نقل قول:
نمی دونم چرا هر چی سعی می کنم نمی تونم کوتاه بنویسم!!
خب سعی نکنین! اگه نمی تونین خودتونو مجبور نکنین به شکل خاصی بنویسین یا مثلا کوتاه بنویسین.حداقل فعلا نه.
اگه پست هاتون ادامه داده شد یعنی مشکلی وجود نداره. ولی اگه تاپیک از همون لحظه شروع کرد به خاک خوردن و این موضوع چند بار تکرار شد یعنی نوشته های شما احتیاج به اصلاح و شاید کوتاه تر شدن دارن.چون هدف شما اینه که نوشته هاتون خونده بشن.
نقل قول:
دامبلدور چهره ی اعضای محفل را از نظر گذراند و نگاهش روی یکی از آنها ثابت شد.
- سیریوس، مستعد به نظر می رسی پسرم.
- با اجازتون پروفسور.
دامبلدور عینکش را روی بینی جابجا کرد و گفت: سیریوس، مگه سهمیه ی استخونتو اول ماه نگرفتی؟
سپس رو به ایوان کرد که با ترس به سیریوس نگاه می کرد.
شروعتون خیلی دوست داشتنی بود.با خوندن چند خط اول متوجه نشدم چرا سیریوس ذوق زده شده.شما بدون اشاره مستقیم، به زیبایی با چند دیالوگ و توصیف کوتاه منظورتون رو به خواننده منتقل کردین.هم نکته سنجیتون دقیق و جذاب بود و هم روشی که برای توصیف این صحنه انتخاب کردین.قسمت بعدی هم دقیقا همین حالت رو داره:
نقل قول:
هری که احساس می کرد بعد گذشت هزاران سوژه تازه مورد توجه قرار گرفته است با خوشحالی سرش را بالا گرفت و به ایوان چشم دوخت.
همیشه به طنز نویسا توصیه می کنم که اغراق کنن...ولی در حدی که برای خواننده نیروی دافعه ایجاد نکنه.زننده یا غیر قابل باور نشه.شما خیلی خوب این کار رو انجام دادین.
ماهیتابه آلیس سوژه بسیار جالبیه که بهش اشاره کردین.به نظر من قابلیت استفاده در سوژه های دیگه رو هم داره.جا افتادنش در ایفای نقش مستلزم همین اشاره های کوتاهه.البته این سوژه در حال جا افتادنه.ولی بطور کلی برای هر سوژه ای که مایل باشین به شخصیتی بچسبونینش از همین روش باید استفاده کنین.
شما مدتی در ایفای نقش حضور نداشتین...ولی غیبتتون هیچ تاثیری روی نوشته هاتون نذاشته.هم به سوژه های کتاب مسلط هستین و هم سوژه های سایت.به نظر من بهترین قسمت پستتون بخشی بود که درباره ویولت نوشته شده بود.به همراه شکلکش.سوژه های سایت گاهی می تونن خیلی جذاب تر از سوژه های کتاب باشن.
حالت گیج و تا حدودی احمقانه ایوان بامزه بود...سوال و جواب ها و شخصیت ها هم همینطور.یه نکته جالب هم این بود که ایوان جواب همه سوال ها رو اشتباه داد و باز هم از نظر دامبلدور مشکلی وجود نداشت.
اینکه درباره شخصیت ها طنز بنویسیم بدون اینکه اونا رو از چارچوب اصلیشون خارج کنیم کار آسونی نیست.باید حد و مرز این کار رو بدونیم.باید بدونیم کجا باید توقف کنیم و درک و شعور خواننده کجا دیگه به ما اجازه پیشروی نمی ده.اون نقطه رو اگه نشناسیم ذهن خواننده بقیه نوشته ما رو رد می کنه.روی قبلیا هم تاثیر منفی می ذاره.باید روی شخصیت ها مسلط باشیم.روی نقاط ضعفشون.روی ویژگی های مهمشون.شما این تسلط رو دارین.خیلی خوب ازش استفاده کردین.فقط یه حالتی در پستتون وجود داشت که هنوز آزار دهنده نیست.ولی اگه کنترلش نکنین و بیشتر بشه می تونه آزار دهنده بشه.کمی از این شاخه به اون شاخه پریدین.دلیلش این بود که می خواستین از همه ( یا بیشتر) سوژه های اطرافتون استفاده کنین.شاید اگه روی دو تا از این شخصیت ها تمرکز می کردین نتیجه بهتر می شد.مثلا نقش آلیس و ماهیتابه شو کمی بیشتر می کردین.همونطور که گفتم این مورد هنوز به حدی نرسیده که یه نکته منفی در نظر گرفته بشه.ولی مواظب باشین در نوشته های بعدیتون تمرکز خواننده رو به هم نزنه.نکته های طنز شما جای تفکر دارن! برای همین خواننده هاتون به فرصتی برای خندیدن احتیاج دارن.این فرصت رو به خواننده بدین و همه گالیون هاتون(سوژه های طنز تون) رو یه جا خرج نکنین.اونقدر خوب هستن که لازم باشه کمی خساست به خرج بدین.
شکلک هاتون همه به جا و خیلی مناسب بودن...بجز شکلک ترس که خیلی به ندرت ممکنه شرایطی ایجاد بشه که این شکلک به دامبلدور بیاد.دامبلدور اصولا شخصیت بی خیالی بود.حتی لحظه مرگشم نزدیک بود درباره آب نبات های برتی بات سخنرانی کنه.
محفلی که ترسیم کرده بودین طنز آمیز ولی منطقی و متعادل بود.اینم مهارتیه که با توجه به مرگخوار بودن شما یه امتیاز مثبت براتون محسوب می شه.شما تواناییشو دارین که بدون نابود کردن شخصیت مقابل سوژه های مورد نیازتون رو ازش بیرون بکشین و شخصیت سالم و سرحال سر جاش باقی بمونه.از نقش و شخصیت هری که هیچوقت نقش پررنگی در ایفای نقش نداشته خیلی خوب استفاده کردین.
ساده، بی تکلف و بدون درگیر شدن در قید و بند ها نوشتین.بعد از خوندن بعضی از پست ها آدم احساس می کنه نویسنده پستش رو به زور داخل یه چارچوب و قالب فرو کرده. نوشته شما این حالت رو نداشت.شخصیت های شما صرفا برای این که کاری انجام داده باشن، کاری انجام نمی دادن! حرکات و حالت هاشون برای متعادل کردن دیالوگ ها و توصیف ها نبود.این سادگی رو حفط کنین.
پست شما اصلا طولانی نبود.گذشته از اینکه طولش زیاد نبود، منظور از پست طولانی پستیه که بی دلیل طولانی بشه.خواننده رو خسته کنه.هیچکدوم از قسمت های پست شما این حالت رو نداشت.اینکه گفتم روی بعضی از شخصیت ها بیشتر تمرکز می کردین معنیش این بود که یکی رو حذف می کردین و درباره بعدی بیشتر می نوشتین.یعنی طول پست بازم باید در همین حد می موند.هیچوقت خودتونو مجبور به سانسور نکنین...ممکنه پستتون ناقص و مبهم به نظر برسه در حالی که خودتون متوجه این موضوع نیستین.چون شما سوژه و ماجرا رو بطور کامل و نه سانسور شده در ذهنتون دارین.
خیلی بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج



) به سمت پنجره چهارنعل رفت
مانند به دو جنازه نگاه می کرد،
بله همیجاست تو آستینم...نه چیزه من هول کردم در محضر شما...