آلبوس داشت به سمت استخر توپ مي رفت كه ناگهان جيمز را ديد كه داشت با شتاب به سوي او مي دويد!
_ صبر كن آلبوس... صبر كن!
آلبوس به طرف او برگشت و با تعجب گفت :
_ چي شده؟ چرا صبر كنم؟
جيمز در حالي كه چشمانش را مي ماليد گفت :
_ من يه خواب بد ديدم!!
_ خواب؟ مگه تو خواب بودي؟
جيمز كه سعي مي كرد به چهره آلبوس نگاه نكند گفت :
_ آره از مأموريت گذشته هنوز خسته بودم، رفتم يه گوشه چرت بزنم كه يه دفعه ديدم ...
و محتويات پست قبلي رو از سير تا پياز براش تعريف كرد!
آلبوس آب دهانش را قورت داد و به استخر توپ نگريست و گفت :
_ باشه... حق با توئه! هيچ چيز از مرگ خوارا بعيد نيست با اينكه اونا از اين عرضه ها ندارن! به نظرم بهتره بريم پيش بقيه!
سارا بعد از شنيدن صحبت هاي آلبوس و جيمز ، همه بچه ها را كه همشان به كوري چشمان مرگ خوارا سالم بودند جمع كرد.
_ خب بهتر ديگه بريم... به اندازه كافي به ريش مرگ خوارا خنديديم... براي امروز بسته!
همه موافقت كردند و بعد از گذشت چند دقيقه در ميان چشمان منتظر و اشك بار ( به خاطر اينكه ديگه كسي نبود كه نبوغشونو بهشون نشون بدن ) شهربازي را ترك گفتند...
با يك آپارات ساده آن ها در مقر ارتش بودند... روز خوبي را پشت سر گذاشته بودند.
پايان
( راوي هم به سرعت صحنه را ترك كرد و هيچگاه و به هيچ وجه برنگشت! )
آنلاینها
25 کاربر(ها) آنلاین هستند (17 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
23
مهمانان
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] دژ مرگ
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
Re: دژ مرگ(شکنجه گاه جادوگران سفید سابق)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



با مدیریت عمو ولدی و دوستان




چه چشمايي!!!!
سارا بمن بگو جاسوس کیه؟
این دیگه چشه؟
تو چکار کردی؟؟؟اون معجون تمام چیزهارو پاک میکنه.حالا من چکار کنم؟من چرا شما رو تایید کردم؟؟
قربان من میدونم چکار کنیم.میتونیم عملش کنیم.
رون اون درخت کریسمسو اینقدر به درو دیوار نزن.ممکنه مجبور بشیم کریسمسو اونجا بگذرونیم.