مانند لئوناردو دی کاپریو در کشتی تایتانیک، آنتونین روی عرشه کشتی مرگخوارا دستانش را از هم باز کرده بود، چشمانش را بسته بود و موهایش را به باد سپرده بود...

ملکه پری های دریایی که مست و مسحور آنتونین شده بود خود را به نزدیکی او رساند، آهی کوتاه کشید و خواست آنتونین را در آغوش بگیرد که پایش لیز خورد و از عرشه کشتی به داخل دریا افتاد.
آنتونین که متوجه ملکه شده بود خود را به داخل دربا انداخت و با سختی فراوان ملکه را از آب به بیرون کشید و به داخل کشتی آورد.
ملکه که ذوق زده شده بود اصلا به روی خودش نیاورد که ملکه پری های دریایی است و نیازی نبوده آنتونین او را از غرق شدن در آب دریا نجات بدهد بلکه مرتب پلک میزد و از آنتونین تشکر میکرد که فداکارانه او رو نجات داده است (:pretty:) ...
اینور عرشه کشتی
لرد ولدمورت: کووووووووووووووووووووش؟
لینی و رز: نیدوووووووووووونیم

لرد ولدمورت نعره ای زد و گفت:
_ ملکه رو پیدا کنید باید داخل یه اتاق حبسش کنیم نباید بذاریم صاف صاف تو کشتی بچرخه. اون کلید جاودانه شدن منه!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



) ...
!
به رز میندازه.








بودن صحنه ی چاپلوسی، آنتونین جوگیری خود را از دست داد و دوباره توسط دست اندر کاران به صحنه بازگشت.


