- ما در این لحظه به این نیاز داریم که بفهمیم دقیقا چه اتفاقی افتاده! هوشتون رو به کار بندازین! بیاین مرحله به مرحله جلو بریم. چی دستگیرتون میشه؟

رز بعنوان شروع کننده ی مرحله فریاد میزنه: من مطمئنم موی سفید و البته متعلق به دامبلدورو کش رفتم!
الا دستی به چونه ش میکشه و میگه: ولی مدل موهای لرد دخترونه و به رنگ مشکی بود!

دافنه از شدت شوق و ذوق کشفی که کرده مقادیری دود به هوا میفرسته و میگه:
- اما سارا زیرلب گفت که کاش میتونست ریش دامبلو واسه خودش نگه داره.

باری با تعجب شروع به خاروندن سرش میکنه.
- پس چرا من نشنیدم؟ من تمام مدت نزدیکش بودم!
مندی همینطور که در حال پراکنده کردن دوداییه که از دهن دافنه خارج شده جواب میده:
- اینم از مزایای خون آشام بودنه که هرکسی ازش بهره مند نیست!

باری با شدت بیشتری خاروندنو ادامه میده و میگه:
- اما دافنه که خون آشام نیست که اینو شنیده باشه! تو خون آشامی!

دافنه آروم تو گوش باری زمزمه میکنه: هیس! همه چیو که نباید لو داد! خب نشستم پستای قبلی رو خوندم که فهمیدم این اتفاق افتاده دیگه!
- اما تو که نویسنده نیستی! تو کاراکتری بازیچه تو دستای نویسنده هستی! این نویسنده س که پستای قبلی رو خونده نه دافنه! چرا متوجه نیستین دارین پیچونده میشین؟

آشا که از این همه بحث بیهوده کلافه شده با جیغ بنفشی همه رو ساکت میکنه.
- باااااریییی! اینا مهم نیست! اینا جزئیاته! واسه طولانی شدن پسته.
مهم اینه که سارا گفته بود که مشکل لرد با ریش دشمن لرد حل میشه اما الان کله ی مبارک لرد "سارا کلن"ـی شده. الان فهمیدیم ریش دامبلدور دست سارائه! یعنی فقط باید دنبال سارا بریم و با یه تیر دوتا نشونو بزنیم. نه اینکه هم دنبال ریش بریم هم دنبال سارا. فهمیدین چی گفتم؟؟؟ 
- خب اینو که از اولم میدونستیم.

متاسفانه قبل از مشخص شدن هویت گوینده ی این دیالوگ، سرش کنده و به کیلومترها آن طرف تر پرتاب میشه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


در آمدند.

و با ترس و لرز به کفش های تن تاک بنفشش زل زده بود و ادامه داد:
به سارا زل زدند.




به باری و بعد به بلا خیره شدن، ولی بعد لامپی بالای سر همه شون روشن شد و همگی به صورت
به بلا زل زدن!




تدی اینجا چیکار میکنه؟!
] ادامه میده:
