
- ارباب تمامی کتاب های تاریخی و معتبر را حفظم!

- پس با "جک و لوبیای سحرآمیز" آشنایی داری.
- ارباب... جسارتا گفتم تاریخی ها.

- جک و لوبیای سحرآمیز از معتبر ترین کتب تاریخی است!

لردسیاه برروی عقاید و کتاب هایی که مطالعه کرده بود، تعصب داشت.
درخت سعی کرد تا خود را وارد به مسائل کتاب جک و لوبیای سحر آمیز نشان دهد.
- حالا که فکر میکنم خوندمش ارباب.

- خوب است. مایلیم تا به درخت لوبیای سحرآمیزی تبدیلت کرده و با بالارفتن مرگخوارانمان ازت پول دربیاوریم.

درخت کمی فکر کرد؛ او درخت اناری باابهت بود؛ اگر خانواده اش میفهمیدند به درخت لوبیای حقیری تبدیل شده مطمئنا به او سرکوفت میزدند.
- ارباب... میشه ها... ولی نمیشه ها! یعنی...

- بله یا خیر؟

لحن و حالت چهره ی لردسیاه خبر از آمادگی برای نابود کردن درصورت نه شنیدن میداد.
- قطعا بله!

و آماده ی تبدیل شدن به لوبیا شد... اما سوال اینجا بود؛ چطور؟!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



بعد میتونیم خونه رو هم تصاحب کنیم.








بیاین بر...