نام: کاتسوجی یامازاکی.
گروه:تو مهوتوکورو درس خونده؛ اما میدونه گروهش تو هاگوارتز معادل هافلپافه.
پاتروناس: سینهسرخ؛ البته خودش حاضر نیست قبول کنه پاتروناسش از جغد شده پاتروناس دختری که تو مهوتوکورو عاشقش بود و معتقده از همون اول سینهسرخ بوده.
بوگارت: لکه، گاهی هم یکی که مدام باهاش شوخی میکنه.
ظاهر:لاغر، زیادی لاغر. اونقدر لاغر که ممکنه شما بخواین باهاش دست بدین؛ اما یهو ببینین پرت شده اون طرف. چشماش قهوهای و موهاش سیاهن و یه زخم کوچیک رو دست راستش داره.
سرگرمیها و علایق:
مهمتر از تموم سرگرمیها و علایقش، تمیز کردنه. خودش اعتقاد داره نظافت روحش رو جلا میده؛ منتها اگر دیدین برای جلا دادن روحش، با ضدعفونیکننده و دستمال افتاده به جون یه لکه که کلا دیده نمیشه یا بعضا وجود خارجی نداره و تیک عصبی گرفته که چرا تمیز نمیشه، خیلی تعجب نکنین.
کتاب خوندن رو هم دوست داره؛ منتها فقط زندگینامه، تاریخ، علوم اجتماعی و همچنین فناوریهای جادویی. نهایتا ادبیات رئالیستی رو دنبال کنه؛ اما ازش انتظار خوندن شعر و رمان عاشقانه نداشته باشین.
اجتناب و تنفرات:
کثیفی و شوخی. این دوتا صدرنشینن، با اختلاف زیاد. کثیفی رو اصلا نمیتونه تحمل کنه؛ شوخی رو هم چون اکثر اوقات نمیفهمه، ترجیح میده بگه ازش متنفره.
چیزهای دیگهایم هستن که ازشون متنفره. خالهزنکبازی، ریاکاری، قضاوت و حمله به افراد ضعیف، مهمتریناشونن. البته، اونایی رو که مریضی و لاغریش رو مسخره میکنن نمیشه نادیده گرفت.
شخصیت:
شخصیت کاتسوجی سه لایه داره. لایهی اول که مال غریبههاست؛ کسیه که نه منزویه و نه اجتماعی؛ اما یه فاصلهی عاطفی رو حفظ میکنه. صریحه؛ اما فقط وقتی دربارهی چیزی ازش میپرسن نظر میده. همچنین، وسواس نظافت شدیدی داره؛ همیشه در حال شستن دستاش و تمیز کردن وسایلشه. بعضی وقتا هم از نشستن سر باز میزنه؛ چون به نظرش اون جا کثیفه.
کاتسوجی معمولا شوخی رو متوجه نمیشه؛ بنابراین اگر دیدین براش یه جک گفتین و اون مثل جغد نگاهتون میکنه، ناراحت نشین، متوجه نشده.
اون همچنین هیچ وقت حاضر نیست کمک قبول کنه؛ حتی وقتی لازمه. به ندرت پیش میاد کمک بگیره که اونم فقط از پدر و خواهرشه. همچنین، اون تیک عصبی داره؛ یعنی این که پلکش میپره، سرفه میکنه و گاهی دست و پاهاش حرکات کوچیک ناگهانی دارن.
از نظر جسمی، ضعیف و بیماره و همکاراش تو بخش فناوری جادویی وزارت جادوی ژاپن، گاهی تعجب میکنن که چهجوری اینقدر تو کارش سرسخته.
لایهی دوم، برای عزیزانشه. کاتسوجی برای پدر، عمو و خواهرش، یه پسر به شدت محافظ و قدرشناسه. خودش که معتقده این فقط وظیفهست.
لایهی سوم، یهکم متفاوته. اون از ترک شدن به شدت میترسه و برای همین به کسی زیاد نزدیک نمیشه. نمیتونه مردم رو ببخشه؛ هرچند دنبال انتقام هم نمیره. همچنین، کاتسوجی به فرد به شدت واقعگراست و شاید برای همین باشه که بحرانهای فکریش سر امید و شفقت رو انکار میکنه. همچنین، اون اصلا آدم ریسکپذیری نیست و معمولا ترجیح میده تو خونهی امن خودش بمونه.
زندگینامه:
کاتسوجی توی خونهی یه معلم مهوتوکورو، تو کیوتو متولد شد. این آقا معلم، تا چند سال بعد از مرگ همسرش، نتونست برای کاتسوجی و خواهر دوقلوش، هارومی پدری کنه. وقتی افسردگیش با کمک روانشناس بهتر شد، فهمید در حق بچههاش کوتاهی کرده و به تدریج تبدیل شد به یه پدر مضطرب، خوشبرخورد و یهکم بیش از حد نگران.
پدر کاتسوجی وسواس داشت و این وسواس رو به پسرش هم انتقال داد. هرچند الان خودش تا حدی بهبود پیدا کرده و پسرش رو هم میبره پیش روانشناس؛ هنوز هر دو کمابیش علائمی از وسواس دارن.
خلاصه، گذشت و گذشت تا این که کوهاکو وارد سال ششم شبانه روزی مهوتوکورو شد. اون زمان دل به دختری به اسم ایزومی بست؛ اما هرگز حاضر نبود اعتراف کنه، چون از وابستگی و ریسک میترسید. این عشق اونقدر ادامه پیدا کرد که حتی شکل پاتروناسش رو هم تغییر داد.
کاتسوجی الان داره سعی می کنه با ترسش بجنگه؛ همین طور با بیماریش.
شناسهی قبلی
آنلاینها
8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





و لبخندی که هیچوقت معلوم نیست چقدرش واقعیه و با بقیهش داره چی رو ازتون پنهون میکنه.


کی اهمیت میده این لقب با روح شکننده میرتل بیچاره چیکار میکنه!
راستی شما تاحالا از طریق سیفون ناگهانی هری با محتویات معده همیشه یبسش سفر کردین به دریاچه هاگوارتز؟ نه معلومه که نکردین! چون شما یه روح بدبخت مرلین زده نیستین که توی مرلینگاه زندگی کنه و ندونه کِی و توی کدوم سنگ توالت با باسن یه دانش آموز تنها میمونه!
آدمایی مثل اولیو هورنبی که مسخرهم میکنن و دستم میندازن... مخصوصاً اونایی که بهم میگن چهارچشمی، نالان یا گریان.
پسرایی که میان حموم و زیر بغل و روی قفسه سینهشون به پر پشتی جنگل ممنوعه، مو دارن ولی با خودشون شرط کردن هرگز شیو نکنن.
کسایی که پشت سرشون سیفون نمیزنن.
کسایی که سیفون میزنن ولی قبلش اطلاع نمیدن!