یه سوژه بی سوژه مونده. این سوژه سرتاسر دنیای جادویی رو به دنبال کسی که بهش سوژه بده میگرده. بعد از کلی گشتن افسرده میشه و تبدیل میشه به یه معترضِ جدی. مدیران سایت که از این وضعیت باخبر شدند، تصمیم گرفتند جلسه ای با حضور تمام اعضای سایت تشکیل بدن تا تصمیم نهایی را در باب این داستان بگیرند.
***
سالن اجتماعات ساکت بود. نه از آن سکوت های شاعرانه، بلکه از آن سکوت هایی که اگر یک نفر عطسه می کرد، ممکن بود صد و هفتاد و هشت نفرِ دیگر مثلِ دومینو روی هم بیفتند. در اینجا بود که روحِ وزیرِ وزارتِ آسلامی نچ نچی کرد و به بنده اطلاع داد که دوباره این قسمت را بنویسیم؛ پس لطفاً تا اینجای پست مان را اصلا در نظر نگیرید و اگر هم گرفته بودید، دیگر نگیرید! برویم سراغِ اصلاح:
سالن اجتماعات ساکت بود. نه از آن سکوت های شاعرانه، بلکه از آن سکوت هایی که اگر یک نفر عطسه می کرد، ممکن بود صد و هفتاد و هشت نفرِ دیگر مثلِ دومینو
تازه واردِ مذکور، که هنوز برای شناسه اش آواتار انتخاب نکرده بود و معلوم نبود اصلاً طرف چه کسی هست، با اخم به نویسنده نگاه کرد که هنوز جوابش را نداده بود. نویسنده نیز، زیرِ بارِ نگاهش همچون بستنی های کوین آب شد و رفت توی زمین؛ اما قبل از رفتن، اشاره ای به این صورت
به حسن مصطفی کرد، که بیاید و برسد به دادِ این تازه کار!حسن هم که از این حالت
به این حالت
تغییرِ شکلک داده بود، پاسخِ سوالاتش را داد:- خب خب خب... بذار ببینم، قبل از جواب دادن باید به اطلاعت برسونم که خوب گوش کنی چون فقط ده بار تکرار می کنم! والا سوژه چیزِ خاصی نیست! آخرین تحقیقاتی که پژوهشگرانِ سازمان اسرار هستی وزارتخونه انجام دادن، نشون داده که سوژه اصلا وجود خارجی نداره و با نخ و کاموا درست میشه. ایفا هم مکان نیست، بله آقا مکان نیست خب!... ایفا یه ملکِ کلنگیه که از مرلین اجاره گرفتیم برای سایت. اممممم... سوال بعدیت چی بود فرزندم؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



آخ!.. آقا آرنجتو از قرنیه م بکش بیرون!
البته که ساحره های عزیز می تونن بیان نزدیکتر.
... 

الان با وایتکس هم بشورمش رد پاهات پاک نمیشه.



جلسه ی امروزمون درمورد کودتای سوژه هاست. تا اینجاش کسی سوالی نداره؟





فقط چیزه ... درآوردن شلوار جزو آزادی بیان محسوب میشد؟
خوب پس چجوری جلب توجه کنم؟
اینم محبوبیت نداره. باید اعتراضی باشی! طوری که همه بگن چه نترس و آزاده و این جور چیزاست! 


همین مرگ! میبینید چقدر برای خودش اسم در کرده؟ کافیه به ذهنتون مسلط بشید و به مغزتون فرمان بدید که نمیخوام بمیرم. دیگه حله! 



تو سوژهی باهوشی هستی. با یه پیرنگ قوی و یه عالمه گره و خرده روایت و قهرمان و ضدقهرمان و دیگر اصطلاحات داستانی که نمیگم تا ریا نشه که چقدر بلدم. 
