جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

98 کاربر(ها) آنلاین هستند (43 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
97 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

حــــمــــلــــه!

نوع تاپیک: رول‌نویسی گروهی

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

سر لرد سیاه با برخورد پنکه سقفی قطع می شه و شروع به قل خوردن و پایین رفتن از پله ها می کنه.
آرکو از سر لرد به جای گلدون و لینی به عنوان لونه استفاده می کنه. یه میمون سر لرد رو به جای نارگیل بر می داره و باهاش توپ بازی می کنن. کله لرد پرت می شه تو آزمایشگاه هکتور و تصمیم می گیره قل بخوره و فرار کنه.

...................

کله لرد تلاش می کنه و هل کوچیکی به خودش می ده.
یه ذره تکون می خوره.

ولی هکتور با یه ملاقه که ازش بخار بلند می شه می دوئه طرفش.
-حاضره. حاضره. آآآآآ کن... آ کن هواپیما بیاد!

کله می فهمه وقت زیادی نداره.
-این که داغه! معجون به این داغی اثر نمی کنه. برو جلوی پنجره فوتش کن تا سرد بشه. ما می خوریمش.

هک ساده اس. بیچاره و بدبخته. خنگ هم هست. می ره جلوی پنجره که فوت کنه.

کله لرد یه هُل و دو هُل و سه هُل می ده و از در قل می خوره بیرون. وسط راه صدای اسکورپیوس رو می شنوه که داره تو چت باکس سر ملت داد می زنه که: مگه سر آوردین؟

کله هم به نوعی داشت سر می برد.
مسیر قلش رو عوض می کنه... که یهو یه پا روی سرش قرار می گیره و متوقفش می کنه!
-آهای... کجا؟!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 17:26
نمایش جزئیات
آفلاین
- قبل از اینکه فاجعه‌ای به بار بیاری یه بار دیگه امتحان میکنیم باشه؟ هرچی من گفتم تکرار کن.

هکتور که عجله داشت زودتر به معجون سازی‌اش ادامه دهد سریعا موافقت کرد.

- ما
- ما
- لرد ولدمورت
- ...
- هستیم
- هستیم!

هکتور چانه‌اش را خاراند و گفت:
- ما هستیم؟ بله میدونم که هستی! تو دستیار گردالوی سخنگوی من هستی! شک نکن تجربیات شگرف و تاریخ سازی رو با هم تجربه میکنیم!

لرد که مطمئن شده بود هیچ کس نامش را نمیشنود تصمیم گرفت برای فرار از دست هکتور تصمیم جدیدی بگیرد:
- خب تو معجون ساز بودی دیگه درسته؟

هکتور سینه اش را جلو داد و با غرور گفت:
- بله بهترین معجون ساز قرن!

- خب پس حتما میدونی که برای تست کارایی معجون و نتیجه بهتر به هوای آزاد نیاز داریم درسته؟ توصیه میکنم در و پنجره اتاقت رو باز کنی.

هکتور بشکنی زد و گفت:
-دیدی گفتم ما با هم بهترین گروه رو تشکیل میدیم؟ ایده ات عالیه! بذار این در رو باز کنم تا هوای تازه وارد اتاق بشه.

لرد به در باز اتاق نگاه کرد و با خودش فکر کرد چند ثانیه بیشتر برای فرار مهلت ندارد تا از این مخمصه جان سالم بدر ببرد. او باید برای نجات جانش تا میتوانست قل بخورد...!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 15:56
نمایش جزئیات
آفلاین
-یه دقیقه وایسا!

هکتور ملاقه به دست سرجاش ایستاد.
-چی شده؟

کله لرد نفس عمیقی کشید.
-چرا به همه حرف‌هامون توجه می‌کنی، جز بخش لرد کبیر بودن ما؟! چرا این بخش رو هیچکس نمی‌شنوه؟

هکتور ویبره در جایی زد.
-به جز کدوم بخش؟ متوجه نشدم!
-لرد ولدمورت کبیر! ما لرد ولدمورت کبیریم... اربابت!

هکتور همچنان منتظر به کله لرد زل زده بود.

-میشنوی؟!
-میشنوم... منتظرم جواب بدی. کدوم بخش؟

کله لرد باز حرفش رو تکرار کرد.
-ما لرد ولدمورت کبیریم! ارباب همتون! در واقع خب... کله لرد ولدمورت کبیریم! بدنمون یه گوشه این خونه افتاده!
-بدن کی؟! چی شده؟

کله لرد قل خورد و خودش را به دیوار کوبید.

-خب... مثل اینکه چیزی برای گفتن نداری. بریم دیگه ها؟ بریم به معجون سازیمون برسیم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 12:27
نمایش جزئیات
آفلاین
- اینجا دیگه کجاست؟
لرد سیاه به فضای اتاق نگاه کرد. بنظرش اشنا می آمد. صدای قلوپ قلوپ در اتاق شنیده میشد. معجون های رنگ و وارنگ در اتاق خودنمایی می کردند و صاحب اتاق مشغول هم زدن چیزی در پاتیلش بود و همزمان اواز هم میخواند. لرد فهمید اتاق چه کی است، اتاق برترین و ناموفق ترین معجون ساز قرن هکتور دگورث گرنجر.

- کی بود؟
هکتور به محض اینکه صدای شکستن شیشه رو می‌شنوه به منبع صدا نگاه می‌کنه و فکری در ذهنش شکل میگیره.

- دستیار کروی سخنگو!
- ما دستیار کسی نیستیم، ما ارباب ولدمورت کبیر هستیم.
- معجون دوست داری؟
- متنفریم!
- پس دوست داری.

معلوم بود هکتور تحمل جواب منفی رو نداره.

- ما ارباب ولدمورت کبیریم و از معجون متنفریم!
- بیا بریم دستیار خوبم، می‌خوام روت معجون هام رو امتحان کنم.

ظاهراً بدشانسی های لرد سیاه داشت به اوج خودش می رسید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1400/6/16 12:37:32
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 11:56
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد مدام از اینور به اونور شوت می‌شد و محدوده‌ی دیدش هربار از چمن سرسبز خانه ریدل‌ها به آسمون آبی بی‌انتهای بالای سرش می‌افتاد. این وسط هر از گاهی هم چهره‌ی دوست‌داشتنی میمونا تنها محوطه‌ای بود که قادر به مشاهده‌ش بود.

جدای از اینا، لرد نمی‌دونست مدام شوت شدنش از اینور به اونور توسط پاهای میمونا بدتر بود، یا این که چون میمونا قانون سرشون نمی‌شد، هر از گاهی با خطای هند به سمت سر و صورتشون کوبیده می‌شد.
- ملعون‌ها! دست از سر ما بردارین. ما توپ نیستیم، ما لرد ولدمورت کبیریم!

اما گوش میمونا هم مثل سایر اهالی ریدل‌ها بدهکار نبود.
حالا دیگه بارون هم گرفته بود و پاهای میمونا گِلی شده بود و لرد هی تلپ از این چاله‌ی آب به اون چاله‌ی آب پرتاب می‌شد. لرد خیس و گلی و کثیف شده بود!

- بگیر که اومد. گل پیروزی!

آخرین ضربه که به مقصد دروازه شوت شده بود، متاسفانه یا خوشبختانه به قدری بلند بود که لرد از بالای دروازه عبور کرده و بعد از شکستن شیشه‌ای، داخل اتاق یکی از مرگخوارها فرود میاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 11:28
نمایش جزئیات
آفلاین
چی؟ ما نارگیل هستیم؟ ما ارباب ولدمورت کبیر هستیم!

اما میمون بعد از حرف لرد سیاه لبخندش بزرگ تر هم میشه و در عین حال لبخندی شیطانی هم روی صورتش نمایان میشه.
- توپ نارگیلی!
ما توپ نیستیم! ما لرد سیاه هستیم!

از قضا همون روز میمون دومینیک دوست هاشم به خونه ریدل ها دعوت کرده بود و الان داشت می‌رفت توپ نارگیلی رو نشونشون بده تا باهم فوتبال بازی کنن.
- ما رو بذار زمین، ما توپ نیستیم!
- توپ نارگیلی.

بعد چند دقیقه میمون سر لرد سیاه رو می‌بره پیش دوستاش تا باهم یه دست فوتبال بازی کنن.
- بچه ها فوتبال!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: سه‌شنبه 16 شهریور 1400 02:14
نمایش جزئیات
آفلاین
اما سوراخ دماغ لرد حسابی حساس بود و بعد چند دقیقه طاقتش طاق شد ‌و عطسه جانانه‌ای کرد.
پیکسی حشره ریز سبکی بود. در نتیجه، به سان پر کاه از تو لونه جدیدش شوت شد به نقطه‌ای از خونه ریدل ها.

-حشره ملعون! نشناخت ما رو! خجالت هم خوب چیزیه!

اما فقط حشره ملعون نبود که نشناخت لرد رو!

-هوم... گرده... صاف و صیقلی... مال کیه؟

اسکورپیوس از چند زاویه مختلف کله لرد رو مورد بررسی قرار داد. چندین حدس مختلف هم زد... اما لحظه‌ای حتی شک نکرد که شاید این کله همایونی لرد سیاهه. حق هم داشت خب... بخاطر سختگیری بلاتریکس هنوز چشمش به جمال لرد روشن نشده بود.
-ببرم بفروشمش؟
-ما مگه فروشی هستیم ملعون! شرم کن!

اما قبل از اینکه اسکورپیوس بخواد شرم کنه، کله لرد در دستان پشمالوی میمونی جا گرفت.
-نارگیل!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: دوشنبه 15 شهریور 1400 21:36
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی هل میده... و هل میده... و باز هم هل میده. لینی انقدر هل میده تا برس تو صورت لرد فرو میره و کله و برس یک جا میچرخن.
حالا کله ی لرد برسی داشت که بهش وصل شده بود.
- خونه ام آنتن هم داره.
- این چرا نمیفهمه این کله ی ماست؟ حیف که دستمون نزدیکمون نیست وگرنه تاکسیدرمیت میکردیم پیکس!
- خونه ی قشنگم، من خیلی خسته شدم میخوام بخوابم. یک ساعت دیگه منو بیدار کن. ساعت بلدی دیگه؟
- معلومه که ما ساعت بلدیم... وایسا ببینم کجا داری میای؟ الان داری تو دماغ ما میخوابی؟ نرو اونجا ما حساسیت داریم. نرو... د میگیم نرو!

اما لینی بی توجه به کله ی سخنگو، صاف توی دماغ لرد رفت و خر و پفش به هوا بلند شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: دوشنبه 15 شهریور 1400 20:41
نمایش جزئیات
آفلاین
- لونه!

لینی با دیدن کله‌ای که آخرین قِل‌هاشو خورد و سرجاش متوقف شد، پروازکنان به سمتش می‌ره.

- عالیه. پشتشم صاف و صیقلیه!
- این کله ماست پیکس. ما رو اونوری کن!
- آخ جون خونه‌ی سخنگو! دیگه لازم نیست صبحا ساعتو کوک کنم، خودش بیدارم می‌کنه.

لینی روی زمین فرود میاد و تمام زور حشره‌ایش رو به کار می‌بره تا کله رو بچرخونه و اونوریش کنه. مطمئن بود اونورش تختی گرم و نرم رو دیده بود که می‌تونست شبا توش بخوابه!

- بچرخ دیگه! چه لونه سنگینی هستی!
- ما لونه نیستیم، کله‌ایم! اینقدم چشم ما رو نکوب به این بُرِس لعنتی!

اما لینی بی‌توجه به این که چشم و صورت لرد مدام در حال فرو رفتن تو شاخه‌های برسی بود که مانع چرخیدنش می‌شد، به هل دادن ادامه می‌ده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: دوشنبه 15 شهریور 1400 20:09
نمایش جزئیات
آفلاین
- ضربه عالی ای بود بلا سان!

بلاتریکس در حالی که سر لرد را در آغوشش می فشرد چشم غره ای برای ارکو رفت.
- فکر نکن من این گلدون خوشگل رو می دمش دست تو! این گلدون فقط باید تو اتاق من باشه!

ارکو به پهنای صورتش لبخند می زد.
- داری اشتباه می کنی بلا سان! این که گلدون نیست این جا چاقویی ایه که من تازه سفارش داده م.
- نخیر! این گلدون با رایحه اربابه!

ارکو با دو دستش سر لرد را گرفته بود و می کشید.
- اشتباه می کنی بلا سان دلیل اینکه بوی ساما رو می ده اینه که من با رایحه ساما سفارش داده بودم.

در آن بحبوحه لرد که از فشار دستان دو مرگخوارش به تنگ آمده بود به سخن آمد.
- ولمان کنید! سرنازنینمان حساس است!

اما بلاتریکس و ارکو گوششان بدهکار نبود و با تمام قدرت می کشیدند. در همان حین در صدم ثانیه، سر لرد از فشار کشش زیاد، به هوا پرتاب شد و در دور ترین نقطه خانه ریدل ها افتاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اركوارت راكارو در 1400/6/15 20:26:51

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.