Re: من کیستم؟من چیستم؟
ارسال شده در: پنجشنبه 5 مهر 1386 02:22
من کيستم؟
دير زماني به قله هاي دور دست خيره مانده بود
چرا مردم او را در جمع خود نمي پذيرفتند؟
مگر چه آزاري به آنها رسانده بود
بوي بدي مي داد
اما طبيعتش را که نمي توانست پنهان کند
چگونه مي توانست هر روز جورابش را بشورد در حالي که با هر بار شستن آن کل درياچه آلوده مي گشت؟
يا چگونه مي توانست به دابليو سي برود بدون آنکه آن را خراب کند
او که تنها با راه رفتنش درختان جنگل به لرزه در مي آمدند
در اين بين به ياد جمعيت قزويني افتاد که همواره به او لطف داشتند
کالين که هر کجا مي رفت او را با خود مي برد و هاگر که هميشه با چشمانش نگراني خود را از تنها بودن او با کالين به وي ثابت مي کرد
گراپ هنوز به قله هاي دور دست چشم دوخته بود و به دابليوسي خراب شده اي که بر آن نشسته بود نمي انديشيد!
همانا مدیر مردمی بسی افتخار دادید در این انجمن پستی زدید ولی، اشکالی بزرگ در پست شما دیده می شود و ان هم غیب بودن من چیستم است.
همانا با بر طرف کردن مشکل پست، مرلین پشت و پناه شما باشد.
همي احسنت بر شما باد که اين مورد را به من ياد آوري نمودي و من فکر مي نمودم يکي از دو مورد کافي باشدي...آسلام تو ناظر دانا را حفظ کند.
من چيستم؟
رنگي نارنجي داشتم
آه که که اکنون گذر زمان رنگ مرا برده و مرا به قهقراي نابودي کشانده
دير زماني نجات بخش دل مردم بودم
اما از وقتي اين موجود منفور داراز آمده...مي خواهند مرا به موزه ها ببرند
خداوند اين آسلاميون را حفظ کنند که هميشه حرمت مرا نگه مي دارند و هيجوقت از ياد نمي برند که زماني در دست مرلين خانه داشته ام
آيا آنها خواهند توانست که راهي براي نجات من از دست اين مار خوش خط و خال پيدا کنند
آفتابه مرلين همچنان آرام نشسته بود و در فکرش به شلنگ رو به رويش بد و بيراه مي گفت(منظور فحش هاي با ناموسي بود)
ویرایش شده توسط جرج ویزلی در 1386/7/5 13:51:06
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1386/7/5 16:44:05
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب