-ارباب به نظر من کراب رو فرو کنیم تو سوراخ سقف که آب نیاد دیگه.
-سقف که سوراخ نیست...کلا ریخته...به نظر من از کراب سطل درست کنیم و آب رو باهاش بریزیم بیرون. چاق و چله هم هست. سطل بزرگی ازش درست میشه.
-من میگم کراب رو بدیم به آب که با خودش ببره. اینجوری شاید راضی بشه از تالار بره بیرون و ما با یک تیر دو نشان زدیم. هم از شر آب خلاص شدیم و هم کراب!
کراب اصلا از آب خوشش نمی آمد. این را همه میدانستند و نامردها داشتند از فرصت سوء استفاده میکردند!
در این بین تنها کسی که شنا بلد نبود به شدت نگران سلامتی خودش بود!
-ما نظری متفاوت و ارزشمند داریم. ما معتقدیم از کراب به عنوان قایق استفاده کنیم که دیگر در آب نیفتیم. ما شنا بلدیم...ولی تمایلی به شنا کردن نداریم. در این بین شما به راه حلی برای بیرون کردن آب بیاندیشید.
کراب راضی نبود. کراب نمیخواست قایق بشود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج









...



"