت میتونیم طرفو هیپنوتیزم کنیم).

2)
نام طلسم: بمب ساعتی
ورد: tempus bomb-1 (تِمپوس بُمب) ؛ Causa Satani-2 ( کائوسا ساتانی)
نحوه اجرا: برای اجرا باید چوب دستی داشته باشیم! بهتره برای اجرای طلسم مخفی بشیم. بعد از به زبون آوردن ورد اول، هدفمون بیهوش میشه و با حرکت چوبدستی میتونیم بدنشو بشکافیم. بعد در هر قسمت بدن که بخوایم یه ضربه میزنیم و در اون قسمت یه بمب ساعتی قرار میگیره! بعد دوباره ورد اولو به زبون میاریم و بدن فرد بسته میشه و ضمن به هوش اومدن، خاطراتش تا دو ساعت قبل یادش میره. با گفتن ورد دوم فرد هرجا که باشه منفجر میشه! ( ورد توانایی آسیب گروهی هم داره)

3) - زخم کله بابا داشت باهاش حرف میزد!
- رنگ موهای مامان زرد بود.
- لونا ساکت یه حا نشسته بود و اذیت نمیکرد. ( حیف که توهم بود )
- مرلین اومد پیشمون باهامون حرف زد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
EVEN IN DEATH MAY I BE TRIUMPHANT

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: یکشنبه 24 مرداد 1400 14:20
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور!

۱.چند مورد از عوارض عوارض دیگه معجون رو نام ببرید.(۳ نمره)
۱. توهم! پروفسور، من به صورت عادی هم خیلی توهم می زدم، الانم توهمم صد برابر شده! تنها فرقش اینه که کلا یا دارم می بینم مَردُم خونن یا خفاشن! از پایان جلسه تا پایان ۲۴ ساعت تعداد نفرات زیادی رو به رحمت مرلین فرستادم!
۲. کثیف شدن! در طی عملیات های زیادی که روی مَردُم پیاده کردم، کل سر و هیکلم خونی شده! از بعد از اون روز یکسره تو دستشویی در حال شست و شو هستم! (لعنتی لباس قشنگام بودن!)
۳. همه چی رو دیدن و شنیدن! پروفسور هر چی رو فکر کنی دیدم، از زیر بغل نجینی جان تا مو های سوراخ های دماغ پیوز!
۴. خلاصه بگم، عاشق شدن! پروفسور از اون روز به بعد یک عشق جاودانه پیدا کردم! یدونه "گ" داره، یدونه "و" داره، خوبه که "ت" داره! (#گوشت_خام!)

۲. شما به عنوان نیمه خون آشام موقت یک طلسم اختراع کنید و اسم و ویژگی های طلسمتون رو هم ذکر کنید. طلسم حتما باید سیاه باشه. (۲ نمره)
نام طلسم: مرگ خیلی خاموش مسری!
ورد طلسم: آرآرآرگلو! (لعنتی خیلی پر معناست!)
کارکرد طلسم: پروفسور، اول با چوبدستی تون پادساعتگرد یه دایره درست می کنین! بعدش ورد طلسم و اسم فرد مورد نظر رو میگین (آرآرآرگلو ارکوارت راکاروٍ! (البته دور از شما!) ) و بعد کلی غبار و باد سیاه بیرون میاد و بعد یکی از اندام هاش از درون شروع به نابود شدن می کنه، بعد نزدیک ترین اندام بعدی، بعد بعدی و همینطور ادامه میده تا دیگه اندامی تو بدنش نمونده باشه! لعنتی خیلی خوبه!

۳. توهم هایی که می بینید رو شرح بدین.(غیر رول و خلاقانه) (5 نمره)
این قسمت برای افرادی که شب ادراری دارن اصلا مناسب نیست! عه... چی شد؟ لعنتی از عوارض پس از مصرفه، آخه بعد از اون وعده ۵ وعده دیگه از اونا خوردم! (#موتادا_نمیگیرن! )
پروفسور... من شما رو دیدم که خیلی مهربونید! به همه خونتون رو می دادید بنوشن! تازه خونتون هم خیلی غلیظ بود! (#موتادا_نمیگیرن! )
ارباب رو دیدم... نمی دونید تو چه وضعی بود! دو سه متر ریش سبز رنگ بزرگ پر از شپش گذاشته بود! و یکسره دم از عشق و عاشقی می زد! حتی یک دماغ گنده هم گذاشته بود و ایوا رو هم روی دوشش گذاشته بود! (#موتادا_نمیگیرن! )
اووو، یه چیز خیلی باحال تر یادم رفت! بلاتریکس موهاش شونه کرده بود! آرایش کرده بود و اون وسط قر دختر بندری می داد!

پ. ن: راستی پروفسور یکم از اون خونت رو بده به ما، مستفیض بشیم! (#موتادا_نمیگیرن! )



#موتادا_نمیگیرن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
کچلی رو عشقه!