جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  127 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  252 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  209 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 خرداد 1391 01:17
نمایش جزئیات
آفلاین
اونور عرشه کشتی

مانند لئوناردو دی کاپریو در کشتی تایتانیک، آنتونین روی عرشه کشتی مرگخوارا دستانش را از هم باز کرده بود، چشمانش را بسته بود و موهایش را به باد سپرده بود...

ملکه پری های دریایی که مست و مسحور آنتونین شده بود خود را به نزدیکی او رساند، آهی کوتاه کشید و خواست آنتونین را در آغوش بگیرد که پایش لیز خورد و از عرشه کشتی به داخل دریا افتاد.

آنتونین که متوجه ملکه شده بود خود را به داخل دربا انداخت و با سختی فراوان ملکه را از آب به بیرون کشید و به داخل کشتی آورد.

ملکه که ذوق زده شده بود اصلا به روی خودش نیاورد که ملکه پری های دریایی است و نیازی نبوده آنتونین او را از غرق شدن در آب دریا نجات بدهد بلکه مرتب پلک میزد و از آنتونین تشکر میکرد که فداکارانه او رو نجات داده است (:pretty:) ...

اینور عرشه کشتی

لرد ولدمورت: کووووووووووووووووووووش؟

لینی و رز: نیدوووووووووووونیم

لرد ولدمورت نعره ای زد و گفت:
_ ملکه رو پیدا کنید باید داخل یه اتاق حبسش کنیم نباید بذاریم صاف صاف تو کشتی بچرخه. اون کلید جاودانه شدن منه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: سه‌شنبه 2 خرداد 1391 00:11
نمایش جزئیات
آفلاین
ملکه که محو زیبایی انتونین شده بود. گفت: میخواهم این لرد زیبا موی شما راببینم.
لرد که پشت ملکه وایساده بود .گفت: سلام،مثل اینکه اشتباه بهتون گفتن.لرد من هستم!!!!!!!!
ملکه برگشت و نگاه به لرد کرد و گفت : پس تلخک لرد اینه!!!نگاش کن کچلو.توهم زده،فک میکنه لرده.
لرد که از عصبانیت قرمز شده بود گفت:
ببینم کی به شما گفته من تلخک لردم؟
ملکه که با دستش به سمت چپش اشاره میکرد گفت : این که اسم گل داشت،چی بود اسمش؟اهان اسگل بود فکر کنم.
لرد نگاه عاقل اندر نمیدونم چی چی به رز انداخت و زیر لب گفت :دارم برات،الحق که اسگل لقب خوبیه برات ولی بذار اول حساب این عجوزه رو برسم.
و نگاهی به جایی که ملکه ایستاده بود کرد،ملکه اونجا نبود.
-لینی این عجوزه کجا رفت؟
...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه برابر اند ولی ارباب برابر تره

هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: دوشنبه 1 خرداد 1391 20:14
نمایش جزئیات
آفلاین
عرشه کشتی مرگخواران

ملکه: نخیر! خوشم نیومد! فداکاری و مهربانی و اینا به جای خودش، این اصلا شبیه ماره!

لینی: مگه مار چشه؟!! هان؟ هان؟ هان؟

رز که دید داره همه چیز به هم میریزه با دستپاچگی و چرب زبونی گفت:
_ اممممم بابا شوخی کردیم ملکه جون. لرد اصلا اون نیست. اون اسمش سیاه برزنگیه. تلخک لرده. لرد اونه.

رز با اشاره دستش ایوان رو نشون داد...

ملکه: شت! این چیه؟ اسکلت متحرک؟ به درد کلاس آناتومی میخوره! یه درصد فکر کن این شوهر من بشه!

رز: هیووووم من خیلی شوخ طبعم... اینم لرد نیست میخواستیم سورپرایز شید! لرد اونه!

رز با انگشت اشاره اش مورفین را نشان داد...

ملکه نگاهی به سر تا پای مورفین کرد و گفت:
_ این سوء تغذیه داره یا معتاده؟

رز: ببخشید من بیش از شوخ طبعم! راستشو بگم لرد ولدمورت اصلی اونه...

رز، آنتونین را نشان داد... آنتونین روی لبه عرشه کشتی ایستاده بود و در حالی که باد میوزید و موهای بلندش را شانه میکرد، نور خورشید تابان نیز صورتش را روشن کرده بود...

ملکه نگاهی خریدارانه به آنتونین کرد (:pretty:)...

در همین لحظه لرد که مشکوک شده بود آرام آرام به لینی و رز و ملکه پری های دریایی نزدیک شد () ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1391/3/1 20:20:21
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: دوشنبه 1 خرداد 1391 02:37
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه:

لرد سیاه فکر میکنه که در صورت ازدواج با یک پری دریایی جاودانه میشه.در یک سفر دریایی(برای پیدا کردن گنج)با یه پری دریایی روبرو میشن، ولی جنسیت پری مذکره!پری دریایی درباره ملکه شون با مرگخوارا حرف میزنه و مرگخوارا برای پیدا کردن ملکه شروع به جستجو میکنن.وقتی که بالاخره موفق میشن ملکه رو پیدا کنن متوجه میشن که برخلاف تصوراتشون ملکه اصلا زیبا نیست.با وجود این راضیش میکنن که همراهشون بره و لرد رو ببینه.قبل از حرکت لینی دوباره متوجه میشه که ملکه شباهتی به عکسی که ازش دارن نداره.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ملکه که سرگرم بستن چمدانهایش بود متوجه نگاه خیره لینی شد.
-هی تو!چرا اینجوری به من زل زدی؟

لینی بطرف ملکه رفت.درحالیکه سعی میکرد کاملا مودب باشد عکس را به اون نشان داد.
-ببخشید بانوی من...داشتم دنبال شباهتی بین شما و این عکس میگشتم.ولی متاسفانه پیدا نشد!

ملکه خنده ای نه چندان معصومانه سر داد.
-تکنولوژی دخترم!فکر کردی چون ما زیر آب زندگی میکنیم از این چیزا بی خبریم؟!:evilsmile:

به محض آماده شدن ملکه همگی به راه افتادند.هر یک از مرگخواران یکی از چمدانها را روی پشتش گذاشته بود و شنا میکرد.

-شنا کن...دست بزن...پا بزن...نفس کشیدنم فراموش نکن!
--نظر من هنوز همونه...باید آپارات میکردیم!
-ما آپارات میکردیم.ملکه چی میشد؟اون که بیرون آب نمیتونه نفس بکشه.یهو وسط کشتی ظاهر میشدیم.ملکه خفه میشد و ارباب ما رو مورد لطف و نوازشش قرار میداد.

ملکه که به سادگی در لابلای امواج پیش میرفت رو به لینی کرد.
-نگران من نباشید.من یه پری دریایی عادی نیستم.من ملکه هستم.میتونم نزدیک دو ساعت در هوای آزاد نفس بکشم.

طولی نکشید که به کشتی رسیدند.ملکه سرش را بلند کرد.لرد سیاه در عرشه کشتی منتظر آنها بود.ملکه با دیدن لرد اخمی کرد.
-این...این زیاد خوشگل به نظر نمیرسه.مطمئنین درست توصیفش کردین؟

رز با دستپاچگی ملکه را بطرف توری که مرگخواران برای آنها انداخته بدند هدایت کرد.
-خیلی خوشگله...از این فاصله نمیشه خوب تشخیص داد.علاوه بر اون مهربون و خونگرم و دوست داشتنی و شجاع و فداکارم هست!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: شنبه 23 اردیبهشت 1391 03:08
نمایش جزئیات
آفلاین
روفوس دوباره نگاهی‌ به نگهبان پایین پای بلا میندازه و زیر لب زمزمه میکنه: نگهباناش که اینن دیگه آدم نمی‌تونه تصور کنه محافظای شخصیش چه شکلین !

بلا که تازه از شک نیزه‌ای که جلوش سبز شده بود دراومده چوب دستیشو درمیاره و زیر لب میگه:
- دم باریک پولکی! نیزه واسه من ظاهر میکنه، الان بهش نشون میدم...

لینی که نزدیکه بلا ایستاده متوجه عصبانیتش می‌شه و سریع جلو بلا رو میگیره.
- ااا بلا آروم باش، الان همه چی‌ خراب می‌شه ملکه همراهمون نمیاد! بعد ارباب به دو قسمت تقسیممون میکنه! تحمل کن تا ببریمش پیش ارباب.

بلا چشم غره‌ای به ملکه میندازه و دوباره چوب دستیشو به داخل رداش میبره.

ملکه نگاهی‌ به مرگخوارا میندازه.
- نمیخواین راه بیفتین?! اگه منصرف شدین بگین که منم برم سراغ کارو زندگیم.

