جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
14
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  34 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  155 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  163 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  273 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  188 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 17 خرداد 1393 02:55
نمایش جزئیات
آفلاین
آقای پاتر!

لطفا برای یک رول از دو نقد کننده درخواست نقد نکنین.این کار کمکی بهتون نمی کنه.
حتی نظر شخصی من اینه که برای رول های جداگانه هم از دو نقد کننده درخواست نقد نکنین.
قبلا بارها گفتم که نقد قانون و قاعده خاصی نداره.کسی نمی تونه بگه فلان جور بنویسین و غیر از این غلطه.نقد کننده ها در این سایت فقط بر اساس سلیقه و تجربه خودشون نقد می کنن.ممکنه یه موردی رو من بگم درسته و نقد کننده دیگه ای بگه غلطه. اون وقت تکلیف کسی که درخواست نقد کرده چی می شه؟این نقد می تونه کمکی بهش بکنه؟ بیشتر سر در گمش می کنه.
این ناشی از اشتباه یکی از نقد کننده ها نیست.ناشی از اختلاف سلیقه اس.

برای این پست با ویولت بودلر صحبت کردیم و قرار شد پست شما رو من نقد کنم.(به دلیل این که چند بار تکرار کردین که قصد مرگخوار شدن دارین.)

________________________


بررسی پست شماره 279 قصر خانواده مالفوی آلبوس سوروس پاتر:


یه سری نکاتی وجود داره که در نگاه اول به پست توجه خواننده رو جلب می کنه.این نکات احتمالا زیاد برای نویسنده مهم نبودن.توجهش رو جلب نکردن.چون نویسنده موقع نوشتن می دونه چی قراره بنویسه و به کجا برسه.و چون از محتوای پستش باخبره, ظاهر رول اهمیت زیادی براش نداره.ولی خواننده اینطور نیست.خواننده نمی دونه شما چی نوشتین.در نگاه اول مجبوره از روی ظاهر پست شما قضاوت کنه.اینجا یه استثنایی وجود داره.بهترین و شناخته شده ترین نویسنده های سایت!اینا کسایی هستن که خودشونو تثبیت کردن.خواننده ممکنه اهمیتی نده که ظاهر پست این افراد چطوریه.چون نخونده به محتواش ایمان داره!ولی برای بقیه که زیر سطح "عالی" می نویسن این موضوع مهمه.
یکی از نکاتی که در مورد ظاهر پستتون باید بهش دقت کنید فاصله های بی دلیله.
وقتی دو نفر دارن با هم حرف می زنن وقفه ای بین حرفاشون وجود داره؟
در مورد شخصیت های شما هم همینطوره.اگه حرف ها پشت سر هم زده می شه لزومی نداره بین هر کدوم یه خط فاصله وجود داشته باشه.این کار نوشته شما رو بی نظم و پراکنده نشون می ده و تمرکز خواننده رو به هم می زنه.بجز جایی که وقفه لازمه.مثلا دو نفر دارن حرف می زنن:

-تو می تونی نقشه رو اجرا کنی؟
-نمی دونم.ولی باید سعی خودمو بکنم.مجبورم اشتباهم رو جبران کنم.
-کار سختیه...می ترسم!
-منم می ترسم, ولی باید باهاش رو برو بشیم.شجاع باش!

-با اشتباهی که در ماموریت قبلی انجام دادین, نظر منم همینه.

لینی و رز به شخص تازه وارد خیره شدند.


اینجا این فاصله نشون می ده که جمله آخر از طرف شخص سومی گفته شده.اگه پشت سر هم نوشته می شد هم شاید با توجه به معنی می تونستیم حدس بزنیم گوینده یه نفر دیگس.ولی دیگه اون نظم و ترتیبی رو که الان داره نداشت.علاوه بر این سکوتی رو که احتمالا بعد از دیالوگ نفر سوم ایجاد شده به خوبی نشون می ده.دقت کنید که این مورد فقط در مورد دیالوگ ها کاربرد داره.البته با توجه به قسمت اول پستتون فکر می کنم در مورد پاراگراف بندی بطور کلی مشکلی نداشته باشین.

مورد بعدی شکلک هاست که بعدا بهشون می رسیم.


نقل قول:
_امژا نمی کنم.

کش دادن ماجرا کار خوبیه.نه شما و نه خواننده دلشون نمی خواد گره ها و مشکلات داستان سریعا حل بشن و همه به خوبی و خوشی برن خونه هاشون.برای همین معمولا بهتره در سوژه ها تا جایی که ممکنه اشکال تراشی کنیم.فقط مواظب باشیم که این اشکالات سوژه رو از مسیر اصلیش خارج نکنن.


نقل قول:
همه ی مرگخواران بر سر جایشان میخکوب بوده و به صحنه ی اکشنی که در انتظارشان خواهد بود نگاه میکردند.

در پست طنز انتظار نداریم جمله هاتون ادبی و از نظر نگارشی کاملا صحیح باشه.ولی بعضی موارد هست که باید رعایت بشه.مثل درست بودن فعل ها و زمان ها.

همه ی مرگخواران بر سر جایشان میخکوب شده بودند و به صحنه ی اکشنی که احتمالا در انتظارشان بود نگاه میکردند.
همه ی مرگخواران بر سر جایشان میخکوب شده بودند و در انتظار صحنه ی اکشنی که در حال وقوع( یا اتفاق افتادن) بود بسر می بردند(یا به لرد نگاه می کردند.).

اینجوری قابل فهم تر و ساده تر می شه.صحنه اکشن مال آینده اس.شاید اصلا اجرا نمی شد.برای همین از " احتمالا" استفاده کردم.


صحنه ترس مورفین موقعیت طنز جالبی رو بوجود آورده بود.شما هم خوب ازش استفاده کردین.ولی جا داشت که کمی بیشتر بهش می پرداختین.اینجور سوژه ها رو به سادگی از دست ندین.همین صحنه رو می تونستین کمی آروم تر و طولانی تر توصیف کنین.قدم به قدم نزدیک تر شدن لرد رو..و آب رفتن مورفین رو.تا جایی که دیگه چیزی ازش باقی نمی مونه.


دیالوگ بعدی لرد عالی بود.هم طنزی رو که پستتون در شروعش لازم داشت به اون تزریق کرده و هم شخصیت خنده دار و در عین حال قابل قبولی از لرد ارائه کرده.


دیالوگ های متملقانه مرگخوارا هم با شخصیتشون متناسب بود.ولی در مورد شکلک ها نمی شه همین حرف رو زد.شکلکی به اون بزرگی و با اون میزان حرکت, موارد استفاده زیادی نداره.باید خیلی با دقت ازش استفاده بشه.چون نگاه خواننده رو دائم به طرف خودش می کشه.و این ممکنه بعد از مدتی برای خواننده آزار دهنده بشه.شما چهار بار پشت سر هم و بدون مناسبت از این شکلک استفاده کردین.

فرض کنید یه جوک یا مطلب خیلی با مزه شنیدین.بار اول می خندین.بعد دوباره همون مطلب رو می شنوین.احتمالا لبخند می زنین.ولی اگه برای بار سوم و چهارم هم تکرار بشه دیگه به نظرتون جالب نمیاد و حتی اعصاب خرد کن می شه.
در رول های ایفای نقش هم همین موضوع وجود داره.
یک اصطلاح یا جمله هر چقدر هم که جالب و با مزه باشه, با تکرار تاثیر و معنی خودش رو از دست می ده.شما اینجا چند بار از اصطلاح " آب رفتن" استفاده کردین.موقع نوشتن احتمالا متوجه این تکرار نشدین.چون شما موقع نوشتن فکر کردین...تصمیم گرفتین...یه چیزایی رو سبک و سنگین کردین و تایپ کردین.ولی خواننده موقع خوندن فقط می خونه و جلو می ره.کار دیگه ای نداره.و در نتیجه خیلی سریع به تکرار دوباره و سه باره همون عبارت یا اصطلاح می رسه و این موضوع براش آزار دهنده می شه.
این موضوع فقط در مورد اصطلاح ها و کلمات و جمله ها نیست. در مورد موقعیت ها و رفتار ها هم وجود داره.مثلا لرد دائم فریاد بزنه!بلاتریکس دائم قربون صدقه لرد بره.بعد از یه مدت کوتاه این تکرار ایجاد حساسیت می کنه.
همین ترسیدن مرگخوارا و آب رفتن و خرابکاری کردن و ناپدید شدنشون.یه موضوع یکسانه.هر چند عکس العملاش کمی با هم متفاوتن.بار اول خنده دار بود.بار دوم کمی با مزه بود...ولی بعد از اون دیگه برای خواننده حالت دافعه ایجاد می کنه.


من به عنوان خواننده در پست شما تلاش برای طنز نوشتن رو احساس کردم. دقت کنید که شما نباید خودتون رو مجبور کنید که جمله به جمله و سطر به سطر نوشته تون طنز باشه.با یکی دو موقعیت طنز قوی و مناسب هم پست شما می تونه یک پست طنز خوب محسوب بشه.کمتر نویسنده ای وجود داره که بتونه سرتا سر طنز بنویسه و کیفیت نوشته اش رو هم حفظ کنه.
برای طنز نوشتن اولین چیزی که باید شما رو جذب کنه سوژه اس.یعنی شما وقتی این سوژه رو می خونین باید تمایل پیدا کنین که ادامش بدین.و وقتی دارین ادامه می دین به شخصیت هایی که حضور دارن, شخصیت هایی که حضور ندارن و حضورشون می تونه جالب باشه و به موقعیت هایی که وجود داره و موقعیت هایی که می شه ایجاد کرد و حتی به مکانی که داستان در اونجا می گذره توجه کنین.گاهی حتی وسایل داخل اون مکان پتانسیل تبدیل شدن به سوژه های فوق العاده طنز رو دارن.اینا چیزاییه که کم کم و با خوندن پست های طنز خوب می تونین یاد بگیرین.نویسنده های طنز خوب سایت هم که مشخصن.لازم نیست نام ببرم.برای یاد گرفتن طنز سیاه و سفید بودنشون اهمیتی نداره.از همشون می تونین استفاده کنین!


جعل امضای مورفین ایده خوبی برای ادامه بود.گرچه احتمالا لرد سیاه روش های ساده تری برای گرفتن امضای مورفین داشت.ولی در پست طنز زیاد دنبال منطق نمی گردیم.حداقل نه تا جایی که کلا ماجرا برامون غیر قابل باور باشه.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 خرداد 1393 18:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لرد.

من خیلی وقت بود که سایت نیومده بودم و رول هم نزده بودم حالا اومدیمو توی زیدل خونه رول زدیم.
گفتیم بدیم بزرگمون نقدش کنه

رول آماتورانه ی ما

راستی ارباب این آواتار خیلی مناسب تره مگه نه؟خودمان خوشمان آمد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای شرکت در بزگترین همایش جادوگران سال اینجا کلیک کنید .


زوپس! بلاک! زمستان! دیگر اثر ندارد!
حتی اگر شب و روز، بر ما برف ببارد!




تصویر تغییر اندازه داده شده


باشد که هیچ کس نباشد باشد که فقط که خودم باشم.

گروهک تروریستی الهافلیه ...
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 7 خرداد 1393 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین

مدیر ایفای نقشی رو می شناختیم که از نقد شدن وحشت داشت و ما همیشه به این وسیله تهدیدش می کردیم.
این یکی شجاع و با اعتماد به نفس از آب در اومد.
اطمینان داشته باشید که شما رو دوست داریم ماندانگاس!

_________________________

نقد ما رو

ویولت نخونه, ویولت نخونه, ویولت نخونه, ویولت نخونه,ویولت نخونه, ویولت نخونه, ویولت نخونه!

__________________________

بررسی پست شماره 82 جانورنماها, ماندانگاس فلچر:


چیزی که در نگاه اول می بینم پستیه که با وجود نسبتا طولانی بودن, منو تشویق به خوندن می کنه.این نکته ایه که خیلی از نویسنده های خوب سایت رعایت نمی کنن.این درسته که اگه فلان عضو پستی بزنه, با اشتیاق می خونیم.ولی خب...پستی رو که فاصله ها و پاراگراف بندی ها و وقفه های لازم رو داشته باشه با آرامش و تمرکز بیشتری می خونیم.


نقل قول:
در کسری از ثانیه آلبوس از روی فرش ستاره، کویر یزد که کف آشپزخونه انداخته شده بود بلند شد و با این حرکت تدی به هوا پرتاب شد و بعد از دو، سه دور چرخش با شتاب m.g از ناحیه ی مغز به سطح زمین نزدیک شد و با یه برخورد دراماتیک جان به جان آفرین تسلیم کرد!

به نظر من خیلی با مزه بود!
قوانین ایفای نقش همیشه یه استثناهایی دارن.یکی ازقوانین قدیمی که نمی دونم جایی نوشته شده یا نه اینه که از کشتن شخصیت ها خودداری کنیم.در حالی که در خیلی از سوژه ها شخصیت ها کشته می شن و اتفاقا سوژه جذاب تر می شه.
نظر منم اینه که بجز مواردی که کشته شدن شخصیت روند سوژه رو به کلی مختل کنه, می شه شخصیت ها رو کشت!مخصوصا اگه طنز جالب یا خاصی درموردش بکار برده بشه.یعنی دقیقا کاری که شما انجام دادین.
شکلک چکش بعدش هم کاملا بجا بود.من اصولا با این شکلک مشکل دارم و معتقدم به ندرت ممکنه لزومی به استفاده از این شکلک احساس بشه.یکی از معنی هایی که این شکلک به خواننده القا می کنه اینه که نویسنده کاملا متوجهه که کاری که انجام داده(چیزی که نوشته) غیر منطقی, غیر عادی و شاید مسخره اس.و با اطلاع کامل این کار رو انجام داده.الان اینجا این شکلک به خواننده می فهمونه که من متوجهم که کشته شدن تدی به این شکل مضحکه...با وجود این که می دونستم, این کار رو انجام دادم.
و به نظر من کار درستی هم انجام دادین.ولی مثلا اینجا این شکلک به قدرت و تاثیر گذاری قبلش نیست:
نقل قول:
از اون طرف آلبوس هم که ذوق ـش به حد مرگ رسیده بود مثل گوسفندی که از چله ی کمان رها شده باشه ( ) به سمت پنجره چهارنعل رفت

اینجا شکلک مستقیما روی طنز جمله تاکید می کنه.و این تاکید گاهی اثر معکوس روی خواننده می ذاره.مثل کسایی که جوک می گن و خودشون می خندن!شکلک بعدی داخل پرانتز هم در محل مناسبی بکار برده شده بود.


نقل قول:
سیبل که وارد خانه شده بود و با قیافه ای مانند به دو جنازه نگاه می کرد،

معمولا تاکید می کنم که در جایی که کلمات می تونن احساس و منظور شما رو برسونن بهتره از شکلک استفاده نکنین.مخصوصا در قسمت های غیر دیالوگ.چون در این قسمت ها شکلک به شخصیت ها ربطی نداره و مستقیما به نویسنده بر می گرده.الان اینجا می شد با یکی دو جمله حالت سیبل رو توضیح داد.ولی اگه این کار رو انجام می دادین جمله سادگیش رو از دست می داد.بنابراین به نظر من استفاده از شکلک تصمیم درستی بود.


پست شما پر از نکات ریز و جزئیه...نکاتی که هیچ ارتباطی به سوژه ندارن.پرتاب شدن فلانی و سقوط اون یکی و حمله یکی دیگه!چیزی که در یک پست طنز دنبالش می گردیم دقیقا همینا هستن.شاید آخرین چیزی که در پست های طنز باید بهش توجه بشه سوژه اس(برخلاف پست جدی).طنز یعنی جزئیات, نکات فرعی, استفاده از اشیا و شخصیت های موجود و جلو نبردن سوژه تا جایی که واقعا لازم یا جالب نباشه!


نقل قول:
از اون طرف آلبوس هم که ذوق ـش به حد مرگ رسیده بود مثل گوسفندی که از چله ی کمان رها شده باشه ( ) به سمت پنجره چهارنعل رفت و مجدداً در کسری از ثانیه به پنجره رسید و به دلیل سرعت غیر مجاز، سبقت از سمت راست، حرکت مارپیچ و بلند خواب آلودگی راننده ( ) موفق به مهار خودش نشد و او هم با مغز توی پنجره رفت و از اونجایی که بین خانه ی شماره ی 12 و 13 هیچ فاصله ای نبود سرش به سنگ خورد و از وسط به دو قسمت مساوی تقسیم شد.

جمله های بیش از حد طولانی, هر چقدر هم که جالب باشن معمولا وسطا معنی و مفهومشون رو برای خواننده از دست می دن.خواننده یه جایی جمله رو گم می کنه.متوجهم که پست شما ریتم نسبتا تندی داره.اتفاقا سریع و پشت سر هم میفتن.و این سرعت رو باید در جمله هاتون نشون بدین(که دادین).ولی بهتره سعی کنین همچین توضیحی رو تا جایی که ممکنه به جمله های مجزا(دو تا هم کافیه) تقسیم کنین که به خواننده هم فرصت درک و هضمشون رو داده باشین.


یکی از اون نکته هایی که بالا گفتم اینجاست:
نقل قول:
سیبل که وارد خانه شده بود و با قیافه ای مانند به دو جنازه نگاه می کرد، شدیداً به این فکر می کرد که چرا وقتی خانه ی 12 و 13 به هم چسبیده بود، او تونسته بود پشت پنجره بره!
اما هر چی فکر کرد کمتر فهمید، در نتیجه یه دفترچه از لای پر و بالش در آورد و این موضوع رو نوشت تا در اسرع وقت از مراجع ذی صلاح بپرسه.

این از نظر داستانی یه اشکال بود در واقع.شما اهمیتی به این اشکال و ایراد ندادین و به شکل جالبی تبدیلش کردین به یه نکته طنز آمیز.استفاده به این شکل از یک ایراد مهارت شما رو نشون می ده.این نکته که خانه شماره دوازده نامرئیه معمولا برای آسون تر کردن کارا ندیده گرفته می شه.ولی گاهی سوتی ها و ایرادای مهم تر و بزرگ تری در نوشته های به چشم می خوره.خیلی بهتر و جالب تره که مثل شما به جای ایراد گرفتن, به این سوتی ها بخندیم و کاری کنیم که خواننده هم بخنده.


دیالوگ های رد و بدل شده بین ماندانگاس و استرجس, اشاره ماندانگاس به مدیر ایفای نقش بودنش طنز ساده و ملموس و دلنشینی رو وارد پست شما کرده.طنزی که ربطی به کتاب و شخصیت ها نداره و از سایت و ایفای نقش خودمون خلق شده.اینجور طنزا بیشتر به دل اعضای سایت می شینن.

شما یک پست طولانی زدین و سوژه رو فقط یک قدم جلوتر بردین...در پست قبلی ققنوس پشت پنجره بود و الان روی شونه دامبلدوره و اسم جالبی هم پیدا کرده!ساوکس!
اون وسط کلی جنگ صورت گرفته و عده ای کشته شدن..و در پایان پست همه چی به حالت عادی برگشته.
پست های طنز معمولا دارای یکی دو نکته طنزن.گاهی بعضی از نویسنده ها سعی می کنن کلا طنز بنویسن و معمولا هم موفق نمی شن.پست شما کلا طنز بود!ولی این طنز از نوع اجباری نبود.احساس اجبار نکرده بودین که خواننده رو در هر جمله بخندونین.طنز شما ساده و صمیمی بود و شاید به همین دلیل تا پایان پست برای خواننده آزار دهنده نشد.
طنز پست شما یکی از نقاط قوتش بود.ولی به نظر من شخصیت ماندانگاس و حرکات بی دلیلی که اون وسط انجام می داد و گاهی هم با اخطار مقامات(!) عقب نشینی می کرد قوی ترین و جالب ترین عنصر نوشته شما بود.


بسی لذت بردیم.

موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 6 خرداد 1393 15:53
نمایش جزئیات
آفلاین
درود

یا لرد، بعد مدت ها یه نقدی به این رول ما بزن.
دست شوما مرسی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 فروردین 1393 19:46
نمایش جزئیات
آفلاین
لاکشس عزیز
بسیار خوشحال شدیم که وارد ایفای نقش شدین.

بررسی پست شماره 692 دژ مرگ, لاکشس:


گذشته از ظاهر پست و اندازه اش, یکی از نکاتی که در نگاه اول جلب توجه می کنه لحن پسته.لحن پست شما ساده و صمیمیه.راحت و بی تکلف!این نکته خوبیه.بیشتر نویسنده های خوب سایت با همین لحن می نویسن.اینجوری دستتون هم برای توصیفات و توضیح حالت ها و احساسات بازتره.چون تقریبا هر چیزی رو که از ذهنتون می گذره می تونین بنویسین.فقط کمی مواظب باشین.محاوره ای بودن بیش از حد می تونه تو ذوق خواننده بزنه.یه حالت دافعه براش ایجاد کنه.این احساس رو ایجاد کنه که نویسنده اعتماد به نفس بیش از حدی داشته.این مورد رو درتعدادی از پست های اعضای قدیمی سایت می شه دید.
نوشته شما لب مرز بود.فاصله کمی با این موضوع داشت که لحنش تبدیل بشه به نکته منفیش.ولی خوشبختانه این اتفاق نیفتاد.


شما فعالیت ایفای نقش ندارین.ولی این باعث نشده از سوژه ها و شخصیت ها و ویژگی های خاصشون بی اطلاع باشین.شما اتفاقات و سوژه های سایت رو به خوبی می شناسین و می دونین و خیلی خوب هم ازشون استفاده کردین.لحن حرف زدن مروپ و رفتار شخصیت ها کاملا با چیزی که ما ازشون دیدیم و می شناسیم هماهنگی داره.حتی رفتار و طرز حرف زدن ویولت با مروپ(که هر دو یه نفرن) کاملا فرق می کنه و این دقت و نکته سنجی شما رو می رسونه.


پست شما نکته های طنز آمیز ریز و دلنشینی داشت که مطمئنا خواننده رو جذب می کنه.مثلا این که بلا می خواست به بالای کوه آپارات کنه و خودشو از اونجا بندازه پایین!!علاوه بر این نکته های کوچیک سوژه های جالبی رو از موضوعات مختلف بیرون کشیدین.این استعداد خیلی جالب و مفیدیه.منفجر شدن مروپ و فرار ویولت و مرگخوارا که بهت زده این اتفاقا رو تماشا می کردن...احساسات واقعیشون که قبل از تبدیل ویولت نمی تونستن نشون بدن(مثل بلا که جرات نمی کرد بگه از لیست بازی مروپ خسته شده)...خیلی خوب بودن.مطمئنم در سوژه های دیگه هم می تونین به خوبی از این استعدادتون استفاده کنین.


شما با وجود اینکه سوژه رو خوندین و از موضوع با خبر هستین, کاری به کار سوژه نداشتین.در چار چوب سوژه چیزی رو که می خواستین نوشتین و موضوع رو حتی یک قدم جلوتر نبردین.این چیزیه که معمولا من از مرگخوارا میخوام.سوژه یک هدف نیست که برای رسیدن به آخرش تلاش کنیم.سوژه یک چار چوبه.یه محدوده اس که تعیین می کنه درباره چی باید بنویسیم.شما این نکته رو به خوبی رعایت کردین.این پست هایی که در جا می زنن و سوژه رو جلو نمی برن معمولا پست های خوبی از آب در میان.چون نویسنده اجباری احساس نمی کنه که فلان موضوع رو روشن کنه یا راه حلی برای مشکلی پیدا کنه.همینجوری برای دل خودش می نویسه.


من برای رول نویسی قانون و قاعده نمیذارم.تو نقدام نمی گم یه پست باید فضا سازی داشته باشه, یا باید دیالوگ یا شکلک داشته باشه.موقع خوندن اگه احساس کنم به توضیح یا فضا سازی بیشتری احتیاج داشته این موضوع رو به نویسنده می گم.و وقتی پست شما رو خوندم نه از نظر دیالوگ ها و نه توضیحات کمبودی احساس نکردم.مثلا یه مورد دیگه اینه که معمولا توصیه می کنم وسط متن از شکلک استفاده نشه.مگه در حالت های خاص که لازمه.شما این کار رو انجام دادین و درست هم انجام دادین.شکلک های وسط دیالوگ شما لازم بودن.


نوشته شمابه نظر من جالب و سرگرم کننده بود.نکته منفی خاصی نداشت.به نظر من شما پتانسیل تبدیل شدن به یه طنز نویس خوب رو دارین.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 29 فروردین 1393 00:32
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لرد بزرگ میشه بی زحمت اینو واسه ما بنقدین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
when there is a will,there is a way
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 25 اسفند 1392 02:07
نمایش جزئیات
آفلاین
شما حرف بزنین...حوصله ما سر نمیره!ما فردی هستیم بسیار آرام و صبور و با درک و فهم بالا و با ملایمت و متانت.:angel:

چی؟...

به جای لینک پست لینک تاپیک میدی به ما؟به چه جراتی؟بزنیم بکشیم؟


بررسی پست شماره 690 دژ مرگ آیلین پرنس:


چیزی که در نگاه اول جلب توجه می کنه خشونت موجود در پست شماست! این خشونت وقتی بیشتر از حد عادی بشه باید یه عنصر خنثی کننده بهش اضافه بشه.مثلا دیالوگ ها ملایم تر بشن.شخصیت ها آروم تر بشن.شخصیت های شما کمی عصبانی بودن.در حال زدن و فریاد کشیدن بودن.این خیلی زود برای خواننده آزار دهنده می شه.سعی کنین عناصر پستتون همیشه متعادل باشن .مثلا اگه یکی بیاد همش درباره عشق و محبت بنویسه هم زننده می شه.همه شخصیت ها هی قربون صدقه هم برن!


نقل قول:
بلاتریکس با عصبانیت کروشیویی را به سمت لودو فرستاد.
- آخه نادون! تو هرکوهی رو می بینی باید ازش بری بالا؟این همه کوه با دهانه آتشفشانی تو دنیاست.

اینو بارها تکرار کردم...ولی از تکرار کردنش خسته نمی شم تا این عادت کم کم فراموش بشه.خیلی عجیبه که برای یه همچین موقعیت ساده ای از دردناک ترین طلسم جادویی استفاده بشه.حتی اگه شخصیتی که استفاده می کنه بلاتریکس باشه.همیشه تاکید کردم که حداقل وقتی استفاده می کنین عکس العملی هم در کار باشه.ولی کافی نبود.لودو از شدت درد به خودش می پیچه...ولی اون دیالوگ طولانی طنزآمیز رو هم می گه...زیاد قابل تصور نیست.
به جای کروشیو می شه از هزاران طلسم جالب دیگه که حتی میتونن ابتکار خودتون باشن استفاده کرد.


نقل قول:
بلا پس گردنی محکمی را نثار مورفین کرد.
- آخه من نمی دونم ارباب توی تو چی دیدن رات دادن تو ارتش سیاهی

این قسمت هم یه مشکل کوچیک داشت.شخصیت ساخته شده مورفین در سایت معتاد هست...بی مصرف و بدرد نخور هست...آب زیر کاه و طمعکار هم هست.ولی همیشه یه احترام خاصی داشته.حداقل به خاطر نسبت نزدیکی که با ارباب داره.معمولا مرگخوارا اینجوری باهاش رفتار نمی کنن و حرف نمی زنن.به شکل غیر مستقیم یا پشت سرش اشکالی نداره.مثلا این که لودو سعی کنه زیر آبشو بزنه.یا حتی دیالوگی در حد " کی نظر این معتادو پرسید"...با اینم می شه کنار اومد.ولی پس گردنی واقعا زیاد بود!


شخصیت زورگوی بلاتریکس خوبه.فقط همونطور که گفتم کمی رفتارش رو کنترل کنین.اینکه سعی می کنه همه جا رئیس باشه منطقی رو قابل قبوله.


نقل قول:
رز هم که از حالت ویبره به سایلنت تغییر وضعیت داده بود با بی حسی کنار لینی نشست.

اینجاش بامزه بود!


نقل قول:

- پاشین جمع کنین این بساط ختم و ترحیمی رو که راه انداختین ببینم. چاره ای نیست. مجبوریم فعلا از همین کوه بالا بریم. این نبود کوهای دیگه رو امتحان میکنیم اونوقت.

پایان پست روشن و واضح و خوب بود.گرچه به نظر من لزومی نداشت که این کوه اون کوه نباشه!چون به اندازه کافی تو راه بودن.فکر نمی کنم درباره پیدا کردن کوه بشه کار جالب دیگه ای انجام داد.این می تونست همون مقصد مرگخوارا باشه و سوژه در اون مسیر به حرکتش ادامه بده.ولی این تردید هم تاثیر منفی روش نمی ذاره.نفر بعد می تونه تصمیم بگیره که این کوه اونه یا نه.


شخصیت هاتون محکم, قوی و جا افتاده هستن.شما درباره رز زیاد ننوشتین...ولی خواننده رز رو کاملا باور و قبول می کنه.این رز همون رزیه که ما می شناسیم.آیلین همون آیلینه..بلا و بقیه هم همینطور.


پست شما پای کوه شروع شده و پای کوه تموم شده.کسی از جاش تکون نخورده.این عالیه که اونا رو همونجا نگه داشتین و فقط درباره جرو بحثشون نوشتین.شکلک هاتون هم خوب و درست و بجا بودن.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 23 اسفند 1392 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
درود سرورم

سرورم نمی دونم چه جور شادیمو از اینکه باز هم قادرم از شما تقاضای نقد داشته باشم رو توصیف کنم فقط می تونم از صمیم قلب تشکر کنم ازتون که مارو ترک نکردین.
خیلی حرف می زنم؟ حوصله ملوکانه تونو دارم سر می برم؟ببخشید ارباب عصبانی نشین لطفا. بله همیجاست تو آستینم...نه چیزه من هول کردم در محضر شما...بدش به من کلاغ احمق!
این خدمت شما سرورم.بسیار ازتون تشکر میکنم. با اجازتون من از حضورتون مرخص میشم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: شنبه 17 اسفند 1392 03:33
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 6 خورندگان مرگ, آیلین پرنس:

آیلین...اعتماد به نفس!!


نقل قول:
البته عرض کنم که متاسفانه سوژه بسیار جدی بود و من سعی کردم طنزش کنم در نتیجه افتضاح دراومده به گمانم!

خب البته آزادین به هر سبکی که دوست دارین بنویسین.ولی چون تعداد سوژه های جدی زیادی نیست سعی نکنین طنزشون کنین!سوژه طنز که زیاده!


نقل قول:
محفلی ها به واسطه داشتن گیرنده های حساس به تاریکی یکی پس از دیگری در کوچه تنگ و تاریک ظاهر می شدند.

اینجا فکر می کنم سیاهی و پلیدی کلمات مناسب تری بودن.مخصوصا چون بعدش به کوچه تنگ و تاریک اشاره کردین اینطور به نظر میرسه که منظورتون واقعا تاریکی بوده.درحالی که با توجه به توضیحات پست های قبل اصولا باید پلیدی باشه.


نقل قول:
صدای ناشی از آپارات های پی در پی چونان پتکی سهمگین بر سر و روی مرگخواران فرود می آمد. تعداد محفلی ها بسیار بیشتر از آنها بود.

این قسمت جالب بود...به خوبی میشد ترس و اضطراب مرگخوارا رو حس کرد.


گهگاهی یه فاصله ای بذارین.مخصوصا وقتی شکلکی در کار نیست ممکنه خوندن پست خواننده رو خسته کنه.

تازه مهمانی شروع شده بود...
محفلی ها به واسطه داشتن گیرنده های حساس به تاریکی یکی پس از دیگری در کوچه تنگ و تاریک ظاهر می شدند. صدای ناشی از آپارات های پی در پی چونان پتکی سهمگین بر سر و روی مرگخواران فرود می آمد. تعداد محفلی ها بسیار بیشتر از آنها بود.

ظاهرا از جنگ برابر قرار نبود خبری باشد.

آنتونین بر خلاف آشوبی که در درونش ایجاد شده بود با خونسردی به چهره های بی حالت محفلیونی که به آنها نزدیک تر بودند نگریست.

اینجوری هم لحنتون بهتری منتقل میشه و هم چشم خواننده بین خطوط نزدیک به هم خسته نمیشه.


نقل قول:
چارلی ویزلی (که کماکان صلاحیتش برای عضویت در گروه محفل در دست بررسی بود اما پیشاپیش خود را واجد صلاحیت دانسته و وارد معرکه شده بود)

بامزه بود...استفاده درست و بجا از شخصیت ها و اتفاقات سایت میتونه نوشته ما رو برای اعضای سایت جالب تر کنه.


هر حرکت, توصیف یا کلمه ای که تکرار بشه موقع خوندن میتونه برای خواننده کمی آزاردهنده بشه.حرکات دسته جمعی مرگخواران پست شما این اشتباه رو بوجود آورده:
نقل قول:
مرگخواران بی صدا از خنده ریسه رفتند

نقل قول:
صدای قهقه خنده مرگخواران در فضای تیره و سرد کوچه پیچید.

نقل قول:
مرگخواران طی یک حرکت دست جمعی پوزخند زدند.


درسته که پشت سر هم نوشته نشده بودن.ولی خوندن پست زمان خیلی کمتری از نوشتنش میبره.برای همین بعضی از ایرادها موقع خوندن بیشتر به چشم میان.


نقل قول:
حتی حس مبارزه در تیررس نگاه لرد آن هم برای باارزشترین دارایی او به بلاتریکس انگیزه ای قوی می داد.

جمله قشنگه...مفهومش هم همینطور.ولی فکر میکنم باید کمی ساده تر نوشته میشد.به این شکل کمی مبهم شده.
حتی حس مبارزه در تیررس نگاه لرد به بلاتریکس انگیزه ای قوی می داد... مخصوصا مبارزه برای باارزشترین دارایی او!
اینجوری بهتر شد.


نقل قول:
چنان که گویی درخواست کمک داشت. چیزی در مورد او طبیعی به نظر نمی رسید. بدنش به طرز عجیبی در حال محو شدن بود. چنانکه گویی در حال تبدیل شدن به مه و بخار باشد.

پستتون پایان خوبی داشت.باتوجه به مرموز بودن سوژه طبیعی بود که کمی مرموز تموم بشه.ولی پست شما اصلا طنز نبود...نمیدونم چرا فکر کردین سوژه رو طنز کردین.البته سوژه هم جای طنز شدن نداشت به نظر من.


جالب ترین قسمت پست به نظر من جایی بود که بلا انگیزه مبارزه پیدا میکنه.جا داشت که کمی بیشتر به اون قسمت میپرداختین.کمی بیشتر توضیح میدادین.الانم چیزی کم نداره.ولی با توجه به اینکه اون قسمت جالب بود میتونست کمی طولانی تر بشه.اینجوری تاثیرشم بیشتر میشد.

اون افتضاحی که گفتین واقعا کم لطفی بود البته...ولی کلا بهتر وقوی تر از پست های قبلیتون نبود.اگه شما رو با خودتون مقایسه کنم میشه گفت متوسط بود.


موفق باشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1392 22:36
نمایش جزئیات
آفلاین
هزاران درود بر سرور بزرگ تاریکی ها

اربابا!
وقتی که پست زدم متوجه شدم که کاملا و البته کاملا اتفاقی در قلمرو تحت حاکمیت شما رول زدم در نتیجه جسارت کردم تا تقاضا کنم اینو اگه ممکنه نقد بفرمایید.بسیار سپاسگذارم. البته عرض کنم که متاسفانه سوژه بسیار جدی بود و من سعی کردم طنزش کنم در نتیجه افتضاح دراومده به گمانم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!