هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
پیام زده شده در: ۱۹:۳۵:۲۱ شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۱
#1
سلام پروفسور
نمیدونم من رو میشناسید یا نه ولی من دختری هستم که ... سالها پیش لرد ولدمورت پدر و مادرم رو به قتل رسوند و میراث خانوادگی ما رو ازمون دزدید...
جد من از سمت خاندان مادری روونا ریونکلاو هست ... بانوی جسور و زیبایی که در حال حاضر من تنها کسی هستم که با اون نسبت خونی عمیقی دارم...


داستان تمام مشکلات من از جایی اغاز میشه که تام ریدل عاشق مادر من شد ... اون بعد از اینکه نیم تاج ریونکلاو رو به یک جان پیچه تبدیل کرد به مادرم سپرد ...مادرم از این موضوع خبر دار نبود و حتی نمیدونست که تام به اون علاقه مند هست.... سالها گذشت تا مادرم با پدرم ازدواج کرد و من به دنیا اومدم همه چیز عالی بود تا زمانی که تام ریدل تبدیل شد به سیاه ترین جادوگر جهان یعنی لرد ولدمورت ... مادرم پیشگوی ماهری بود ... اون فهمیده بود که دیر یا زود خودش و پدرم توسط ولدمورت به قتل خواهند رسید ... برای همین من رو به یک یتیم خانه در انگلستان واقع در لندن منتقل کرد و تنها چیزی که برام به جا گذاشت یک گردنبند بود با نوشته ای در داخلش : ((زمانی که تاریکی حمله کرد به گذشته ات رجوع کن)) این یک پیشگویی از جنگ هاگوارتز بود... و اشاره به یکی از جان پیچه های ولدمورت یعنی نیم تاج ریونکلاو داشت...


----------------------------------------------
نمایشنامه: جنگل ممنوعه
((داستان اضافه تر از کتاب ها و فیلم ها نوشته شده))
از زبان ایزابل :

انقدر که دویدم دیگه حتی پاهامو حس نمیکردم ... دورم فقط درخت بود ... فقط درخت ... کم کم یه عالمه مرگخوار دورم جمع شدن... نمیدونستم که باید چیکار کنم به خودم اومدم و متوجه شدم که خلع سلاحم کردن و با عده زیادی از مرگ خوار ها محاصره شدم... تا اینکه خودش اومد و رو به روم ایستاد...


با صدای زمزمه واری گفت: تو دقیقا شکل مادرتی...

نمیدونستم داره درباره چی حرف میزنه .. حتی نمیدونستم مادرمو از کجا میشناسه ...

ایزابل:چی میگی ؟ تو درباره خانوادم ، درباره مادرم چی میدونی؟

لرد ولدمورت : دختر کوچولوی بیچاره ... مادرت احمقی بیش نبود ، پدرت هم همینطور ... اگه قبول کرده بودن که به ارتش تاریکی من بپیوندن شاید الان زندگی بهتری داشتی و همینطور اونا رو ...

ایزابل :عوضی ... چطور تونستی ؟باهاشون چیکار کردی؟

لرد ولدمورت: کشتن ادمایی که ازت سرپیچی میکنن لذت بخشه .... و بازی کردن باهاشون لذت بخش تر... بشکنج (با فریاد)

ایزابل:وقتی اون طلسم رو روم اجرا کرد انگار هر لحظه ده استخوان ازم میشکستن و با چاقو به جون تمام بدم افتاده بودن...
واقعا شکنجه محض بود... توی اون لحظه فقط یه ارزو داشتم ... اینکه با پدر و مادرم این کارو نکرده باشه...

----------------------------------------
من میخوام باهاش بجنگم پروفسور پس لطفا درخواست من رو برای عضویت در محفل بپذیرید...


بلند پرواز مثل یک عقاب ... .
خون خاندان ریونکلاو در رگهای من جریان دارد ... !


پاسخ به: نوزدهمین تولد جادوگران
پیام زده شده در: ۲۳:۳۹:۳۶ سه شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۱
#2
من همیشه به‌ یادت هستم و خواهم بود جادوگران عزیز...
زندگی ما انسان‌های عادی مملو است از فراز و نشیب‌... و سرانجام در پایان‌مان، همچون نقطه‌ای هستیم در خطی بی‌نهایت. جادوگران عزیزم، تو فروغی ماندگار باقی بمان. که یادت در سختی‌ها، یادآور خوبی است برای‌مان... که حتی در تاریک‌ترین لحظات، می‌شود به فروغی راهگشا امید داشت.

