احوالاتتون؟ خوبین؟ خوشین؟ سالمین؟ سلامتین؟ شاید با خودتون بگین چه مرگ راحتی... ولی خب باید بگم هیچ مرگی راحت نیست. شما باید کار انجام نشدهای در این دنیا نداشته باشین که مرگ راحتی داشته باشین.
اومدم شرح مفصلی داشته باشم خدمتتون از تاریخ غنی غیبت کبری مرلین!
اما چرا غیبت کبری؟ اول باید بگم کبری چی هست... یا شاید بهتره بگم کبری کی هست؟ کبری فرزند ارشد خانواده افعل آقا ایناست. افعل آقا و همسرشون فعلی خانوم اینا، چهارتا فرزند دارن. درواقع سرود ملی خانوادهشون رو براتون میخونم، که بهتر با این خانواده محترم آشنا بشین.
سرود اینه:
افعل و فعلی...
نانای!
اکبر و کبری...
نانای!
اصغر و صغری...
نانای...
خب...
یکم شفافسازی کنم!
افعل و فعلی، پدر و مادر خانوادهن. تا اینجا همه چیز تکمیل، پس نانای! اکبر و کبری، خواهر و برادر ارشد خانوادهن. بازم پس همه چیز تکمیل، پس نتیجتا نانای! اصغر و صغری هم همونطوری که حدسیدین، خواهر و برادر کوچکتر خانوادهن. اما!... اینجا دیگه نانای! نه... اینجا نانای... چرا نانای با سهتا نقطه؟ الان میگم...
چون ممکنه که همچنان خانواده ادامهدار باشه و همهچیز تکمیل نباشه! پس نقطه میذاریم که پایان نامشخص باشه... حالا اینکه افعل و فعلی قراره ادامه بدن خانواده رو، یا اکبر و اصغر یا حتی کبری و صغری، اصلا مشخص و معلوم نیست... به هرحال چیزیه که قراره ادامه پیدا کنه و از قضا، نقل محافل و مجالس و جلسات و داستانهای خانواده افعل اینا هم هست... چی؟ اینکه کی قراره نسل خانواده رو ادامه بده؟ کی؟ ما نمیدونیم که... چرا؟ ابقای نسل و ترکهی افعل اینا دیگه... کجا؟ ای بابا! سوالهای نابجا...
پس اینجا باید از یه نکته رونمایی کنیم که درواقع این اصلا غیبت کبری مرلین نبوده. این درواقع غیبت کبری (و صغری درباره) مرلین بوده... طبعا هر خواهران دیگهای مثل کبری و صغری به هم میرسن، شروع میکنن به غیبت کردن و پشت سر ملت حرف زدن. چرا؟ چون کار باحالیه... چطوری؟ نمیدونم، خواهران حال میکنن. چجوری؟ بریم ببینیم.
صغری و کبری درحال سبزی پاک کردن هستن. کبری بسیار حرفهای سبزیها را پاک میکند، اما صغری بسیار حواس پرت هست و دائم از این شاخه به شاخه میپرد.
- کُبو! دیدی اکو برای زنش چی خریده؟
- صُغو! این سبزیها رو درست پاک کن. اینارو شب قراره خودمون بخوریم، مریض میشیم.
- کبو! ول کنا... کی سبزی میخوره... جیب اکو خالی شد رفت.
- یی صغو! این اکو آخرش همه پولاشو ور ایور اوور میزنه و تهش برای بچهش هیچی نمیذاره.
- یی کدوم بچه خواهر؟ ایی اکو و زنش بچهشون نمیشه...
- نچ نچ نچ! بله... همهش تقصیر ایی مرلینه! خدا خیرش نده.
- یی چطو خدا خیرش نده خواهر؟ ایی خودش عزیز کردهی خدائه. خدا هم خیلی خیرش میده... هم خیلی بله.
- یی ایی اکانت بلهی من خراب شده. همهش میاره خیر خیر خیر...
- بازم تقصیر مرلینه...
- خدا خودش کار مایه با ایی مرلینو درست کنه.
- بله خواهر. خدا خودش رحمی کنه...
مرلین که پیری فرزانه بود و بسیار عقل و گوشش کار میکرد، از غیبتهای کبری با خواهرش صغری، یه بچه و یه کبری و یه بده شنیده بود و باقی صحبتها رو روی دو ایکس گذاشته بود، پس بلافاصله وارد عمل شد و در کسری از صدم ثانیه، کبری کشید زیر سبزیها و آی شکمم، آی شکمم کرد و بدون هیچگونه لکلک یا بوته و اینجور چیزها و فقط با دعا، نسل خانواده افعل اینا ادامهدار شد. مرلین درواقع درحال شنیدن غیبت کبری بود و به همین خاطر پیداش نبود. حقیقتا که چقد بد. نتیجه اخلاقی؟ غیبت چیز خوبی نیست. غیبت نکنیم!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









و شاهد غیبت کبری دیگری هستیم.

)





گفتن نه فقط کوچیک داریم. خلاصه که بنده نشستم و نشستم و نششتم و نشستم تا صغرا بزرگ شه ولی خیلی طول کشید.
)



- میزنم جلو و.... مرلین معجزهی عظیمی نشون داد. موی من رو بهتر از ماسک موی جیسیدو ترمیم کرد!
) دنیایی که توش زندگی میکنیم معمولاً چیزا رو دور نمیاندازه؛ فقط میبردشون به جلد بعدی.
)

