جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
صفحه اصلی خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
آنلاین‌ها
اطلاعیه مدیریت
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

40 کاربر(ها) آنلاین هستند (20 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
39
مهمانان
1
عضو
×

اطلاعیه مدیریت

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

فن‌ فیکشن‌ها

اطلاعیه مرداب هالادورین: فروشگاه چوبدستی‌گستران برای اولین‌بار با ارائه چوبدستی‌های خاص در خدمت شماست! این فرصت استثنایی رو پیش از این که چوبدستی مورد علاقه‌تون خریداری بشه از دست ندین!
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 28 مرداد 1386 12:18
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام استاد چانگ

تکلیف جلسه ی دومتکلیف ،پست شماره ی 77
راستی از امتیازی که برای نفر اول که من باشم ،در نظر می گیرید ممنون!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده









عضو رسمی محفل ققنوس

-------------------------------------
در مسابق
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 28 مرداد 1386 11:25
نمایش جزئیات
آفلاین
جلسه دوم و سوم

بچه ها نشسته بودن تو کلاس و داشتن با تمام نیرو و هرچه در توانشون بود شلوغی میکردن!
انواع و اقسام موشکهای جادویی تو وجب به وجب کلاس دیده میشد!
یدفعه در به طور وحشتناکی کوفته(کوبونده؟!) میشه! ملت که شدیدا مضطرب و نگران و اینا میشن به طور خیلی ماگلانه ای شروع میکنن به جمع کردن موشکها با دست!! در این بین تنها عاقل جمع (هرمیون گرنجر دیگه...میخواستی کی باشه!!) چوب دستیشو بلند میکنه!
- اسکرجیفای!!
در یک آن کل کلاس تر و تمیز و پاک و پاکیزه میشه!!
هرمیون:
ملت:

در باز میشه و یه موشک با سایز دو سه برابر موشکهای بچه ها وارد کلاس میشه و میره جلو تخته کلاس شروع میکنه به بال بال زدن!
ملت:
موشک یه سری حرکات به خودش میده(آیا منظور قر و اطوار است؟ یا منظور بازشدن تاهای کاغذ می باشد؟ به میزان انحراف ذهن خود مراجعه کنید!!) در نهایت موشک تبدیل میشه به یه صفحه کاغذ سفید که روش یه چیزایی نوشته شده!!
ملت یه مدت هی به کاغذ نگاه میکنن، تا اینکه باز تنها عاقل جمع پا میشه میره کاغذو بخونه!!

هرمیون: سلام بچه ها!
ملت: سلام
هرمیون: درس امروزمون اصلا مهم نیست! و اگه دوست دارین میتونین برین بیرون!
نصف ملت پا میشن میرن بیرون! و تنها عده ای عاقل جمع(!) شامل ارنی مک میلان و هانا آبوت و هرمیون و چند تا دیگه میمونن!
هرمیون: درس امروز ما یادگیری یه طلسمه...میدونم که اینجا کلاس طلسمات نیست...ولی این طلسم مربوط میشه به تاریخ! با استفاده از این طلسم، شما میتونین خاطراتتونو از ذهنتون استخراج کنین و اونا رو در قدح های اندیشه ذخیره کنین...یه جورایی مثل دفتر خاطرات میمونه!این طلسم به هیچ وردی نیاز نداره...تنها کاری که باید بکنین اینه که ذهنتونو کاملا روی خاطره متمرکز کنین...و بعد تصور کنین که خاطره مثل یه شیره سفید از ذهنتون خارج میشه...اگه درست عمل کنین واقعا همین اتفاق میفته!!

و اما درس جلسه سومتون، مربوط به وقتیه که ماگل ها وجود جادوگرها رو باور داشتن! یعنی حدود قرن چهاردم و قرون وسطی. ولی این باورها به چندان رابطه دوستانه ای منجر نمیشد! ماگل ها از جادوگرا وحشت خاصی داشتن، همونطور که الانم دارن! بعضی مواقع، به ندرت، اتفاق میفتاد که ماگل ها موفق میشدن یه جادوگرو دستگیر کنن. از اونجایی که برای یک جادوگر راههای فرار زیادی هست(مثلا آپارات) ماگل ها نمیتونستن جادوگرو زندانی کنن، و به جای این کار بلافاصله تو میدون شهر میسوزوندنش!
ولی هر جادوگری که افسون آتش سردکن رو بلد باشه میدونه که این سوزوندن ها کاملا بی فایده بوده!! جادوگرها از این افسون استفاده می کردن و بعد وانمود میکردن که شدیدا دارن درد میکشن، در حالی که احساس خیلی خوشایندی داشتن!
در این بین جادوگرایی هم بودن که سوزونده شدن تو آتیش براشون به یه تفریح خیلی لذت بخش تبدیل شده بود! از جمله وندلین شگفت انگیز که اونقدر از سوزونده شدنن لذت میبرد که چهل و هفت بار با قیافه های مبدل ظاهر شد و اجازه داد که دستگیرش کنن!

و حالا تکالیفتون...
چون این جلسه دو درس تدریس شده پس دو تا تکلیف هم داریم، ضروری نیست که شما هر دوی اینارو انجام بدین! میتونین فقط یکی رو انجام بدین! ولی وقتی که لینک میدین حتما ذکر کنین که کدوم تکلیف رو نوشتین!

تکلیف جلسه دوم: شما باید در تاپیک موزه جادو و جادوگری یه پست تکی بزنید و در اون یکی از خاطرات جالبتون رو توصیف کنین! بهتره خاطره چیزی باشه که در موزه اتفاق افتاده، یعنی مثلا مربوط به یکی از اشیای موزه، روزی که به موزه اومده بودین، و....! این خاطره لازم نیست حتما در مورد خودتون باشه، میتونه درمورد هرکسی باشه...ولی حتما باید شما به عنوان ناظر ماجرا اونجا حضور داشته باشین. مهم نیست جدی باشه یا طنز! خاطره میتونه خنده دار باشه، تلخ باشه، یا هرچیز دیگه ای! پستتون کوتاه باشه و حدالامکان هری پاتری!!

تکلیف جلسه سوم: در تاپیک زندگینامه مشاهیر جادوگر و اختراعات آنان در یه پست تکی یک جادوگر قرون وسطایی رو معرفی کنید. اگه به پستهای قبلی تاپیک نگاه کنید، طرز کار رو میفهمید! هرجور ابتکاری نمره داره!

تو هردو مورد این تکلیفا، حتما چک کنید ببینین غلط املایی دارین یا نه! داشتن غلط املایی از نمره هاتون کم میکنه، پس مواظب باشین! و یکی هم اینکه سعی کنین از علایم نگارشی درست استفاده کنین. مثلا زیاده از حد علامت تعجب نذارین! به جای بعضی از علامت تعجباتون میتونین نقطه بذارین! یا اینکه نقطه رو در پایان جمله حتما بذارین! اینم نمره داره! این دو مورد شدیدا در امتیازتون موثرن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: یکشنبه 28 مرداد 1386 11:19
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه اول

اسلیترین

ایگور کارکاروف
امتیاز: 27
پست خوبی بود!! منتها چند تا اشکال کوچیک داشت!!
یکیش این بود که زیاد از علامت تعجب استفاده کرده بودی. به جای خیلی از اونها میشد از نقطه استفاده کرد! وقتی که میگی " آنها شجاعتر از این حرفها بودند" اینجا علامت تعجب خیلی چیز خوبیه! ولی وقتی میگی "آنها با هیجان وارد مغازه شدند" دیگه اینجا باید نقطه گذاشت!
بعدش اینکه، یکی از اهداف این کلاسا اینه که واسه تاپیکها سوژه داده بشه. چون شما پست اول رو زده بودی بهتر بود سعی میکردی طوری بزنی که بدون نیاز به مراجعه کردن مداوم به کلاس تاریخ جادوگری، معلوم بشه سوژه از چه قراره! یعنی مثل این باشه که انگار شما فقط برای خود اون تاپیک سوژه دادی و ربطی به هاگوارتز نداشته...ولی اینطوری نبود!
اندازه اش خوب بود...از نظر هری پاتری بودن هم مشکلی نداشت!

سوروس اسنیپ
امتیاز: 24
پستت طولانی شده بود....لازم نیست آدم واقعا همه چی رو توضیح بده....دفعه بعدی که خواستی تکلیفو بزنی امتحان کن ببین چیکارا میتونی بکنی تا طول پستت کم بشه!!
پلات طوری نشون داده شده بود که انگار مثلا پادشاه یا چیزی تو این مایه هاست! من شدیدا یاد مامور مخصوص حاکم بزرگ افتاده بودم ولی پلات واقعا همچین آدمی نبوده، بیشتر یه آدم معمولی بوده! شاید قدرت داشته، ولی نه تا این حد!!
دیالوگ ها هم جا داشتن برای پیشرفت...میشه ضعفشون رو برطرف کرد و قوی ترشون کرد!



گریفیندور

الیور وود
امتیاز: 24
خوب بود...
ولی شما هم تحت تاثیر نفر قبلی، زیادی از علامت سوال استفاده کرده بودی!
اندازه پستت مشکلی نداشت! البته میتونست یه خورده طولانی تر هم بشه و یه خورده بیشتر توضیح بده.
ولی من نفهمیدم چرا چیزی که تو کتاب نوشته شده بود عجیب بود! چون به نظرم بیشتر معمولی بود تا عجیب! مثلا میشد که به جای "اینجا یه چیز عجیب نوشتن" بنویسی "اینجا یه چیزی نوشتن" یا "اینجا رو ببینین بچه ها!" یا "ببینین چی نوشته!" و ....
در ضمن یه غلط املایی داشتی...حاضر که نوشته شده بود: حاظر

لاوندر براون
امتیاز: 25
زیاد از سه نقطه استفاده کرده بودی...میتونست تعدادشون کمتر بشه!
یه چیز کوچیک به چشمم خورد... نویسنده های قبلی گفته بودن که وقتی افراد وارد کتاب میشن دورشونو تاریکی فرا میگیره...پس در این صورت نباید اینبار دورشونو آتش فرا میگرفت! البته این چیز خیلی جزئیه ولی بهتره که رعایت بشه!
پست خوب نوشته شده بود!! ولی مشکلش این بود که داستان رو زیاد جلو نمیبرد...یعنی مثلا اگرم حذف میشد هیچ اتفاقی نمی افتاد!! سعی کن پستی که میزنی یه پست تاثیرگذار باشه! موفق باشی!

پرسی ویزلی
امتیاز:26
پست خوبی زده بودی....ولی زیاد شده بود! ببین، لازم نیست که حتما آدم چیزای خیلی زیادی تو پستش توضیح بده! برای اینکه پستت کوتاه تر بشه میتونی از دیالوگها یه کم حذف کنی...میدونم که آدم احساس میکنه انگار پستشو با قیچی بریدن! ولی برای این که این حس بهت دست نده میتونی به جای حذف کردن، ادغام دیالوگها رو امتحان کنی! وقتی هم که ادغام میکنی، یه خورده ازشون کم کنی!

هرمیون گرنجر
امتیاز: 22
از سه نقطه زیاد استفاده کرده بودی...در حالی که خیلی جاهای دیگه که لازم بود حتما نقطه وجود داشته باشه تا معلوم بشه که جمله تموم شد، نقطه ای وجود نداشت! واسه همین معلوم نبود جمله کجا شروع شده و کجا تموم شده!

پستت جای پیشرفت زیادی داشت...سعی کن دیالوگ هات رو یه کم قوی تر کنی و کاری کنی که نقش موثر داشته باشن تو داستان...منظورم اینه که سعی کن همه جای پستت طوری تو داستان تاثیرگذار باشه که هیچ جاشو نشه حذف کرد! و در ضمن سعی کن پستت خسته کننده هم نشه...

نیوت اسکمندر
امتیاز: 25
خوب...در کل پست نسبتا خوبی بود!!! من خیلی پیشرفت از وقتی که تازه وارد رول شده بودی توش دیدم!!
فقط دیالوگهات زیاد بودن...سعی کن کمتر از دیالوگ استفاده کنی...میتونی به جای اون یه کمی هم مکان رو توصیف کنی! مثلا به جای اینکه یه نفر بگه که" اینجا محل زندگی گابلین هاست" میتونی بنویسی: به نظر می رسید که آنجا محل زندگی گابلین هاست!

لارتن کرپسلی
امتیاز:29
خوب پست خیلی خوبی بود! اینم مثل پست اما دابز از پستهای قشنگ بود!

من از شروع پستت خیلی خوشم اومد! بسی باحال بود!!
چیز خاصی ندارم بگم...فقط اینکه ماجرای خراج دادن گابلین ها یه خورده عجیب بود برام...نمیدونم چرا احساس کردم شبیه داستان های ماگلیه و با جادوگرا نمیخونه!! یه امتیاز کسر شده هم برای این بود که فکر میکنم همچنان جای پیشرفت داری و میتونی به 30 تبدیلش کنی!

استرجس پادمور
امتیاز: 25
هوووم...به نظر خودت پستت طولانی نبود!؟

به نظرم اومد که پستهای قبلی رو نخوندی...چون تو پستهای قبلی خبری از هری و هرمیون و ... نبود!!
البته خوب سعی کرده بودی هری پاتری باشه ولی شخصیتهای داستان رو قاطی کرده بود...!

"کتابی که آنها در داخلشان بودند زبان باز کرده بود انگار ..." این جمله یه خورده خیلی ادبی بود!!! برای یه داستان این لحن زیاد مناسب نیست...بیشتر تو قطعه های ادبی کاربرد داره!!

یکی هم اینکه بعضی جاها یهو لحن پستت گفتاری شده بود...بهتره که همش یکدست باشه...مثلا همش به زلان نوشتاری باشه! البته دیالوگها استثنان و باید گفتاری نوشته بشه!



هافلپاف

اما دابز
امتیاز:29
این پست از بهترین پستهایی بود که دیدم و امیدوارم همیشه همینجوری بنویسی!!
بعضی جاها که باید یه فاصله گذاشته میشد، گذاشته نشده بود و این خوندن رو مشکل میکرد!! البته من حدس میزنم مشکل از کیبورد باشه ولی خوب بهتره که بعد از اینکه پستتو نوشتی یه نگاه به ظاهرش بندازی و این جور چیزا رو رفع کنی!!

آخرای پستت...اول هی میگفتی "جادوگر جوان" ولی بعدا میگفتی "پسرک" ! این دوتا با هم نمیخونه! اگه جادوگر جوونه پس دیگه نمیشه گفت پسرک!!
اندازه پستت خوب بود و نشون میداد که آدم میتونه تو یه پست کوتاه یه چیز خوب بنویسه! سوژه رو خوب پرداخت کرده بودی و من ایراد خاصی ندیدم! مرسی!


ریونکلاو

متاسفانه هیچکس پست نزده بود.



شناسه های بسته شده:

پیتر پتی گرو
امتیاز: 28
میشد گفت از پستهای قشنگ بود... واسه همین ایرادهای خاصی ندیدم!!
بعضی جاها از عبارتهایی مثل این استفاده کرده بودی: یک تلنگری! بهتره که یا بنویسی تلنگری یا اینکه بنویسی یک تلنگر! هردو با هم جور درنمیاد!
"ناگهان جادوگران و ساحره های جوان که در پشت بوته ها فالگوش ایستاده بودند آهی از سر تعجب سر دادند." این جمله یه خورده مشکوکه...اصولا باید در اون حالت فالگوششون یه خورده ساکت باشن!! نمیدونم ولی به نظرم اومد که این جمله اینجا زیاد مناسب نیست!

مورفین گانت
امتیاز: 28
هووم...پست نسبتا خوبی بود!!
ولی... آخر پست قبلی آبراهام گفته بود که بریم پیش پلات، بعد اول همین پست هم یهو میگه نه صبر کنین! یخورده ناجور نیست!؟

اندازه پستت داشت رو به طولانی شدن میرفت ولی کنترل شده بود!
پستت رو خوب پیش برده بودی...سوژه خوب پیش رفته بود! یه جورایی داستان از کسل کنندگی در اومده بود و هیجان قاطیش شده بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط چو چانگ در 1386/5/28 11:28:09
[b][font=Arial]«I am not worriedHarry,» 
said Dumbledore
his voice a little stronger despite
the freezing water
«I am with you.»[/font]  [/b]
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 21 تیر 1386 07:35
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام دوست

با سلام

از تدریس خوبتون ممنونم ...

تکلیف من - 68

موفق باشید
استرجس پادمور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عشق یعنی وقتی که دستتو میگیرم مطمئنم باشم که از خوشی میمیرم !!!!!

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: چهارشنبه 20 تیر 1386 18:18
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 15 تیر 1386 22:53
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام استاد اين هم تكليف ما . ببخشيد اگه يكم دير شدا !!!
آخه اين يكي دو روز اينترنت در دسترس نبود , نشد بيايم بزنيم .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 15 تیر 1386 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
تکلیف من


با تشکر از تدریس خوبت..موفق باشی عزیزم


ارادتمند..هرمیون گرنجر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 15 تیر 1386 15:14
نمایش جزئیات
آفلاین
با تشکر از تکلیف واقعا قشنگتون ...

تکلیف : پست شماره 64

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
حرفی نمونده واسه گفتن

شناسه قبلی من ! پیوز
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: جمعه 15 تیر 1386 11:24
نمایش جزئیات
آفلاین
ممنون از تدریستون

لینک تکلیف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سوروس اسنیپ در 1386/4/15 11:30:26
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: كلاس تاريخ جادوگري
ارسال شده در: پنجشنبه 14 تیر 1386 18:06
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام
ممنون از کلاس خوبتون
تکلیف

پ.ن: من رزرو زده بودم و دوشیزه دابز و براون رزرو منو نادیده گرفتند. شما خودتون رسیدگی کنید.
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
عاقلان دانند...
Do You Think You Are A Wizard?
جادوگری؟