
- فوق العادهس! این مشکلم به لطف سختکوشی ما هافلپافیها و پیشخوان هاگزهد حل شد.
هافلپافیها با خوشحالی با یکدیگر و با آبرفورث که ماتش برده بود دست دادند و روبوسی کردند. سپس حلقه گلی را به گردن او انداختند؛ پیشخوان خاک آلود و چرک کافه را با گلاب شستشو دادند و پرچم هافلپاف را روی آن کشیدند و شروع به چرخیدن دور آن کردند.
- شماها دارین چیکار میکنید دقیقا؟!
- داریم پیشخوان مقدستونو طواف میکنیم یا آبرفورث!
- چرا خب؟!
- زیرا پیشخوان شما، قوم بیخواب و بی پناه ما را از خطر نابودی نجات داد؛ پس از امروز به بعد ما وظیفه داریم این مکان را مقدس بداریم و رو به آن مناجات کنیم. ما خود را وقف این پیشخوان خواهیم کرد و هرگز از آن جدا نخواهیم شد.
آبرفورث با خود فکر کرد که شاید اشتباهی رخ داده باشد. مثلا شاید بجای آنکه نوشیدنیهایش را برای بیدار کردن هافلیها بر سرشان خالی کرده باشد، احیانا خود شیشه را بر سرشان کوبیده باشد!
- یعنی میخواین ترک تحصیل کنین؟ دیوونهای چیزی شدین؟!
آیا واقعاً هافلپافیها به دلیل دزدیده شدن تختهایشان قصد ترک تحصیل و عدم بازگشت به هاگوارتز را داشتند؟ یا به هاگوارتز بازگشته و تختهایشان را پس میگرفتند؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









باید بدون من دق کنین از غم از دست دادن چنین ارشدی! زجه و مویه هم موقع دفنم فراموش نشه. نبینم عین این خارجکیا با کلاس بازی در بیارین در آرامش دماغتونو پاک کنینها! 

