هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۴۵:۳۸ شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
#1
نام: ارنی مک میلان

گروه: هافلپاف

چوبدستی: چوب درخت سرو و موی تک شاخ به طول 15 سانتی متر، انعطاف پذیر

لقب: ارنی خفن

پاترونوس: تمساح

جبهه: محفل ققنوس

کوییدیچ: مهاجم

جارو: آذرخش

ویژگی های ظاهری: مو های زرد، چشمای سیاه، قد بلند، پوست سفید

اخلاق: وفادار، عصبانی، شر

توضیح: ارنی مک میلان در خانواده ای اصیل به دنیا آمد. او در ده سالگی نامه ای از هاگوارتز دریافت می کند و در یازده سالگی به هاگوارتز می رود.
در سال اول با سدریک دیگوری دوست می شود.
در سال دوم هم به هری تهمت می زند که او نواده ی اسلیترین است؛ اما بعدا از او معذرت خواهی می کند.
در سال سوم مهاجم هافلپاف می شود و باعث پیروزی در مسابقه گریفندور-هافلپاف می شود.
در سال چهارم هم از هری شاکی بود و هری را شیاد می نامد. او پیکسل هایی برای همگروهی هایش می سازد که رو آنها عبارت"پاتر بوگندو" نوشته شده بود!
در سال پنجم در ارتش دامبلدور عضو می شود و با هانا ابوت ارشد هافلپاف می شوند.
در سال ششم هم در نبرد هاگوارتز شرکت می کند و با ساخت به موقع پاتروناسش، جان هری را نجات می دهد.

پ.ن: سلام. به من گفتم اشتباه شده، می تونی برگردی. می شه دسترسیمو برگردونید؟


سلام. لطفا جوابی که به بلیتتون داده شده بود رو دوباره با دقت بخونید و اگر ابهامی داشتید، از من، فنریر گری‌بک، یا لینی وارنر بپرسید.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۹ ۲۰:۴۸:۱۰

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۱۰:۱۹:۴۶ پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۸
#2
1.آیا به غیر از شناسه سلستینا واربک شناسه ی دیگه ای هم داشتین؟
2.تاریخ عضویت شناسه اولتون چیه؟
3.لینک یکی از پست های مورد علاقه؟


ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۷ ۱۰:۲۳:۱۳
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۷ ۱۰:۲۶:۰۰
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۱۷ ۱۰:۲۷:۱۶

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: نوادگان هلگا
پیام زده شده در: ۱۵:۳۵:۰۴ پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸
#3
تصویر کوچک شده

***


استبنز، از جستجو کردن خسته شده بود؛ چرا که نمیتوانست از بین این همه جادوآموز، نواده را پیدا بکند. از نظر استبنز، نواده اصلا آنجا نبود؛ چرا که اگر نواده آنجا بود، استبنز را می شناخت و قایم نمی شد.
استبنز تصمیم گرفت که پیش هلگا برگردد؛ زیرا هر چقدر هم آنجا می ماند، به نتیجه ای نمی رسید.

پس از گذراندن مدت طولانی ای در تونل مخفی، از ریشه ی درخت بیرون آمد و به سمت هلگا رفت. هلگا با امید و اشتیاق گفت:
-پیداش کردی عزیزم؟

استبنز، با چهره ای ناامید، جواب او را داد. هلگا که ناراحت شده بود، روی تنه یک درخت قطع شده نشست و به فکر فرو رفت؛ اما ناگهان روبیوس هاگرید، هلگا را بیرون از قلعه هاگوارتز دید.
-نیگا کن! اون...باید موسس هافلپاف باشه!
-استیوپفای.

هلگا پس از بیهوش کردن هاگرید، با نگرانی گفت:
-هیپوگریفمون زایید! اگه بره به بقیه بگه چیکار کنیم؟

استبنز، با دندان کت هاگرید را گرفت و او را کشان کشان به طرف جنگل ممنوعه برد و پشت تخته سنگ آبی رنگی پنهان کرد.
هلگا هم ناگهان فکری به سرش زد و با خوشحالی گفت:
-می تونم معجون مرکب پیچیده درست کنم و وارد هاگوارتز شم!

استبنز هم به نشانه ی تایید، سرش را تکان داد و دست هلگا را لیسید.


It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: نوادگان هلگا
پیام زده شده در: ۱۸:۱۵:۰۶ چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸
#4
تصویر کوچک شده

***


نوازش هلگا، بدرقه ی راه استبنز شد. استبنز، به آرامی و بدون اینکه توجه جادو آموزی را جلب کند، از دروازه هاگوارتز عبور کرد؛ سپس دوان دوان به طرف جنگل ممنوعه رفت و روبروی درخت خشک و بی جانی توقف کرد.
درخت، پس از دیدن استبنز، از زمین در آمد و تبدیل به راه زیرزمینی ای شد که مستقیما به زیرزمین هافلپاف راه داشت.

پس از مدت طولانی ای که استبنز در تونل گذرانده بود، بالاخره به زیرزمین هافلپاف رسید و به آرامی وارد آنجا شد.
جادوآموزان هافلپافی با وحشت، به گورکن عضیم الجثه ای نگاه می کردند که درست دم در قرار داشت.

-فرار کنین! برین توی خوابگاه ها قایم بشید!

چیزی نگذشت که تالار عمومی هافلپاف، خالی و خوابگاه هافلپاف پر از جادوآموز شد.
استبنز، با تعجب به دو جادوآموزی نگاه کرد که پشت گنجینه ی یادبود های هلگا پنهان شده بودند و با صدای آرام پچ پچ می کردند.

-اون... به نظرت چیه؟
-هیس! ساکت باش احمق!

استبنز بی توجه به زمزمه آنها، وارد خوابگاه پسرانه هافلپاف شد. پسرها پس از دیدن استبنز، وحشت زده عقب عقب رفتند. استبنز که نمی دانست چه کار کند، از آنجا بیرون رفت و روی مبل تالار دراز کشید؛ دیگر از جستجو کردن خسته شده بود.



ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۹ ۱۸:۳۷:۵۱
ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۹ ۲۳:۳۸:۳۷
دلیل ویرایش: ***

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: نوادگان هلگا
پیام زده شده در: ۲۰:۰۱:۰۴ سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸
#5
تصویر کوچک شده

سلام دوستان.
با تشکر از وین هاپکینز که به من اجازه پست زدن توی این تاپیک رو داد.
از این به بعد من این فن فیکشن رو ادامه میدم...


***


تغییر
سوژه


سال ها می گذشت که برایش همدمی پیدا نشده بود؛ بجز استبنز، گورکن وفادارش که همیشه پیش او بود و لحظه ای از او چشم بر نمی داشت.
هلگا، موسس گروه هافلپاف بود، همان کسی که فکر می کردند سال ها از مرگ او می گذرد؛ اما اشتباه کرده بودند. در واقع، همه موسسان هاگوارتز زنده و به دنبال نوادگانشان بودند.

روزی، هلگا شنل زردش را پوشید و الماس های زردرنگ را به گردنش آویخت. موهایش را با افسونی خوش حالت کرد و به استبنز گفت:
-عزیزم، به نظرت امروز پیدا می شه؟

استبنز، با سردرگمی به هلگا نگاه کرد؛ ظاهرا نمی دانست که هلگا از چه صحبت می کند.

-منظورم نواده هست.

استبنز، دستانش را بالا آورد و سرش را خاراند؛ سپس کمرش را خم کرد تا هلگا روی آن بنشیند و به دنبال نواده بگردند.

-به نظرت اول کجا رو بگردیم؟

استبنز، با اطمینان سرش را به طرف قلعه ی هاگوارتز تکان داد.

-اما...

برای هلگا سخت بود؛ آخر همه باور کرده بودند که او مرده است. حال اگر او به هاگوارتز می رفت، دانش آموزان فقط از تعجب خشک می شدند؛ پس تصمیم گرفت تنها استبنز را به قلعه بفرستد.


ویرایش شده توسط ارنی مک میلان old در تاریخ ۱۳۹۸/۱۱/۸ ۲۰:۰۷:۵۰
دلیل ویرایش: اضافه کردن نماد تاپیک

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۲:۵۲:۴۲ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۸
#6
شخصی که خودت می دونی کی هستی، فکر می کنم به هدفت رسیدی و باعث شدی من از گروه مورد علاقه ام به گریفندور برم و شخصیتی رو که دوست داشتم هم old شه.

اما چرا باید حتی توی فضای مجازی هم تهدیدت کنن که: نقل قول:
شخص × نوشته:
شناسه تو ببند و به گریفندور بیا وگرنه تو چت باکس همه چیزو می گم درباره زندگیت.


من دیگه نمی دونم باید چکار کنم. امیدوارم که مشکل حل شه.


It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: به نظرتون اگه لی لی به جای جیمز با اسنیپ ازدواج میکرد،جیمز چیکار میکرد؟ذات اسنیپ بهتر بود یا جیمز؟
پیام زده شده در: ۲۳:۰۱:۰۶ یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
#7
صد البته ذات اسنیپ بهتر بود؛ چون دیگه به هدفش رسیده بود.


It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: از کدام شخصیت کتاب بیشتر خوشتان می آید؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷:۳۴ یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
#8
سدریک دیگوری، نیمفادورا تانکس و سوزان بونز.


It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸:۵۲ یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
#9
سلام مدیر عزیز.
می شه این شناسه رو old کنید؟ آخه من کوین آبلی رو ایفای نقش می کنم.
با تشکرر از زحماتتان.

زاخی سابق(:


شد.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۲۵ ۲۰:۲۳:۲۵

It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~



پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۸:۰۴ جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۸
#10
چکار؟
از درخت بالا می رفتند.

جوزفین مونتگمری و ویلت بودلر ساعت3 ظهر روی درخت بالا می رفتند.


It's not easy to come back
but I can
because I love hufflepuff
wait for me
~Only Hufflepuff~







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.