تسترالهای لرد گذاشتن رفتن.
لرد از مرگخوارا میخواد براش تسترالهای جدید تهیه کنن. مرگخوارا در بازار موفق میشن یه تسترال پیدا کنن. ولی تستراله هم حرف میزنه و هم خیلی پرروئه و هم عاشق هکتور شده و اسمشو گذاشته تستراکتور.
مرگخوارا به هرطریقی تسترال رو قانع می کنن تا همراه مرگخوارا راهی خانه ریدل ها بشه.
کراب بین راه جا میمونه تو مغازه مواد آرایشی. چند تا از مرگخوارا(فنریر، سو، لینی و آریانا) قرار می شه برگردن و کراب رو پیدا کنن. بقیه همراه تسترال منتظرشون بمونن. ولی سو لی حاضر نیست حرکت کنه!
.................
هر حشره ای صبری دارد...و صبر لینی دقایقی پیش به اتمام رسیده بود.
-فنر؟
فنریر جلو پرید!
-تو زورت به سو می رسه؟
فنریر با خوشحالی سرش را به نشانه تایید تکان داد.
-خب...هر طور می تونی برش دار و بیار! الان چند ساعته علاف اینیم ما! معلوم نیست تو این فاصله چه بلایی سر کراب طفلکی معصوم اومده.
فنریر با دندان های بلند و تیزش پشت یقه ردای سو را گرفت و او را در حالی که دست و پا می زد از روی زمین بلند کرد.
تیم به دنبال کراب گردنده، بالاخره موفق به حرکت به سمت کراب شدند.
طولی نکشید که به مغازه رسیدند و با تعجب به صحنه داخل مغازه خیره شدند.
-کرابه؟
-الان داره تو دریایی از رژ لب مات، کرال سینه می ره؟
-نه بابا...قورباغه اس...ولی اشتباه می ره.
نوع شنا اهمیتی نداشت...کراب بیش از حد خوشحال به نظر می رسید. تیم مرگخواران، با وقار و متانت جلو رفت.
-کراب؟
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج












