خب، ببینید کی اینجاست!
هلگا هافلپاف، بانوی طلایی.. گرچه من یه ته ریشی دارم می بینم!

الان این خیلی برای خودمم جالبه که چرا اعضای خیلی با سابقه میان درخواست نقد می دن ولی تازه واردینی که باید کارشون درخواست نقد باشه اصلا اینورا نمیان.. واقعا چرا؟!
طلابانو بیا از این حرفا بگذریم بر سر اصل مطلب!

نظر شخصیمه اما من به شخصه پست هایی رو که با دو حالت زیر شروع میشن بیشتر دوست می دارم.
1- با یه دیالوگ بدون توضیح، ینی فلانی گفت نباشه فقط یه خط تیره و دیالوگ
2- با یه بند فضاسازی از لوکیشن و افراد.
الان من شنیدم که گفتی مگه غیر از این دوتا هم هست.. بله عاقا هست. پست های همون تاپیکو چک کن می بینی. در کل به نظر من این طور شروع کردن خیلی جالب تره و دست نویسنده رو هم نسبتا باز می ذاره و همین نشون می ده که تو رول زنی ید طولایی داری! :د
بعد به کلمه ی کل یوم توجه کن! اصطلاح جالبیه که اصلش کلهم هست ولی خب جهانگیر شاه دولو این مدلی مدش کرده دیگه!

الان که خوب توجه کردی باید بهت بگم استفاده کردن دوبار از این کلمه توی جمله ت هم کمه هم زیاد.. یک بار گفتنش جالبه، سه بار یا بیشتر گفتنشم چون یه حالت قفلی و گیر دادن داره بازم با مزه میشه ولی دو بار تکرار کردنش یه حالت اشتباهی گفته شدن رو داره، انگار که نویسنده حواسش نبوده دوبار از کلمه استفاده کرده.. بله می دونم نکته ی خیلی ریز و ظریفیه که حتی ممکنه به چشم نیاد ولی خب منم تو ایراد گیری ید طولایی دارم!
دوتا غلط املایی داری.. بغض، حنجره، لغت هم می دونم اشتباه عمدی لگده ولی به جاش از لقت استفاده کن فرم محاوره ی قشنگ تری داره.. و دست خالی از پا درازتر، هووم.. حقیقتش این که خودم به توافق نرسیدم راجع بهش، اگه عمدی باشه جالبه!
دو تا تلمیح طنز داشتی یکیش مستقیم بود، یکیش غیر مستقیم، یکی سلما هایک و فیلم زاقارته.. یکی هم این که ارنی بلند میشه میگه من زبون خروس بلدم که به انیمیشن زندگی جدید امپراطور ربط داشت. این تلمیح داشتن تو پستها فوق العاده جالبه و به نظرم توی پست طنز باید براش یه امتیاز ثابت در نظر بگیریم که همیشه تو همه ی پستا باشه.. جالبم بود که طی همین حرکت ارنی رو از صحنه ی روزگار محو کردی.
بعد از این تحسین یه گیر ریز دیگه هم دارم و بعدش می تونیم دوتایی با هم بریم تو آشپزخونه یه چایی بزنیم!
یه جایی از پستت میگی که محفلی با ماشین رفتن جزیره و هیچ کدوم هم نفهمیدن که چطوری و واکنشی هم نشون ندادن و رفتن. این موضوع پتانسیل طنز بیشتر از این داره. ضمن این که بیاید از این به بعد خودمون رو بیشتر تحویل بگیریم. الان مدتهاست که کسی محفلی ها رو توی رول ها تحویل نگرفته، دلیل اصلیش این بود که اکثریت مرگخوارن و حالا اون اقلیت محفلی ای هم که هستیم دیگه عادت به مسخره کردن طرف مقابل و تحویل گرفتن خودمون نداریم. بیایید این عادتو ابتدا ترک و سپس جایگزین کنیم!
در مورد پتانسیل طنزش هم، خیلی خیلی راه دیگه وجود داره که همین موضوع ریز رو خنده دارتر بیان کنی.. مثلا یه مدلش رو خودم بگم:
نقل قول:
مودی که تازه از دیالوگش فارغ شده بود همین طور بر و بر نگاه می کرد به امید این که لارتن بخواد جوابی بده و کم کم داشت زیر پاش علف سبز می شد. چند ثانیه بعد هم لارتن با همیاری نام آوای "بیب بیب" دزدگیر مشنگی ماشینشو فعال کرد و راشو کشید رفت.
مودی یه نگاهی به ماشین انداخت و یه نگاهی به علف های زیر پاش و ناگهان از جا پرید و برای بار دوم آویزون گلگیر ماشین شد.
- یا ننه تنبون قرمزی! ما که غرق نشدیم!
مودی چن بار نوک پاشو به زمین می زنه تا مطمئن شه اون جا خشکیه و سراب نیست و پس از این که می بینه همه چی آرومه و کسی هم شک نکرده خیلی متین دست می ندازه تو شلوارش و رداشو مرتب می کنه! پرده رو هم از لای در می کشه بیرون*
و به عنوان آخرین نفر راهشو می کشه و میره.. خیلی هم شیک و مجلسی میره اتفاقا!
همین جوری فی البداهه و بدون تفکر نوشتم، برای همین خیلی مفصل شد ولی به نظرم چندتا خنده ی بیشتر ارزششو داره کلا نکته ای که باید بهش توجه کنیم اینه که کجا به چه موضوعی باید پرداخت و چه موضوعی رو باید از کنارش گذشت.
* این پرده از لای در کشیدن بیرونم یه اصطلاحیه که هر وقت که تقدیر اجازه بده تو میخونه مسنجر می تونیم بهش بپردازیم! :د
الانم دیگه بریم چایی بزنیم! بی هپی..