جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  107 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  220 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  224 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  311 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  214 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 5 آبان 1392 16:39
نمایش جزئیات
آفلاین
رونالد ویزلی!

باید بگم این نقدستان و تاپیک های دیگه از همین دست، همه برای همچین موقعیت هایی زده شدند. برای پست هایی که به نظر خام می رسن. بنابراین اصلا خودتو ناراحت نکن فرزند روشنایی! مهم اینه که پست بزنی و بخوای نقد بشه هر چند خام و نپخته و نارس، چه کسی سراغ داره میوه ای رو که روی درخت کال باقی بمونه!؟

رون، حالا با این تفاصیل بیا در راستای هرچه پخته تر و رسیده تر شدن به نقد پستهات برسیم.
تاپیک اولی که توش پست زدی از لحاظ کیفیت در حال حاضر بهترین تاپیک محفل ققنوسه، چه پستهای قبلیش و چه پستهای بعدی، هرچند که بچه ها به شوخی از لفظ ارزشی استفاده می کنن براش ولی بازم بهترین و خنده دارترین رولها رو می تونی اون جا ببینی! یعنی ما الان جایی نیستیم که بهت لینک بدم بگم برو پستهای فلان اشخاص رو بخون توی فلان تاپیک ببین چطوری نوشتن و اونا رو الگو قرار بده یا ازشون یاد بگیر. درست همون جایی که پست زدی نمونه ی بهترین پستها رو داره.

اول از همه که بشین دوباره این پستها رو بخون ولی با پست خودت مقایسه نکن، فقط ازشون نکات خوبشو یاد بگیر. ازت انتظار نمی ره که همین الان مثل اونا بنویسی ولی ازت انتظار می ره که سعی کنی بهشون برسی.

اول از همه مهمه این که پست طنز، باید عنصر طنز بودن رو داشته باشه. لازمه که پست طنز خواننده هاشو بخندونه.. در این زمینه انصافا نسبتا به طول پستت خوب عمل کردی. لا اقلش این که بامزه بود! اما باور کن که بیشتر از خندوندن خواننده پست مولفه های دیگه ای هم نیاز داره.

پستی که می زنی لااقل از لحاظ داستانی باید حرفی برای گفتن داشته باشه. باید یه اثری در روند داستان گذاشته باشه. این طور نیست که یه پست رول همیشه به جلو بردن داستان نیاز داشته باشه ولی در نود درصد موارد براش ضروریه.. به قول شاعر رول نویسی صحنه ی یکتای هنرمندی ماس! هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود! وقتی که یه رول می نویسی که یعنی منم هستم باید حضورت مفید واقع بشه. عملا توی این پست داستان کمتر از یک دقیقه جلو رفته! هیچ چیزی عوض نشده، مطلقا هیچ چیز عوض نشد!

یه پست به پاراگراف بندی و فضاسازی هم نیاز داره. پاراگراف بندیت مشکلی نداره ولی کاری در مورد فضاسازی نمی تونیم بکنیم چون هیچ جایی از پستت نمی تونه قرار بگیره و این بازم برمیگرده به این که تاثیری توی روند داستان نداریم.

این پست اونقدر از لحاظ داستانی کم پرداخته شده و کوتاه و خلاصه ست که نمی شه فضا سازی رو جای گذاری کنیم!

پس پست بعدی که میاری تا نقد بشه باید این موضوع توش رعایت شده باشه. توجه کن که این مسئله این قدری مهم هست که باقی موارد مورد نیاز نوشته ت رو تحت الشعاع قرار داده. به خاطر همین باید دفعه ی بعد وقتی این موضوع برطرف شد به قسمتهای بعدی هم رسیدگی کنیم.

یه نکته ی مهم دیگه هم هست که قبلا گفتم انجام بدی و هنوز انجامش ندادی! باید به آینه ی ویزنگاموت بری و یه پست اون جا بزنی. می خوام که ایفای نقشت در جایگاه رون ویزلی هم ارتقا پیدا کنه. هرچه سریعتر این کار معوق رو انجام بده!

در پناه ریش سفیدا باشین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 2 آبان 1392 13:04
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از مدتها پستی زدم که به نظر خودم خام میاد.
همچنیناین .
با تشکر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1392/8/3 9:52:26
شیفته یا تشنه؟

مسئله این است!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 25 مهر 1392 10:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خب، ببینید کی اینجاست!

هلگا هافلپاف، بانوی طلایی.. گرچه من یه ته ریشی دارم می بینم! الان این خیلی برای خودمم جالبه که چرا اعضای خیلی با سابقه میان درخواست نقد می دن ولی تازه واردینی که باید کارشون درخواست نقد باشه اصلا اینورا نمیان.. واقعا چرا؟!

طلابانو بیا از این حرفا بگذریم بر سر اصل مطلب!

نظر شخصیمه اما من به شخصه پست هایی رو که با دو حالت زیر شروع میشن بیشتر دوست می دارم.

1- با یه دیالوگ بدون توضیح، ینی فلانی گفت نباشه فقط یه خط تیره و دیالوگ
2- با یه بند فضاسازی از لوکیشن و افراد.

الان من شنیدم که گفتی مگه غیر از این دوتا هم هست.. بله عاقا هست. پست های همون تاپیکو چک کن می بینی. در کل به نظر من این طور شروع کردن خیلی جالب تره و دست نویسنده رو هم نسبتا باز می ذاره و همین نشون می ده که تو رول زنی ید طولایی داری! :د

بعد به کلمه ی کل یوم توجه کن! اصطلاح جالبیه که اصلش کلهم هست ولی خب جهانگیر شاه دولو این مدلی مدش کرده دیگه! الان که خوب توجه کردی باید بهت بگم استفاده کردن دوبار از این کلمه توی جمله ت هم کمه هم زیاد.. یک بار گفتنش جالبه، سه بار یا بیشتر گفتنشم چون یه حالت قفلی و گیر دادن داره بازم با مزه میشه ولی دو بار تکرار کردنش یه حالت اشتباهی گفته شدن رو داره، انگار که نویسنده حواسش نبوده دوبار از کلمه استفاده کرده.. بله می دونم نکته ی خیلی ریز و ظریفیه که حتی ممکنه به چشم نیاد ولی خب منم تو ایراد گیری ید طولایی دارم!

دوتا غلط املایی داری.. بغض، حنجره، لغت هم می دونم اشتباه عمدی لگده ولی به جاش از لقت استفاده کن فرم محاوره ی قشنگ تری داره.. و دست خالی از پا درازتر، هووم.. حقیقتش این که خودم به توافق نرسیدم راجع بهش، اگه عمدی باشه جالبه!

دو تا تلمیح طنز داشتی یکیش مستقیم بود، یکیش غیر مستقیم، یکی سلما هایک و فیلم زاقارته.. یکی هم این که ارنی بلند میشه میگه من زبون خروس بلدم که به انیمیشن زندگی جدید امپراطور ربط داشت. این تلمیح داشتن تو پستها فوق العاده جالبه و به نظرم توی پست طنز باید براش یه امتیاز ثابت در نظر بگیریم که همیشه تو همه ی پستا باشه.. جالبم بود که طی همین حرکت ارنی رو از صحنه ی روزگار محو کردی.

بعد از این تحسین یه گیر ریز دیگه هم دارم و بعدش می تونیم دوتایی با هم بریم تو آشپزخونه یه چایی بزنیم!

یه جایی از پستت میگی که محفلی با ماشین رفتن جزیره و هیچ کدوم هم نفهمیدن که چطوری و واکنشی هم نشون ندادن و رفتن. این موضوع پتانسیل طنز بیشتر از این داره. ضمن این که بیاید از این به بعد خودمون رو بیشتر تحویل بگیریم. الان مدتهاست که کسی محفلی ها رو توی رول ها تحویل نگرفته، دلیل اصلیش این بود که اکثریت مرگخوارن و حالا اون اقلیت محفلی ای هم که هستیم دیگه عادت به مسخره کردن طرف مقابل و تحویل گرفتن خودمون نداریم. بیایید این عادتو ابتدا ترک و سپس جایگزین کنیم!

در مورد پتانسیل طنزش هم، خیلی خیلی راه دیگه وجود داره که همین موضوع ریز رو خنده دارتر بیان کنی.. مثلا یه مدلش رو خودم بگم:

نقل قول:
مودی که تازه از دیالوگش فارغ شده بود همین طور بر و بر نگاه می کرد به امید این که لارتن بخواد جوابی بده و کم کم داشت زیر پاش علف سبز می شد. چند ثانیه بعد هم لارتن با همیاری نام آوای "بیب بیب" دزدگیر مشنگی ماشینشو فعال کرد و راشو کشید رفت.

مودی یه نگاهی به ماشین انداخت و یه نگاهی به علف های زیر پاش و ناگهان از جا پرید و برای بار دوم آویزون گلگیر ماشین شد.

- یا ننه تنبون قرمزی! ما که غرق نشدیم!

