بالاخره تصمیمش رو گرفت. کیف پولش رو از جیب پشتیش در آورد و به گالیون های توش نگاهی کرد. با 10 گالیون خودش که میخواست کباب ترکی بخوره. نگاهش به 30 گالیونی که بچه های گریفیندور برای خرید کیک تولد رون جمع کرده بودن ، افتاد.
آرسینوس به خودش اطمینان داد که رون نیاز به کیک نداره و همین که همه دوستاش دور و اطرافش باشن کافیه واسش. 30 گالیون گریفیندوری ها رو از کیفش در آورد و به طرف رودولف حرکت کرد.
-رودی، با 30 گالیون چی گیرم میاد؟
-چی دوس داری؟ یه ساحره هس تو هاگزمید ...
-نه نه نه نه
آرسینوس به سرعت حرف رودولف رو قطع کرد تا به جاهای باریک تر کشیده نشه. خم شد و تو گوشش زمزمه کرد.
-رضایتنامه پدر و مادر تقلبی میخوام. 50 گالیون با تعریف از لرد گفتی ، رفاقتی واسه ما 30 گالیون بزن بریم.
-من و تو رفاقتی نداریم که، اون موقع که گفتم بیا وینگ من(Wingman) من شو بریم ساحره های گریفیندوری پیدا کنیم، با غیرت شدی و گفتی به ساحره های گریفیندور دست نزنم، باید فکر اینجور موقعیت ها رو هم میکردی.
آرسینوس با ناراحتی به رودولف خیره شد. سعی کرد چشماش رو گشاد کنه و کمی اشک بریزه تا شاید رودولف راضی به کمک بشه ولی وقتی متوجه شد که نه تنها کمکی نکرده بلکه رودولف حالش داره بهم میخوره، سریع چشماش رو به حالت اولیه برگردوند و با ناامیدی گفت.
-باشه. با 30 گالیون چیکار میتونی بکنی واسم؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




















