مرگخوارا روحی رو دستگیر کردن و باید اونو شکنجه کنن. ولی شکنجه کردن روح کار ساده ای نیست! تصمیم می گیرن روح رو به نوبت وارد بدن مرگخوارا بکنن و به تناسب شخصیتی که روح توشه شکنجه اش بدن.
روح اول وارد بدن دلفی می شه. بعد لرد سیاه و بعد رودولف رو تسخیر می کنه. بعد از شکنجه رودولف،وارد بدن نجینی می شه.
بعد از نجینی نوبت بلاست...
مرگخوارا با پخش فیلم هری پاتر دارن بلاتریکس رو شکنجه می کنن!
.................
-من اصلا از فیلم خوشم نمیاد! هرگز نیومده و هرگز نخواهد اومد! اون لعنتی رو متوقف کنین!
دست کسی به طرف دستگاه مشنگی نرفت...و فیلم ادامه پیدا کرد.
بلاتریکس اخم هایش را در هم کشیده بود و گهگاهی زیر چشمی نگاهی به صفحه تلویزیون می انداخت.
-مرد...خوب شد...حقش بود...ایول...این خائنه؟...ای بابا...فرار کردن که...چی شد؟...ارباب سوروس رو کشت! دلم خنک شد. خائن چرب! از اولم مشخص بود...ار...ار...
سوزن بلا گیر کرده بود و در این گیر کردگی کاملا حق با بلا بود. برای این که لرد سیاه، جلوی چشمش از یک کله زخمی بی استعداد بی اصل و نسب بی تجربه بی هیچی شکست خورده و تبدیل به چیزی شبیه خاکستر شده بود.
-ار...بابو...باد...برد!
شکنجه بلا به اوجش رسید...و روح طاقت این همه درد را نداشت!
غر زنان دهان بلاتریکس را باز کرد و از آنجا به بیرون جهید و با چشمان هراسان دنبال مقصد بعدی اش گشت!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

صحنه رو داشتین؟ گفتین کارگردانش کیه؟
اون توی عمرش جز ملاقه چیزی دست گرفته آخه؟!
گفتین کارگردانش کی بود؟!









پَسَم انداخت...

بيا بريم ادامه اون مستند...