مودی چن بار نوک پاشو به زمین می زنه تا مطمئن شه اون جا خشکیه و سراب نیست و پس از این که می بینه همه چی آرومه و کسی هم شک نکرده خیلی متین دست می ندازه تو شلوارش و رداشو مرتب می کنه! پرده رو هم از لای در می کشه بیرون* و به عنوان آخرین نفر راهشو می کشه و میره.. خیلی هم شیک و مجلسی میره اتفاقا!


همین جوری فی البداهه و بدون تفکر نوشتم، برای همین خیلی مفصل شد ولی به نظرم چندتا خنده ی بیشتر ارزششو داره کلا نکته ای که باید بهش توجه کنیم اینه که کجا به چه موضوعی باید پرداخت و چه موضوعی رو باید از کنارش گذشت.

* این پرده از لای در کشیدن بیرونم یه اصطلاحیه که هر وقت که تقدیر اجازه بده تو میخونه مسنجر می تونیم بهش بپردازیم! :د

الانم دیگه بریم چایی بزنیم! بی هپی..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 24 مهر 1392 22:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ننه
بیا این پست ما رو نقد کن.
بفرما.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: یکشنبه 21 مهر 1392 09:27
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
الان دیدم اسم این تاپیکو به اسم اوریجینالش تغییر دادی! اشک تو چشام دلمه بسته!

حالا که تا اینجا اومدم و واسه اینکه این پست اسپم محسوب نشه، این پست ارزشی ما رو بنقد لطفاً!


آخه فرزندم شبح خون آشام هزار ساله ی محفل.. چرا این کارو می کنی؟! واقعا چرا؟! الان دیگه پستهای تو واسه نقد کردن نیس که ماشالا هزار ماشالا صاحب هیبت و شوکتی هستی واس خودت!

تو الان باید عصای دست من پیرمردی باشی خب.. ای مرلیـــــ ـ ـ ـن!

حالا گوشتو بیار جلو تامک نشنوه یاد بگیره:

می خوای حالا اول تشویق بشی یا تنبیه!؟ با توجه به این که گوشت دم دسته من می گم تنبیه! ببین فرزند.. گاهی اوقات یه جاهایی از پست به شدت و خیلی غیرطبیعی به آدم می چسبه و آدم دلش می خواد بیشتر از اون داشته باشه.. کسی هست که از دو سیخ کباب به جای یه سیخ کباب بدش بیاد!؟ صدایی می شنوی!؟ ببین.. کسی نیس!

یه جاهایی با تغییر صحنه ها آدم فکر می کرد داره از رسانه ی میلی فیلم میبینه.. از این فیلما که سانسور میشن یهو می رن آخر فیلم! به عنوان مثال اون قسمت تو ماشین بعد از آهنگ یهو رها شد! می دونی رها شدن اشکالی نداره (!) ولی به صورت غیر مترقبه که باشه خواننده یه لحظه هنگ می کنه!

حالا دستتو بیار این گوشی که ازت کندم رو بذارم کف دستت خوبیهاشو بلند بلند بگم بقیه بشنون!

این موج دیوانگی طنز نویسی گاهی اوقات آدمو با خودش برمی داره می بره اینور اونور.. این تلمیح های فوق العاده ای که پستت داشت ناشی از همونه.. لارتن میاد تو می گه واتس آپ هین این فیلم آمریکایی ها، مینی ماینر نارنجی که از شخصیت پردازی های قدیمت مونده و کاملا آدمو می بره به چیورون! یا این که تو روزنامه می خونی نهنگا خودکشی کردن که از همه شون باحال تر بود!

به علاوه ی این که به جادویی (داف؟!) بودن فضا هم احترام گذاشتی، آپارات و طلسم افزایش جا و... واقعا نکته ی مثبتی بود. اوه.. راستی برتی بات رو من خودم اول متوجه نشدم بعد ذهن درخشانم جرقه زد، دانه های همه مزه ی برتی بات، اگه آهنگ تولید کنن می شه آهنگهای همه جوره ی برتی بات! خیلی خوب بود!

دلمون رو شاد کردی پسرجان.. مرلین دلتو شاد کنه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 20 مهر 1392 13:18
نمایش جزئیات
آفلاین
پروف

الان دیدم اسم این تاپیکو به اسم اوریجینالش تغییر دادی! اشک تو چشام دلمه بسته!

حالا که تا اینجا اومدم و واسه اینکه این پست اسپم محسوب نشه، این پست ارزشی ما رو بنقد لطفاً!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
ارسال شده در: دوشنبه 11 شهریور 1392 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 15 شوالیه های سپید ، نوشته شده توسط نویل لانگ باتم

خیلی خوب بود ، انتظار نداشتم به این زودی پستی با این سطح ازت ببینم ، سوژه و پیشروی داستان و علائم نگارشی و پاراگراف بندی و همه خوب بود ، فقط یکی دو مورد کوچیک هست که اشاره میکنم بهشون .

حالا که سبک پست جدی هست و شخصیت ها هر کدوم سر جای خودشون هستن ، خواننده انتظار نداره که ریموس لوپین بگه : خب بگو ديگه! معطل چي هستي؟

قبلاً هم اشاره کردم که ما با انتظارهای خواننده پیش نمیبریم داستان رو ، بهتره به جای انتظار خواننده بگم چیزی که متعارف هست . چیزی که متعارف هست اینه که لوپین خیلی صمیمانه و دوستانه سوالش رو بپرسه از هرمیون ، با شناختی که از لوپین داریم ، با ولدمورت هم اینطوری حرف نمیزنه ، چه برسه با هرمیون

نقل قول:
همانطور كه انتظار ميرفت، سرها به سمت هري چرخيد. هري آب دهانش را قورت داد. او به اطراف نگاه كرد و وقتي ديد همگي به او زل زده اند، آهي كشيد و با صدايي لرزان گفت:


همانطور که انتظار میرفت ؟ اتفاقا اصلاً اینطور نیست ، زمانی که جادوگرهای بزرگی مثل مودی و ریموس و سیریوس هستن ، هیچکسی از هری انتظار نداره . طوری نوشتی همانطور که انتظار میرفت سرها به سمت هری چرخید که من مجبور شدم یه مقدار عقب تر از داستان رو بخونم ، حس کردم داری در مورد الف دال مینویسی ! وگرنه توی محفل همیشه همه مراقب هری بودن و انتظاری نداشت ازش .

نکته ی خاصی نیست که اشاره کنم ، بازم میگم که دیالوگ ها خیلی خوب بودن و در کل پست خیلی خوبی نوشته بودی . موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 7 شهریور 1392 19:45
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام
اگه ميشه اينو نقد كنين. پست شماره 15

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ميدوني بزرگترين اشكال زندگي واقعي چيه؟
تو لحظات حساس موسيقي نداره!
پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 7 شهریور 1392 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 291 دره گودریک نوشته شده توسط الستور مودی

دیالوگ هایی که برای دامبلدور نوشتی رو اصلا دوست نداشتم ، اون منطق و متانت و سنگین بودن و محترمانه بودنی که توی حرفهای دامبلدور موج میزد ، توش نبود ، دیالوگ هایی نوشتی که اگر اسم دامبلدور رو نمیدیدم ، فک میکردم رون ویزلی گفته مثلا ! مثلا اینکه دامبلدور عادت نداره برچسب عاقل بودن یا عقل نداشتن به کسی بزنه و این مسائل . قبول دارم که نوشتن با شخصیت های خاصی مثل دامبلدور و ولدمورت و اسنیپ و اینا واقعا سخت هست ، چون انتظاراتِ خیلی زیادی ازشون وجود داره و این باعث میشه دستت خیلی بسته باشه برای پیش رفت سوژه و دیالوگ نویسی و اینها ، ولی خب

مورد بعد اینکه ، به نظرم بهتره عبارت صحیح شخصیت ها رو به کار ببری ، من خودم هم به شخصه سوروس رو ترجیح میدم به سورس ! نرم افزارهای اوپن سورس رو تداعی میکنه تو ذهنم چیزی که نوشتی بیشتر .

بخش زیر زمینی که نوشتی و رفتار ولدمورت و بلاتریکس رو خیلی دوست داشتم ، خیلی خوب بود ، اینکه به نکاتی که توی نقدها بهت گفته میشه توجه میکنی و به کار میبندی ، خیلی خوبه و کاملاً پیشرفتت توی نویسندگی مشخص هست .



نقد پستهای شماره 14 و 16 زندگی و نیرنگهای دامبلدور نوشته شده توسط چارلی ویزلی

اول اینکه خیلی اشکال تایپی و املایی داری ، وقتی خواننده میخواد پستت رو بخونه ، تنها چیزی که باید ذهنش رو درگیر کنه ، اینه که رولی که نوشتی رو توی ذهنش تجسم کنه ، نه اینکه دنبالِ معادل کلمات بگرده و درستشون رو پیدا کنه .

