نقل قول:
بسم مرلین:
یا لرد! طی بررسی هایی که در مدت اخیر صورت گرفته، برخی از مرگخواران شما، امتیاز کافی در زمینه سیاهی نداشته و از نظر معیارهای مرگخواریِ مورد نظر وزرات، مردود می شوند. لذا تقاضا می شود در طی یک ماه، درآموزش های مرگخوارانتان تجدید نظر نمایید. در غیر این صورت، با آنها به عنوان شهروند بدون مجوز برخورد می شود.
امضا: سازمان امنیت و اطلاعات جادوگری
یک مرگخوار معمولی در چنین شرایطی، پس از خواندن این نامه، دچار لرز می شود. اما در این موقعیت، ما با یک مرگخوار معمولی روبرو نیستیم. استاد اعظم ویبره خانه ریدل، هکتور دگورث گرنجر، وقتی برای بار سوم نامه را از اول تا آخر مطالعه کرد، از لرزیدن ایستاد. و باز هم ایستاد! و باز هم ایستاد.
هکتور حتی برای یک لحظه به این فکر نیافتاد که شاید خودش هم نیاز به آموزش داشته باشد. هکتور در فکر ساختن معجون آموزش مرگخواری بود.
آنقدر به معجون فکر می کرد که یادش رفت در قدم اول باید جریان را به اربابش بگوید. هکتور با صدای بلند فریاد کشید تا همه مرگخواران را در سالن مرکزی خانه ریدل جمع کند. اما خب فریاد کشیدن قطعا کافی نیست. هکتور متوجه شد که مجبور است برود و تک تک مرگخواران را از بخش های مختلف خانه جمع کند.
از آشپزخانه!
از گلخانه!
از اتاق نجینی ! (هکتور نتوانست جلوی پوزخند زدنش را بگیرد و فکر نکند که مگر جا قحطی بود)
و حتی از اتاق تسترال ها!
بلاخره موفق شد همه را در تالار جمع کند. و نامه ساواج را در دستش تکان تکان بدهد.
- اینو ببینید! ما در خطریم!
رودولف با بی تفاوتی با نوک یکی از قمه هایش، ناخن هایش را تمیز می کرد.
- چی شده؟ ساحره ها اعتصاب کردن؟
- نه رودولف بدتر از اون!
- ساحره ها قهر کردن؟
- این کجاش بده؟ نه بدتر از این!
- ساحره ها گذاشتن رفتن؟
تکه ای گچ روی به سر رودولف برخورد کرد.
- آخه اگه گذاشته باشن رفته باشن من اینجا برگ سدرم؟
- الین!
- تو اونو از کجا می شناسی رودولف؟ اصن تو اینجا چکار می کنی؟ تو که مرگخوار نیستی

- خب قراره مرگخوار بشم.
هکتور بحث را قطع کرد.
- آها! مرگخوار! این نامه می گه بعضی از ما از نظر وزارت مرگخوار حساب نمیشیم. و ارباب فعلا اینجا نیست. برای همینم فردا همتون یه معجون مرگخوار سنج ساخته دست بزرگ معجون ساز خانه ریدل رو می نوشید که بفهمم کی نیاز به آموزش داره.
- ممنون که به من اعتماد داری هک!
هکتور برای چند لحظه نلرزید.
- ولی من منظورم خودم بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج















بگردین دنبال بعدی... ما هم باید استراحت کنیم. رعایت اربابتونو کنید هی نیاین بخاطر کوچک ترین کار ها زنگ اینجا رو بزنید. پاشین برین یه مدرسه دیگه جور کنید برا مسابقه جام آتش.
هر کدومتون یه گوشه کارو بگیره! درم پشت سرتون ببندین کولر هم بزارین رو دور تند.
