
اشپاش نیزه به دست و با حالت تدافعی، چند قدم برگشتن عقب.
آرسینوس هم فاصلهش رو با اشپاش حفظ کرد و بعد، نوار فیلمی رو از جیبش در آورد که در واقع، شامل کلیپهایی از حوادثی بود که اخیراً براش اتفاق افتاده بود. همونطور که داشت فیلم رو عقب عقب میبُرد، بالاخره رسید به اون کلیپی که میخواست.
کلیپی که به قبل از ورودش به موهای بلاتریکس مربوط میشد.
نقل قول:
ﺁﺭﺳﻴﻨﻮﺱ ﺗﺎﺟﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻻﻳﺘﻴﻨﺎ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﻯ ﺳﺮ ﺑﻼﺗﺮﻳﻜﺲ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ.
آرسینوس با اعتماد به نفسی مثالزدنی، برگشت سمت اشپاش و کلیپ رو بهشون نشون داد.
- بله اشپاش عزیز! همونطور که میبینین، بنده قبل از اینکه پامو توی این جنگل بذارم، تاجم رو به یکی از اعضای کابینهم، یعنی لایتینا دادم و در نتیجه، در حال حاضر بنده هیچ تاجی روی سرم وجود نداره. اشتباه دیدین، اشپاش!

اشپاش:

اشپاش قبلاً چشماشون رو نمالیده بودن. امّا الآن که مالیدن، فهمیدن که حق با آرسینوس بود. تاج، تخیلی بیش نبود!
امّا اشپاش بیخیال نشدن. دور همدیگه جمع شدن و مشورت کردن و بعد، برگشتن سمت آرسینوس.
- آگومبااااا! تاجت رو بیخیال! ماگومبااااااا! خودتو میخوایم بُکُشیم!

آرسینوس:
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج







بخوری مشتری میشی... نه؟






