هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۳:۳۶ سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۳

دلوروس آمبریج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۶ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۶:۵۲:۵۳ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
از چاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1592
آفلاین
تصویر کوچک شده

آقا و خانم ریدل
یا اهالی منزل ریدل ها


با سلام

همچنان از دوران کودتا هنوز موفق نشدم تا علائم حیاتی را در شما شناسایی کنم. متاسفانه بعد از کودتا یک ترور نافرجام توسط نیروهای خود فروخته روی من انجام گرفت و پیکر نحیف و آسمانی ما مدت ها با عناوین مختلف به ملت شریف کرایه داده می شد، از مانکن گرفته تا تابلو دیواری و مسجمه و اسباب بازی و غیره. برخی گزارشات حاکی از این بودند که قطعات گوناگون ما را از سیستم های فاضلاب شما ماگل ها جمع آوری نموده اند و سر هم کردند تا این فردی که الان نامه نگاری می کند، دوباره شکل بگیرد.

به هر جهت، آمده ام تا خبر از حکم مصادره منزل تاریخی و اربابی شما بدهم. متاسفانه علیرغم اخطارهای گوناگون قبلی، به نظر می رسد خدمه و سرایدار عمارت شما احتمالاً به دلیل دشمنی و یا انگیزه های گوناگون دیگر، نامه های ما را به شما منتقل نکرده اند.
تصویر کوچک شده
از آنجایی که در منزل شما زمانی جادو و جادوگری انجام شده است، بر اساس تفاهم نامه محرمانه دولت جادوگران و دولت ماگل ها، ما جادوگران اجازه مصادره منزل را داریم. می گویند این روزها شما از منزل خارج نمی شوید و خبر ندارید که لیتل هنگلتون دیگر دهکده نیست و پیرامون منزل شما را مشتی آسمان خراش فرا گرفته است که یک به یک ابرها را پاره پوره می کنند، ابرها گریه خیلی می کنند، اخیرا اسیدی می گریند. ایرانی ها جنبه ندارد فکر می کنند الکل می بارد- دهن باز در خیابان راه می روند. نمی گویند خدایی نکرده کلاغ ها تصور مرلینگاه سیار کنند. (مرلینگاه همان محل درد و دل شما ماگل هاست). ده ها برابر تعداد گاو و گوسفندهای مزارع قدیمی اطراف، جنیفر ها و آنجلینا ها و تکتم ها و اقدس ها و بی بی ها سبز شده اند. افراد من مدت ها عمارت تاریخی تان را زیر نظر گرفته اند و متوجه تردد مشکوک عده ای از جوانان فاسد به داخل عمارت شده اند. از آنجا که ما احتمال را بر نفت شدن شما می گذاریم، خواستیم فقط به شکل اداری اطلاع داده باشیم که منزل شما مصادره خواهد شد. دولت ماگلی شما، فرار از مالیات چونصد میلیون پوندی را دلیل اصلی عنوان کرده اند و ما از این فرصت به نفع خودمان استفاده خواهیم کرد و در حرکتی خیرخواهانه منزل تاریخی شما را تبدیل به یتیم خانه خواهیم کرد.

از آنجایی که شمار کودکانی با سن بیشتر از والدین و یا هم سن والدین در دنیای جادوگری به علت جهش های گوناگون و دستکاری در کار زوپس همیشه خالق، افزایش یافته است، ما وجود یک یتیم خانه جادوگری را واجب شرعی می دانیم. همانطور که رد زنده قطرات اشک این حقیر را در حاشیه نامه مشاهده می کنید، در هر راهی که گام نهادم، مصلحت و خیر جامعه ما و جامعه شما را شرط اصلی قرار داده ام. در نتیجه خواهشمندم اگر احیاناً هنوز علائم حیاتی در منزل تان دیده می شود، بار و بندیل را جمع نموده و برای ابد کوچ نمایید. در ضمن خواهشمندیم وسایل منزل را با خود نبرید، شما بدهکار دولت هستید، با سمساری مش قربون هماهنگی های لازم انجام گرفته است. فقط تابلوهای روی در و دیوار رو بردارید. برای بچه یتیم ها بد آموزی داره عکس های خانودگی تون.

در مکان قبرستان خانوادگی مجاور منزل تان، استخر برای کودکان یتیم احداث خواهد شد. لذا جهت جلوگیری از ورود قطعات پراکنده اموات تان به داخل استخر، جنازه ها را حین عزیمت با خود ببرید. این پیام آخرین پیام از دنیای ما جادوگرها به خانواده ریدل است. لطفاً این نامه را نهایی تلقی کرده و ظرف مدت 24 ساعت اقدام به تخلیه عمارت نمایید.


تصویر کوچک شده


ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۷ ۲۳:۴۸:۴۴

No Country for Old Men




پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۳:۵۳ جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
واقعا چقدر مزاحمت؟چقدر سوهان روح شدن...چقدر مایه رنج و عذاب بودن؟!


نقل قول:
هـــــــــــــی!! من اومــــــــــــــــــدم!

در پوست خودمون نمی گنجیم!


شما باید متوجه یک نکته باشید.قاصدک های ما با قاصدک های شما تفاوت دارند این هوا!
کجا دوان دوان دارید به سوی ما می شتابید؟!بغلتون نکردیم.صرفا خواستیم " این هوا" را نشان داده باشیم.

قاصدک هایی که می تونن جسارت کرده و بر ردای ما بنشینند باید این گونه باشند. و یا بدین سان!

پس دلیلی برای نگرانی شما وجود نداره و ردای ما یکدست باقی می مونه.شما نگران خودت باش که ترکیب بنفش و سیاه حتی ما رو هم دچار افسردگی می کنه!

شما به جرم ایجاد مزاحمت و اینکه کلا ارباب خوش ندارن شما آزاد و در حقیقت ول بگردین, دستگیر و موقتا به این سلولمنتقل خواهید شد..بعد از محاکمه و صدور حکم( که قطعا حبس ابد خواهد بود) به زندان مرکزی انتقال خواهید یافت.

اشتباه نکنید!

ما به شما لطف نکردیم.

تمام امکانات سلول شما همینه.روی قاصدکا می خوابین و از قاصدکا تغذیه می کنین و بعد از تموم شدن غذا حدس بزنین دستاتونو با چی پاک می کنین؟...بله...قاصدک ها!
دوستان شما قاصدک هایی خواهند بود که با یک وزش باد به زود در سوراخ های بینی شما فرو خواهند رفت.(به جان شما این یکی تجربه سختیه...البته شاید شکل خاص و منحصر بفرد بینی ما در شکل گرفتن این تجربه تلخ دخیل بوده.)

خلاصه این که کاری می کنیم که حالتان از هر چه قاصدک است به هم بخورد!

ضمنا فراموش نکنید که ما...نمیدوییم!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۴ ۰:۴۶:۳۴
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۱۴ ۱:۰۱:۳۹

در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۸ جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۳

محفل ققنوس

ویولت بودلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۰ یکشنبه ۱ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۰:۰۴:۳۴ جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸
از اون یارو خوشم میاد!
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 1547
آفلاین

هـــــــــــــی!! من اومــــــــــــــــــدم!
بدو بدو بدو! بدو بریم دشت ِ قاصدکا!! بدووووووووووو!

من می‌دونم دلت واس دشت قاصدکا تنگ شده، تازه ببین، ردات باز سیاه شده. باس بیای بدوییم اونجا که قاصدکا بشینن روش. ردات سفید شه. خودت سفید شی..

خودت بشی قاصدک! تصویر کوچک شده


But Life has a happy end. :)


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۱ جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
پرسیوال

باشگاه دوئل تاپیک خیلی سنگینی بود.خیلی وقت می گرفت خیلی انرژی می خواست.زیر سایه بی جنبگی و خودشیفتگی بعضی از اعضا که طاقت شکست رو نداشتن , شدیدا با اعصاب داور و ناظر بازی می کرد.ولی این تاپیک سنگین نصف بار مسئولیتش به عهده ایوان بود.
ایوان مدت هاست که به سایت سر نمی زنه.منم مطمئن نیستم بتونم با کسی به اون اندازه هماهنگ بشم و روش حساب کنم.چون داوری دوئل شرایط زیادی می خواد.مثلا طرف در سطح خوبی از نظر نویسندگی باشه.هم با پست های طنز و هم با پست های جدی به اندازه کافی آشنایی داشته باشه.قدرت قضاوت و داوری داشته باشه.اونقدر با تجربه باشه که تاریخ عضویت و تعداد پست های اعضا تاثیری روش نذاره.مسائل شخصی شو در امتیازاش دخالت نده.و علاوه بر داشتن این شرایط طرف باید دائما در دسترس باشه.برای دادن امتیازا...تعیین سوژه...

حداقل تا وقتی که ایوان برگرده به باز کردن این تاپیک فکر نمی کنم.چون تنهایی از پسش بر نمیام.مگه اینکه معجزه ای رخ بده!


در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۰ جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۳

پرسیوال دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۲۱ چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۰
آخرین ورود:
۸:۵۱:۵۶ دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۷
از این همه ریش خسته شدم!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 317
آفلاین
یادش بخیر

من و بابابزرگ مادریت رفیق بودیم با هم
خیلی سعی کردم نذارم با سر بیفته تو باتلاق فاضلاب اما خودش اینطور خواس!

میرزا ریدل خان امیرکچل
عایا میتونیم چشم انتظار باز شدن "باشگاه دوئل" باشیم؟
خودم کف کله ت رو با وایتکس برق میندازم
یه برآورد بکن بلکه راضی شی بازش کنی

باشد که دون گانت و ایل و تبار نحسش نباشند


پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند....
تو روح هرکی بد برداشت کنه









دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۱:۱۷ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
هی جونور!

وایسا ببینم!

یه نگاهی به ما بنداز...

نه...بیا جلوتر!

بنداز!


به نظرت چهره ما چهره ایه که بشه باهاش شوخی کرد؟

بله و بلا!

اون موهاتو دونه دونه می کنیم.ناخن هاتم یکی یکی از ته می کشیم.با ناخنات سوزن درست می کنیم و سوزنمون رو با موهات نخ می کنیم و پلک بالاتو به پلک پایینت می دوزیم.
کارمون که تموم شد گوشت سر انگشتاتو با اسید نرم می کنیم و ناخنای باقی مونده رو دوباره می چسبونیم سر جاش.

بعد یادمون میفته که کارمون هنوز تموم نشده.مراحل 1 و 2 و 3 رو مجددا انجام می دیم و دهنت رو هم می دوزیم که اون زبون درازت بی موقع ازش نیاد بیرون.

و البته مرحله اسید و ناخن اجبارا دوباره تکرار می شه.

بعدم با اون تیکه چوبی که تو دهنته مردمک هاتو سوراخ می کنیم که زیباییت دو چندان بشه.

باشه؟

بدو برو حالا!بعدا میاییم با والدینت صحبت می کنیم...ترجیحا انسان باشن!



در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۱ دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

محفل ققنوس

ویولت بودلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۰ یکشنبه ۱ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۰:۰۴:۳۴ جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸
از اون یارو خوشم میاد!
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 1547
آفلاین







But Life has a happy end. :)


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۱:۲۹ سه شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۳

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۳۳:۲۵
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5565
آفلاین
ماندانگاس

نقل قول:
آقا این سالازار دوباره اومده از این چیزا خریده پولشو نداده ها

اولا " این چیزا" چی هستن دقیقا؟اگه فرد مورد اشاره تون مورفین بود, یه حدسایی می شد زد...ولی در مورد سالازار ما متوجه نشدیم.
دوما به ما چه ربطی داره؟مگه همه قرض و بدهکاریای فک و فامیلتونو شما پرداخت می کنین؟ایشون فردی هستن مستقل و صاحب عقل و اراده و البته ثروت بی کران.که امیدواریم بعد از مرگشون به ما برسه.ولی فعلا از خودشون وصول بفرمایید.

نقل قول:
راستی یا لرد، این دایی ـتون مورفین زده یه بلایی سر اون آبجیمون، هلگا، آورده و چو انداخته بچه خواهرم اعضای محفل رو سر به نیست کرده!
خلاصه این که بکس محفل از دستتون خیلی شیکارن.

بایدم باشن!اگه نباشن شب ما روز نمی شه!
هلگا هم مایه فساد جامعه بود.هر کی سر به نیستش کرده خدمت بزرگی به سلامت و پاکی ذهن جوانان مملکت نموده.


نقل قول:
منم با بدبختی و کلی پول چایی این اطلاعات رو به دست آوردم. البته قابل شما رو نداره که. 200 گالیون میشه!

ضرب المثل ردیف می کنی برای ما...هان؟
خب...حالا که قابل ما رو نداره...تعارف اومد نیومد داره!بفرمایین بیرون!


نقل قول:
این دایی ـتون هم یه پولی به ما بدهکاره داره می پیچونه، یه چیزی بش بگین!

دایی جان! یک چیز!
گفتیم!
(البته بعد از اینکه این " یه چیزی" رو بهشون گفتیم خیلی هم خوشحال شدن.از شما ممنونیم که دایی نحیف و فرتوت ما رو شادمان کردین.)
گذشته از همه اینا ما یه حسابدار داریم.که هر وقت مرگخوارا حرفی از حقوق می زنن حواله شون می دیم به حسابدارمون.حسابدار ما فردی هستن بسیار امین و دقیق.این عکس پرسنلیشونه که وقتی برای استخدام مراجعه کرده بودن دادن.فقط یه مشکلی دارن.ایشون دست ندارن.خزانه شون هم داخل معده شون قرار داره...ما فردی هستیم بسیار دست و دلباز.هر کی مایله می تونه بفرمایه تو و هر چی می خواد بر داره!

راستی قبل از اومدن شما یه سری عتیقه جات بسیار با ارزش روی میز ما بود...شما ندیدینشون؟!


مرلین

جالب نیست برای تاپیک محدودیت بذاریم.این قانون رو من کجا بنویسم که همه ببینن؟پست اول تاپیک؟که کسی نمی خونه معمولا...نقشه خانه ریدل؟اونم کسی نمی خونه...جزو اسم تاپیک باشه؟مسخره می شه خب!
گیریم بعد یکی اومد همچین کاری کرد.هی باید بشینیم پستای ملتو پاک کنیم یا براشون توضیح بدیم که جریان اینه.مثلا دنیای وارونه از اسمش مشخصه که یه تاپیک عادی نیست.ولی اینجا این ایده عملی نیست.حتی اگه عملی بود هم جالب نمی شد.ضررش بیشتر از فایدش بود.هزاران بار فرمودیم که سوژه به هر شکلی که در بیاد در 98 در صد موارد می شه درستش کرد.کافیه یه ذره فکر و خلاقیت به خرج بدین.حتی حرکات غیر منطقی و غیر قابل باور هم وقتی به شکل طنز آمیز نوشته بشن کاملا جالب و قابل قبول می شن.بنابراین ترجیح می دیم مهارت نویسنده آزموده بشه تا اینکه قانونی برای تاپیک وضع کنیم!
زیاد خودتونو درگیر قید و بندا نکنین.اگه یکی مرد و شما تشخیص می دین که بهتره زنده باشه به طرز مسخره ای زنده اش کنین...یا با روحش ادامه بدین.اگه یکی هورکراکس لردو قورت داد شکمشو بشکافین و هورکراکس رو در بیارین و مجددا شکمه رو بدوزین.این کارا هیچ منعی در ایفای نقش ندارن.

سوژه رو هنوز نخوندیم.هم اکنون خواهیم خوند.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۹ ۱:۳۸:۵۸

در زندگی، همواره تلاش کنید که نمیرید!


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۳:۱۵ دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

مرلین کبیر old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۸ دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۵۹:۴۸ جمعه ۲۸ دی ۱۳۹۷
از دین و ایمون خبری نیست
گروه:
کاربران عضو
پیام: 702
آفلاین
یا لرداه
پیرو سوژه ای که زده ایم در اون تاپیک افسانه لردولدمورت، اگر صلاح میدونید از اونجایی که در فرض اولیه ی تاپیک، قرار بر این شد که صرفا این تاپیک برای لرد سیاه باشه، قانونی داشته باشیم که محفلی ها در سوژه های این تاپیک نقش تعیین کننده نداشته باشن، نه نقشی که بتونه لرد رو از رسیدن به مقصودش منحرف کنه! !


? so what


پاسخ به: دفتر خانه ریدل(ارتباط با ناظر)
پیام زده شده در: ۲۱:۱۳ دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳

هافلپاف

ماندانگاس فلچر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۶ شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۱:۵۲:۲۴ پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۷
از مرگ برگشتم! :|
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
هافلپاف
پیام: 400
آفلاین
چاکر ارباب قدر قدرت!

آقا این سالازار دوباره اومده از این چیزا خریده پولشو نداده ها! حالا 100 گالیون که قابل شما رو نداره ولی دیه حساب حسابه کاکا برادر دیگه!

راستی یا لرد، این دایی ـتون مورفین زده یه بلایی سر اون آبجیمون، هلگا، آورده و چو انداخته بچه خواهرم اعضای محفل رو سر به نیست کرده!
خلاصه این که بکس محفل از دستتون خیلی شیکارن.
منم با بدبختی و کلی پول چایی این اطلاعات رو به دست آوردم. البته قابل شما رو نداره که. 200 گالیون میشه!

این دایی ـتون هم یه پولی به ما بدهکاره داره می پیچونه، یه چیزی بش بگین!

زت زیاد.








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.