- مای لرد، شاید اتفاقی براش افتاده. من از اول هم می دونستم که یک جن خونگی به درد هیچ کار...!
- کروشیو نارسیس. ادامه نده. هوکی وزیر تحت حمایت اربابه و معلوم نیست که کجا مونده!
بلاتریکس لبخندی زد و به لرد نزدیک شد. نارسیسا وحشت زده به برق چشمان بلاتریکس خیره شد و به فکر فرو رفت. لرد مشکوکانه به بلا نگاه کرد. بلا لبخندی زد و موهای وزوزی اش را کنار زد.
- سرورم، فکر می کنم بهتر باشه که چند نفرمون بریم دنبالش. اگه هم پیداش نکردیم کافیه دستور بدین تا کل کوچه دیاگون رو رو سرشون خراب کنیم. مخصوصا مغازه ی پسرای مالی ویزلی رو.

لرد به سردی لبخندی زد.
- فکر بدی نیست بلا. نارسیسا، مورگانا و مورگان هم همراهیت می کنند. البته اگه مورگان دستشو از دماغ سوروس بیرون بکشه.
مورگان بلافاصله دستش را تا مشت در دماغ عقابی سوروس فرو برد. سوروس با عصبانیت به مورگان نگاه کرد و سرش را تکان داد. نارسیسا با نگرانی به برق عجیبی که در چشمان بلا بود خیره شد...! این برق نشانه ی شومی بود...!
کوچه دیاگون:
هرمیون که همچنان در حال دفاع از هوکی بود تره ای از موهای سرخش را کنار زد و با صدای بلندی فریاد کشید:
- به ما بپیوندید. ت.ه.وع! سیستم جدیدی که به شدت از جن های خانگی دفاع می کند.

در همین لحظه تعدادی گوجه و پوست خیار به صورت هرمیون برخورد کرد. هوکی با اخرین توانی که در دست راستش داشت موهای هرمیون را کشید.
- هی دختر! اگه می خوای منو حمایت کنی به جای این کارا، برای وزارتم تبلیغ کن. لازم نکرده از جن های خونگی حمایت کنی.

هرمیون بی توجه به هوکی به تبلیغاتش ادامه داد و بعد در حالی که کف خیابان پر از پوست خیار و گوجه شده بود هوکی از جایش بلند شد و به طرف مغازه ی ویزلی ها حرکت کرد.
مغازه ی شوخی برادران ویزلی- همان لحظه:
فرد با عجله سفارشات هوکی را در بسته ای پیچید و مهری روی آن زد. جرج همانطور که به فرد خیره شده بود نیشخندی زد.
- می گما فرد، مگه این هوکی تحت حمایت اسمشو نبر نیست؟
- چرا هست. خب که چی؟
- خب مگه این هوکی نگفت که اسمشو نبر فرستادتش تا این چیز هارو بخره؟
- چرا گفت! خب که چی؟
- خب می گم که بد نمیشه اگه تقلبیشو بذاریم. مثلا به جای پودر پرواز یه چیز دیگه بذاریم ...مثلا ماسک صاف کننده پوست...!
فرد با تعجب به جرج نگاه کرد و با صدای ضغیفی گفت:
- ولی جرج! دستور عمل استفاده از پودر پرواز و ماسک صاف کننده فرق می کنه. اسمشو نبر اون قدر اح...
- خب این که کاری نداره. روی جعبه می نویسیم پودر پرواز استثنایی وبعد دستور عمل استفاده از ماسک رو می نویسیم. جون من بذار یکمی بخندیم.

فرد لبخندی زد و با شیطنت به جرج نگاه کرد. جرج با عجله به طرف بسته ی سفارشات هوکی رفت و بازش کرد.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

تو نامه چیزی ننوشته بود ولی یادمه قبلش که زنگ زده بود گفت که پودر پرواز با یه دو سه تا چیز میز دیگه می خواست .
. 
اطلاعات خوبی واست دارم.
ناگهان صدای انفجاری آمد و همه جا تاریک شد.
از جا بلند شد و به لرد خیره شد .