جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

4 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
3 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] قلم‌پر تندنویس

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1397 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
درسته که این سایت تفریحیه اما آیا تفریحات بهتری وجود ندارن که باعث رشد و ترقی من توی دنیای واقعی بشن. مثلا سفر کردن ، کتاب خوندن ، موسیقی و...



دارین عزیزم،

نمیدونم چند سال سن داری، اما اونجوری که گفتی به کنکور داری نزدیک میشی ، حدس میزنم که دبیرستانی هستی. الان و این سن وقت پرسیدن این سوال ها نیست که، خیلی زوده به معنای زندگی فکر کنی. الان فقط وقت لذت بردنه.

شغل اصلی من نوشتن هست. توضیحات بیشتر نمیدم چون شخصا دوست ندارم زندگی شخصیم رو زیاد مطرح کنم تو محیط اینترنتی، اما فقط در این حد میگم که کار اصلی من نوشتن هست. جادوگران هم علاوه بر اینکه خاطرات خوبی رو واسم زنده میکنه، موقعیت این رو بهم میده که بتونم بیشتر و متفاوت تر از کار اصلیم بنویسم. من شخصا نوشتن رو دوست دارم، روحیه ام رو خوب میکنه و وقتی پست های خودم رو میخونم ( کیفیتش پایین یا بالا ، با سطح کیفی پست ها کاری ندارم) واقعا شاد میشم.

اتفاقا این که شما میگی همه انسان ها به سمت مرگ دارن پیش میرن دلیل اصلی این هست که هرکی هرجور که میتونه لذت ببره. تا کی میخوای کارهایی رو بکنی که به "نفع" آیندت هست؟ سفر بری چون صرفا در آینده بهت کمک میکنه؟ این جمله ات دقیقا بر عکس جمله اوله که میگی مرگ نزدیکه به همه.

یه بالانس باید تشکیل بدی بین کارهایی که برات مفیدن و کارهایی که برای تفریح هستن. زندگی بدون لذت بردن هیچ معنی نداره. این یه دید کاملا مهندسی و ریاضی ماننده به دنیا که همه چیز رو در قالب 2+2 مساوی 4 میبینی. باید این سفر رو برم، فلان کتاب رو بخونم، پیانو یاد بگیرم چون که در آخر جوابش میشه 4 و پیروز میشم. زندگی واقعی اینجوری نیست. از اون طرفم فقط لذت بردن و تفریح بهت ضرر میزنه. تو دوران جوونی هم باید لذت ببری و هم درس بخونی یا کار کنی. هر جفتش مهمه و هر جفتش باید انجام بشه.

بهت پیشنهاد میکنم ، داستان کوتاه "Death of Ivan Ilych" رو از تولستوی بخونی. دقیقا همین موضوعاتی که مطرح کردی ، تو این رمان کوچیک مطرح شده و بررسی شده. عنوان فارسیش رو نمیدونم و شاید اصلا به فارسی ترجمه نشده باشه. در هر صورت ولی اگر به این موضوعات فکر میکنی، این داستان رو حتما بخون.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1397 17:33
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

دارین ماردن نوشته:
قصد توهین ندارم ، ولی هر کی ندونسته این پستت رو بخونه آلبوس ، یک لحظه به عقل خودش شک می کنه که نکنه هاگوارتز واقعا وجود داره؟ البته از این حرف ها و پست ها توی سایت خیلی زیاده و نود درصد بچه ها اگه بخوان چیزی درباره ی سایت یا اعضاش بگن مثل شما ازش حرف می زنن.



می دونین ، هممون دیوونه ایم.
من تا حالا چند تا مصاحبه رو خوندم و برام خیلی عجیبه که بعضی از اعضا مثل پیوز ، لینی وارنر ، آرنولد پفکی و... بعد از این همه سال فعالیت هنوز هم توی سایت هستن. از دوران دبیرستان با سایت آشنا می شن و انگار دیگه نمی خوان و نمی تونن از این دنیای خیالی دل بکنن یا ولش کنن.

ما لحظه به لحظه به سمت مرگ حرکت می کنیم و داریم فرصت کممون برای زندگی دنیایی رو توی این سایت به فنا می دیم. من خودمم که دارم این حرفا رو می زنم جز این دسته هستم و گاهی اوقات از خودم می پرسم : یعنی واقعا کاری مهم تر از جادوگران وجود نداره که بخوام انجامش بدم؟

خیلی هامون فقط یکی دو سال با کنکور فاصله داریم. حتی بعضی ها زن و بچه هم دارن ولی هنوز تو جادوگران فعالیت می کنن! و جالب اینجاست که هیچکدومشون هم از این همه زمانی که برای جادوگران گذاشتن پشیمون نیستن و اون رو از دست رفته نمی دونن. همه یکجوری از اینجا حرف می زنن که انگار واقعا داخلش زندگی می کنن! دوست پیدا می کنن ، مهارت ها اجتماعی یاد می گیرن ، عشقو تجربه می کنن...؟!

گاهی اوقات از خودم می پرسم : الآن من این رولو ارسال کردم. خب ، چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
جواب : شخصیت ایفاییم بیشتر جا افتاد.
سوال : که چی بشه؟ از این جا انداختن شخصیت چه سودی به من می رسه؟ مشکلات زندگیم حل می شن؟ اصلا چرا باید یک شخصیت خیالی رو توی این سایت خیالی جا بندازم؟ شخصیت واقعیم پس چی؟ آیا با این شخصیت خیالی ضعف های شخصیت واقعیم پوشیده و حل می شن؟ تازه ، شخصیتی رو که دارم جا می ندازم و رولی که می نویسم یک داستان معنا گرا که به کار چند نفر دیگه هم بیاد و چند نفر ازش درس بگیرن. دارم شخصیتی رو جا می ندازم و رولی رو می نویسم که به هیچ کس هیج سود و ضرری نمی رسونه.
درسته که این سایت تفریحیه اما آیا تفریحات بهتری وجود ندارن که باعث رشد و ترقی من توی دنیای واقعی بشن. مثلا سفر کردن ، کتاب خوندن ، موسیقی و...

پس این وسط این سوال پیش میاد که اصلا چرا ما اینجا هستیم؟ چرا توی سایت جادوگران فعالیت می کنیم؟ دلیلش اینه : ما به این سایت اومدیم چون دوست داریم هاگوارتز واقعی باشه. دوست داریم توی هاگوارتز درس بخونیم و با زندگی شگفت انگیز و جادویی آزادی که خانوم رولینگ به نمایش گذاشت سر و کار داشته باشیم نه دنیای واقعی که محدودیت هایی داره و در اون جادوی کتاب هری پاتر نیست که مثلا زمان برگردان داشته باشه. با اینکه خودمون هم می دونیم هری پاتر فقط فقط یک داستانه اما تخیلمون و اون نیاز هاگوارتزی ای که داریم ما رو به اینجا می کشه. هممون انقدر تخیلی شدیم که داریم از زندگی واقعی به زندگی خیالی سایت جادوگران پناه می بریم و لحظه لحظه هامون رو برای چهار تا رولی که به هیچ جا هم نمی رسه از دست می دیم.



باشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1397 16:43
نمایش جزئیات
آفلاین
قصد توهین ندارم ، ولی هر کی ندونسته این پستت رو بخونه آلبوس ، یک لحظه به عقل خودش شک می کنه که نکنه هاگوارتز واقعا وجود داره؟ البته از این حرف ها و پست ها توی سایت خیلی زیاده و نود درصد بچه ها اگه بخوان چیزی درباره ی سایت یا اعضاش بگن مثل شما ازش حرف می زنن.



می دونین ، هممون دیوونه ایم.
من تا حالا چند تا مصاحبه رو خوندم و برام خیلی عجیبه که بعضی از اعضا مثل پیوز ، لینی وارنر ، آرنولد پفکی و... بعد از این همه سال فعالیت هنوز هم توی سایت هستن. از دوران دبیرستان با سایت آشنا می شن و انگار دیگه نمی خوان و نمی تونن از این دنیای خیالی دل بکنن یا ولش کنن.

ما لحظه به لحظه به سمت مرگ حرکت می کنیم و داریم فرصت کممون برای زندگی دنیایی رو توی این سایت به فنا می دیم. من خودمم که دارم این حرفا رو می زنم جز این دسته هستم و گاهی اوقات از خودم می پرسم : یعنی واقعا کاری مهم تر از جادوگران وجود نداره که بخوام انجامش بدم؟

خیلی هامون فقط یکی دو سال با کنکور فاصله داریم. حتی بعضی ها زن و بچه هم دارن ولی هنوز تو جادوگران فعالیت می کنن! و جالب اینجاست که هیچکدومشون هم از این همه زمانی که برای جادوگران گذاشتن پشیمون نیستن و اون رو از دست رفته نمی دونن. همه یکجوری از اینجا حرف می زنن که انگار واقعا داخلش زندگی می کنن! دوست پیدا می کنن ، مهارت ها اجتماعی یاد می گیرن ، عشقو تجربه می کنن...؟!

گاهی اوقات از خودم می پرسم : الآن من این رولو ارسال کردم. خب ، چی شد؟ چه اتفاقی افتاد؟
جواب : شخصیت ایفاییم بیشتر جا افتاد.
سوال : که چی بشه؟ از این جا انداختن شخصیت چه سودی به من می رسه؟ مشکلات زندگیم حل می شن؟ اصلا چرا باید یک شخصیت خیالی رو توی این سایت خیالی جا بندازم؟ شخصیت واقعیم پس چی؟ آیا با این شخصیت خیالی ضعف های شخصیت واقعیم پوشیده و حل می شن؟ تازه ، شخصیتی رو که دارم جا می ندازم و رولی که می نویسم یک داستان معنا گرا که به کار چند نفر دیگه هم بیاد و چند نفر ازش درس بگیرن. دارم شخصیتی رو جا می ندازم و رولی رو می نویسم که به هیچ کس هیج سود و ضرری نمی رسونه.
درسته که این سایت تفریحیه اما آیا تفریحات بهتری وجود ندارن که باعث رشد و ترقی من توی دنیای واقعی بشن. مثلا سفر کردن ، کتاب خوندن ، موسیقی و...

پس این وسط این سوال پیش میاد که اصلا چرا ما اینجا هستیم؟ چرا توی سایت جادوگران فعالیت می کنیم؟ دلیلش اینه : ما به این سایت اومدیم چون دوست داریم هاگوارتز واقعی باشه. دوست داریم توی هاگوارتز درس بخونیم و با زندگی شگفت انگیز و جادویی آزادی که خانوم رولینگ به نمایش گذاشت سر و کار داشته باشیم نه دنیای واقعی که محدودیت هایی داره و در اون جادوی کتاب هری پاتر نیست که مثلا زمان برگردان داشته باشه. با اینکه خودمون هم می دونیم هری پاتر فقط فقط یک داستانه اما تخیلمون و اون نیاز هاگوارتزی ای که داریم ما رو به اینجا می کشه. هممون انقدر تخیلی شدیم که داریم از زندگی واقعی به زندگی خیالی سایت جادوگران پناه می بریم و لحظه لحظه هامون رو برای چهار تا رولی که به هیچ جا هم نمی رسه از دست می دیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دارین ماردن در 1397/1/14 16:51:12
ویرایش شده توسط دارین ماردن در 1397/1/14 16:55:36
عشق نیروی وحشتناکی است. نیرویی که مثل یک تیر در قلبتان فرو می رود و زهرش آرام آرام همه ی وجودتان را می گیرد.

یک روز چشم هایتان را باز می کنید و می بینید عاشق شده اید. عاشقی که همه ی وجود و هستی اش ، همه ی ذهن و نیرویش همه ی آرمان ها و همه ی زندگی و دنیایش در چنگال معشوقی گرفتار شده.
وقتی به خود می آیید که می بینید تبدیل عروسک خیمه شب بازی ای شده اید که معشوق نخ هایش را در دست دارد.

خوشحالم که هیچ وقت در این مرداب فرو نرفتم.
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1397 16:35
نمایش جزئیات
آفلاین
پیوز

نقل قول:
فکر میکنم میافتادم ریونکلاو، به شخصیتم بیشتر میخوره ..

تو از ریونی بودن ویژگی تسترال‌خون بودنش رو داری فقط. وگرنه سر همین مصاحبه که دیوانه کردی مارو برادر!
انصافا هیچ بشری تا الان بین مصاحبه‌اش اینقدر از من سوال نپرسیده بود که تو پرسیدی!

نقل قول:
باب بزرگ تو هم همسن منه ها، نهایتا یکسال بزرگتره :دی

دِ ریاضیت هم که ضعیفه آخه!
سه سال بزرگتره ها! یه حساب سرانگشتی بکن.

نقل قول:
با جواب دادن به این سواالت دری وری :دی

بوق بهت بوقی!

نقل قول:
تو از کجا میدونی چه سازی میزنم ؟!؟ سرتو از زندگی من بکش بیرون !!!!

بالاخره ریتایی گفتن.. قلم‌پری گفتن.. مگه کم الکیه؟ (الکی مثلا در شبکه‌ی اینستاگرام نامی فالوت نمی‌کنم )
اتفاقا اول نوشتم هارمونیکا... بعد چون هیچ‌گونه اطلاعاتی در این زمینه نداشتم و نمی‌دونستم چه تفاوتی با هم دارن، پاکش کردم و نوشتم ساز دهنی. فکر کردم هارمونیکا زیر شاخه‌ای از سازهای دهنیه شاید.

نقل قول:
از بچه های سایت احتماال خودت (ریتا)

اولا مصاحبه‌ی من مصاحبه‌ی پر طرفداری نخواهد بود. در ثانی.. کسی نیست که با من مصاحبه کنه. ثالثاً.. کسی هم باشه، من اهل مصاحبه کردن نیستم! برو این دام بر مرغی دگر نِه!
با رزات هافل هم مصاحبه شده قبلا.

نقل قول:
من وقتی ازم دعوت کردی، گفتم کسی منو نمیشناسه، کم سوال میپرسن مصاحبه راحتیه ...
خسته نشدم! سرویس شدم !!!

همین که من بشناسم برای ۹۰-۹۵ سوال کفایت می‌کنه!
تو آخه یه دور هم فایلت پرید، وگرنه اینقدر‌ها هم درد نداشت!

آلبوس

نقل قول:
شدیدا مخالفم که بعضی ها فکر میکنن یه سری ساختار باید حتما مثل کتاب باشه. این در حالی هست که خیلی از افرادی که خودشون این ایراد رو از هرمیون ورژن من گرفتن، مثل ریتا، خودشون از شخصیت هاشون خیلی افراد بهتری هستن. ریتا یه موجود واقعا کثیفی بود تو کتاب ها که شخصا دوست نداشتم لحظه ای در کنارش باشم ولی ریتای این سایت فردی بسیار مهربون و خوش اخلاقه که از حرف زدن باهاش لذت میبرم. 

من هم موافق اینکه شخصیت‌ها کپی صرفی باشن از کتاب نیستم. ولی وقتی شخصیتی چارچوب داره نمیشه چارچوبش رو شکست و بر خلاف اون عمل کرد. میشه باهاش بازی کرد یا با دست کمی هلش داد و شکلش رو عوض کرد، ولی نمیشه ندیده‌ش گرفت. البته این نظر شخصی منه و ممکنه یه نفر بگه داری چرت میگی که من هم در جوابش می‌گم فرمایش شما متین.
در مورد من هم لطف داری. اینطورها هم نیست خیلی. متاسفانه سه-چهار نفری هستن که اون روی ریتای من رو دید‌ه باشن! و خب، شاید چون آدم یک روئی‌ام نمی‌تونم ناراحتیم از کسی رو به خودش بروز ندم.
در هر حال.. بالاخره هیچکس قدیسه نیست. من هم ضعف‌های خودم رو دارم. :)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1397/1/14 17:00:40
تصویر تغییر اندازه داده شده

Only Raven
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: سه‌شنبه 14 فروردین 1397 02:10
نمایش جزئیات
آفلاین
هرکی میشینه رو این صندلی امیدی به زنده موندن من نداره و همه فک میکنن به زودی دامبلدور میمیره. نکنه تو گروه های خصوصی نقشه ریختین و وقتی خوابم میخواین بیایین ریش هام رو مسموم کنید؟

دامبلدور هست و زنده است. واسه اینکه دامبلدور یه ایده ست، شخصیت و یه فرد خاص نیست. تا وقتی که حتی یه نفر با عشق جادوگران رو باز میکنه و به پست های اخیر نگاه میکنه، تا وقتی که دوستی و رفاقت بین اعضا وجود داره، دامبلدور تو دل همتون زنده میمونه ، نگرانش نباشید.


---
این دفعه هم مثل مصاحبه های قبلی همش رو نخوندم، همون مصاحبه ای که 9 سال پیش ازت خونده بودم واسم کافیه.
اما جدی، همیشه و حتی اون قدیم ها که تازه عضو سایت شده باشی مشخص بود که عضو سر حال و با مرامی هستی. پیش دوستات موندی، پشتشون وایستادی و هر چی رو شروع کردی هم خیلی قدرتمند ظاهر شدی. از اوباش هاگزمید گرفته تا خود هافلپاف و هاگوارتز که به قول خودت دانش آموز نمونه بودی اکثرا.
قدیم شاید درگیری هایی داشتیم با هم، خیلی وقت ها با کل هافلپاف درگیر بودیم. جالبه بدونی که این درگیری از دوره قبل شما با "زاخی" و "سرژ" هم در جریان بود. کلا اعضای گروه هافلپاف همیشه خیلی با روحیه حاضر میشن تو جادوگران و هیچوقت کم نمیارن که این یه نشونه خیلی خوبی هست و این پشن (Passion) واقعا همیشه ستودنی بوده.
یادش به خیر هم من ، هم آرش چقد (مخصوصا با دنیس) تو هاگوارتز درگیر شدیم. همیشه دفتر مدیریت هاگوارتز حضور داشت و مراقب بود ما از حد خارج نشیم ( که شاید خیلی وقت ها میشدیم). در کل ولی خارج این بحث ها ، همیشه دوستان و رفیق های خوبی از هافلپاف پیدا کردم. میگم چون معمولا اعضای با معرفت و سر حالی داره و از باهاشون حرف زدن و بودن آدم لذت میبره. "درک" که یکی از بهترین نویسنده های جادوگران و هافلپاف بود مثلا. خودت و بقیه، حتی نسل قبلیتون که الان اکثرشون دوستای خوبم هستن. آلبوس سوروس پاتر هم که جز بهترین دوست های جادوگرانیم بود که واقعا خاطرات خوبی از فعالیت باهاش تو محفل دارم.

در کل خوشحالم که به سایت برگشتی. سعی کن بمون و فعالیت کنی و بنویسی. پست هات یه طنز خاصی دارن و من شخصا خیلی لذت میبرم از خوندشون.

---
در مورد هری پاتر و سایت و مقایسه ای که کردی هم بسیار موافقم. شدیدا مخالفم که بعضی ها فکر میکنن یه سری ساختار باید حتما مثل کتاب باشه. این در حالی هست که خیلی از افرادی که خودشون این ایراد رو از هرمیون ورژن من گرفتن، مثل ریتا، خودشون از شخصیت هاشون خیلی افراد بهتری هستن. ریتا یه موجود واقعا کثیفی بود تو کتاب ها که شخصا دوست نداشتم لحظه ای در کنارش باشم ولی ریتای این سایت فردی بسیار مهربون و خوش اخلاقه که از حرف زدن باهاش لذت میبرم.
همیشه هم وقتی سوال در مورد شخصیت سازی میگم که هر کسی باید شخصیت خودش رو بسازه. اگر همه رون ویزلی ها، همه پیوز ها، همه دامبلدور مثل هم باشن که ایفای نقش خیلی خسته کننده میشه. اون حتی یه ذره خاص بودن شخصیت هاست که ایفای نقش رو جذاب میکنه.

در مورد نظارت و مدیریت و این صحبت ها هم، کاملا باهات موافقم. اون موقع ( که نمیدونم کی بوده دقیقا، من بودم تو سایت؟ نبودم؟ ) که نذاشتن تنهایی محفل رو مدیریت کنی واقعا کار اشتباهی بوده. من شخصا دوست دارم که چند تا شخصیت جدید بیان محفل رو مدیریت کنن. انصافا همگی خسته نشدین که دامبلدور و ولدمورت جلوی هم قرار بگیرن؟ خودم ترجیح میدم مدیرهای جبهه ها عوض شه و منظورم این نیست که شخصیت ها عوض شن. ولدمورت فعلی رو من نمیتونم حتی تصور کنم کی میتونه جایگزین کنه. این باعث میشه سوژه های خیلی زیادی وارد ایفای نقش بشه و شاید نحوه نوشتن ها هم تغییر کنه.



هم از ریتا و هم از پیوز بابت این مصاحبه تشکر میکنم، جفتتون زحمت کشیدین و وقت گذاشتین. خسته نباشید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 12 فروردین 1397 00:48
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام ...

ببخشید اگه یه ذره دیر شد ...

خیلی سوال پرسیده بود ... خیلی سوال پرسیده بود ... خییییلی سوال پرسیده بود!! (با لحن جیگر بخونید!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

پیوند فایل:


zip اندازه فایل: 1,243.88 KB; بازدیدها: 23
ویرایش شده توسط پیوز در 1397/1/12 1:00:46
ویرایش شده توسط پیوز در 1397/1/12 1:01:46
ویرایش شده توسط پیوز در 1397/1/12 1:02:37
ویرایش شده توسط پیوز در 1397/1/12 2:44:14
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 12 فروردین 1397 00:34
نمایش جزئیات
آفلاین
خب...
قبل از اینکه پیوز فایل مصاحبه رو آپلود کنه، به پیشنهاد خودش خلاصه‌ای از مصاحبه‌ی قبلش رو براتون قرار میدم.

Things we already know about Peeves:

۱. سال چهارم یا پنجم دبستان، توسط دوستش با هری پاتر آشنا شده.
۲. اشتباهی به جای اینکه کتاب یک رو بخره و شروع کنه به خوندن، کتاب پنجم رو میخره. بعدا دوستش متنبهش میکنه.
۳. قبل از پیوز، دوتا شناسه‌ی دیگه هم داشته که تا به حال نام نبرده ازشون. یک بار هم مورفین گانت بوده (قبل از مورفین فعلی)، اما نتونسته در اسلی دووم بیاره.
۴. در اولین نظارتش، ناظر هافلپاف شده.
۵. مدتی ناظر محفل بوده، اما به دلیل مسائلی که وجود داشته مجبور به کناره‌گیری شده.
۶. تا زمان مصاحبه‌ی قبلی‌اش یک بار کاندیدای وزارت شده و بعد به نفع عمه مارچ کنار کشیده. بعدترشم من در جریان نیستم دیگه!
۷. روی تلفظ پیوز حساسه. درست بگین دیگه! دهه!

همین دیگه. منتظر بمونید تا مصاحبه‌ی اصلی رو بذاره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

Only Raven
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 18:08
نمایش جزئیات
آفلاین
فرض کنین من الآن دارم با زبون برعکس حرف میزنم. فرض کنین...

سلام فیوز!
دوتا سؤال ازت دارم.

اولیش...
راستش من نمی‌شناسمت. ولی یه چیزی که در مورد ۹۹ درصد آدما صدق می‌کنه اینه که نمی‌تونن با نسل بعد از خودشون ارتباط خوبی داشته باشن. خیلی کم پیش میاد که آدمای جدید به دلشون بشینن.
آدما اکثرا با هم‌نسلا و قدیمی‌تر از خودشون می‌تونن ارتباط خوبی برقرار کنن.
چرا واقعاً؟

دومیش...
رابطه‌ت با دنیای حال حاضر چجوریه؟
با ۱۰-۲۰ سال پیش مقایسه‌ش کن. از لحاظ سبک زندگی، اخلاق آدما، تیپ‌شون، دغدغه‌ها، طرز فکر، تقابل سادگی و پیچیدگی، از هر لحاظی که به ذهنت میاد.
الآن بهتره یا قبلاً؟ از چه لحاظی؟ و چرا؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 2 فروردین 1397 20:17
نمایش جزئیات
آفلاین
عـــــــه! بابا بزرگ!

یه سوالی که مدتها ذهنمو به خودش مشغول کرده، اینه که... 1) اونایی که عکس پروفایلشون تو امضاتونه، کیا هستن؟ لینک شناسه شونو دارین بریم زیرابشونو بزنیم؟

2) چرا هرکی به یه جبهه می پیونده فعالیتش کم میشه؟ نمونش گویل! قبل از مرگخوار شدنش تو تازه ترین پیامهای انجمنها میشد اسم گویل رو دید! ولی درست بعد از تایید شدنش غیبش زد! دلیل خاصی داره؟

3) همیشه روی علاقه تون به هافلپاف تاکید کردین، ناظر هم که هستین... اگه یه روز دسترسیتون به هافلپاف از بین بره چیکار میکنید؟
اگه مجبور باشین بین رفتن به یه گروه دیگه و بی گروه موندن، یکی رو انتخاب کنید، انتخاب شما کدومه؟

میام بازم احتمالا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 2 فروردین 1397 20:16
نمایش جزئیات
آفلاین

بابابزرگ مشهور! سلام!
اول از همه، که ایده بابا بزرگیتونو از کجا آوردید؟ یعنی قبلا که بودید بابابزرگ نبودید؛ اینبار شدید؟

یه سوال دیگه؟ چرا همه جا نقش ریش سفیدارو اجرا میکنید؟

دلت نمیخواد که کلا یه روز بیخیال تمام جهان، بی منطق بگردی؟ شاید یوقتایی از این کارا هم میکنی؟ هوم؟

راستی از ارث که محروم نشدم؟ (اگه آلزایمر نداری جواب بده)

خیلی بابا بزرگ خوبی هستی برام! فقط خواستم بگم که بدونی...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!