لینی سریع رو به ملکه میکنه.
- اوه نه ملکه زیبا! بهتره هر چه زود تر بریم، اربابمون مشتاقانه منتظر شما هستند!

لینی این رو میگه و به مرگخوارا که هنوز دنبال محافظای شخصی‌ ملکه در هوا و زمینن اشاره میکنه که راه بیفتن.
رز از پشت به لینی ضربه میزنه.

-ها چته؟

- همم میگم دوباره باید شنا کنیم? نمی‌شه آپارات کنیم؟

لینی نگاهی‌ اینجوری به رز میندازه.
- آپارات تو آب؟ ۲ متر نمیتونی‌ شنا کنی‌؟

رز خمّ می‌شه و عکسی‌ رو از رو زمین بر میداره.
- هان ولش کن اصلا... این عکس از ردات افتاد، عکس ملکست که اون پری دریایی‌ داد بهمون، تو عکس چقد خوب افتاده ها، تو واقعیت قیافش تعریفی‌ نداره! :d:

لینی عکس رو میگیره و نگاهی‌ بهش میندازه، بعد نگاهی‌ به ملکه میندازه، شباهتی‌ با هم نداشتند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ماری مکدونالد در 1391/2/23 3:09:41
Only Raven

"دلیل بی رقیب بودن ما، نبودن رقیب نیست...دلیل بی رقیب بودن ما، قدرتمند بودن ماست!"







پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 17:18
نمایش جزئیات
آفلاین
فریادای تشکر و ممنون و مرسی و تنکس و تنک یو و یه مشت حرف دیگه از این قبیل نثار ملکه میشه و ملکه بعد از مدتی تکون دادن مژه هاش به شکل :pretty:، بالاخره خسته میشه و زل میزنه به چشم مرگخوارا.

رز با تعجب سرشو کج میکنه و میپرسه: یا ملکه، پس چرا افتخار همراهی کردن شما تا اربابمون رو نصیب ما نمیکنین؟

ملکه بعد از کمی سوهان کشیدن به ناخوناش جواب میده: منتظر محافظان شخصیم هستم. من بدون محافظان ویژه جایی نمیرم!

بلا بعد از یادآوری اینکه ورود اونا بدون هیچ مشکل و هیچ نگهبان و هیچ در بسته و هیچ دروازه و ... نبود پوزخندی میزنه و میگه:

- اینجا که کسی نیس ملکه! :d:

ملکه ابروشو بالا میندازه و با جدیت میگه: این چشمای توئه که نمیتونه وجود نگهبانان منو درک کنه. تازه نگهبانا با محافظان شخصی من تفاوت اساسی دارن.

بلا دست به سینه وایمیسه و میگه: هه! معلومه توهمم زدی. :d:

ملکه با قیافه ای عبوس میگه: چشاتو وا کن تا ببینی. همین بغل پات یه دونه شونه، فقط کافیه تکون بخوری تا بفهمی ماجرا از چیه!

لینی با دیدن دهن بلا که داره رو به باز شدن میره، برای اینکه بیشتر از این ملکه عصبانی نشه، بلارو یه ور دیگه شوت میکنه تا دیگه تو چشم نباشه و اینقدر حرف نزنه.

اما از اونجایی که ملکه وجود یه نگهبان بغل بلارو تذکر داده بود، با تکون خوردن بلا، یه نیزه ی گنده از تو زمین تا دماغ بلا بالا میاد.

روفوس که بغل بلا وایساده، وقتی میبینه بلا تو شک قرار گرفته و با تعجب به نیزه ی جلو بینیش خیره شده، خم میشه تا ببینه این نیزه از کجا اومده. در نهایت میرسه به یه پری کوچول موچول که قدرتی بس فضایی داره.

ملکه با غرور میگه: محافظام رسیدن، بهتره که راه بیفتیم. :pretty:

و مرگخوارا با تعجب تو فضای اطراف دنبال محافظا ملکه میگردن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 16:56
نمایش جزئیات
آفلاین
ملکه:بله بله؟کی زشته؟
بلاتریکس به سختی خنده اش را کنترل کرد و با اشاره به رز گفت:منظورم این بود.هممون داریم زیبایی بی نظیر شما رو میبینیم.
ملکه با حرکت سر تایید کرد و پرسید:شما برای چی وارد قصر من شدین؟دمتون چرا دو تکه اس؟عجب موجودات بد قواره ای هستین!

لینی که از ظرفیت تحمل بلا مطلع بود او را کنار زد و جلو رفت.
لینی:ملکه زیبا.ما ساحره هستیم.از طرف ارباب بزرگمون اومدیم که شما رو به کشتی مجللمون دعوت کنیم.ارباب ما شما رو در خواب دیدن.دقیقا با همین شکل و شمایل.و یک دل نه صد دل عاشقتون شدن.الان چند شبه که از عشق شما تب کردن و شبا خوابشون نمیبره.ازتون خواهش میکنم همراه ما بیایین.

ملکه لبخندی زد که زشتی صورتش را بیشتر از قبل نشان داد.
این اربابتون دقیقا چه شکلیه؟

رز با دسپاچگی شروع به توضیح دادن کرد.
بسیار خوش تیپ، زیبا، جذاب،در اوج جوانی، قد بلند، چهار شانه،مهربون،خوش صحبت...
با شنیدن هر کدام از این کلمات مقادیری قند در دل بلا آب شد.ملکه با شنیدن توصیفات رز رو به مرگخواران کرد.
ملکه:میدونین؟من خواستگاران فراوانی دارم.ولی کنجکاو شدم ارباب شما رو هم ببینم.حاضرم همراهتون بیام.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب فقط یکی...همین یکی!تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: یکشنبه 14 اسفند 1390 11:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سپاه عظیم مرگخواران که از چهار مرگخوار تشکیل شده بود آدرس به دست به داخل آب شیرجه میزنه.
لینی نگاهی به تکه کاغذی که رز در دستش گرفته میندازه و میگه:
-رز داری اشتباه میری.باید اون خزه رو رد کنیم بعد به سمت چپ شنا کنیم.به یه لاکپشت آبی میرسیم.ادامه مسیرو اون بهمون میگه.

رز با جدیت به شنا کردن ادامه میده و به خزه مورد نظر لینی میرسه.
-لینی...من یه مشکلی دارم.چطوری جهتمو عوض کنم؟من فقط بلدم رو به جلو شنا کنم!

لینی پای رز رو میگیره و اونو نود درجه میچرخونه.رز تشکر کوتاهی میکنه و به شنا کردن ادامه میده تا به لاک پشت آبی میرسن.روفوس ساحره ها رو کنار میزنه و مودبانه جلو میره و شروع به صحبت میکنه.
-سلام جناب لاک پشت.من ازتون یه سوال مهم دارم.شما دقیقا چند ساله ایجا نشستین که جزو آدرس شدین؟

بلاتریکس با عصبانیت روفوس رو کنار میزنه و میگه:
-برو کنار ببینم.منم فکر کردم داره آدرس میگیره.ببخشید جناب لاک پشت که مزاحم استراحتتون شدیم.ما دنبال ملکه زیبای پریای دریایی میگردیم.به ما گفتن باید از شما آدرس بگیریم.

با شنیدن کلمه زیبا لاکپشت به طرز عجیبی لبخند میزنه.ولی چیزی نمیگه.چون اصولا لاکپشت ها حرف نمیزنن.فقط به آرومی(حدود چند ساعت طول میکشه!) دستشو بلند میکنه و به سمت شمال اشاره میکنه.لینی و رز و روفوس و بلا به همون طرفی که لاک پشت اشاره کرده میرن و خیلی زود به قصر کوچکی که از صدفهای دریایی درست شده میرسن.و از اونجایی که هیچ نگهبانی جلوی در قصر نبود مرگخوارا به راحتی وارد میشن.
ملکه روی تختش نشسته و سرگرم شونه زدن موهاشه...با دیدن زیبایی ملکه گل از گل بلاتریکس میشکفه!
-اوه.یا سالازار!این چقدر زشته!هیچ شباهتی به عکسی که اون پری دریایی نشونمون داد نداره.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آینده شما را سیاه میبینم...و سیاهی اوج زیباییست!
Re: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: یکشنبه 27 آذر 1390 17:10
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد بعد از اطمینان از اینکه به اندازه ی کافی به آنتونین چشم غره رفته است به سمت پری دریایی مذکر برگشت و گفت: البته باید به عرضت برسونم که قراره زن من بشه!

پری دریایی مذکر که میدانست لرد شوخی نمیکند شروع به، به کار انداختن مغزش کرد. در این مدت لرد به آنتونین گفت:

- زودباش اینو به هوشش بیار. ناسلامتی قراره منو جاودانه کنه!

پری دریایی مذکر با شنیدن این حرف حباب های حاصل از تفکرش را سوراخ کرد و گفت: جاودانگی؟

لرد با بدخلقی گفت: پـ نه پـ زندگی زناشویی!

آنتونین با خوش حالی گفت: ایول قافیه! ایول ارباب!

اما عوامل فیلم برداری سریعا وارد عمل میشوند و آنتونین جوگیرشده را از صحنه خارج میکنند. ادامه داستان ...

لبخندی دلربا (!) و دوست داشتنی (!) بر لبان پری دریایی مذکر نقش بست و با خوش حالی گفت:

- اگه دنبال جاودانگی تو ازدواج با پری دریایی میگردی، باید یه دونه تپل مپلشو انتخاب کنی!

لرد ابرویش را بالا انداخت و گفت: منظور؟

پری دریایی مذکر با حالت چاپلوسانه ای گفت: تنها ملکه ی پریان دریایی برازنده ی مردی به شرافت و بزرگی شماس! این شما و این هم ملکه ی پریای دریایی، دیری ری ری ...

پری دریایی مذکر حرکات عجیب غریبی انجام داد و در نهایت حبابی را بوجود آورد که درون آن پری دریایی مونث (!) زیبایی درون آن خودنمایی میکرد.

قابل ذکر است که بعلت بودن صحنه ی چاپلوسی، آنتونین جوگیری خود را از دست داد و دوباره توسط دست اندر کاران به صحنه بازگشت.

چشمان لرد دو دوتا چهارتا شد و با شگفتی مرگخوارانش را احضار کرد و گفت: همراه این پری دریایی مذکر برین و اون ملکه رو بیارین! مرگخواران ارباب، بجنبین که جاودانگی در پیش روی من است!

پری دریایی مذکر نیم نگاهی به همسرش انداخت و گفت: نه من نیام. من آدرسو بتون میدم، شما خودتون دنبالش بگردین. فعلا باید به همسرم برسم ...

آنتونین با حرکت لرد، سریعا نامه را از دست پری دریایی گرفت و بعد از آن آکواریوم را به سمت دریا برد تا دو کفتر عاشق دو پری دریایی به درون لانه ی گرم زندگیشان دریا بازگردند.

لرد نیز لبخندی شیطانی زد و گفت: پیش به سوی ملکه ی جاودانگی!

و سپاه عظیم مرگخواران آماده ی حرکت شد ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: مرگ خواران دریایی!
ارسال شده در: شنبه 26 آذر 1390 16:36
نمایش جزئیات
آفلاین
اما این دو مسئله هیچ کدام به مدت طولانی ذهن آنتونین را مشغول نکرد و به سرعت جواب آنها را یافت.

1. ناسلامتی ایوان جادوگر است.
2. معلومه که نه!


آنتونین به راه خودش ادامه داد. و با کرال سینه ی بی نقصی جلو رفت. کمی جلوتر ، خانه ای از گیاهان دریایی زیر اب دیده میشد که پری دریایی زیبایی با موهای قرمز جلو آن در حال پهن کردن لباس های اهل منزل رو بند لباس بود.

آنتونین سریع پایین رفت و کف آب فرود آمد. طناب هایی دور بدن پری دریایی پیچید و او را با خود به سطح آب آورد. آکواریوم کوچکی دور کله ی او ایجاد کرد و به راه افتاد.

- اهه... چه میکنی تو ای مرد شناگر؟

آنتونین ضربه ی محکمی به سر پری زد تا در طول راه مزاحمت ایجاد نکند و او را بیهوش کرد...

در ساحل

آنتونین با غرور وارد ساحل شد. پری دریایی را زمین گذاشت و رفت تا لرد را پیدا کند.

در این میان موج های آب ایوان را به ساحل آورد. ایوان در حالی که کبود شده بود و از دهانش کف بیرون می آمد به پهلو روی ساحل دراز کشید و به لرد و آنتونین و آکواریوم پری دریایی مذکر نگاه کرد. لرد با لبخندی جلو می آمد. اما قبل از اینکه بیش از سه قدم راه برود، صدای فریاد پری دریایی مذکر به گوش رسید.

- زن من چرا اینجا بی هوشه؟

آنتونین:
لرد:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!