ایوان خوشحال از این که بالاخره حرف مفیدی زده سوال بعدی را پرسید!
-خب...چطوری باید وانمود کنم؟ چطوری باید سیاه باشم؟
آرسینوس متوجه شد که به صورت ناگهانی به نقطه شروع برگشته اند!
-ببین...بد باش! خشن باش! بی رحم باش! بزن، بکش، نابود کن!
-فحشم بدم؟
-بده!
-فحشای بدبد؟
-آره!
-خودت گفتیا! اولین جایی که لرد رو دیدم شروع می کنم از مروپ و ...
آرسینوس پرید و جلوی دهان ایوان را گرفت. ظاهرا این اسکلت درست بشو نبود! آرسینوس فهمیده بود که به آخر خط رسیده اند. بنابراین نزد لرد سیاه رفت.
پشت در اتاق لرد سیاه میز بزرگی قرار گرفته بود.رودولف عینکی ته استکانی به چشم زده بود و به تلفن مشنگی که حتی به برق وصل هم نبود جواب می داد.
-بله...بله...نخیر...ایشون وقت ندارن. من می تونم یه وقت ملاقات برای سه ماه دیگه برای شما جور کنم.
آرسینوس چند ضربه روی میز زد.
-هی!
رودولف با جدیت به آرسینوس نگاه کرد.
-فرمایش؟
-اینجا چه خبره؟ تو داری چیکار می کنی؟
-من منشی اربابم. اگه می خوای ببینیشون باید از من وقت بگیری.
-از کی تا حالا؟ تو مگه دربون نبودی؟
-تلاش کردم و به اینجا رسیدم. تو هم اگه جربزه داری تلاش کن و برس! حالا هم برو پی کارت. ارباب تا چهار ماه دیگه وقت ندارن. یا می تونی دست به جیب بشی. شاید وقتی برات پیدا کردم.
آرسینوس با تاسف سرش را تکان داد و چند ضربه به در اتاق لرد سیاه زد.
-بیا تو!
چند دقیقه بعد:
لرد سیاه متفکر روی صندلیش نشسته بود.
-که اینطور...پس امیدی به سیاه شدنش نیست...اصلا نمی ارزه براش وقت بذاریم. بکشینش!
آرسینوس با خوشحالی تعظیم کرد و از اتاق خارج شد.ولی خوشحالیش تا پشت در اتاق لرد ادامه داشت.تا جایی که منشی ساختگی لرد گفت:
-خوشحال به نظر می رسی...ایوان به این سادگیا نمی میره.مطمئنم ایده خاصی برای کشتن یه اسکلت داری...نه آرسینوس؟!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


50 امتیاز از گریفندور کم میشه!اوه یادم نبود که هکتورم هم دستته پس 50 امتیاز دیگه هم از گریفندور کم میشه!
به ریش مرلین من فقط یه عضو جدیدم که می خوام عضو ایفا شــــــــــــم!













در اومده بود، با خشم نفسشو بیرون میده و بیتوجه به اسنیپ که برای بررسی پیشرفت ایوان اومده بود، از کنارش رد میشه تا از اتاق بیرون بره. اسنیپ با دیدن ایوان متعجب میپرسه: