کرنلیوس فاج با قدمهایی آرام و حسابشده وارد کلاس شد؛ آنقدر آرام که انگار خودش هم منتظر بود کسی ورودش را با تشویق اعلام کند. پشت سرش چهار کارمند وزارت، هر کدام مشغول حمل وسیلهای بودند؛ یکی سه پوشهی قطور را بغل گرفته بود، دیگری تختهای چرخدار را هل میداد، سومی چند طومار بزرگ را حمل میکرد و چهارمی فقط یک صندلی راحتی آورده بود که فاج بتواند روی آن بنشیند.
وزیر ابتدا چند دقیقه صرف مرتب کردن جای وسایل کرد. هر بار که یکی از کارمندها تخته را چند سانتیمتر جابهجا میکرد، او با دقت نگاه میکرد، سرش را کمی کج میکرد و میگفت:
- نه... فکر میکنم این زاویه برای انتقال صحیح اطلاعات مناسبتر باشه.
وقتی بالاخره همهچیز باب میلش شد، یقهی ردایش را صاف کرد و لبخند سیاستمدارانهای زد.
- پیش از هر چیز باید عرض کنم که حضور بنده در این کلاس کاملاً داوطلبانه است. البته مشاوران رسانهای وزارت معتقد بودن حضور مستقیم مسئولان در محیطهای آموزشی، تأثیر مثبتی بر افکار عمومی میذاره. شخصاً با این نگاه تبلیغاتی مخالف بودم، اما احساس مسئولیت اجازه نداد درخواستشون رو رد کنم.
سپس یکی از طومارها با صدایی بلند باز شد.
بالای آن با حروف طلایی نوشته شده بود:
«طرح ملی بررسی غیبت کبری مرلین»
فاج با افتخار به عنوان نگاه کرد.
- همونطور که انتظار میرفت، وزارت برای پاسخ دادن به چنین سؤال مهمی، رویکردی علمی، تخصصی و چندلایه در پیش گرفت. در گام اول، کمیسیون عالی بررسی غیبت مرلین تشکیل شد. بعد از سه ماه، این کمیسیون به این نتیجه رسید که برای ادامهی تحقیقات، تشکیل کمیتهی تشخیص مفهوم غیبت ضروریه.
او پوشهی اول را باز کرد.
- کمیتهی تشخیص مفهوم غیبت، بعد از پنجاهوهشت جلسه اعلام کرد که برای مشخص شدن مفهوم غیبت، ابتدا باید تعریف دقیقی از مفهوم «حضور» ارائه بشه. بنابراین شورای تبیین حضور تشکیل شد.
چند صفحه را با سرعت ورق زد.
- شورای تبیین حضور هم به این نتیجه رسید که بدون روشن شدن جایگاه مکانی مرلین، تعریف حضور امکانپذیر نیست. بنابراین کارگروه تعیین محل احتمالی مرلین تشکیل شد.
فاج با رضایت لبخند زد.
- همونطور که ملاحظه میکنین، وزارت هیچوقت در تحقیقات عجله نمیکنه.
چوبدستیش را تکان داد.
نموداری بزرگ روی تخته ظاهر شد.

فاج با غرور به نمودار اشاره کرد.
- همونطور که این آمار علمی ثابت میکنه، احتمال بسیار زیادی وجود داره که مرلین در یک مکان حضور داشته باشه. پیش از این، چنین نتیجهی دقیقی هرگز در اختیار جامعهی جادوگری نبود.
او بدون مکث، نمودار بعدی را جایگزین کرد.

فاج با خونسردی توضیح داد:
- ممکنه این سؤال پیش بیاد که چرا احتمال همکاری ایشون با وزارت صد درصده. پاسخ کاملاً روشنه. طی بررسی اسناد، هیچ مدرکی دال بر عدم همکاری مرلین با وزارت پیدا نشد. از نظر حقوقی، نبود مدرکِ مخالفت، به منزلهی تأیید همکاری تلقی میشه. ضمن این که آحاد جامعه جادوگری، وزیر سحر و جادو را به عنوان نایب برحق مرلین کبیر در زمان غیبت و حتی بعد از ظهور قبول دارن!
پوشهی دوم را باز کرد.
- البته بعضی از اعضای کمیسیون معتقد بودن شاید مرلین اصلاً از تشکیل وزارت خبر نداشته. خوشبختانه این فرضیه در همان جلسهی اول رد شد، چون هیچ مدرکی هم دال بر بیاطلاعی ایشون پیدا نشد.
فاج با رضایت، تیک بزرگی کنار عبارت «حل شد» کشید.
- در مرحلهی پایانی، وزارت تصمیم گرفت کمیسیون استقبال از مرلین رو تشکیل بده. این کمیسیون مسئول آمادهسازی متن تشکر مرلین از وزارت، تعیین محل ایستادن ایشون، انتخاب زاویهی مناسب برای نقاشی یادبود و تهیهی پیشنویس سخنرانی پس از بازگشت بود.
لحظهای مکث کرد؛ از آن مکثهایی که خودش تصور میکرد تأثیر سخنانش را چند برابر میکند.
- جالب اینجاست که تنها سه روز بعد از تشکیل این کمیسیون، مرلین دوباره در جامعهی جادوگری دیده شد.
فاج لبخند پیروزمندانهای زد و انگشتش را روی نمودار آخر گذاشت.

- وزارت علاقهای به مصادرهی موفقیتها نداره. هرگز هم نداشته. اما وقتی مجموعهای از اقدامات تخصصی، علمی و کاملاً برنامهریزیشده، تنها سه روز قبل از ظهور دوبارهی بزرگترین جادوگر تاریخ انجام میشه، طبیعتاً افکار عمومی خودش نتیجهگیری لازم رو انجام میده.
آخرین پوشه را بست و با حالتی که انگار پروندهی یکی از بزرگترین معماهای تاریخ را برای همیشه حل کرده باشد، لبخند زد.
- بنابراین، نتیجهی نهایی تحقیقات کاملاً روشنه. مرلین در تمام دوران غیبت، مشغول انجام مأموریتهایی بسیار مهم، بسیار محرمانه و کاملاً هماهنگ با سیاستهای وزارت بوده. جزئیات این مأموریتها همچنان محرمانه باقی میمونن، اما خوشبختانه وزارت، با مدیریت صحیح، برنامهریزی دقیق و تشکیل کمیسیونهای لازم، شرایط ظهور دوبارهی ایشون رو با موفقیت فراهم کرد. این همون چیزیه که از یک دولت مسئول انتظار میره.