- اممم... من وقتی پیش اربابم کجا میشینم؟

قطرهها میان با سردرگمی نگاهی بین هم رد و بدل کنن که صدای اعتراض لینی به هوا بلند میشه.
- تقلب بی تقلب! هیس باشین و خودتون جواب درستو پیدا کنین.

لینی ضمن گفتن این حرف برگههایی رو بین قطرهها پخش میکنه و قلم پرای مینیاتوریای تو دستشون قرار میده. به محض اینکه آخرین برگه رو دست آخرین قطره میده، اولین قطره صداش در میاد.
- من نوشتم.

به دنبال اولین قطره، یکی یکی سایر قطرهها هم برگههاشونو تحویل میدن و لینی مشغول بررسی جوابا میشه.
- از رو شونههای ارباب! اولین قطره درست نوشته! ... دومی هم درست... سومی درست... پس چرا همهتون درست نوشتین؟ مگه نگفتم تقلب نکنین؟

یکی از قطرهها اشارهای به پروفایل لینی میکنه.
- تقلب نکردیم، ولی جواب از تو پروفایلت داشت برامون دست تکون میداد خب!

لینی با ناخوشنودی دکمهی پنهان کردن مشخصات پروفایلشو فشار میده و دوباره مشغول فکر کردن میشه تا اینبار سوال بهتری بپرسه.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





صاحابتو ندیدی؟ 
یهو صدای در شنیدم اینجا قایم شدم. 







