پست پایانی سوژه
- لعنت سالازار بهت، بسه دیگه! چندین روزه ما همینطور نشستیم اینجا و تو فقط میگی خواهیم دید چه خواهد شد! خب کِی خواهیم دید پس؟

غول نسبتا کوچکی که به نمایندگی از کله اگزوزی، در دوره هشتصد و چهل و ششم مذاکرات بر سر عروسکهای صورتی و ماگهای استنلی حاوی شیر برتیبات های غنی، حضور پیدا کرده بود، اهمیت چندانی به کلافگی اهالی هاگوارتز نمیداد.
- شما متوجه نیستی عزیز. جناب کله اگزوزی باید پیشنهاد های هر دو طرف رو با دقت زیاد بررسی کنن و بعد تصمیم بگیرن.

پلک چپ لرد سیاه دچار پرش شده بود. چندین روز بود که جزایر جاوایی، تبدیل به صحنهای صورتی و چندشآور از وسایل صورتیتر و حتی چندشآور تر شده بود. دلیلش هم چیزی نبود جز تلاش گروههای مختلف برای راضی کردن کلهاگزوزی به کارهای مختلفی همچون همگروهی شدن با آنها یا به کل، ترک بازی!
لرد سیاه لردی بود بسیار صبور؛ اما قدح صبرش دیگر لبریز شده و اندیشه نمیکرد.
- حیف که قول دادهایم در طول این تعطیلات کسی را نکشیم، وگرنه الان بزرگترین قطعهات انگشت شصت پایت بود.

- من که انگشت شصت پا ندارم.
- دقیقا!

غول کمی خودش را جمع و جور کرد؛ اما از رو نرفت.
- به هرحال باید صبر کنین تا جرزیدنت کله اگزوزی تصمیم بگیرن پیشنهاد کدوم گدوه رو میپسندن.

پلک راست لرد سیاه نیز دچار پرش شد و درست لحظهای که تصمیم گرفته بود تمام شروط مذاکره را زیر پا گذارد و آواداکداورایی به سمت غول روانه کند، شیپورهایی از سراسر جزیره نواخته شدند. کله اگزوزی در حالی که توسط انواع غولهای کوهنشین، غارنشین، بادیهنشین و ... اسکورت میشد، خرامان خرامان از بین درختان انبوه جزیره بیرون میآمد.
غول نماینده به سمت گروه غولهای تازه رسیده دوید و پس از دقایقی پچپچ با آنها، به سمت اهالی شاکی هاگوارتز بازگشت.
- به بیانیه ای که هم اکنون از جرزیدنت کله اگزوزی به دست-...

- خب بنال دیگه نتیجه چیشد؟

- این چه طرز حرف زدن با نمایندهی تیم مذاکره کنندهست؟ اصلا دیگه بهتون نمیگم نتیجهی این دور از مذاکرات چی شده.

صدای "تق" بلندی شنیده شد و فرد گویندهی دیالوگ دوتا قبل، با چشمهای ضربدری شده و زبان بیرون آمده به زمین افتاد. بانو مروپ با ماهیتابهای براق بالای سر او ایستاده بود.
- ناراحت نشو غول غارنشین مامان. حالا یه چیزی گفت دیگه. شما نتیجه رو اعلام کن.

غول نماینده که از این حجم توجه گونههایش گل انداخته و خوش خوشانش شده و ذوق زده شده بود، با افادهی بسیار، کاغذ سخنرانیاش را مجددا بالا گرفت.
- به بیانیهای که هماکنون جرزیدنت کله اگزوزی به بنده ارجاع فرمودند توجه کنید. پس از بررسی های بسیار شروط هر دو طرف، جرزیدنت اعلام کردند که حزب "اسلیترین" تعداد عروسکهای خرسی کمی به ایشان پیشنهاد کردند و نه تنها تعداد ششصد عروسک کافی نیست، بلکه باید به عددی بالاتر از یکهزار و سیصد فکر کنند!

غول لحظهای سکوت کرد تا نفسی تازه کند.
- همچنین حزب "هاگوارتز" که چهارصد لیتر شیر برتیبات با غلطت شصتدرصد به ما پیشنهاد کرده بودند نیز موفق نشدند رضایت جرزیدنت را به دست بیاورند و باید بدانند که ما هیچی با غنای زیر هشتاد درصد قبول نمیکنیم.

غول لبخند دندان نمایی زد و دندانهای زرد و کج و کولهاش را به رخ کشید.
- در ادامه هم جرزیدنت فرمودند که چون همچنان نتیجه ای در این دور حاصل نشد، مسابقه طنابکشی مجددا شصت روز به تعلیق در آمده و مذاکرات به دور هشتصد و چهل و هفتم و پس از بازگشت از جزایر جاوایی موکول میشود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج














