حتی وسط یک مهمانی اشرافی!
بنابراین وقتی «لیدی کرو» از کمد به بیرون پرید، او دقیقاً همان گوشه کنار کمد قایم شده بود.
- اینجا دیگه کجاس؟ چرا سیاهه؟ ما چرا اینجاییم؟

لیدی کرو به سمت کمد برگشت ولی در کمد همان لحظه بسته شد و استخوان های آلکتو کرو تا ابد متأسفانه در حفره ی اسرار نماند. در وسط مهمانی اشرافی پاین ها ماند:

در حالی که آمی کنج کمد قایم شده بود.
- اوی. هی. پیس پیس. خوشگله. دختره!
آمی صفت «خوشگله» را بزرگ منشانه پذیرفت ولی با شنیدن «دختره» بیشتر در عمق کمد فرو رفت. او تصور میکرد حتی در یک کمد هم می تواند از کمد قایم شود. یک بار در شکم پرنسس نجینی از خود پرنسس قایم شده بود. یک بار هم یک ماه داخل ردای لرد از لرد قایم شد. البته بعدتر وقتی لرد به خیاطش، مرگخوار سفارش دهنده اش، مرگخوار ردا آورنده اش، صنف حمایت از خیاطان و دو سه مرگخوار دیگر آواکداورا زد و تصمیم گرفت ردای سنگینش را تکه تکه کند، از آنجا بیرون آمد. طبعا بعدش سر از شکم پرنسس در آورد.
- اوی دختر! با توام! که دستکش دستته!
کمدی بود بسیار ول نکننده.
- من دختر نیستم.
- حالا هرچی، کجا می خوای بری؟ یا کجا نمیخوای بری؟ من که بیکار نیستم کل روز منتظرت بمونم! هفت سر کائله (عائله ی کمدی) دارم! اتوبوس شوالیه ورشکست شده منو گذاشتن اینجا کاراشو بکنم! منم...
- ولی توانایی های شما بسیار فراتر از اینه.
- درسته.

- جای تأثره که حتی به اندازه ی راننده ی اتوبوس شوالیه براتون ارزش قائل نشدن که همراه و مصاحبی درخور شأنتون براتون برگزینن.
- درسته.

- اگر اراده ی والای شما بر این باشه، من همین کنج می مونم و با افتخار این وظیفه رو می پذیرم.
*در این لحظه شاهد تغییر شکل پیشرفته ی کمد به تسترال هستیم*
بدین ترتیب استخوان های آمی پاین هم تا ابد حالا نه، ولی برای مدتی طولانی در کمد ماند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





