شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
یکی بود یکی نبود یه پسر بچه بود به اسم هری که توسری خور بود تا این که هاگرید اومد نجاتش داد بردش هاگوارتز و اونجا در سال اول کوییرل بیچاره را بی خانمان کرد در سال دوم لاکهارت روانی کرد و در سال سوم فهمید یه پدر خونده داره در سال چهارم با ولدی جون جنگید در سال پنجم با بروبکس محفل با مرگخوارا جنگید. در سال ششم سال بی فایده ای داشت چون هیچ کار مفیدی نکرد. تو همون سال ششم دامبلی هم به رحمت ایزدی پیوست.سال هفتم را افشا نمی کنم
و. این است سرگذشت هری پاتر، پسرکی که زنده ماند، در صد و یک کلمه!
" در زمانی که سیاهی داشت بر جهان غلبه می کرد، پسرکی چشم برجهان گشود و جادوگر سیاهی را ز همان گهواره مغلوب کرد، هر چند به قیمت مرگ پدر و مادر. او نفهمید چه کرده زیرا با خویشاوندانی بس خبیث زندگی کرد تا سرانجام یازده ساله گشت و از جامعه جادوگران به نزد او شتافتند و به جایی بردندش که متعلق بدان بود، مکتبی بس کهن در راه تعلیم علوم جادوگری و دریافت جادوگر سیاه زنده و در کمین اوست و تنها یک راه پیش رو : یا به دست او کشته شود، یا از عالم هستی کاملاً محوش نماید."
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[b][size=medium][color=CC0000]جادوی عشق، قوی ترین جادوهاست
بچه فقیر می فهمد که جادوگر است و تاتی تاتی می رود به مدرسه جادوگری تا ستاره و بچه معروف شود.جادوگر بد جنس که یک بار سعی کرده بود او را بکشد ، نیمه جان بر می گردد و دوباره سعی می کند او را بکشد اما به خاطر شانس و همکاری نیمه غول ها و دوستان بچه فقیر هر بار شکست می خورد. حملات دوباره جادوگر بد جنس و ماجراجویی های چند نوجوان ،لحظات هیجان انگیزی خلق می کند اما جامعه جادوگری سرش را در برف فرو می کند. جنگ بین خیر و شر ادامه پیدا می کند تا به سیاستمداران هم می رسد و اوضاع شیر تو شیر تر می شود.میراث شوم شر،عشق را به چالش می کشد و وحشت بر همه جا چیره می شود .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum
من چه 1 کلمه بگم چه 100 کلمه هری را توصیف میکنم پس فرقی نمیکنه. "هری انسانی است باوجود و شجاع کمی هم کله شق که برای مقصودش تلاش میکند . او عشق را از والدینش به ارث برده و با ان زندگی را اغاز کرد .این عشق تنها برای او یک سمبل نبود علاوه بر ان عشق برایش صلاحی بود که با ان ظلم یا حتی نفرت و تاریکی را محو میکند .دوستانش را دوست داشت و برای کسانی که دوستش داشتند ارزش قائل یود . از نفرت متنفر و ازادی را قانون اول خودش و ایستادگی چه در برابر ظلم و چه در برابر ظالم را قانون دومش قلمداد میکرد" بله هری اینگونه انسانی بود که ما با او زندگی و شاید همسفر بودیم.
خوب ، من قصد دارم هري پاترو از ديدگاه خودم تعريف كنم حالا چه صد كلمه شد چه نشد.بايد منو ببخشيد. هري پاتر به خاطر اين يك هو نمايان شد ، چون يه پسر مظلوم بود كه در حقش ظلم شده بود خاله و شوهر خالش اونو آدم به حساب نمياوردن و بعد يي هو وارد يه دنيايي شد كه اونو رو سرشون جا داشت. اين روياي خيلياست. اما فكر نميكنم توي ايران كسي هري پاترو از نظري به جز سرگرمي نگاه كنه. چيزي كه يه مدت سر آدمو مشغول مي كنه هروقتم كه حوصلش سر رفت ولش ميكنه.
از همون اولش دم خروس به خوبی مشخص بود.دولت انگلیس برای گمراه کردن جوانان معصوم و سر به راه ایرانی یه نقشه خیلی ماهرانه می کشه و برای عملی کردن این نقشه هم یه زن به نام جی. کی. رولینگ رو استخدام می کنه.نقشه هم اینه که با خلق یه داستان موهوم ، ذهن جوانان انقلابی ایران رو از سر مشق های هشت سال دفاع مقدس پرت کنه و مشغول به سر گذشت یه پسر جادوگر به اسم هری پاتر بکنه. انشاءالله به زودی سربازان گم نام امام زمان تمام دست اندر کارن این پروژه شکست خورده استکبار جهانی را دستگیر می کنند و در برنامه "به اسم جادوگری" اعترافات این عناصر منحط رو پخش می کنیم.(بخشی از یاداشت های سردبیر بسیار محترم روزنامه کیهان)
توضیح و پوزش و گله : قبل از همه باید توضیح بدم که تو این تاپیک قراره برداشت هایی که هر طبقه از جامعه از هری پاتر داره رو نقل کنیم.پس باید از طرف گروهی که هری پاتر را تهاجم فرهنگی غرب ارزیابی می کنند هم چیزی نوشته بشه.همچنین پوزش می خوام از کسایی که ممکنه به خوندن این چنین مطالبی عادت نداشته باشند .در آخر هم گله دارم که چرا هیچ کس سعی نمی کنه هری پاتر را از دیدگاه خودش در صد کلمه توصیف کنه و همه زحمت ها افتاده گردن من.باور کنید کار سختی نیست.فقط باید بخواهید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum
هری و دار و دسته اش حال می کنن آق ولدی و مرگ خوراش رو که پایه شدن دنیا رو بترکونند،بپیچونند.آق ولدی چند تا از بر و بچسز دسته هری رو تا به حال دودر کرده (خانواده اش، پدر خوانده اش و دامبلدور).پس وقت انتقامه.هری و رفقا باید یه تریپ بگردن گنجای آق ولدی رو پیدا کنن و بپکونن.فقط این جوریه که می تونند خود یارو رو استاد کنن.هرمیون و رون می خوان با هم دوست بشند ولی مرام می زارند و با هری می مونن که کلا کار با حالیه.اما هری قضیه رو به کفش اش هم حساب نمی کنه چون می دونه که عشقولانه ها باعث بدبختی اش می شه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum
هری دیگه خسته شده بود.همه چیز از اون شب شیطانی شروع شد که ولدمورت پدر و مادرش رو با طلسم آوداکداورا به قتل رسوند .تنها یادگاری هری پاتر از اون شب ،زخم صاعقه مانندی است که روی پیشانیش به جای مونده .اما حالا هری تصمیم گرفته بود از شر این زخم که هر از چند گاهی تا سر حد جنون دردناک می شد خلاص بشه.هرمایون براش در مورد جراحی پلاستیک توضیح داده بود و اینکه ممکنه با یه جراح کوچولو بشه زخم رو از بین برد.پس تصمیم گرفت به همراه رون و هرمایون به دیدن یه دکتر جراح پلاستیک بره.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum
پروفسور دامبلدور جایی وسط جلد ششم گفت: ضمنا هری،یک پیشگویی هست که می گوید تو تنها کسی هستی که می تواند لرد ولدمورت را شکست بدهد.به همین دلیل هم او مرتب سعی می کند تو را بکشد.تو باید هر 7 قسمت روح او را نابود کنی و یک کتاب دیگر هم بیشتر برای این کار فرصت نداری.از من توقع هیچ کمکی نداشته باش.من به شکل دراماتیکی در طی دو فصل کشته می شوم.غیر از این امتحان هایی هم هست که باید تویشان قبول شوی و کلی اتفاق هیجان انگیز که درگیرشان می شوی.حالا بگو دوست داشتی به مدرسه مشنگ ها می رفتی؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum
یکی بود،یکی نبود.غیر از خدای مهربون هیشکی نبود.یه هری بود که خیلی بچه مظلومی بود و همه بهش زور می گفتند تا اینکه تا در سن یازده سالگیش متوجه می شه که جادوگره و برای همین به مدرسه هاگوارتز که مخصوص جادوگراست می ره.اما چون دوران تحقیری که در کودکیش گذرونده رو روحیش اثر منفی گذاشته بود با زمین و زمان مشکل داشت و بیشتر از همه با آقای تام ریدل که مرد محترمی بود مشکل داشت.چون شب فوت پدر مادرش اتفاقا از زیر پنجره خونشون رد می شد.هر چه قدر هم دامبلدور و دیگران بهش می گفتند از خر شیطون پیاده شو، پیاده نمی شد .تا اینکه بالاخره آقای ریدل هم قاطی می کنه و می گه که حالتو می گیرم و قرار می زارند که تو کتاب هفتم با هم دیگه تصفیه حساب کنند.قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اونی که سرور و پادشاهمونه ویزلیه! *** تاپیک ها: [url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=4587&forum=3&post_id=175197#forum