هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۱:۵۱ جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰
#21
چی کار؟!
پی اس فایو مشنگی می زدن!

جمله کامل:
خاله پتونیا جون خیلی بداخلاق مهربون وقتی یوآن بدنیا اومد سر مزار دامبلدور با دادی نازنازی پی اس فایو مشنگی می زدن!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: کلاس «ماگل شناسی»
پیام زده شده در: ۱:۴۱ جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰
#22
1- وارد شبکه‌های مجازی بشین و تعریف کنین که مشنگا توشون چیکار می‌کنن. توضیح اضافه‌ای نمیدم تا با ذهن باز جواب بدین. هرچی خلاقانه‌تر و تمسخرآمیرتر و بامزه‌تر، امتیاز بیشتر. (8 نمره)

شبکه اول مورد نظر: واتساپ مشنگی!
در واتساپ مشنگی هر که واردش می شود دست از پا دراز تر از آن خارج می شود!
در اینجا عده ای روانی مشنگی در کنار هم می نشینند یا می ایستند یا می رقصند یا می خندند یا می دوند و بعد شروع به کر کر می کنند! (صد البته که آن ها که می خندند قهقهه می زنند!)
در اینجا پس از شوخی های رکیک (!) تازه مشنگان نا عزیز به خود می آیند و شروع به فحاشی می کنند! (استغفر مرلین!)
این بود از واتساپ مشنگان خنگ و نا عزیز!
شبکه دوم مورد نظر: سیگنال مشنگی!
در اینجا با عده ای دیگر از مشنگان اسکل مواجه می شویم، که این نا عزیزان عده ای به علت شنیدن نابود شدن واتساپ مشنگی به اینجا مهاجرت نموده اند! بی آنکه بدانند هر جا افتضاح تر از جای پیش!
و عده دوم به علت مسائل امنیتی و توحمات امنیتی به اینجا هجوم آوردند! آنها قصد دارند روابط خویش را مخفی نگه دارند بدون آن که بدانند اگر بخواهند هم نمی توانند مخفی نگه دارند!
و در نهایت عده سوم که نامشان را بیکاریسم می نامیم! بیکاریسم ها در اینجا می گویند، خب محیط قبلی تکراری شد، بریم بعدی... عه، اینم تکراری شد بریم بعدی! و بدین ترتیب همین طور می گویند تا دستگاهشان در نهایت بترکد!
شبکه سوم مورد نظر: شاد مشنگی!
اوهوم، اوهوم!
در این مورد با دو دسته از افراد طرف هستیم، بپردازیم به دسته اول، دسته اول آنهایی که می دانند شاد بد است و این را رک و پوسکنده فریاد می زنند! آنها از شاد متنفرند هرچند هم که آذر خانم جهرمی آن را پیشرفته می کنند، اما آنها دست از اعتراض و تنفر نمی کشند! و آنها اغلبا در ریختن و نصب و انجام شاد مشنگان مشکل دارند!
و دسته دوم، افرادی اند که در باطن به شاد تنفر دارند اما در ظاهر بهش بسیار علاقه دارند، نکته بسیار مهم در مورد اینها این است که همه شاد برایشان درست کار می کند و آنها هم چند تنه شاد را زند نگه می دارند!
شبکه چهارم و پنجم مورد نظر: ایتا و آیگپ مشنگی!
در این شبکات بدلیل بازنشستگی و بدبختی و ورشکستگی به مدارس پناه می آورند، در این حین با مدارس قرار داد می بندند و در نتیجه فقط یک دهم درصد سود می برند! و تنها بازدید کنندگانش دانش آموزان بدبخت مشنگی هستند!
شبکه ششم مورد نظر: اینستاگرام مشنگی!
در اینجا. مشنگان برای ریختن و نصب برنامه زجر بی حدی می کشند و بعد فقط اندکی از این زجر جبران می شود!
از موضوع زجر که بگذریم، در اینجا تمام فجایع و وقایع قابل گفتار و غیر قابل گفتار مشنگان یافت می شود، که بعضی خیلی جالب و بعضی دیگر خیلی خیلی جالب تر و برخی دیگر نیز خیلی خیلی خیلی جالب تر هستند!
شبکه هفتم مورد نظر: Massage مشنگی!
در اینجا با اسکلانه ترین شیوه تبادل اطلاعات مواجه ایم، که افراد وارد می شوند، می نویسند و می نویسند و می نویسند و بعد در هنگام ارسال تمام پیام. پاک می شود!
پس بسیار بسیار اسکلانه است!

2- اصلاً با چه روشی وارد شدین؟ می‌تونین فضای داخل گوشی رو فیزیکی تصور کنین که اینجوری جواباتون بامزه‌تر هم میشن. (2 نمره)

مرلین را شکر ما به همه با انگشت ها پر تبرکمان وارد شدیم!
روش وارد شدن به فضای مجازی اول: واتساپ مشنگی!
در ابتدا انقدر در لیست اپ ها می گردید تا نامش را پیدا کنید، و سپس که پیدا می کنند می فهمند که شارژ موبایل تمام شده است، و بعد از یکی دو ساعت در شارژ بودن می فهمید که اینترنتتان تمام شده است و بعد از نیم ساعت اینترنت خریدن می فهمید واتساپ هنگ کرده است. و بلاخره وارد واتساپ می شوید که می فهمید بیش از پنج هزار پیام دارید!
روش وارد شدن به فضای مجازی دوم: سیگنال مشنگی!
خودتم بکشی نمی تونی واردش بشی، واردش هم یک در هزار هم بشی، کدی می خواهد که تا آخر عمر نمی دونی چیست!
روش وارد شدن به فضای مجازی سوم: شاد مشنگی!
شاد هم که پسر عموی سیگنال است با بیش از سی برابر لگ بیشتر!
روش وارد شدن به فضای مجازی چهارم و پنجم: ایتا و آیگپ مشنگی!
این ها هم که اگر با برترین اینترنت جهان واردش بشی می گوید: "در انتظار اتصال به اینترنت..."
روش وارد شدن به فضای مجازی ششم: اینستاگرام مشنگی!
اینستاگرام مشنگان با اینترنت سوریه باز می شود اما با اینترنت ایرانیان خیر!!!
روش وارد شدن به فضای مجازی هفتم: Massage مشنگی!
مرلین را شکر! این درست کار می کند! اما با لگ یک پینگ ۱۰۰۰۰۰.

وسلام پروفسور جان! /نامه تمام!


ویرایش شده توسط رابرت هیلیارد در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱ ۱۰:۴۴:۲۸
ویرایش شده توسط رابرت هیلیارد در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱ ۱۵:۱۱:۱۱

بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: یتیم خانه سنت دیاگون
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۰
#23
-بله ارباب!

لرد با تعجب گفت:
-لازم نکرده، بیا اینجا آخرین صبحت هات رو بکن.
-ارباب؟!
-چیه رودولف؟! چرا گریه می کنی؟! مگر...
-ارباااااب!! هق...
-هق و زهر عقرب! دیگر وسط حرف ما نپر رودولف وگرنه...
رودولف با اشک هایی سرازیر و صدایی نامفهوم گفت:
-اربااااب!!
-خفه شو رودولف، بشین سرجات! بلا این اره کجا ماند؟!

کمی آنور تر در آشپزخانه...

-ارباهههب! نهههههه... هنوز پی... ههههداااا نکککرددددمم!
-چرا جلوی ما فریاد میزنی بلا، نکند تو هم از مسیر راست تاریکی خارج شدی؟!
-نههههه ارباههههب! اما چون اینجا کلی خنزل پنزل هست، خسته شدیم از گشتن!
-خسته؟! از تو بعید بود! ولی مهم نیست می گذریم از این اشتباه ضایع و زشتت! فقط حواست باشد که وسایل مادرمان را پس از گشتن سر جایش بذاری!
و بعد بلا نگاهی ترسناک و ناراحت به وسایلی که به هم ریخته بود کرد و بعد فریاد زد:
-چیییییییییییییییییی؟!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۰:۱۱ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۰
#24
کجا؟
سر مزار دامبلدور!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: بیمارستان سوانح جادویی سنت مانگو
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
#25
نفر بعدی، رابرت هیلیارد بود که داشت پول هایش را بو می کشید و می شمرد!
آگلانتاین که حسابی دهانش آب افتاده بود، گفت:
-نفر بعدی!
-عهههههه! پولای عزیز و نازنینم! به خدمت مبارکتون می رسم!

۱۰ دقیقه جادویی بعد، پس از وداع رابرت از پولاش!

-خب سلام رابرت عزیز!
رابرت با ناز گفت:
-سلام آگلانتاین نا عزیز!
-هه هه! فکر کنم شما مرض...
-چییییییی؟! من برای تشخیص مرض خودم نیومدم که! برای دزدی اومدم! یالا هرچی داری بده بیاد!
آگلانتاین که در مرز سکته بود، گفت:
-نهههههههههه!... عهه، عهه! نهههههههه! عهه، عهه! جونم رو بگیر پولم رو نگیر!
-هه هه! الان پولات رو می زنم!
و بعد رفت به سمت صندوق و پول ها را برداشت و بعد دوان دوان رفت!
آگلانتاین که داشت می مرد، گفت:
-پوههلااااممم!
و بعد دار فانی را وداع گفت، اما به رحمت مرلین نرفت! چون صندوق دار به موقع رسید و گفت:
-کلی پول بیرونه ها!
و بعد دوباره زنده شد!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: پارک جادوگران
پیام زده شده در: ۱۹:۱۳ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
#26
-ایواعم، ایواعم! کجایی ایواعم؟!
مرگخواران شروع به نوحه خوانی کرد تا اینکه لرد گفت:
-خفه شید احمقا!
بعد با نگاهی تحسین آمیز به مایکل و خشن به مرگخواران نگاه کرد و بعد گفت:
-احمقا ما حیوان خانگی خواستیم! نه سنگ خانگی! انقدر سخته پیدا کردن حیوان خانگی؟!
مرگخواران با ترس گفتند:
-عهههه اربابا! خب می دونید که ما نمی تونیم افراد بیگانه رو تو جمع راه بدیم!
-آخه اوشکولا! حیوون زبون بسته چی میفهمه؟! هان؟! الان به...
مرگخواران با ترس گفتند:
-اربابا این آدمان کوچک را ببخش به سیاه بزرگ بودنت!
-به چه حق وسط حرفم می پری؟! ببببببببببللللللااااااا! بیا اینجا باید چند تا گوشت بی ارزش، بی لیاقت و بی ادب را پیشکشمان کنی...
بلا با سرعت نور پیش ارباب آمد و گفت:
-جانم به قربانتان ارباب! که؟!
-عمه ی پله! اوشکول این مزگخواران دیگه!!!
-ارباب؟! قصد توهین ندارم اما شما امروز بسیار بسیار جدی هستید و اینطوری به جذابیت هاتون صد برابر اضافه شده!
-عهههه! واقعا؟! حالا بعدا در این رابطه سخن می گوییم، فعلا اینارو بکش!
یکی بل صدایی بم گفت:
-اوشکول بی دماخ! برو باو! آی هیت یو بیبی!
و بعد لرد در حالی که نزدیک بود چشمانش از جا در آید، چوبدستی اش را در آورد و گفت:
-آووووووددددددداااااااککککککدددددداااووووووااااااررررررااااا!
و بعد از آن دیگر هیچ کس آن مرگخوار فلک خورده و بخت برگشته را ندید!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: افسانه لرد ولدمورت
پیام زده شده در: ۱۴:۲۱ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
#27
-چرا دستت لرزید پلاکس؟!
پلاکس که لرزش دستانش افزایش یافته بود گفت:
-بلا، عزیزم همینطوری لرزید...
و بعد بر بر به بلا نگاه کرد!
-نه یک کاسه ای زیر نیم کاسه است، بگین چی کار کردین؟ اگه خودم بفهمم با یک کروشیوی بزرگ افتخار بندگی ارباب رو ازتون می گیرم!
مرگخواران که همه اکنون داشتند عین بید در زمستان می لرزیدند با کمی فکر و نگاه عاقل اندر سفی برای مدتی طولانی ساکت ماندند، تا اینکه بلا گفت:
-پس نمی گید هان؟! حالا کررروووو...
-نه بلا! همه چی رو مو به مو بهت میگم! فقط من رو نکش عزیزم؟ باشه؟
رودولف اینها را گفت و بعد بلا با خشم به رویش گفت:
-بستگی داره!
-پس من نمی گم!
-حالا باشه! آکِی! آکِی!
-خب...
و بعد مرگخواران با هرچی که داشتند، شروع به حمله به رودولف کردند و رودولف درمیان کتک خوری گفت:
-آی! آخ، غلط کردم!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: دندانپزشکی دکتر گلگومات
پیام زده شده در: ۱۳:۴۴ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
#28
بلاتریکس با دست زد پشت سر پیتر و بعد پیتر گفت:
-چیههه بلا؟!

بلا با اخم گفت:
-چیهههه؟! واقعا چیهههه؟! واقعا میگی چیهههههه؟! تو...

پیتر با ناز و عشوه گفت:
-آره بلا! چیهههه؟! نکنه توقع داری من عذر خواهی کنم؟! نکنه...
-چییییی؟! وسط حرف من می پری؟! می خوام بکشممممممتتتتت! بکششششممممممتتتتت!
یکی از مرگخواران با صدایی خوشحال و شاد گفت:
-عهههههه! بلا این فن رو یاد گرفتم! ببین داره از سر چوبدستی ام نور میاد!
و بعد از آن دیگر هیچ کس آن را ندید و بعد بلا گفت:
-ای بی عرضه ها! ای احمق ها! همتون خنگید! همتون باید بمیرید! تمام!
و بعد وقتی بلا رفت چوبدستی اش را در آورد دید نیست و گفت:
-چوبدستی من کجاست؟!
-ها ها! بلا چوبدستی ات رو زدم! یوهووووو!
و بعد پیتر قهقهه زنان شروع به دیویدن کرد!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: باکینگهام پلیس(قلعه مرموز لندن)
پیام زده شده در: ۱۲:۱۵ چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۰
#29
-چی کار کنیم؟!
یکی از مرگخواران با صدایی پر از تعجب گفت و بعد بلا در پاسخ بهش گفت:

-احمممق! یعنی چی چی کار کنیم؟! ضایع است دیگه باید دامبلدور و اون ویزلی ها رو از وسط نصف کنیم!

-اما خب بلا... رفتن پیش محفلی ها مصادف با رفتن پیش عجل آدم هست!

-ترسوووووو ها! ما قوی تریم! خیر سرمون جادوی سیاه بلدیم!

-اما بلا...

و بعد بلا با عصبانیت چوبدستی اش را در آورد و می خواست یک کروشیو نسیب آن مرگخوار فلک زده کرد که ناگهان مرگخوار گفت:
-بلا... اگه می خوای منو بکشی باید شرطم رو اجرا کنی!

-چییییی؟! شرط میذاری برای من؟! من وفادار ترین مرگخوارم، ناسلامتی!
-هر کی که می خوای باش! باید به من قل بدی که جیگرم رو به ارباب بدی بخوره!

-چیییییییییی؟! گوشت یک موجود پست بره زیر دندون های پر تبرک ارباب؟! معلوم هست چی میگی؟!

-شرط من اینه! وسلام نامه تمام!

و بعد در حالی که مرگخواران داشتند مرگخوار فلک زده چشم بسته رو می دیدند و بلا را که موهایش داشت سیخ می شد را، بلا با عصبانیت گفت:
-خفههههه شووووو! کررررررروشششششششییوووو!
و بعد آن مرگخوار به رحمت مرلین رفت!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven


پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
پیام زده شده در: ۱۰:۴۲ دوشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۰
#30
بلا بیام تو؟!
لطفا دیگه!
هلاک شدیم از گرما فقط، ۴ تا استخونه تیکه و پاره ازمون مونده!


بابا دامبلدور!

یه ریونی خفن...

Only Raven






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.