دیالوگ هایی که نوشتی خیلی سطحی هستن ، تنها راهِ پیشرفت شما و کسایی که تازه میخوان رول نویسی رو شروع کنن این هست که رول های نویسنده های خوب رو بخونن ، یا حتی توی همین تاپیک های نقد و بررسی میتونی اشکالات و مسائلی که ممکنه خودِ شما هم درگیرش باشی رو متوجه بشی و رفعشون کنی .

نقل قول:
-اهمم یا الله
البوس نگاهی به در کردو گفت:اریانا بفرما.
اریانا سینی چایی ا اورده بود وروی تخت البوس نشست،مثل بز بربر نگاهش می کرد.
البوس عصبی شدوگفت:برودیگه می خواهم بامینی جون حرف بزنم.
-وات


شما احتمالاً کتابهای هری پاتر رو خوندی دیگه ؛ انصافاً توی کل ِ کتابها ، جایی دیدی که یا الله بگن و وارد بشن ؟ یا اینکه تا حالا رولینگ جایی نوشته که آلبوس عین ِ یه پسر 20 ساله به یکی بگه برو بیرون میخوام با مینی جون !! حرف بزنم ؟ یا جایی خوندی که بنویسه عین بز بربر نگاهش میکرد ؟

انتخاب عبارات و لغات خیلی مهم هست توی رول نویسی ، اینکه چه جایی باید چه عباراتی رو استفاده کنی ، من تنها پیشنهادی که دارم ، این هست که تا اونجایی که ممکنه رول های رول نویس های خوب رو بخونی و سعی کنی مثل اونا بنویسی و از رول هاشون ایده بگیری ، اینکه از چه کلماتی استفاده میکنن ، چطوری پاراگراف بندی میکنن ، چطوری دیالوگ مینویسن و غیره ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
پاسخ به: بررسی پست های محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 7 شهریور 1392 00:07
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست شماره 290 دره گودریک نوشته شده توسط پروتی پاتیل

پست خوبی بود اتفاقا ، راضی کننده بود ، اولین چیزی که توی چشم میزنه چند تا غلط تایپی و نگارشی هست که من همیشه پیشنهاد کردم که یک بار پستتون رو بعد از نوشتن بخونید که ایرادی نداشته باشه ، به هر حال روی خواننده میتونه تاثیر بذاره . ظاهر پستت و پاراگراف بندیش خیلی خوبه . واکنش اسنیپ در مورد کریچر رو خیلی دوست داشتم ، یعنی اگر خودم میخواستم بنویسم هم سوژه ای بهتر از این نبود که بخوام ادامش بدم

چیز خاصی در مورد پستت به نظرم نمیرسه که بخوام بگم ، واقعاً خوب بود و هیچ نکته ی خاصی نیست .




نقد پست شماره 5 اتاق خون نوشته شده توسط پترووا پورسكوف

اولاً اینکه سعی کن رنگ و اندازه ی فونتت رو تغییر ندی برای نوشتن توی انجمن ها ، و بذاری همون مقدار پیشفرض بمونه ، مگر اینکه بخش خاصی از نوشتت رو بخوای تغییر بدی .

سوژه رو خیلی سریع جلو بردی و خودت هم به سوژه ای که آوردی بی توجهی کردی ، وقتی گفتی که مودی دنبالِ شخص شجاعی بود توی محفل و بعد به دیدنِ رون در اول صبح اشاره کردی ، خواننده انتظار داره که ارتباطی بین اون شخص شجاعی که تو ذهن مودی بود و رون بوجود بیاد . البته لازمه توی پرانتز بگم که ما هیچوقت نیازی به این نداریم که انتظار خواننده رو برآورده کنیم و چیزی که دوست داره بخونه رو بنویسیم ، ولی خب ، یا باید ایده ی خاصی داشته باشیم ، یا اینکه به طور متعارف پیش ببریم سوژه رو .

مورد بعد اینکه باید اصالت شخصیتی و رفتاری یه سری از شخصیت ها حفظ بشه ، همیشه به دوستانم توی محفل گفتم این مسئله رو که یکسری شخصیت ها هستن که به طور نا خود آگاه مخاطب بهشون علاقه خاصی داره و ابهت خاصی توی ذهنشون شکل گرفته در مورد اون شخصیت ، شخصیت هایی مثل دامبلدور ، ولدمورت ، اسنیپ ، مک گونگال ، یا همین مودی و خیلی های دیگه ، طوری نیستن که طنز نوشتن براشون جالب باشه ، که از دیالوگ های بی مزه استفاده کنن . شخصی مثل مودی ، اگر هم بخواد چیز طنزی بگه به صورت طعنه آمیز و بی تفاوت مطرحش میکنه

موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری