- ارباب، فکر نمی کنید اگه محفلی ها رو با خودتون ببرید، جدا از اینکه پای محفلی ها وسط سوژه باز می شه و اونا عناصرشون رو شناسایی می کنن و میان دنبالشون و آبروی شما میره، به یاران خودتون هم توهین می کنید و در برابر کل دنیا اونا رو بی لیاقت جلوه می دین؟!
- ساکت شو بلاتریکس، تو به چه حقی از ایده های ما کپی برداری می کنی؟ کروشیو! اگه جرئت داری یک بار دیگه ذهن ما رو بخون تا بدم نجینی ازت به عنوان یه وعده غذایی استفاده کنه!
بلاتریکس با اینکه از درد طلسم اربابش به خود می پیچید، ولی زیر لب با زمزمه ی شعر " اگر با من نبودش هیچ میلی/ چرا کروشیو بر من زد ارباب" نگاه های عاشقانه ای به لرد می انداخت. گرچه لرد سیاه از نگاه های بلاتریکس خبردار نشد، ولی بلاتریکس هر لحظه عمق نگاه هایش را بیشتر می کرد تا اینکه در نهایت با رسیدن به نفت، نگاه هایش را تمام کرد!

- ما می خواهیم که نشان دهیم اهمیت یارانمان برای ما چقدر است، با اینکه کلا کسی بجز خودمان مهم نیست، ولی در هر صورت برای اینکه افراد بیشتری جذب قدرت و ابهت بی انتهای ما بشن، این منت رو بر شما می ذاریم! مرلین و سورس حاضر بشید برای رفتن. بلاتریکس، اگه بتونی اون جنگل بالای سرت رو سر و سامون بدی و طرح اصلاح سازی جنگل ها رو بر روش پیاده کنی، میتونی بیای.
- فییییسسس، فیییییییسس، فیسسسسسس ( ترجمه: پس من چی پدر؟)
- فیییییییییسسسسسسسسسسسسس!!!! فییییییسسسسسس! فیییسس؟ ( ترجمه: تو عزیز دل ما هستی!!!! تو هم با ما میای دخترم! مگه می شه بدون تو جایی بریم؟)
نجینی لبخند رضایت بخشی ( = مخوفی) میزنه و با فس فس آهسته ای، از پدرش تشکر می کنه. لرد رو به لینی و رز می کنه و میگه:
- نجینی هم با ما میاد، مقدمات سفر پرنسس ارباب رو فراهم کنید.
رز و لینی تعظیم کنان پیش نجینی میرن و در حالیکه تشریفات سلطنتی حمل نجینی رو انجام میدن، میرن تا نجینی رو برای سفر آماده و احتمالا، نقشه ای شوم رو اجرا کنن.
لرد بعد از بدرقه ی نجینی، رو به مرلین و مروگانا کرد و گفت:
- متن سخنرانی ما چی شد مرلین؟ نمی شه به امون خودت ولت کنیم؟ حتما باید زور بالای سر تو باشه؟ و تو مورگانا، طراحی لباس ما باید طوری باشه که بدن نجینی رو نسوزونه، تمام مدت اون رو روی دوش های مبارکمان حمل خواهیم کرد و اگه بتونی برای نجینی هم لباس مناسبی تهیه کنی، جایزه ی خوبی پیش ما داری!
- چه جایزه ای ارباب؟
- هدیه ای که این ماه به ارباب میدی بابت تشکر از زحماتش، دو برابر میشه و این میتونه تشکری هر چند کوچک از زحمات ما بشه!
مورگانا:
-
مرگخواران:
-

اتاق نجینی:
- رز حواست باشه که چمدون رو به اندازه ی کافی بزرگ کنی که جفتمون توش جا بشیم و چند تا خوراکی بذاری که از گشنگی نمیریم. ما باید بریم اونجا، حتی اگه ارباب نگه و یادت باشه، به هیچ کس هیچی نگی، چون اونا هم به روش ها مختلف پا میشن و میان!
- باشه لن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










(6.16 KB)
