سوژه جدید:
مقدمه: پیش از بدنیا آمدن چهار بنیانگذار، و پدید آمدن گروههای چهارگانه با نامهای مذکور، جامعه جادوگری متشکل از شش انجمن بود، که برخلاف گروهبندی کنونی هاگوارتز، هر کدام از این انجمنها نماد عنصری از طبیعت بودند. در این شش انجمن، برترین جادوگران جای میگرفتند و تنها با رسیدن به درجهای والا به نوع جادوی مد نظر، میتوانستی عضوی از آنها شوی، به عنوان مثال، جادوگران حاضر در انجمن سیاه، برترین جادوگرانی بودند که بر جادوی سیاه غالب شده بودند.
____________________________________________________________________________________________________________________
سکوت، تالار بزرگی که همگان در آن جمع شده بودند را در بر گرفته بود. در هر قسمت تالار، گروهی در حال زمزمهی حرفهایشان برای یکدیگر بودند. هر کدام، رنگی از ردا را بر شانه انداخته، و تالار را با رداهایشان رنگین میکردند. انجمن سیاه و سفید که عظمت حضورشان، انجمنهای قرمز، آبی، قهوهای و بنفش را کمی معذب میکرد، بالاتر از گروههای دیگر بر سکوی حاضر در تالار ایستاده بودند و اعضایشان با یکدیگر سخن میگفتند.
این گردهمایی، که به سالهایی بسیار قبلتر از اینکه انجمنهای سیاه و سفید با یکدیگر دشمن شوند، برمیگشت، برای جمع شدن برترین جادوگران سراسر دنیا در کنار هم برگزار شده بود. هدف از تشکیل این انجمنها و گردهماییها نیز، کنترل جامعهی جادوگری به نحوی درست، و نیز کنترل ماگلها بود، به گونهای که دردسرساز نشوند.
پیرترین جادوگر حاضر در تالار که ردایی مشکی بر شانههایش خودنمایی میکرد، قدم جلو گذاشت و با خواندن وردی، صدایش را برای همگان بلند کرد.
- درود بر همه جادوگران با عظمتی که به علت لیاقت سرشارشان در اینجا حضور دارند.
سپس سرفهای کرد و دوباره ادامه داد.
- ما، انجمنهای سفید و سیاه، که به عنوان انجمنهای برتر خورشید و مه، و انجمنهای قرمز، آبی، قهوهای و بنفش، که به عنوان انجمنهای عناصر چهارگانهی آتش، آب، خاک و باد میشناسید، امروز گرد هم آمدهایم تا دربارهی مسئلهی مهم و بیسابقهای، تصمیمگیری کنیم.
سپس به سمت نگهبانان حاضر در چهارچوب درب تالار دستی تکان داد تا دستور گوشزد شده را انجام دهند. ثانیهای بعد، نگهبانها قفس بزرگی که فرد عبوس و خمیدهای در وسط آن نشسته بود را به تالار آوردند و سپس مرخص شدند. پیرِجادوگر، حرفزدن را از سر گرفت.
- داخل قفس مذکور که با برترین طلسمهای حفاظتی موجود ساخته شده، جادوگری در حبس است، که اکثر شما او را با نام تفرقه میشناسید.
زمزمهها بلند شد. ترس، مانند ماری شوم، در صحبتهای همگان میخزید.
- چندی پیش، او با قدرتهای شیطانی که هیچکدام تا به حال نظیرش را ندیدهایم، به جامعه جادوگری پا گذاشت و سبب ترس و وحشت جادوگران شد. ما، انجمنهای برتر سفید و سیاه، بر روی قدرتهای او آزمایشهای زیادی انجام دادیم و متوجه شدیم که این قدرت، نه تنها میتواند خطرناک نباشد، بلکه میتواند بسیار سازنده باشد و جامعهی جادوگری را به سمت صعود ببرد. ازین رو، با توافق تمامی بزرگان و قدرتمندان، تصمیم گرفتیم که او را با فرستادن به یکی از گروههای عناصر چهارگانه، مطیع کنیم. باشد که قدرتِ تفرقه، سبب افزایش انسجام و اتحاد ما شود.
سپس دستش را به سمت انجمن آتش دراز کرد.
- بخت با شما یار باشد، تفرقه اکنون یکی از اعضای شماست. در مراقبت از او سهلانگاری نکنید.
در قفس باز شد، و تفرقه به آرامی سقوط یک برگ، از آن خارج و به سمت گروهِ جدیدش رفت.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج






آخه میدونین که... خودم شخصا بدن جدید لردو پختم.




... راستی لطفا دیگه وقتی تو بدن منی اخم نکن که اخم کردن بهم نمیاد گلم.
شهرداری دقیقا داره چه بلایی سر این شهر میاره؟
حیف هاگوارتز خودمون نبود این همه سوراخ سنبه داشت و از هر قسمتی می تونستی وارد یه قسمت دیگه ش بشی؟ حتی میشد از طریق لوله فاضلابای دستشویی وارد تالار اسرار بشی!... من هاگوارتزمو می خوام!




پس پیش به سوی محفل!