به رسم هرساله، تولدت مبارک جادوگران.


تصویر کوچک شده

We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are


نوزدهمین تولد جادوگران
پیام زده شده در: ۱۸:۳۰:۵۹ سه شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۱
#3
شاید چندان حس و حالی برای گفتنش وجود نداشته باشه، ولی نوزدهمین تولد جادوگران با کمی تاخیر مبارک باشه.



بلاتریکس
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰:۵۹ جمعه ۲۳ دی ۱۴۰۱
#4
سلام.من بلاتریکس هستم.علاقه ای به زیاد صحبت کردن ندارم و تنهایی رو ترجیح میدم.
شخصیت مرموزی دارم و افراد خیلی کمی باهام ارتباط میگیرن.از اون دسته ادم هایی هستم که فکر میکنن قراره دنیا رو تغییر بدن. کتاب زیاد میخونم و دوست دارم یه کتاب هم بنویسم.رنگ مورد علاقم مشکی و سبزه.عاشق طبیعتم.به ورزش رزمی و انجام دادن جادو علاقه مندم.
خب بنظرم همینقدر صحبت کردن کافی باشه.مچکرم که خوندی...



لطفا مراحل ورود به ایفای نقش رو به ترتیب طی کن و اول گروهبندی رو انجام بده و بعد اینجا بیا.

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
3. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


ضمنا لازمه که راجع به شخصیت انتخابیت توضیحات بیشتری بدی تا بتونی تایید بشی. می‌تونی با مطالعه معرفی شخصیت افراد دیگه تو همین تاپیک متوجه بشی که منظورم چیه. شخصیت بلاتریکس لسترنج هم گرفته شده و باید یه شخصیت خالی رو انتخاب کنی.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۳۰ ۲۰:۳۶:۳۸


گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۴:۳۷:۱۲ پنجشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۱
#5
سلام
من واقعا دلم می خواد توی گروه اسلیترین باشم
توی هر تستی هم که دادم اسلیترین شدم.اولویت دومم ریونکلا هست


سلام!
خیلی خوش اومدین به سایت جادوگران.
لطفا برای گروهبندی به تاپیک کلاه گروهبندی برین و از باز کردن تاپیک جدید خودداری کنین.
متشکرم.


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۴۰۱/۱۱/۱ ۱۸:۴۷:۵۳


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۳:۴۹:۵۲ دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱
#6
منطقیههه!!



پاسخ به: اعضاي سایت خودشونو معرفی کنن
پیام زده شده در: ۱۳:۴۷:۴۱ دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱
#7
نام. تام ریدل.
جنسیت. مرد.
سن. 16.
چوب دستی. 33سانت. چوب بلوط. ریسه قلب اژدها.

علاقه. جادو سیاه و ممنوعه.

یه دوست دارم. فقط همین. از اجتماعی شدن بدم میاد. اما از نبرد. نه. من در جادو خیلی قویم حتی از دانش آموزان بزرگ تر هم قویتر هستم.

آینده درخشان و تاریکی دارم.
پاترنوس. گوزن شاخدار.

من میتونم با مار ها صحبت کنم. و به همین دلیل همه ازم میترسند.
جز دامبلدور و بهترین رفیقم.


ممنون.👍



پاسخ به: چوب دستی های جادوگری!بهترین ایده چیست؟
پیام زده شده در: ۰:۱۹:۵۹ دوشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۱
#8
سلام. چوبدستی بنده.
چوب. بلوط.
جنس. ریسه قلم اژدها.
طول. 33سانت.
انعطاف پذیری خوب.
چوبی دستی که بتونم باهاش جادو سیاه و ممنوعه را به راحتی انجام دهم.


Avara kedavra. :dark-mark



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۴۸:۴۴ یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
#9
سلام به همگی

نام: ایزابل مک دوگال
جنسیت: دختر
ملیت : فرانسوی
سن: در حال حاضر 13 سال
خون : دورگه پدر مشنگ زاده و مادراصیل زاده (جد من از سمت خاندان مادری روونا ریونکلاو)
گروه: ریونکلاو
عنصر:آب
پاترونوس : جغد سفید
حیوان من : گربه سفید
درباره چوبدستی :

چوب : سمان کوهی
مغز: پر ققنوس
اندازه: 33 سانت
انعطاف پذیری : بسیار زیاد
مناسب برای : اجرای وسیع ترین محدوده جادو
وفاداری : بسیار سخت و تقریبا غیر قابل تغییر


ویژگی های ذاتی من :
بلند پرواز
شجاع
وفادار
منطقی
خردمند
مهربان
آرام
خلاق

علایق من :
حیوانات(جغد سفید،گربه)
کلاس وردهای جادویی و طلسم ها
ارتفاع
گرفتن نمرات بالا
کتاب های اسرار امیز
معما حل کردن
گاها غذا خوردن

ویژگی های ظاهری من :
موهای طیف آبی
چشمهای آبی
پوست سفید
موهای بلند
قد بلند


کوییدیچ:
پست : چیسر (تعقیب کننده)
جارو: نیمبوس 2000
دسته جارو : گلوله آتش



نیازه که بخشی از معرفی شخصیتت توضیح حتی شده کوتاهی راجع به زندگینامه و حتی ویژگی‌های رفتاری شخصیتت باشه. می‌دونم تک‌کلمه‌ای مورد دومو توی معرفی شخصیتت داری، ولی بهتره که با توضیحات همراه بشه. پس لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.

تایید شد.

(بابت تاخیر طولانی‌مدت برای پاسخگویی از شما عذر می‌خوام.)


ویرایش شده توسط Isabella در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۸ ۲۲:۵۸:۲۹
ویرایش شده توسط Isabella در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۸ ۲۳:۰۰:۱۲
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۳۰ ۲۰:۳۴:۰۷

بلند پرواز مثل یک عقاب ... .
خون خاندان ریونکلاو در رگهای من جریان دارد ... !


تام ریدل
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶:۵۹ یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
#10
اسم. تام ریدل.
جنسیت. مرد.
سن. 16ساله.
خون. اصیل زاده.
گروه. اسلیترین.
چوب دستی. 33سانت. ریشه قلم اژدها. جنس جوب بلوط.
پاترنوس. گوزن شاخ دار.

علاقه زیاد به جادو سیاه.
توانایی حرف زدن با مار ها.
علاقه زیادی به هورکراکس.

اسمم برگرفته از نام پدرم بود. که الان مرده. مادرم سعی کشتمو رو داشت. چون مانند پدرم نیت تاریکی داشتم. اما نتونست منو بکشه و در آخر خودشو کشت.

من در یتیم خانه لاوارنا قرار گرفتم
و آلبوس دامبلدور مرا به هاگوارتس آورد تا در آنجا آموزش ببینم.
اما رایهه پلیدم او از من رانده شد.
تو مدرسه همه از من میتر سیدن چون می‌توانستم با مار ها حرف بزنم.
اما من نمی‌خواستم بد باشم. ولی بازم دوست دارم راجع به جادو هایه سیاه و ممنوعه بدونم و از آنها استفاده کنم. فکر هایه زیادی درسمه.
من بسیار باهوشم اما همه من را دست کم میگیرند. من در همین سن از دانش آموزان سن بالا تر در جادو قوی تر و قدرت مند تر هستم. و بعذی وقتا دوعل میکنم.
من همیشه با آلبوم دامبلدور تمرین میکردم. و به همین دلیل و علاقه زیادم به جادو همیشه قوی بودم. اما میخواهم از دامبلدور هم قوی تر شم. چوب دستی دامبلدور عجیبه و خیلی قویه و بدجور چشه منرا گرفته. وقتی روزی دامبلدور را شکست بدم چوبدستیش را میگیرم.


خلاصه روحیه تاریکی دارم اما براین هاگوارتس مفیدنم.


ممنون.👍


یک بار ارسال پست در تاپیک کافیه. فکر می‌کنم به اشتباه دو بار پست معرفیت رو فرستادی. توضیحاتم رو زیر پست قبلیت نوشتم.


ویرایش شده توسط nimavarasteh80@gmail.com در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۹ ۰:۰۹:۲۴
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۹ ۲۳:۳۲:۳۴






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.