جلسه اول
کلاس
- آلوهومورا
در با صدای غژ عجیبی باز میشه و با شدت به دیوار مجاورش برخورد میکنه ، جادوگر قد بلندی که موهای سرخ رنگش روی صورتش ریخته شده و جلوی چشمانش رو گرفته وارد کلاس میشه ، بدون توجه به دانش آموزان چوبدستیش رو به سمت پنجره های قدیِ بلندی که نیمکت ها رو محاصره کرده میگیره و با زمزمه و اشاره مورب چوبدستی پرده های تیره رنگ سوار بر اونها رو به پایین هدایت میکنه ، تاریکی فضای کلاس رو احاطه کرده و به دنبال اون پچ پچ هایی از طرف دانش آموزان متعجب از این کار به گوش میرسه .
روی کار مورد نظرش تمرکز میکنه ، چوبدستی رو به سمت سقف بلند کلاس میگیره و با زمزمه ای ضعیف و کوتاه باعث رخ داد جالبی میشه ؛ شکاف ها و شیارهای کوچکی دیوار رو از هم میدره ، از جایی که باید کف کلاس تاریخ جادوگری باشه ، باریکه های طلایی رنگ نور به سمت چهره دانش آموزان و جادوگر هجوم میبره و با هر تکان سر افراد ، باریکه نور هم جابجا میشه !
این بار نگاه جادوگر به دانش آموزانی بود که با جنب و جوش بسیار سعی داشتند انوار طلایی رنگ یکدیگر را نظاره کنند ؛ با صدای گرفته و در عین حال خسته ای که تلاش در صمیمی کردن در آن مشهود بود شروع به صحبت کرد :
سلام
شروع سال جدید و همینطور ترم جدید مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز رو به همه شما تبریک میگم و امیدوارم در کنار همدیگه یکی از بهترین سال های تدریس و تحصیلمون رو تو ام با خاطراتی خوش و موفقیت های پی در پی سپری کنیم .
من پرسی ویزلی هستم و در این ترم دو درس دفاع در برابر جادوی سیاه و پرواز و کوییدیچ رو در کنار اساتید محترم دیگه ای که حضور دارند تدریس میکنم ؛ شما با من آشنا شدید ولی من میخوام که در طول سال با اسامی و فعالیت های شما آشنا بشم ، نه با معرفی خودتون .
از اونجایی که میخوام سوالی مبهم باقی نمونه تا برم سر کار امروزمون ، باید درباره کارهایی که کردم توضیح بدم ؛ توی هر جلسه ، یه فیلمی که مربوط به درس هست براتون نمایش داده میشه که به این خاطر کلاس رو تاریک نگه میدارم . این نوری که صورت هر کدوم از ما رو روشن میکنه ، برای این هست که هم دیگه رو راحت تر ببینیم و خاصیتی که این جادویی که بکار بردم داره ، این هست که در عین حالی که چهره شما رو روشن میکنه ، باعث کاهش تاریکی کلاس نمیشه .
و با مشاهده چهره سردرگم دانش آموزان ادامه داد : شاید بپرسید که چرا این نوری که تغییری در تاریکی ایجاد نمیکنه ، فقط صورتتون رو احاطه کرده ... در این کلاس دانش آموزان ارشد مدرسه شرکت میکنند و از اونجایی که دختر ها و پسرها مختلط هستند در اینجا و باز هم از اونجایی که همگی شما به سن بلوغ رسیدید نمیشه انتظار زیادی ازتون داشت .
اگر اشتباه نکنم ، سال گذشته باید در درس ماگل شناسی خونده باشید که حضور یک دختر و پسری که به سن بلوغ رسیدن کنار هم دیگه ، باعث تحریک هر دو طرف میشه . و از اونجایی که بعضی مواقع این تحریکات رو نمیشه کنترل کرد ، نمیخوام فشار زیادی به شما بیاد و اعمالتون هنگام درس باعث بشه ، حواس دوستان دیگتون از روی درس پرت بشه .
ماندانگاس از انتهای کلاس با صدای نسبتا بلندی گفت : چه استاد فهمیده ای ! معرکس !
پرسی : آقای فلچر ، من گفتم ممکنه هنگام درس این تحریکات باعث این امر بشه نه الان ! لطف کنید از دوشیزه تانکس فاصله بگیرید !
ماندانگاس با ناراحتی از نیمفادورا فاصله گرفت و زیر لب گفت : خوب حرفای شما تحریک کننده تر بود دیگه ! تازه تحریکات که زمان برنمیداره !
پرسی لبخندی زد و خطاب به دانش آموزان گفت : برای اینکه چیزی که میخوام به شما یاد بدم ، در ذهنتون ملکه بشه ، فیلمی هم براتون نمایش داده میشه . چیزی که برای جلسه اول در نظر دارم ، با توجه به اینکه آموزش های مبتدی رو گذروندید و من نمیخوام مثل ترم های قبل درس های خسته کننده قبل رو تکرار کنم براتون به یه مورد جدید میپردازم . یعنی جادوی سیاه پیشرفته ! چیزی که هر کسی علاقمند هست درباره اون اطلاع داشته باشه . و مبحث امروز عشق در جادوی سیاه پیشرفته هست !
عشق چیزی هست که بطور نا خود آگاه در افراد به وجود میاد و اغلب با یک نگاه یا یک گفتگوی ساده و گذرا صورت میگیره ؛ ساحره های قرن دوم قبل از مرلین اغلب جذب رفتار ماگل های مذکر اطرافشون میشدند و به این خاطر که ممکن هست اون فرد به این ها عشق نورزه ، در صدد شدند و معجونی تحت عنوان معجون عشق اختراع کردند . معجونی که بعد از خوردن توسط فردی ، باعث میشد ، عشقی عجیب و عظیم در فرد خورنده به فردی که اون معجون رو به وی داده، پیدا بشه .
سالها بعد ، یک جادوگر که به زن ماگلی علاقمند شده بود ، بدلیل نداشتن توانایی در معجون سازی ، در صدد شد تا وردی اختراع کنه تا بتونه اون زن رو به خودش جذب کنه ، اون تونست این ورد رو اختراع کنه ولی این ورد یه ایراد خیلی بزرگ و مضحک داره که باعث میشه مردم در جوامع جادوگری به معجون عشق اکتفا کنند .
ایراد این ورد رو میتونید توی فیلمی که قرار هست براتون نمایش بدم ببینید ، البته توجه کنید که این فیلم کوتاه به تازگی ساخته شده و فقط خواسته اون اتفاق رو نمایش بده ؛ چیزی که به جذابیت این فیلم اضافه میکنه این هست که بازیگر نقش جادوگر و زن ماگل این فیلم ، 16 سالشون هست و به سن و سال شما نزدیکن و این باعث میشه که راحت تر درک کنید !
با صدای تق ضعیفی ، از نقطه ای نا معلوم پرتوی روشنی به سمت دیوار مقابل دانش آموزان حمله ور میشه و بعد از برخورد با آن فیلم کوتاه مرتبط با درس آغاز میشه .
فیلم
صدای راوی فیلم ( صدای زنی مسن ) :
وردی که مد نظرش بود را ساخته بود . در اول ماه می ، او را با عنوان کردن یک موضوع درسی به خانه شخصی اش دعوت کرد ... هدفش این بود که اختراعش را روی او امتحان کند .
تصویر فیلم :
پسر جوانی مقابل آیینه قدیِ اتاقش ایستاده و به تصویر خودش در آیینه زل زده ؛ پسرک خوش چهره و قد بلندی که موهای بلوند بلندش روی پوست سفید پیشانی اش جا خوش کرده و بخشی از اون جلوی چشمان سبز رنگش رو گرفته نگاهش میکنه .
دیرینگ دیرینگ !
پسر با آشفتگی نگاهش رو به سمت درب خانه معطوف میکنه و در حالی که سعی داره لبخندش دلنشین و شیرین باشه به سمت در میره و به آرامی اون رو باز میکنه .
دختری که در زیبایی از او پیشی گرفته پشت درب خانه ایستاده ، پسر فرو ریختن چیزی در قلبش رو احساس میکنه و با تعجب دختر رو به داخل خانه دعوت میکنه ؛ دختر بعد از ، از نظر گذراندن خانه به سمت یکی از مبل های راحتی میره و روی اون مینشینه .
صدای راوی فیلم :
نمیدانست چطور و چه موقع از شاهکارش استفاده کند ، انقدر او را دوست داشت که حاضر نبود لحظه ای برای این کار شتاب نکند . پس چوبدستی خودش را از روی جا کفشی مقابلش برداشت و ....
تصویر فیلم :
پسر با ابهتی خیره کننده به سمت چوبدستی خود که روی جا کفشی انتظار میکشید رفت و آن را از انتظار خلاص کرد ؛ به سمت دختر که حالا لباس های بیرونش را در آورده بود رفت .
به آرامی خطاب به او گفت : عزیزم بیا اینجا
دختر با تعجب از جایش بلند شد و به سوی او رفت و در نهایت شگفتی پسر او را بوسید و سپس در آغوش کشید .
پسرک با در آغوش گرفتن او آرامشی وصف ناپذیر در وجودش احساس میکرد ، خواستار این بود تا همیشه پذیرای این آرامش باشد ؛ پس چوبدستی اش را دور از دیدرس او گرفت و زیر لب زمزمه کرد : فورتیات لوسوس
دختر لرزید و برای لحظه ای بی حرکت شد ...
صدای راوی فیلم :
او تصور کرد که دختر برای لحظه ای بی حرکت شد ، چرا که دیگر از آغوش او بیرون نیامد ! اشکال آن ورد این بود که همزمان با راندن عشق اجرا کننده در بدن فرد ، او را می کشت !
فیلم به پایان رسید ، ولی هنوز دختر ها و پسر های حاضر در کلاس ، خیره به جایی که لحظاتی پیش دختر و پسر یکدیگر را بغل کرده بودند مانده بود !
پرسی : امیدوارم این فیلم تونسته باشه مفهوم طرز کار این ورد رو برای همه روشن کرده باشه ، یه سری موارد به علاوه تکلیف این جلسه رو روی تخته میتونید ببینید و اگر لازم دیدید میتونید یادداشت کنید .
توضیحات
1- دفاع در برابر جادوی سیاه ترم پیش یکی از دروس خسته کننده بود ، سعی شد با این نوع تدریس جذابیتی بهش داده بشه . با اینکه طولانی بود ، ولی سعی کردم طوری باشه موضوع که خواننده از خوندنش خسته نشه و بتونه تا آخرین سطر رو بخونه .
2- شاید تکالیف برای اونهایی که دانش آموز نیستند جالب باشه ، در نتیجه اونهایی که اسمشون به عنوان دانش آموز در مدرسه نیست ، میتونن اینجا پست بزنن و تکالیف رو انجام بدن . پستشون نقد میشه ولی بر خلاف قانون ، امتیازی از گروهشون به خاطر اینکه دانش آموز نیستند و پست میزنن کم نمیشه !
3- در صورتی که پیشنهادی برای نحوه تدریس جلسات بعد و یا محتویات جلسات بعد دارید ، میتونید در انتهای پست تکلیفتون بنویسید .
4- تکالیفی که نیاز به نقد شدن دارن ، نقد میشن و برای سایر تکالیف که امتیاز کامل میگیرن ، نقدی صورت نمیگیره .
5- کلاس ها در هر جلسه از چهار بخش تشکیل میشن ، که بصورت بلد عنوان بخش نمایش داده میشه .
6- تکالیف هر جلسه با شماره ارائه میشن که مقابل هر تکلیف امتیازی که داره رو شامل میشه ، برای اینکه دانش آموزان مجبور به انجام دادن تکالیف سخت و یکسان نباشن و امتیاز زیادی از دست ندن چند تکلیف کمکی هم داده میشه که دانش آموزانی که با تکالیف مشکل دارن میتونن به اون تکالیف کمکی پاسخ بدن و امتیازش رو دریافت کنند .
تکالیف :
اصلی
1- یک فیلم جدی یا طنز بسازید که کاربرد ورد عشق جادوی سیاه پیشرفته و عواقب استفاده از اون رو به نمایش بگذاره ( میتونید فیلم کلاس رو با اعمال تغییرات ارائه بدید ) - 15 امتیاز
2- بخش کلاس رو بنویسید ، یعنی اینکه استاد وارد کلاس میشه و بقیه مواردی که هست رو دوباره بنویسید ، یعنی با میل خودتون همه چیز رو تغییر بدید و اونطوری که دوست دارید کلاس رو دایر کنید . ( در صورت امکان ماهرانه بیناموسی رو وارد کنید ) - 15امتیاز
کمکی
1- بخشی از متن تدریس یا همه اون رو از لحاظ ، پاراگراف بندی ، املایی ، فنی و یا اونطور که شما دوست دارید و فکر میکنید درست تره نقد کنید . - نقد بخشی از اون 5 امتیاز و نقد کامل 10 امتیاز
2- یک ورد بیناموسی اختراع کنید و کاربرد اون رو در یک فیلم نشون بدید . - 5 تا 10 امتیاز
3- رولی شبیه به فیلم کلاس ، بنویسید ، ولی بصورت گسترده تر و شخصیت هایی که توش بکار میبرید ، اعضای سایت باشن ، اعضایی با تشخیص خودتون - 5 تا 15 امتیاز
توجه : تکالیف توسط دانش آموزان باید در همین تاپیک کلاس ارسال بشه ، و نیازی به لینک دهی نیست !
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
27 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
26
مهمانان
|
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
كلاس دفاع در برابر جادوی سیاه
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
2 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/18
تولد نقش: 1383/11/19
آخرین ورود: پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
از: تو میپرسند !!
پستها:
3736

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط [fa]ايگور کارکاروف[/fa][en]IGΘЯ[/en] در 1386/9/22 22:26:11
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر

سلام به همه:
خب ترم خوبي بود. اميدوارم با تدريس هايي كه ارائه كردم، نكات خوبي رو در مورد نمايشنامه نويسي در سايت تفريحي و سرگرمي جادوگران بهتون ياد داده باشم، اگر كم كاري يا برخورد بدي بوده است، به بزرگي خودتون ببخشيد، نقدهايي كه روي نمايشنامه هاي شما انجام مي شده، و همچنين امتيازاتي كه به شما داده شده است، در تمام طول ترم فقط از جانب من نبوده است، تا جايي كه در توان بوده است سعي داشته ام با كمك بزرگان ايفاي نقش قديم سايت جادوگران در اين راه در خدمت شما باشم. ترم خوبي بود. همگي موفق باشيد.
نقدهاي تكاليف جلسه چهارم و پاياني
پرد فوت 18 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب. نميدوم تازه وارد هستي يا قديمي، شناسه ات ميگه تازه واردي، ببين اين ترم هاگوارتز بايد نمايشنامه ها هري پاتري باشند، طنز اين نييست كه از دنياي جادوگري خارجش كني به سريال يانگوم بپردازي. مسخره است، اصلا جادوگرها علاقه اي به تلويزيون ندارند، اين وسايل ماگلي هستند، از جمله بي دقتي اولت بود، بعد اينكه فضاسازيت يه كمي نا جور بود، يعني منظورم اينه كه دنبال بهترين واژه ها نگشتي، در صورتي كه مي تونستي توصيفاتت رو در اول نمايشنامه روي كافه اي كه تانكس در آن هست جالبتر و زيبا تر كني. يه كمي غير طبيعي روك وود را با تانكس روبه رو كردي، مردم ناكترن به اين راحتي ها نمي ترسند.ببين ديالوگ رو مادر شكوه؟ حالت خوبه؟ هري پاتري دوست عزيز، نمايشنامه بايد هري پاتري باشه، طنز اين چرت و پرتا نيست، براي همين گفتم سخته، به تكليف خوب توجه نكردي. فضاسازيت هم اگه بدون موارد و هسته اصلي اي كه من خواستم در نظر بگيريم، متوسط بود. همانطور ديالوگ هايت، آخر نمايشنامه ات رو هم كه واسه خودت معلوم نيست تو ذهنت فك كنم نوشتي، نه؟ توصيفات هم كه همش به دستشويي اينا بر مي گشت. متوسط رو به ضعيف بود. فراموش نكنيم، طنز چرت و پرت نوشتن نيست، طنز اين نيست كه هم چي رو به هري پاتر نسبت بديم! موفق باشي. [/spoiler]
پيوز 28 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]آفرين، خوبه. خب فضاسازي اوليه براي اينكه نشون بده قضيه چيه، خوب بود. كينگزلي هم اون وردش: وینگاردیوم پاشو وایسا. با مزه بود، ولي پيشنهاد ميشه اين شكلي طنز ننويسي، تغيير دادن افسون ها جالب نيست. به نظر من طنز را بايد با توصيفات خنده دار ننوشت. اتل متل بازي؟ با مزه بود، اين خوب بود. طنز جالب و با مزه. گروگان گيري ات خيلي با مزه بود، دو تا جادوگر سياه به هم ميخورن، محاصره كارآگاهان همه عالي بود. فضاسازيت عالي نبود اما خوب بود. مي تونستي يه كمي بيشتر كار كني روش، ديالوگ ها هم خيلي خوب بودند. به توجه به اندازه اش، ميتونم بگم تا 75% طنز و نكات لازم رعايت شده بود. موفق باشي.[/spoiler]
استن شانپايك 20 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]مشكلت بيشتر روي پاراگراف بندي هستش، نشون ميده با عجله نوشتي، رعايت اين نكات مهمه، زيبايي ظاهري نمايشنامه هم اهميت داره، جاهاي لازم بوده بري سر خط نرفتي، اما جاهاي هم رفتي كه نمي بايست مي رفتي. سرعت بسيار بالايي به نمايشنامه دادي، يعني سريع سريع فضاسازي و موقعيت هاي مختلف را توسط الستور مودي رد ميكردي، خب فضاسازيت ميتونم بگم تقريا ضعيف بود، توصيفاتت بد نبود، اما بهت بگم سعي داشتي طنز بنويسي اما نا موفق بودي، من تا حدود 20% كمي خنده و طنز نويسي در نمايشنامه ات مي بينم. ديالوگ هايت هم يه جوري بود، خشك بود، از هيجان كافي برخوردار نبود، بايد بيشتر كار ميكردي، اينكه نيمه طنز بشه بهتره؟ نظرت اينه، اما وقتي تكليف مي نويسي نظر من محترمه، فهميدي؟ بايد طبق تكليف عمل كني، طنز كامل، چون سخته ميگي نيمه طنز بهتره. بله سخته، چون جلسه آخر بود. آخرين جلسه سخت ترينه. متوسط بود. موفق باشي.[/spoiler]
جسيكا پاتر 18 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]اين رو دقت كن: به تازگي نيز وبمستر شده بود! هيچ ربطي نداشت، نمايشنامه هري پاتري، در دنياي جادويي هري پاتر وسايل ارتباط جمعي ندارن، جغده، نت و سايت ندارن كه مسترش رو داشته باشند، اينها ماگلي هستند، طبق دنياي جادويي بايد بنويسي، طنز اين چرت و پرت ها نيست. فضازي در قسمت هاي اوليه نمايشنامه، قسمت هاي رويارويي استرجس پادمور و زن شيريني فروش، توصيفاتش به طنز خيلي شباهت نداشت، من اسم اين نوع توصيف ها رو ميذارم لوس نويسي. من در اون تيكه كه فنرير براي تحويل كيك اومد، در تعجبم كه زن شيريني فروش چه ارتباطي با بعدها و دانشمندان داره؟ چرت و پرت خالص! به طور كل مورد داره. نا همخواني در فضاسازي و توصيف. تلفن همراه، اتباط جمعي ماگل ها. هري پاتري نيست. هاگوارتزسل، اينم هم تقلدي از روي ايرانسل! وسيله ارتباط جمعي، ايراني، به دور از هري پاتري بودن. باز هم وبسايت و اينترنت! بي ربط با هري پاتري بودن. خب. بهتر شد. فضاسازي و هسته نمايشنامه در آخرش به هري پاتري برگشت، خوبه، اما هنوز هم بحث مديريت رو دخالت دادي، بلاك شدن و اين چرنديات! اسم اينا طنز نيست، همشون هجو هستند، براي نمونه طنز به نمايشنامه پيوز يا ايگور مراجعه كن. تصور من از اين پست اينه كه خواستيد در سايت جادوگران حمايت كامل خودتون رو از يك مدير نشون بديد، بهتر بود تو تاپيك ديگه اي اينكارو ميكرديد. بله هسته اش همون تكليف من بود، اما حاشيه، توصيفات، فضاسازي ها، ديالوگ ها، همه خوب بودند، اما در چارچوب موضوعات غير هري پاتري. متاسفم. موفق باشي.[/spoiler]
ايگور كاركاروف 28 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]با مزه بود تيكه اولش، اينكه لوسيوس مالفوي وا ميسته و با دست جلوي كينگزلي رو ميگيره، ميگه لحنتو عوض كن، با مزه است، اين تعقيب جالب است. مثه اين مي مونه ه قراردادي يا شرطي كار كردن. صحنه تعقيب در ناكترن، شليك افسون ها، توصيفاتش كاملا واضح بود، خوب بودند. اين توصيف جالب بود: همون خانواده فقيري كه تو خونه بودند و نون خشك مي خوردند. ايول، جالب بود. نون خشك سوژه جالبي بود. خيلي خنده دار بود. شكلبوت به جاي اينكه بره سراغ كارش دست دختره رو ميگيره، شماره ميده بهش ميبرتش پشت ديوار. ايول. بي ناموس موج مي زند. خيلي خنده دار بود. دوئل براي دختر؟! خيلي واقعا با مزه نوشتي، خوشم اومد. اما نه، ببين هري پاتري بايد بنويسي، نت و جادوگران، موبايل و تي وي اين حرفا اصلا نبايد داخل نمايشنامه بشن. هري پاتري، درست مثل كتاب كه اين چيزا توش نبودند، كينگزلي وزير جادوگران! اين جالب نبود كه آوردي تو نمايشنامه. بله نكته ات هم خوب بود. اوكي. موفق باشي.[/spoiler]
هانا آبوت 20 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب بد نبود. حداقل تو مثل چند نفر ديگه نبودي. هري پاتري بودن حدودا، به غير از رابين هود، كه البته رابين هود در تاريخ بريتانيا به چشم ميخوره، قديميه، چيزي مثل موبايل نيست كه اصلا نشه دخالت داد، تو آخرين نمايشنامه ات از رابين هود نوشتي، اما خب نيازي هم اصلا نبود. خب سعي داشتي طنز بنويسي ولي موفق نبودي خيلي. بيشتر ميخواستي با ديالوگ به طنز نمايشنامه ات مفهوم ببخشي كه موفق نشدي متاسفانه. فضاسازيت بد نبود، اما يه كم عجولانه فك كنم نوشتي، پاراگراف بندي يه كمي مشكل داشت، ظاهر نمايشنامه مهمه، متاسفانه فضاسازيت رو قسمت هاي خانه مخوف ضعيف بود. خيلي نمي شد تصورش كرد. متوسط بود. به نظرم بيشتر جاي كار دارين. با طنز نويسي خالص هنوز خيلي فاصله داريد. موفق باشي.[/spoiler]
آراگوك 26 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب خوب بود. فضاسازيت روي قسمت هاي اول نمايشنامه خيلي خوب بود. تعقيب و گريز. مطمئنم كه به تكليف من توجه كردي، آفرين، جمعيت، خودشه، حتي بخورد افسون يك كارآگاه به مردم عادي، اينا نكات خيلي خوب و جالبي بود، خط درسته طنزن تو اين قسمت هاي اول خيلي خودش رو نشون نمي داد اما در ديالوگ ها و توضيحاتت تا تحدودي به چشم مي خورد، خوبه. احتياط يك كارآگاه كه از افسون مرگبار در بين جمعيت استفاده نكرد جالب بود. كار خوب و قشنگ؟ با تو هم اينكاره اي آراگوگ! بي ناموسي. نه جالب و با مزه بود، خوب طنز در قسمت هاي وسط نمايشنامه ات باز قوت بيشتري گرفت. اينكه اون زن و مرد با وجود مرگخوار به قول شما به كارشون مشغول ميشن جالب بود. چقدر بي تفاوت! اينم با مزه بود. اون ديالوگ هم خيلي با مزه بود: تنها راه همون دره و البته يه راه ديگه هست كه توي دستشوييه! مودي لو ميده. جالب بود. خوب بود. كلا خوب بود. اما سوژه هات براي طنز نميگم ضعيف اما متوسط بودند، آدمو از خنده منفجر نميكرد اما لبخندو بر لبان مي نشاند، موفق باشي.[/spoiler]
امتيازات كلاس دفاع در برابر جادوي سياه( جلسه چهارم و پاياني)
گريفيندوري ها:
پرد فوت 18 امتياز
استن شانپايك 20 امتياز
جسيكا پاتر 18 امتياز
اسليتريني ها:
ايگور كاركاروف 28 امتياز
راونكلاوي ها:
آراگوگ 26 امتياز
هافلپافي ها:
پيوز 28 امتياز
هانا آبوت 20 امتياز
جمع امتيازات
گريفيندوري ها: 56 امتياز
اسليتريني ها: 28 امتياز
راونكلاوي ها: 26 امتياز
هافلپافي ها: 48 امتياز
خب ترم خوبي بود. اميدوارم با تدريس هايي كه ارائه كردم، نكات خوبي رو در مورد نمايشنامه نويسي در سايت تفريحي و سرگرمي جادوگران بهتون ياد داده باشم، اگر كم كاري يا برخورد بدي بوده است، به بزرگي خودتون ببخشيد، نقدهايي كه روي نمايشنامه هاي شما انجام مي شده، و همچنين امتيازاتي كه به شما داده شده است، در تمام طول ترم فقط از جانب من نبوده است، تا جايي كه در توان بوده است سعي داشته ام با كمك بزرگان ايفاي نقش قديم سايت جادوگران در اين راه در خدمت شما باشم. ترم خوبي بود. همگي موفق باشيد.
نقدهاي تكاليف جلسه چهارم و پاياني
پرد فوت 18 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب. نميدوم تازه وارد هستي يا قديمي، شناسه ات ميگه تازه واردي، ببين اين ترم هاگوارتز بايد نمايشنامه ها هري پاتري باشند، طنز اين نييست كه از دنياي جادوگري خارجش كني به سريال يانگوم بپردازي. مسخره است، اصلا جادوگرها علاقه اي به تلويزيون ندارند، اين وسايل ماگلي هستند، از جمله بي دقتي اولت بود، بعد اينكه فضاسازيت يه كمي نا جور بود، يعني منظورم اينه كه دنبال بهترين واژه ها نگشتي، در صورتي كه مي تونستي توصيفاتت رو در اول نمايشنامه روي كافه اي كه تانكس در آن هست جالبتر و زيبا تر كني. يه كمي غير طبيعي روك وود را با تانكس روبه رو كردي، مردم ناكترن به اين راحتي ها نمي ترسند.ببين ديالوگ رو مادر شكوه؟ حالت خوبه؟ هري پاتري دوست عزيز، نمايشنامه بايد هري پاتري باشه، طنز اين چرت و پرتا نيست، براي همين گفتم سخته، به تكليف خوب توجه نكردي. فضاسازيت هم اگه بدون موارد و هسته اصلي اي كه من خواستم در نظر بگيريم، متوسط بود. همانطور ديالوگ هايت، آخر نمايشنامه ات رو هم كه واسه خودت معلوم نيست تو ذهنت فك كنم نوشتي، نه؟ توصيفات هم كه همش به دستشويي اينا بر مي گشت. متوسط رو به ضعيف بود. فراموش نكنيم، طنز چرت و پرت نوشتن نيست، طنز اين نيست كه هم چي رو به هري پاتر نسبت بديم! موفق باشي. [/spoiler]
پيوز 28 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]آفرين، خوبه. خب فضاسازي اوليه براي اينكه نشون بده قضيه چيه، خوب بود. كينگزلي هم اون وردش: وینگاردیوم پاشو وایسا. با مزه بود، ولي پيشنهاد ميشه اين شكلي طنز ننويسي، تغيير دادن افسون ها جالب نيست. به نظر من طنز را بايد با توصيفات خنده دار ننوشت. اتل متل بازي؟ با مزه بود، اين خوب بود. طنز جالب و با مزه. گروگان گيري ات خيلي با مزه بود، دو تا جادوگر سياه به هم ميخورن، محاصره كارآگاهان همه عالي بود. فضاسازيت عالي نبود اما خوب بود. مي تونستي يه كمي بيشتر كار كني روش، ديالوگ ها هم خيلي خوب بودند. به توجه به اندازه اش، ميتونم بگم تا 75% طنز و نكات لازم رعايت شده بود. موفق باشي.[/spoiler]
استن شانپايك 20 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]مشكلت بيشتر روي پاراگراف بندي هستش، نشون ميده با عجله نوشتي، رعايت اين نكات مهمه، زيبايي ظاهري نمايشنامه هم اهميت داره، جاهاي لازم بوده بري سر خط نرفتي، اما جاهاي هم رفتي كه نمي بايست مي رفتي. سرعت بسيار بالايي به نمايشنامه دادي، يعني سريع سريع فضاسازي و موقعيت هاي مختلف را توسط الستور مودي رد ميكردي، خب فضاسازيت ميتونم بگم تقريا ضعيف بود، توصيفاتت بد نبود، اما بهت بگم سعي داشتي طنز بنويسي اما نا موفق بودي، من تا حدود 20% كمي خنده و طنز نويسي در نمايشنامه ات مي بينم. ديالوگ هايت هم يه جوري بود، خشك بود، از هيجان كافي برخوردار نبود، بايد بيشتر كار ميكردي، اينكه نيمه طنز بشه بهتره؟ نظرت اينه، اما وقتي تكليف مي نويسي نظر من محترمه، فهميدي؟ بايد طبق تكليف عمل كني، طنز كامل، چون سخته ميگي نيمه طنز بهتره. بله سخته، چون جلسه آخر بود. آخرين جلسه سخت ترينه. متوسط بود. موفق باشي.[/spoiler]
جسيكا پاتر 18 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]اين رو دقت كن: به تازگي نيز وبمستر شده بود! هيچ ربطي نداشت، نمايشنامه هري پاتري، در دنياي جادويي هري پاتر وسايل ارتباط جمعي ندارن، جغده، نت و سايت ندارن كه مسترش رو داشته باشند، اينها ماگلي هستند، طبق دنياي جادويي بايد بنويسي، طنز اين چرت و پرت ها نيست. فضازي در قسمت هاي اوليه نمايشنامه، قسمت هاي رويارويي استرجس پادمور و زن شيريني فروش، توصيفاتش به طنز خيلي شباهت نداشت، من اسم اين نوع توصيف ها رو ميذارم لوس نويسي. من در اون تيكه كه فنرير براي تحويل كيك اومد، در تعجبم كه زن شيريني فروش چه ارتباطي با بعدها و دانشمندان داره؟ چرت و پرت خالص! به طور كل مورد داره. نا همخواني در فضاسازي و توصيف. تلفن همراه، اتباط جمعي ماگل ها. هري پاتري نيست. هاگوارتزسل، اينم هم تقلدي از روي ايرانسل! وسيله ارتباط جمعي، ايراني، به دور از هري پاتري بودن. باز هم وبسايت و اينترنت! بي ربط با هري پاتري بودن. خب. بهتر شد. فضاسازي و هسته نمايشنامه در آخرش به هري پاتري برگشت، خوبه، اما هنوز هم بحث مديريت رو دخالت دادي، بلاك شدن و اين چرنديات! اسم اينا طنز نيست، همشون هجو هستند، براي نمونه طنز به نمايشنامه پيوز يا ايگور مراجعه كن. تصور من از اين پست اينه كه خواستيد در سايت جادوگران حمايت كامل خودتون رو از يك مدير نشون بديد، بهتر بود تو تاپيك ديگه اي اينكارو ميكرديد. بله هسته اش همون تكليف من بود، اما حاشيه، توصيفات، فضاسازي ها، ديالوگ ها، همه خوب بودند، اما در چارچوب موضوعات غير هري پاتري. متاسفم. موفق باشي.[/spoiler]
ايگور كاركاروف 28 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]با مزه بود تيكه اولش، اينكه لوسيوس مالفوي وا ميسته و با دست جلوي كينگزلي رو ميگيره، ميگه لحنتو عوض كن، با مزه است، اين تعقيب جالب است. مثه اين مي مونه ه قراردادي يا شرطي كار كردن. صحنه تعقيب در ناكترن، شليك افسون ها، توصيفاتش كاملا واضح بود، خوب بودند. اين توصيف جالب بود: همون خانواده فقيري كه تو خونه بودند و نون خشك مي خوردند. ايول، جالب بود. نون خشك سوژه جالبي بود. خيلي خنده دار بود. شكلبوت به جاي اينكه بره سراغ كارش دست دختره رو ميگيره، شماره ميده بهش ميبرتش پشت ديوار. ايول. بي ناموس موج مي زند. خيلي خنده دار بود. دوئل براي دختر؟! خيلي واقعا با مزه نوشتي، خوشم اومد. اما نه، ببين هري پاتري بايد بنويسي، نت و جادوگران، موبايل و تي وي اين حرفا اصلا نبايد داخل نمايشنامه بشن. هري پاتري، درست مثل كتاب كه اين چيزا توش نبودند، كينگزلي وزير جادوگران! اين جالب نبود كه آوردي تو نمايشنامه. بله نكته ات هم خوب بود. اوكي. موفق باشي.[/spoiler]
هانا آبوت 20 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب بد نبود. حداقل تو مثل چند نفر ديگه نبودي. هري پاتري بودن حدودا، به غير از رابين هود، كه البته رابين هود در تاريخ بريتانيا به چشم ميخوره، قديميه، چيزي مثل موبايل نيست كه اصلا نشه دخالت داد، تو آخرين نمايشنامه ات از رابين هود نوشتي، اما خب نيازي هم اصلا نبود. خب سعي داشتي طنز بنويسي ولي موفق نبودي خيلي. بيشتر ميخواستي با ديالوگ به طنز نمايشنامه ات مفهوم ببخشي كه موفق نشدي متاسفانه. فضاسازيت بد نبود، اما يه كم عجولانه فك كنم نوشتي، پاراگراف بندي يه كمي مشكل داشت، ظاهر نمايشنامه مهمه، متاسفانه فضاسازيت رو قسمت هاي خانه مخوف ضعيف بود. خيلي نمي شد تصورش كرد. متوسط بود. به نظرم بيشتر جاي كار دارين. با طنز نويسي خالص هنوز خيلي فاصله داريد. موفق باشي.[/spoiler]
آراگوك 26 امتياز
[spoiler=نقد تكليف]خب خوب بود. فضاسازيت روي قسمت هاي اول نمايشنامه خيلي خوب بود. تعقيب و گريز. مطمئنم كه به تكليف من توجه كردي، آفرين، جمعيت، خودشه، حتي بخورد افسون يك كارآگاه به مردم عادي، اينا نكات خيلي خوب و جالبي بود، خط درسته طنزن تو اين قسمت هاي اول خيلي خودش رو نشون نمي داد اما در ديالوگ ها و توضيحاتت تا تحدودي به چشم مي خورد، خوبه. احتياط يك كارآگاه كه از افسون مرگبار در بين جمعيت استفاده نكرد جالب بود. كار خوب و قشنگ؟ با تو هم اينكاره اي آراگوگ! بي ناموسي. نه جالب و با مزه بود، خوب طنز در قسمت هاي وسط نمايشنامه ات باز قوت بيشتري گرفت. اينكه اون زن و مرد با وجود مرگخوار به قول شما به كارشون مشغول ميشن جالب بود. چقدر بي تفاوت! اينم با مزه بود. اون ديالوگ هم خيلي با مزه بود: تنها راه همون دره و البته يه راه ديگه هست كه توي دستشوييه! مودي لو ميده. جالب بود. خوب بود. كلا خوب بود. اما سوژه هات براي طنز نميگم ضعيف اما متوسط بودند، آدمو از خنده منفجر نميكرد اما لبخندو بر لبان مي نشاند، موفق باشي.[/spoiler]
امتيازات كلاس دفاع در برابر جادوي سياه( جلسه چهارم و پاياني)
گريفيندوري ها:
پرد فوت 18 امتياز
استن شانپايك 20 امتياز
جسيكا پاتر 18 امتياز
اسليتريني ها:
ايگور كاركاروف 28 امتياز
راونكلاوي ها:
آراگوگ 26 امتياز
هافلپافي ها:
پيوز 28 امتياز
هانا آبوت 20 امتياز
جمع امتيازات
گريفيندوري ها: 56 امتياز
اسليتريني ها: 28 امتياز
راونكلاوي ها: 26 امتياز
هافلپافي ها: 48 امتياز
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
"Severus...please..."
جزئیات کاربر

اینممشقمن
پست شماره 65 کوچه ناکترن
پست شماره 65 کوچه ناکترن
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=0000FF][font=Arial]واقعا کی جوابگوی تصمی�
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

با تشكر از استاد عزيز به خاطر تكليف جالبي كه داده بوديد!خيلي قشنگ و مهيج بود!فقط به نكته اي كه من در آخر پستم بهش اشاره كردم،حتما توجه كنيد!
پست شماره 64 !
پست شماره 64 !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/05/30
تولد نقش: 1396/11/23
آخرین ورود: جمعه 4 اسفند 1396 12:16
از: تالار قحط النساء گریف!
پستها:
1540

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/12/25
تولد نقش: 1396/07/21
آخرین ورود: پنجشنبه 20 آذر 1399 03:38
از: توی دیوارای تالار هافلپاف
پستها:
1511

تکلیف من در کوچه ناکترن : پست شماره 61
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »

A Never Ending Story ...
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/01/10
آخرین ورود: شنبه 25 اسفند 1386 15:36
از: در به در!خوابگاه برای من جا نداشت!!!
پستها:
136

سلام به استاد گرام
(امیدوارم امتیازی که بابت زدن اول پست هستش،یادتون نره!)
لینک تکلیف در کوچه ی ناکترن (تکلیف من پست شماره ی 60
(امیدوارم امتیازی که بابت زدن اول پست هستش،یادتون نره!)
لینک تکلیف در کوچه ی ناکترن (تکلیف من پست شماره ی 60
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

عضو رسمی محفل ققنوس
-------------------------------------
در مسابق
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج